
آنجا كه نوشتنم ببايد نتوانم . .
وقتي آنچه را كه در ضمير ميگذرد نتوان نوشت چه سود بخشد نوشتن چيزي ديگر كه ارتباطي اندك حتي ندارد با آنچه درونت ميجوشد .
آنجاي كه فرع بنشسته يقين اصل معذور است و گر چاره تو را ني به همين ببايدت ساختن كه گفته اند چون ترا مهلت دريا ميسور ني قطره را خداوند قوت دادست كه برابر سيل تشنگيت سد از گل رس سازد .