SahelHa
ساحل ها
August 22، 2006
Aug 21, Melbourne

+ AFP
راه‌هاي توليد ادبيات خلاقه در ايران ...
كشوري كه 20هزار دانشجوي ادبيات فارسي دارد، تيراژ كتاب‌هايش زير دوهزار است؟! در كشوري كه نه‌هزار ناشر داريم، چرا بايد هزارو200 كتابفروشي باشد؛ در حالي كه اين موضوع بايد برعكس شود. وقتي تمام اين راه‌ها براي توليد ادبيات خلاقه بسته است، چگونه ادبيات جدي توليد شود؟
عباس قاسم زاده، نويسنده.
+ چند دهه پيش، دره عميقي ميان ادبيات جدي و عامه‌پسند وجود داشت، ولي امروز مرزها مخدوش شده‌است .

+ داستان‌ها و رمان‌هايي كه در دو دهه اخير نوشته شده، جزو بهترين داستان‌هاي 80 سال اخير ايران‌اند. البته ما هنوز "بوف كور"مان را چاپ نكرده‌ايم و با آن بايد به‌عنوان يك استثنا برخورد كرد و كنارش گذاشت، اما به لحاظ زباني، نويسندگان اين دو دهه قوي‌تر از نويسندگان گذشته‌اند.

+ يكي از مشكلات ما اين است كه نقد در اين كشور مرده است. اگر كسي تاب تحمل عقيده ديگري را ندارد، نبايد سراغ ادبيات داستاني بيايد، نه به عنوان نويسنده و نه به عنوان منتقد؛ زيرا ادبيات جاي سبك‌ها و صداهاي متنوع است.

+ ادبيات عامه‌پسند كه در كودكي ما وجود داشت، كم‌تر به مطبوعات جدي راه مي‌يافت و حتا ناشري كه ادبيات خلاقه توليد مي‌كرد، سراغ اين كتاب‌ها نمي‌رفت. درواقع اين نوع كتاب‌ها ناشران خاص خود را داشتند، ولي حالا اين‌طور نيست. امروز نه‌هزار ناشر داريم كه براي انتشار كتاب به هر سمت‌وسو مي‌روند و حتي ناشران جدي ما هم به چاپ كتاب‌هاي عامه‌پسند روي مي‌آورند.

+ ادبيات خلاقه راه‌هايي براي ايجاد جاذبه دارد، ولي آن راه‌ها در ايران مسدود است. در كشورهاي ديگر اين راه‌ها در راديووتلويزيون وجود دارند، كه در اين‌جا اين‌گونه نيست. در كشور ما تبليغ كتاب نيست يا در دانشكده‌هاي ما به زحمت پس از حافظ، شاعر و نويسنده‌اي مطرح مي‌شود و اصولا استادان ما ادبيات جديد را نمي‌شناسند. وقتي ادبيات به دست مردم نمي‌رسد، چگونه انتظار داريم كه آن‌ها كتاب بخوانند؟

+ ادبيات معاصر سال‌هاست در دانشگاه‌هاي ما جا ندارد. مجلات ادبي هم تقريبا وجود ندارند، يعني با اين تعداد جمعيت، يك يا دو مجله ادبي، يعني هيچ و صفر.

+ بايد به مخاطب اطلاعات داده شود و روي كتاب تبليغ شود كه اين كار بي‌شك تاثير دارد. چگونه است روي اثري كه تبليغ مي‌كنند، به چاپ دهم يا يازدهم مي‌رسد؟ اين يكي از راه‌هايي است كه مي‌تواند در جذب مخاطب و توليد ادبيات جدي تاثير داشته باشد. روزنامه‌ها مي‌توانند اين كار را انجام دهند، ولي متاسفانه آن‌ها هم پاتوق چند نفر شده است.

+ منبع : ايسنا
Abbas
كار شخصي كه با عشق انجام مي‌گيرد، اهميت دارد نه آنچه كه به‌عنوان وظيفه و مسووليت برعهده‌ي عكاس است. استفاده‌ و كاربري عكس مهم نيست .

عباس عطار ، عكاس آژانس عكاسي مگنوم اينجا بود.
ادبيات دچار ادبار، منيرو رواني پور
منيرو رواني پور :
+ ادبيات داستاني دچار ادبار است؛ادبار سانسور،ادبارتسلط حلال ها و ثواب ها، كاري جز نوشتن نبايد كرد. نوشتن و خواندن تا برهوت سكوت بشكند و افسردگي كه از فضاي ملتهب و بحران زده مي آيد دست از گريبانم بردارد.

+ به حكم سرنوشت آسيايي‌‏ام نصيبم از اين قاره بزرگ، فرهنگ، تاريخ و سنت هاي خاورميانه اي است. در اين ديار به دنيا آمده ام، وارث تاريخي هستم كه ربط چنداني به من ندارد.همين تاريخ و فرهنگ مرا غير خودي كرده است، در ديار خود غريبه ام.

+ همه سرنوشت مرا ،آسياي خاورميانه اي و ايراني بودنم رقم نمي زند .مي توانم هنوز به بالا نگاه كنم و گستره پهناور جهان را ببينم .پس مي نويسم و مي گويم نويسنده مستقل چراغ ها را خاموش نمي كند تا به تاريكي عادت كند.

+ با توجه به شرايط موجود انتشار كتاب در ايران و تعداد بي شماري از آثارم كه هنوز وضعيت شان مشخص نيست بايد افسرده باشم، اما نيستم و همچنان مي نويسم.

+ منبع : ايلنا
بالاترين نشان لياقت ايتاليا براي فريده دامغاني
فريده دامغاني، با ترجمه 120 اثر مهم ادبيات منظوم و منثور ايتاليا به زبان فارسي كسب اين نشان را به خود اختصاص داد.

+ منبع : ايلنا
مشايخي و اركسترسمفونيك درآلمان، استقبال بالا
باورم نميشد که مردم در اين کنسرت چقدر ما را تشويق ميکردند. براى من غيرقابل باور بود، چون فکر نميکردم که موسيقى مدرن و موسيقى اصيل ايرانى تا اين اندازه براى شنوندگان جالب باشد که حتى بلند شوند و اينطور براى ما کف بزنند.
نادر مشايخي بعد از اجراي اركستر سمفونيك تهران در آلمان

+ ارکستر سمفونيک در خارج کشورظاهرا ارکستر ديگرى ميشود. خيلى عالى بود. اين صداى ارکستر را شما در ايران نميشنويد! خود بچه ها هم راضى و خوشحال بودند.

+ متن كامل از : DW
مارك هادون ، نويسنده
+ من كتابي نوشته ام كه فروش زيادي داشته، اين جالب است چرا كه تنها كاري را كه مي خواستم در زندگي ام انجام دهم، انجام داده ام يعني نوشتن يك رمان ادبي موفق. اگر من بدون انجام دادن اين كار به سن 65 سالگي مي رسيدم، فكر مي كنم يك آدم عبوس و تندخو مي شدم كه بايد زندگي اش را در تيمارستان به پايان مي برد! بنابراين هيچ وقت انكار نمي كنم كه اين موفقيت در حكم يك تسكين براي من بوده است.
+ اما اگر موفقيتم به همين يكي خلاصه شود، باز هم وحشتناك است چون من هنوز خودم را به اثبات نرسانده ام. تنها چيزي كه مي خواهم اين است كه كتاب ديگرم كه ماه آينده به چاپ مي رسد سبب شود كه مردم احساس نكنند من نويسنده يك كتاب خوب هستم، بلكه احساس كنند در كل نويسنده خوبي هستم.

مارك هادون، نويسنده رمان مشهور و پرفروش : ماجراي عجيب سگي در شب، كه 10 ميليون نسخه فروش داشته .
+ او مي گويد كه عاشق توجهي كه ناشران سراسر جهان به او نشان داده اند، دعوت به جشنواره هاي ادبي و ظاهر شدن در تلويزيون آمريكا بوده. وقتي ميليونر شده، به سادگي براي همسر و دو پسرش يك خانه بزرگتر در آكسفورد خريده است.
+ هادون از معدود رمان نويساني است كه با يك كتاب، خود را در سطح برترين رمان نويسان بريتانيايي مطرح كرده اند. حالا او روي سراشيبي ايستاده و نمي داند كه مي تواند تمام اينها را دوباره انجام دهد يا نه.
+ هادون مي گويد كه پيش از موفقيتش عادت داشته ادبيات جدي بريتانيا را مثل يك خانه تصور كند كه او در خارج آن مي ايستاده، دماغش را به شيشه آن مي چسبانده و بخار نفسش آن را كدر مي ساخته. كازئو ايشيگورو و يان مك ايوان را در حال نزاع تماشا مي كرده و ژينت وينترسون را در حال انتقاد از آنها.
او به سادگي مي گويد: آن وقتها از اين كه روزي به اين خانه بپيوندم، نااميد بودم.

+ منبع : سپيده جديري، خبرگزاري ميراث فرهنگي
پوستر تئاتر، ابراهيم حقيقي
ابراهيم حقيقي :
متن را در دست مي‌گيرم و گاهي نيزبر سر تمرين‌ها حاضرمي‌شوم. مخصوصا سعي مي‌كنم درتمرين‌هاي نزديك به اجرا كه در آن همه چيز شكل گرفته است حضور پيدا كنم.بعد از ديدن مراحل نهايي تمرين تئاتر، طراحي نهايي را انجام مي‌دهم. به اعتقاد من پوستر تئاتر بايد نمايشگر شيوه نمايش نيز باشد.

+ محتواي متن نمايشنامه و شيوه اجراي آن بايد درون پوستر لحاظ شود.

+ به دليل بضاعت كم تئاتر در ايران كه معمولا بودجه كمي‌برايش گذاشته مي‌شود و يا ممكن است از گيشه درآمد مناسبش حاصل نشود، توان پرداخت دستمزد مناسب به طراح حرفه‌اي وجود ندارد.


+ منبع عكس و خبر : خانه هنرمندان ايران
جايزه كاوه گلستان، بدون مراسم
ليلي گلستان :
+ به دليل عدم دريافت مجوز انتشار كاتالوگ اين مسابقه به پيشنهاد ما مراسم اين مسابقه نيز لغو شد و در شرايط فعلي امكان برگزاري آن وجود ندارد.
+ مسابقه عكاسي مطبوعاتي كاوه گلستان لغو نشده و اسامي‌‌برگزيدگان آن طي اطلاع‌رساني در مطبوعات اعلام خواهد شد. جوايز برگزيدگان نيز براي آنها فرستاده خواهد شد.
+ از طرف برگزار كنندگان جايزه سالانه عكاسي مطبوعاتي كاوه گلستان از تمام عكاسان جواني كه با اميد و آرزو در اين مسابقه شركت كرده‌اند به خصوص عكاسان شهرستاني عذرخواهي مي‌كنم و اميدوارم در سال‌هاي آتي بتوانيم درخدمت آنها باشيم.

+ منبع : فرزانه ابراهيم زاده، خبرگزاري ميراث فرهنگي
+ عكس از : كيان اماني
August 20، 2006
اگر فقط يك هفته...!
+ توضيح: طبق قوانين ، فيلم آفسايد، براي راهيابي به ليست فيلمهايي كه براي جايزه اسكار بررسي ميشوند؛ نياز دارد كه حداقل يك هفته در ايران اكران شود. فقط يك هفته.

مايكل باركر مدير كمپاني سوني پيكچرز كلاسيك ، پخش كنندۀ فيلم آفسايد در آمريكا؛ از مسوولان سينمايي ايران خواست تا فيلم آفسايد را به عنوان نماينده سينماي ايران در بخش خارجي اسكار معرفي كنند.
+ برخوردهاي اشتياق‌آميز تماشاگران در نمايش‌هاي آزمايشي فيلم در آمريكا به ما نويد مي‌دهد كه منتقدان فيلم و مهم‌تر از آن تماشاگران آمريكايي به شدت از اين فيلم استقبال خواهند كرد. وي از برگزيده شدن فيلم آفسايد در چهل و چهارمين دوره جشنواره نيويورك خبر داده و مي‌گويد: اين فيلم چندي ديگر در جشنواره تورنتو نيز به نمايش در مي‌آيد. مدير كمپاني سوني پيكچرز كلاسيك خاطرنشان كرده است: ما به شما اطمينان مي‌دهيم كه فيلم را چه در نمايش عمومي در آمريكا و چه در راه دستيابي به جايزه اسكار حمايت خواهيم كرد.
+ آفسايد برخلاف بسياري از فيلم‌هاي ايراني كه به جنبه‌هاي تاريك شرايط انساني مي‌پردازند، داستان روحيه‌بخشي را بيان مي‌كند.

جعفر پناهي كارگردان فيلم :
+ واقعا مهم نيست كه اين فيلم توسط چه كسي كارگرداني شده است، نكته مهم‌تر اين است كه اين فيلم متعلق به سينماي ايران است و موفقيت آن، موفقيت سينماي ايران به حساب مي‌آيد.

+ هر بار فيلمي از سينماي ايران در عرصه‌هاي بين‌المللي به موفقيت مي‌رسد، سبب مطرح شدن دوباره بدنه سينماي ايران مي‌شود و متعاقب آن، فيلم‌هاي ديگر نيز در جاهاي ديگر راحت‌تر به نمايش در مي‌آيند.

+ ما در مورد اين فيلم‌ها، اغلب يك نكته را فراموش كرده بوديم و آن پخش جهاني فيلم مربوطه است. اگر فيلمي در آمريكا پخش‌كننده نداشته باشد، كمتر ديده مي‌شود و اين مي‌تواند درصد موفقيت فيلم را پايين بياورد.

+ جعفر پناهي سپس در مورد اعضاي 4 هزار نفره آكادمي اسكار عنوان مي‌كند كه حتي اگر اين عده نتوانند فيلم را در سينما ببينند، مي‌توانند آن را در ويدئوهاي خانگي تماشا كنند. وي مي‌افزايد: يك تهيه‌كننده قوي بسته‌اي شامل پوستر، DVD فيلم و سابقه كاري كارگردان را تهيه مي‌كند و آنها را به در خانه داوران مي‌فرستد و آنها فيلم را مي‌بينند. آنها همچنين تبليغاتي انجام مي‌دهند تا فيلم بيشتر به چشم بيايد. خوشبختانه با وجود اينكه كمپاني سوني پيكچرز كلاسيك پخش‌كننده‌اي معتبر در آمريكاست، اين شرايط را براي سينماي ايران به وجود آورده است.

+ سينماي ملي بايد بيشترين اهميت را براي ما داشته باشد و ما بايد ببينيم كه چطور مي‌توانيم از اين موقعيت براي معرفي بيشتر سينماي ايران به جهان استفاده كنيم.

+ يكي از مشكلاتي كه سر راه آفسايد براي نامزد شدن در بخش اسكار بهترين فيلم خارجي وجود دارد، عدم اكران آن در سينماهاي ايران است. پناهي به اين نكته اشاره مي‌كند و مي‌گويد:
+ بعد از پخش يك‌هفته‌اي، همه متوجه خواهند شد كه هيچ اتفاق خاصي نمي‌افتد و فيلم را تا مدتي كه تماشاگران بخواهند مي‌توان نمايش داد.

+ در مورد ساير فيلم‌هاي ايراني كه در آمريكا پخش شده‌اند: اين نكته بسيار مثبت است. در كنار اين قضيه، هيات انتخاب ما بايد به كارشناسي بپردازد كه كدام فيلم نامزد شايسته‌تري براي سينماي ايران است. اما عدم پخش و اكران داخلي يك فيلم، امكان رقابت را از همه فيلم‌ها كه داراي شرايط مناسب هستند مي‌گيرد و نهايتا آكادمي راه را بر انتخاب فيلم‌هاي ايراني مي‌بندد و شرايطي به وجود مي‌آيد كه اعضاي آكادمي از ميان چند فيلمي كه چندان مناسب نباشند مجبور شوند يك فيلم را انتخاب كنند.

+ منبع : روزنا
محمد محمد علي
محمد محمد‌علي، نويسنده :
+ این که می گویند در خانه هر ایرانی همراه قرآن، حافظ و شاهنامه وجود داشته دروغ و ریاکاری بزرگی است؛ اگر هم بوده در حد تفال بوده است و نه خواندن آن. ما اگرحافظ می خواندیم ...

+ منظور این نیست که نباید سیاسی نوشت بلکه مرعوب و خدمتگزار سیاست شدن را باید کنار گذاشت.

+ طلیعه این نوع تفکر که چنانچه یک اثر را خوب و هنرمندانه خلق کنیم تاثیر بیشتری بر مخاطب دارد، در دهه سی شمسی به وجود آمد... که تنها و تنها ادبیات پیراسته و فاخر و ارزشمند واجد ادبیت و تاثیرگذاری و ماندگاری است و نه مشتی شعارپراکنی و تهییج افکار عمومی به قصد ارائه بیانیه و به جوش آوردن مردم. نویسندگان متوجه شدند مادامی که مبنا را بر شورانگیزی بگذارند نا آگاهی و فقدان پختگی فکری و فرهنگی بر جای می ماند ، پس تصمیم گرفتند ادبیات دم دستی و شعاری و نازل را کنار بگذارند و هنری و خوش نقش بنویسند.
+ این تحول کم کم در سینمای ایران نیز پدیدار شد و فیلم هایی مثل گاو، آرامش در حضور دیگران شب قوزی و ... آثاری متفاوت و هنرمندانه لقب گرفتند که البته غیرسیاسی هم نبودند. در واقع قوت آن آثار باعث می شد که اگر مضمونی سیاسی را نیز حمل می کنند با اثرگذاری و مانایی بیشتری در ذهن مخاطب بنشینند.

+ ما بعد از 32 نویسندگانی چون آل احمد و گلستان را داریم که هر دو عضو حزب توده هستند اما آل احمد به گونه ای می نویسد و گلستان به گونه ای دیگر. با این وجود امروز آل احمد را به خاطر نثر مقالاتش تمجید می کنیم و گلستان را به خاطر داستان هایش. آل احمد هرگز داستان نویس خوبی نبوده و اگر نیک بنگریم حتی بخشی از تئوری های اجتماعی و سیاسی اش نیز رنگ باخته و زیر سوال است؛ در حالی که داستان ها و نثر گلستان هیچ وقت از یادمان بیرون نمی رود.

+ پس ادبیات گلستان است که او را ماندگار می کند و نه منش سیاسی اش. به هر شکل ما امروز گلستان را ترجیح می دهیم چرا که معمولا کسی که تفکر سیاسی را ارجح می داند و آن را جلوتر از ادبیات روایت می کند تفکر ادبی را عقب انداخته است؛ دلیل آن این است که به ندرت می توان هم مبارز سیاسی خوبی بود و هم نویسنده ای برجسته. این همزمانی بسیار نادر اتفاق می افتد چون هر یک از آن دو شاخه کاری مجزا و تفکیک شده از یکدیگرند.

+ نویسندگانی که به زبان و ساخت اثر توجه نکرده اند و برای مقاصد روز خود داستان نوشته اند با کسانی که تفکر ادبی را سرلوحه قرار داده اند متفاوت هستند. شما نمی توانید بگوئید ابراهیم گلستان مبارز نبوده است. او در سراسر آثارش به زبان و ساخت آثارش پرداخته اما به رنج و آلام مردم هم توجه داشته است ولی زبان آثارش به دلیل پائین بودن میزان کتابخوان و باسواد در جامعه و آمریت تشکیلات سیاسی نتوانسته مطرح شود ولی با این وجود امروز برای ما مطرح است. بر خلاف او آل احمد ادبیات را در خدمت سیاست می داند. و من جدا از ادبیات، عاشق روش و منش های شجاعانه او هستم.

+ عكس و خبر از: خبرگزاري مهر
از تئاتر امروز ما، ايرج راد
ايرج راد :
+ تئاتر بدون گروه اصلاً معنا ندارد و تا يك گروه منسجم ايجاد نشود، توان و قدرت پيدا نمي‌كند. گروهي كه كارش با مخاطب ارتباط برقرار نكند بايد از رده خارج شود. طبيعتاً تفكر و انديشه سازي تاثيرات خود را به تدريج نشان مي‌دهد و انتظارات مخاطب نيز از هنرمند بيشتر مي‌شود. آن زمان تئاتر معنا و مفهوم واقعي خود را پيدا كرده و اثرات مثبت آموزشي را نشان مي‌داد. در آن ايام نيز محدوديت‌هايي براي اجرا وجود داشت و كار تئاتر هرگز راحت نبود.

+ همه ما دلمان مي‌سوزد و مي‌خواهيم كشورمان را در زمينه مسائل فرهنگي و هنري بارور كنيم. بر مسائل و نيازهاي اجتماعي، افكار و نگاه مردم واقف هستيم. بايد توانايي اثرگذاري داشته باشيم. تئاتر امروز ما اثرگذار نيست، حرفي براي گفتن ندارد و گاه‌گاهي است. اگر جايگاه‌ها معلوم و سياست‌گذاري هدفمند باشد، براي چگونگي سرمايه‌گذاري و حركت برنامه‌ريزي مي‌شود. اميدوارم با توجه مسئولان و دلسوزان مسائل فرهنگي بتوانيم به بي‌سر و ساماني تئاتر سامان داده و آن را نهادينه كنيم، به طوري كه در سبد خانوار قرار گيرد. روزي برسد كه اگر كسي تئاتري را نديد از نديدنش احساس كوچكي كند و تئاتري منزه، در خور، با ارزش و به گستردگي سراسر مملكت داشته باشيم.

+ منبع عكس و خبر : خانه هنرمندان
نويسنده، حتي اگر بنويسد ...
محمدرضا بايرامي ، نويسنده :
+ به‌گواه رمان‌هايي كه نوشته و منتشر مي‌شوند، نويسندگان هيچ دغدغه‌ي اساسي ندارند و به‌نظر مي‌رسد كه يا از حرف زدن مي‌ترسند و يا از نزديك شدن به موضوعي؛ به همين دليل، اغلب آثار نه زمان حال را دارند و نه چهره‌ي واقعي جامعه را نشان مي‌دهند.

+ نويسنده حتي اگر بنويسد، اما جلو چاپ كارش را خيلي چيزها مي‌گيرد. نويسندگان ايراني، بايد ملاحظه‌ي خيلي چيزها را بكنند، چون مسائل ما خيلي خاص است؛ درحالي‌كه در كشورهاي ديگر، چنين نيست. ‌اين‌جا درباره‌ي خيلي از مسائل نمي‌توان نوشت؛ تا مبادا صداي كسي درآيد يا به گروه يا فرد و نهادي بربخورد.

+ وضعيت امروز جامعه‌ي ايراني به‌نوعي پيچيده است. شعر تقريبا مي‌تواند هم‌پاي زمان پيش برود، ولي داستان نمي‌تواند و اگر بتواند هم نمي‌شود. ازسوي ديگر، سيستم فرهنگي ما همچون كشوري مثل تركيه هنوز آن‌قدر دورانديش نشده است كه براي نوشتن سرمايه‌گذاري كند و اصلا تاب خيلي مسائل را هم ندارد.

+ در همه جاي دنيا كشتگان در راه ميهن مقدس‌اند. همين آثار متفاوتي را كه سروصدايي هم ايجاد كردند، كساني نوشتند كه در زماني ديگر به گونه‌اي ديگر مي‌نوشتند؛ زماني كه هنوز جنگ از ما دور نشده بود و برخي اشكال‌ها را نبايد برجسته مي‌كرديم. پس آثار نوشته‌شده به ادبيات تشويقي و تبليغي نزديك مي‌شدند و خالق اين آثار خالق همان آثارند؛ نه تغيير موضع داده‌اند و نه از اعتقادات خود برگشته‌اند. هر دو روي سكه را بايد ديد. ما وقتي مي‌توانيم از اتفاقي مثل جنگ درس بگيريم كه جوانب مثبت و منفي‌اش را توأمان در نظر بگيريم.

+ منبع عكس و خبر: ايسنا
ERAGON
+ من و خانواده‌ام تصميم گرفتيم به دليل مسائل مالي و نيز كنترل بر كتاب خودمان آن را به چاپ برسانيم. همچنين انجام اين پروژه به صورت گروهي توسط خانواده هيجان خاص خود را داشت.
كريستوفر پائوليني، نويسندۀ كتاب " اراگون " يكي از پر خواننده ترين كتابهاي نوجوانان.

+ موفقيت اين ژانر در ميان اقشار مختلف و سنين مختلف يك دليل خاص ندارد؛ بلكه دلايل زيادي در آن دخيل هستند. تصور مي‌كنم كه يكي از مهم‌ترين دلايل آن قدرت تخيل قوي است كه خواننده به آن دست پيدا مي‌كنند و ذهن خود را با خواندن اين داستان‌ها به پرواز درمي‌آورد.

+ از تخيلات لذت مي‌برم؛ زيرا اين كار به من قدرت مي‌دهد تا سرزمين‌هايي را ملاقات كنم و چيزهايي را ببينيم كه هرگز وجود نداشته است. تجربه سرگذشت‌هاي جسورانه و از همه مهم‌تر وجود جادو در جهان از ديگر دلايل علاقه من به داستان‌هاي تخيلي است.

+ سال‌هاي بسياري بود كه تصميم به گفتن داستان از طريق كتاب، فيلم و تئاتر داشتم. در حقيقت اراگون ايده اوليه ساخت يك فيلم بود. من هرگز تصميم نداشتم نويسنده شوم و نوشتن اراگون چالش دروني بود براي نوشتن داستاني كه هرگز قصد چاپ آن را نداشتم. البته وقتي فهميدم كه مي‌توانم نويسنده خوبي شوم، به اين كار ادامه دادم.

+ نويسندگان در هر سني بايد به سه چيز ساده توجه داشته باشند: درباره چيزي بنويسيد كه باعث هيجان شما مي‌شود و شما را به حركت وامي‌دارد، سخت‌كوش و منظم باشيد؛ در غير اين صورت شخص ديگري جاي شما را خواهد گرفت و در آخر متواضع باشيد و از نظرات و انتقادات ديگران استفاده كنيد.
+ منبع : ايسنا
جويس كرول اوتس
جايزه ادبي نشريه شيكاگو تريبون به خاطر يك عمر فعاليت ادبي جويس كرول اوتس، نويسنده آمريكايي و رمان هاي اجتماعي اش به اين نويسنده رسيد.
آن ماري ليپينسكي، سردبير نشريه شيكاگو تريبون در اين باره گفت: انتخاب جويس كرول اوتس براي دريافت اين جايزه، اجتناب ناپذير بود. آثار اين نويسنده ريشه اي عميق در سنتهاي ادبي و روشنفكري آمريكايي دارد. او ديدگاه هاي برجسته اي درباره فرهنگ معاصر آمريكا دارد.آثار او خواندني و لذت بخش هستند و خواندن آنها بسيار سرگرم كننده و هيجان انگيز است.

+ اوتس علاوه بر رمان نويسي، شعر، نقد ادبي و داستان كوتاه نيز مي نويسد. او تاكنون بيش از 70 كتاب را به رشته تحرير درآورده است.
+ منبع : سپيده جديري، خبرگزاري ميراث فرهنگي
داريوش فرضيايي، عمو پورنگ

نتایج نظرسنجی از کودکان و نوجوانان تهرانی درباره برنامه‌های فصل بهار نشان می‌دهد برنامه "عمو پورنگ" با اجرای داریوش فرضیایی بهترین برنامه کودک و نوجوان فصل بهار بوده است.


+ متن كامل گزارش از خبرگزاري مهر
زهره قاييني، رئيس هيئت داوران جايزۀ هانس كريستين اندرسن
+ بنابر تصميم دفتر بين المللي کتاب براي نسل جوان، زهره قاييني، عضو شوراي کتاب کودک و کارشناس برجسته ادبيات ايران به عنوان رييس هيات داوران جايزه هانس کريستين اندرسن 2006_2008 پيشنهاد و پذيرفته شد.
+ در زمينه ادبيات کودکان اين مهمترين مقامي است که به يک ايراني پيشنهاد شده است. از زمان آغاز جايزه هانس کريستين اندرسن در سال 1956 تاکنون هيات داوران همواره از کشورهاي اروپا و آمريکا بوده اند.
+ جايزه هانس کريستين اندرسن هر دو سال يکبار برگزار مي شود.
+ مقر دفتر بين المللي کتاب براي نسل جوان در کشور سوييس و در شهر بازل است.

+ منبع: مهدي نياكي، خبرگزاري ميراث فرهنگي
August 19، 2006
افزايش كاذب قيمت كاغذ
رحيم‌‌زاده، رييس اتحاديه فروشندگان كاغذ و مقوا : دو ماه آخر تابستان به دليل هجومي كه براي خريد كاغذ و ساخت دفتر شكل مي‌گيرد به طور طبيعي قيمت افزايش مي‌يابد اما تفاوت قيمتي كه ايجاد شده كاذب است و نمي‌تواند تنها مربوط به اين افزايش تقاضا باشد. هم‌اكنون مدتي است كه تعاوني‌هاي نشر كاغذ توزيع نمي‌كنند.
برخي افراد در تلاشي واهي سعي دارند قيمت را افزايش دهند تا شايد مسئولان را متقاعد كنند كه قطع يارانه‌ها در بازار، آشفتگي و گراني ايجاد مي‌كند اما تمام اين تلاش‌ها بي‌ثمر است.

يكي از ناشران نيز كه نمي‌خواست نامش فاش شود : با اتفاقاتي كه اخيرا از سوي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي رخ داده و حواله كاغذ صادر نمي‌شود، گهگاه شنيده مي شود كه افرادي كه ارتباط نزديكي با بازار دارند قصد دارند قيمت كاغذ را افزايش دهند. در هر حال در اوج مصرف كاغذ براي توليد دفتر، عدم صدور حواله زياد منطقي به نظر نمي‌رسد.
+ منبع : بهروز واثقي،‌ خبرنگار بخش كتاب ميراث خبر
آغازگر فستيوال موسيقى شرق
گروههاى مختلفى از خاورميانه در جشنواره موسيقى شرقى در شهر اوسنابروك آلمان حضور دارند، آغازگر اين فستيوال اركستر سمفونيك تهران است كه با هشتاد نوازنده و موزيسين عازم آلمان گرديده و با اجراى آثارى از چايكوفسكى، بتهوون، حسن رياحى، نادرمشايخى و همچنين قطعاتى از فرانك زاپا، يكى از چهره‌هاى اسطوره اى موسيقى راك اين جشنواره را در روز يكشنبه (بيستم ماه اوت) افتتاح می‌كند.
+ متن كامل گزارش ازشهرام احدي، DW
نوذر پرنگ، نازك انديش و ظلم ستيز
محمد معلم : آن كه زبان فارسي را بشناسد و با ويژگي ها و ظرايف آن آشنايي داشته باشد ، بي گمان از بعضي سروده هاي "نوذر پرنگ" به حيرت مي افتد. "نوذر" استعداد شگرفي بود كه دل به كار جدي در عرصه شعر و نويسندگي نبست و از اين رو ظرفيت هاي او در اين عرصه هرگز به تمام و كمال، مجال ظهور نيافت. من از 18 سالگي با او دوست ، همراه و همنشين بودم و شايد بهتر از ديگران بدانم كه " نوذر پرنگ" چه مايه شور ، شيدايي و توانايي بديع سازي داشت. در آغاز براي امرار معاش به ترانه سرايي رو آورد ، اما به جز چند ترانه معروف مانند "اسب ابلق" نام خود را بر هيچ كدام از ترانه ها نگذاشت. در زمينه ترانه سرايي بيشتر و شايد عمدتا با "همايون خرم" كار مي كرد.
غزل هايي كه در سال هاي نوجواني و آن گاه كه در دبيرستان دارالفنون درس مي خواند ، سروده است ، از بهترين و ماندگارترين سروده هاي اوست.
درود باد به رندي كه چون پياله گرفت
نخست ياد حريفان خسته جان افتاد
به حافظ عشق و ارادتي بي مثال داشت و او را تك سوار عرصه شعر در تمام اعصار و قرون مي دانست.
به غير خواجه كه اين بنده از حواشي اوست
كسي نگفته ازاين شعر ناب نازك‌‏تر
در ميان شاعران و نويسندگان معاصر بيشتر با " نصرت رحماني"، "حسين سرفراز" ، " احمد سروش"، " فريدون مشيري"، "منوچهر نيستاني"، "ولي الله دروديان" و من محشور بود.
شعر "نوذر" ، مجموعه اي از همه ظرايف و دقايق بود و اگر چه دور از عوالم سياست سير مي كرد ، اما ظلم ستيز و انسان دوست بود.
روزگار ظالم از مظلوم باشد تيره تر
خانه اي تاريك تر از خانه شمشير نيست
در كنار آن به آزادانديشان و آنان‌‏كه جان بر سرعشق و ايمان مي گذارند حرمت مي ورزيد و حق شان را اين‌‏گونه ادا مي كرد :
آبروي جان پاكان بين كه هرجا مي روند
مي رود شمشير دشمن هم به استقبال‏شان
نوذر پرنگ بسيار نازك انديش و نازك خيال بود :
چه شكوه هاست به دل ريگ جويباران را
كه در ترانه‌‏ي آب روان نمي گجد
تا سر زلفت چه رنگي رو كند حالي دلم
بر گشاده بادبان چون لاله در توفان تو
" نوذر" در اوج شكوفايي به همت مادرش كه بانويي بسيار هوشمند و فداكار بود به آمريكا رفت . از مدت 15 سال اقامت او در آمريكا اطلاع درست و روشني در دست نيست ، اما آن چه مسلم است و من بارها از او شنيده ام ، به تحقيق در زبان فارسي و واژه شناسي سرگرم بوده است .
" نوذر" بعد از بازگشت به تهران مدت ها بيمار و بستري بود و سرانجام روزي كه سلامت تقريبي خود را باز يافت ، سراغ دوستان را گرفت . در فاصله بازگشت "نوذر" از آمريكا تا خاموشي او ، "بيژن ترقي"، شاعر و ترانه سراي معاصر نهايت دوستي و مراقبت را در حق "نوذر" مبذول داشت.
چندي بود كه دوشنبه هاي هر هفته اصحاب بزرگ موسيقي و شعر در خانه "ترقي" گرد هم مي آمدند و "نوذر" نگين آن حلقه بود و به خواست "بيژن" شعر مي خواند و سخن مي گفت . من به عنوان قديمي‌‏ترين دوست "نوذر" وظيفه خود مي دانم تا از همت و بزرگواري اين مرد سخن شناس كه قدر و بهاي" نوذر" را بهتر از همه دريافته بود ، سپاسگزاري كنم.
مجموعه غزل هاي "نوذر" به نام "آن سوي باد" نيز به همت اين بزرگوار فراهم آمد و به دست چاپ سپرده شد و اگر نبود ، "بيژن ترقي" دوستداران غزل هاي ناب "نوذر"، از ديدن و خواندن سهم بزرگي از آثار او محروم بودند . هم چنين بايد از "مهدي برهاني"، شاعر ، نويسنده و منتقد بزرگ معاصر سپاسگزار بود كه با دو نقد روشن و بسيار مستدل ، چهره واقعي "نوذر" را به جامعه ادبي عرضه كرد و نام "نوذر" را بر سر زبان ها انداخت.

+ منبع : مريم آموسا، گروه فرهنگ و انديشه ايلنا
سيامك گلشيري، دربارۀ ادبيات جدي
سيامك گلشيري : ادبيات بازاري به هيچ عنوان نمي‌تواند تاثيرگذار باشد، چرا كه شخصيت‌ها در اين داستان عمق ندارند و زبان نيز پيش پا افتاده است و حتا عناصر داستاني نيز در آن غلط است. اين داستان‌ها ماندگار هم نخواهند بود و در دوره‌ي بعدي، خود و نويسندگان‌شان محو مي‌شوند. در اين ميان نويسندگان جدي و آثار جدي مي‌مانند كه روي مخاطب تأثير زيادي مي‌گذارند.

+ نويسنده‌ي جدي در ايران نمي‌تواند از راه نوشتن و كتاب زندگي‌اش را بگذراند. ممكن است كتابي بنويسد و يك سال هم طول بكشد تا تمام شود، ولي بعدا نمي‌داند كه اين اثر با چه سرنوشتي روبه‌رو خواهد شد. اين مي‌شود كه توليد ادبيات بازاري در ايران بيش‌تر مي‌شود.

+ نويسنده وقتي حرفه‌يي شد، احتياج به نوشتن دارد، و اين نياز به نوشتن باعث مي‌شود كه بنويسد. ممكن است در كوتاه‌مدت اثرش را چاپ نكنند، ولي بعدها چاپ خواهد شد و نوشتن براي تمام نويسندگان جدي اهميت فراواني دارد، حتا اگر اثرشان چاپ نشود.‌
+ منبع : ايسنا
رسول مرادي، خوشنويس
چند سالي است نرم افزارهاي رايانه اي به بازار آمده اند که مي توان با آنها خوشنويسي کرد...
+ نرم افزارهاي موجود لطمه اي به خوشنويسي هنري نمي زند. به دليل اين که بيشتر مورد استفاده تبليغات و نيازهاي معمولي روزمره است و اين حتي به نفع هنر خوشنويسي است ، چون هنرمند خوشنويس ديگر به اين گونه مباحث نمي پردازند و به اين طريق ارزش و جايگاه خط و خطاطي حفظ مي شود. همان طور که وقتي فرش ماشيني وارد بازار شد چيزي از ارزش فرش دستباف کاسته نشد و با جايگزيني نسبي فرش ماشيني در استفاده هاي روزمره به جاي فرش دستي ، اين فرش به عنوان يک اثر هنري از زيرپاها روي ديوارها رفت. پيش از به وجود آمدن اين ابزار در خوشنويسي ، خطوط ضعيفي در استفاده هاي روزمره به کار مي رفت ؛ اما با روي کارآمدن اين نرم افزارها شاهد کارهاي بهتري در اين حيطه هستيم به شرط آن که افرادي که با اين نرم افزارها کار مي کنند، خود خوشنويسي را تاحدي دانسته و کار کرده باشند، چون ترکيب کلمات ، کرسي ها، کشيده ها و همجواري آنها نکاتي است که اجراي آن براي يک ناآشنا به اصول مقدور نيست.
+ متن كامل گفتگو با رسول مرادي، خوشنويس.ازجام جم،محمدرضا تحقيقي احمدي
August 18، 2006
Pakistan, Karachi, Aug 18
+ پاكستان، كراچي، 18 آگوست
+ عكس از : Zahid Hussein / Reuters
آئين نكوداشت استاد جليل شهناز و درويش خان
آئین نکوداشت استاد جلیل شهناز و زنده‌یاد درویش‌خان، نوازندگان برجسته تار، عصر روز چهارشنبه با حضور جمعی از بزرگان هنر موسیقی در فرهنگسرای هنر برگزار شد.
استاد شهناز را با آمبولانسي که جلوي در بود به آنجا منتقل کرده بودند.

+ استاد محمدرضا شجريان : ساز شهناز خاص اوست. درست مثل اثر انگشت. پيام او را کسي نمي تواند تقليد کند. من تنها خواننده اي هستم که استادم را يک نوازنده مي دانم. من به او مديون هستم.

+ پيام استاد حسن كسايي : موسيقي کار هر کسي نيست. همه موسيقي را گوش مي دهند اما کساني که سره را از ناسره تشخيص دهند زياد نيستند. افراد زيادي نيستند که بتوانند موسيقي استاد شهناز را درک کنند. خيلي ها ساز مي زنند اما ساز شهناز چيز ديگري است.

+ استاد داريوش پيرنياكان با اشاره به وجوه مشترک درويش خان و استاد شهناز : اين دو هنرمند بزرگ در دو دوره مختلف تاريخي نوآوري هاي زيادي را در ساز خود ارائه کردند.
من با ساز شهناز به موسيقي علاقمند شدم.
رديف شيوه آموزش موسيقي است. اگر کسي آن را نياموزد به درجاتي که بايد نمي رسد. موفقيت اين دو هنرمند به اين دليل است که هر دو با اشراف بر رديف دست به نوآوري و ابداع مي زنند. او بخش هايي را وارد موسيقي کرد که تا به آن روز در موسيقي وجود نداشته بود.

+ متن كامل از: آزاده شهمير نوري، خبرگزاري ميراث فرهنگي
+ عكس از: خبرگزاري مهر و ميراث فرهنگي،عكس در سايت منبع با كليك روي عكسها
بهمن جلالي، عكاسي خبري
بهمن جلالي : وظيفه و رسالت عكاسي مستند، ديدن و نماياندن چيزهايي است كه مردم يا نمي‌بينند و يا سانسور و سيستم‌هاي ناظر اجازه‌ي ديدن آن‌ها را نمي‌دهد.
+ اين كه مي‌گويند عكاس‌ها قدرت ايجاد تغيير ندارند، درست نيست، من مي‌گويم شما سانسور را از عكس خبري برداريد تا بگويم چه تاثيري دارد.
+ نمي‌توانيم عكاس خبري شويم تا وقتي‌كه عكس هرچه مقابلمان است را بگيريم، بدون آن‌كه چرايي آن‌را بدانيم. خيلي وقت‌ها عكاس‌ها به‌خاطر نوع كارشان در مطبوعه و خبرگزاري خواه‌ناخواه آدمي در خدمت رسانه مي‌شوند؛ اما بايد حواستان باشد كه دقت كنيد از طريق انتخاب عكس‌هاتان استيل ديدگاه شخصي‌تان را از دست ندهيد. اكنون سيلي از عكاسان خبري هستند كه ديدگاه شخصي ندارند اما دارند كار مي‌كنند وعكس مي‌گيرند.
+ منبع : دومين كارگاه عكاسي خبري ايسنا
28 مرداد، ادبيات سياه و كافه نشيني
عبدالعلي دستغيب ، نويسنده و منتقد ادبي : با کودتای 28 مرداد 32 ادبیات سیاه و کافه نشینی رواج یافت و تنها چند نفر مثل شاملو و نصرت رحمانی و بهرام صادقی از این گرداب نجات یافتند . ادبیات در این دوره صورتی تراژیک به خود می گیرد و مثل ادبیات بعد از هجوم مغول سرشار از غم شکست می شود که تا دهه پنجاه نیز امتداد می یابد .

+ هر واقعه سیاسی و اجتماعی مهم در روحیات و اندیشه های عموم مردم و به ویژه روشنفکران ، اهل قلم و صاحبان فکر تاثیر می گذارد.

+ بطور کلی جامعه ما تحولات زیادی را بعد از هجوم مغولان از سر نگذرانده و آنچه بوده مربوط به سیاست های خارجی در ایران بوده است؛ چرا که ساختار فئودالی اجازه حرکت از پائین را به مردم نمی داد و تحولات در بالا رخ می داد.

+ در شرح وضعیت روشنفکران در آن دوره : در چنین موقعیتی روشنفکر ما که خیلی تند و باشتاب حرکت کرده بود و می خواست همه جا را اصلاح کند خود را کنار کشید و اینها ناشی از ناپختگی جریان روشنفکری ما بود. ما نیز که در آن دوره فعالیت می کردیم خام و ناپخته بودیم. در این مدت ادبیات سیاه در ایران رایج شد و " نکبت " امیر گل آرا نوشته شد. خودآزاری، خودزنی، محتوم دیدن قضایا، تیرگی فضاها، پناه بردن به افیون و ... باب روز ادبیات شد.

+ تاثیر کودتای 28 مرداد به هیچ فرم و شکل ادبی خاصی منجر نشد و تنها در محتوا رخ داد. پیش از آن داستان و شعر ما دگرگونی های خود را صورت داده بود و نیما و هدایت هر یک در مقطعی دست به ابتکارات جدید در ادبیات ایران زدند. در واقع این محتوا بود که به تراژدی نزدیک شد و به عنوان نمونه در آثار توللی و نادرپور و نصرت رحمانی به تاسی از بودلر ادبیات سیاه را پایه گذاردند .

پيشرو يا هنرمند كسي نيست كه به تنهايي يك جريان را بوجود آورد، بلكه او يك جريان را زودتر از ديگران تشخيص ميدهد و به آن شكل و انسجام مي‌بخشد. از گفتگو با عبدالعلي دستغيب در سال 80، متن كامل

+ منبع : خبرگزاري مهر
+ عكس از: همشهري
حرف زدن از برشت، فهمیدن برشت
ما شاید از برتولت برشت خیلی حرف می‌زنیم، اما تجربه ثابت کرده ما پدیده‌هایی را که درباره‌شان خیلی حرف می‌زنیم، خوب نمی‌شناسیم.

دویچه‌وله : تاثیرگرفتن برشت از تئاتر شرق مورد قبول خودش هم بوده، اما در ایران بعضی‌ها معتقدند که او حتي از تعزیه هم تاثیر گرفته. نظر شما در این مورد چیست؟
علي اصغر دشتی: تکنیک برشت را به گونه‌های نمایشی که در ایران وجود دارد نسبت می‌دهند، به گونه‌های نمایش سنتی. اما علل پیدایش این گونه‌های نمایشی در ایران به‌شدت متفاوت است با علل پیدایش تکنیک‌های برشت. یک مسئله‌ مهمی که وجود دارد این است که او همه‌ چیزهایی را که از آنها الگو می‌گیرد با یک اندیشه تلفیق می‌کند. برشت برای انتقال اندیشه‌اش راهی را انتخاب می‌کند که به نظرش می‌رسد از آن راه بهتر اندیشه منتقل می‌شود. راهش هم این است که می‌گوید من هیچ علاقه‌ای ندارم به اینکه تماشاگر در احساسم غرق بشود. من می‌خواهم تماشاگر غرق در اندیشه و تاملش بشود. و این در واقع تحریک تعقل تماشاگر انگیزه اصلی پدیدآمدن آن تکنیکی‌ست که به لحاظ اجرایی برشت از آن استفاده می‌کند و به‌کلی با آن چیزی که در تعزیه ایرانی اتفاق می‌افتد مغایرت دارد. برشت ایجاد تعقل و اندیشه می‌خواهد بکند، ولی تعزیه ایرانی تلاش می‌کند که ایجاد همذات پنداری و سوگواری کند و عقاید دینی را تحریک بکند.
متن كامل اين گفتگو را اينجا بخوانيد +
شهلا پروين روح
شهلا پروين‌روح، نويسنده : خواننده عام روي كلمات چندان دقيق نمي‌شود ‌و نگاهش روي آن‌ها سر مي‌خورد و تنها داستان را دنبال مي‌كند؛ در واقع كلمه بهاي چنداني در ادبيات عامه‌پسند ندارد، در حالي كه در داستان جدي خواننده كتاب چون مي‌خواهد حرفه‌يي بخواند، عميق مي‌خواند و تا كلمه يا جمله‌اي را درك نكند و مانند خانه‌هاي پازل آن را تكميل نكند، نگاهش به كلمه بعدي نمي‌رود. او كلمه كلمه را مثل قطره قطره آب جذب مي‌كند و همان كلمه‌اي كه از نگاه مخاطب داستان عامه‌پسند گذشته است، در نگاه خواننده جدي جلوه و عمق ديگري دارد؛ به اين دليل روي ادبيات جدي سخت‌گيري بيش‌تري وجود دارد تا ادبيات عامه‌پسند.
+ مطالعه متن كامل از ايسنا
+ نگفتن ؛ گفتگو با شهلا پروين‌روح، از همشهري سال82
+ عكس از : همشهري
Live Writer
نويسنده زنده ويندوز نام نرم افزار جديدي از كمپاني ميكروسافت است كه كاربر خود را قادر مي‌سازد قابليت‌هاي وبلاگش را افزايش دهد و آن را براي بازديدكننده اش سرگرم كننده‌تر سازد.اين نرم افزار، كاربر را قادر مي سازد كه مطلب خود را بنويسد و پيش از انتشار آن بداند كه پس از انتشار، دقيقاً به چه شكلي درخواهد آمد. نويسنده زنده ويندوز، ساختار وبلاگ شما را مي شناسد، مثلاً كاملاً با مدل تيتربندي، فونتها، رنگها، تصاوير پس زمينه، پاراگراف بندي ها، فاصله ها و حاشيه هاي آن آشنايي دارد و شما را قادر مي سازد كه مطلب خود را با استفاده از اين ساختار ويرايش كنيد.
كاربر اين نرم افزار همچنين مي تواند با استفاده از آن تصاويري را نيز در وبلاگش منتشر كند.
+ سايت دانلود و تصاويري از نرم افزار
+ منبع : سپيده جديري از CHN
شهر سوخته، پيوستن به فهرست ميراث جهاني
شهرسوخته به رغم اهميت بسيار تاريخي آن، تاكنون براي جهاني شدن كانديدا نشده بود و اكنون مسئولان سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري با اعلام شايستگي پيوستن اين محوطه باستاني به فهرست ميراث جهاني، خواستار آماده‌سازي پرونده آن براي انجام اين مهم شده‌اند.
نخستين گام‌هاي آماده‌سازي پرونده محوطه باستاني شهر سوخته براي ثبت در فهرست ميراث جهاني برداشته شد.
+ مطالعه متن كامل از حسن ظهوري،خبرگزاري ميراث فرهنگي
August 17، 2006
Scarlett Johansson

+ اسكارلت يوهانسون، بازيگر سينما، در موزۀ هنرمدرن،‌نيويورك
REUTERS/Eric Thayer Pictures of the month,July 2006
خلوت بازار مي‌خواند سرودي خيس
گياه خواب مي‌بيند كه در باد
پلنگي از درختي ناگه افتاد

پيكر نوذر پرنگ - غزل‌سراي معاصر - از مقابل تالار وحدت به سمت قطعه هنرمندان تشييع، و طبق وصيت نامبرده، در جوار علي تجويدي به خاك سپرده شد. اين مراسم با حضور تعداد محدودي از شاعران و نزديكان وي انجام شد.
+ سجادي : تاسف مي‌خورم به حال كساني كه داعيه‌ي فرهنگ و هنر دارند، ولي در اين مراسم حضور پيدا نكرده‌اند و هرچند كه كميت اهميت ندارد، اما حضور همين عده نيز نشان از اداي احترام به اين شاعر بزرگ است.

+ موسوي گرمارودي : نوذر يكي از آخرين نمايندگان نئوكلاسيك در غزل معاصر بود و غزل را به تعبير خودش با گلچرخي رنگين، جلوه و نماي ديگري داد.
مهم‌ترين تجلي بزرگي و يگانگي نوذر اين است كه پيشاپيش هر كلمه‌اي كه گفته بود، ايستاده بود؛ همچنان كه فروغ [فرخزاد] مي‌گفت.
واقعا متاسفم كه به جز چند نفر از شاعران، كسي را اين‌جا نديدم. ما اين دردهاي دروني را كجا ببريم؟

ولگرد هاي باد،
غافل ز شهر و قصه‌ي باران و آنچه رفت
در كوچه باغها
مستانه، پشت پنجره ها سوت مي‌زنند
از: باران، تقي حاج آخوندي، " نوذر پرنگ"

+ مهدي ستايشگر موسيقي‌‏دان و مدير مجلۀ هنر موسيقي با اشاره به مراسم بزرگداشتي كه براي پرنگ در خانه شاعران برگزار كردند ‌‏: وقتي قرار شد كه مراسم بزرگداشت او در خانه شاعران برگزار شود ، او به من گفت كه تو در اين مراسم سخن بگو و پس از مراسم به من گفت كه آيا در مراسم خاكسپاري من به همين خوبي حرف خواهي زد كه ديشب به ياد حرف او افتادم.
با بيان اين مطلب كه بسياري از بزرگان ما پس از مرگشان شناخته مي شوند : حافظ 100 سال پس از مرگش در حاشيه ديوان "سلمان ساوجي" كشف شد . ما بارها از پرنگ در زمان حياتش خواستيم كه گفت و گويي با او ترتيب بدهيم و عكس او را روي مجله چاپ كنيم . اما هرگز به عكس گفت و گو تن نداد. به نقل از ايلنا

+ عمران صلاحي ‌‏: بسيار متاسف شدم ؛ من با اين كه با همه بزرگان نشست و برخاست داشتم ، هرگز با نوذر پرنگ ديداري نداشتم و اين گوياي عزلت گزيني وي است. از ايلنا

+ سهيل محمودي نيز به‌عنوان آخرين سخنران مراسم : براي نسل ما، نسلي كه شايد چهل‌وچندساله باشد، پرنگ يكي از معلمان جدي هنري است؛ حتا اگر گوشه‌نشين بود و در خلوت خودش. سال 65 او را در گوهردشت ديدم و به او گفتم كه شعرش معلم ماست و سال گذشته هم همين را به او گفتم كه شما معلم ما بوده‌ايد، شعر شما براي ما معلمي كرده است و الان هم ياد مي‌كنم كه نوذر از شاعراني بود كه به مفهوم پرنده به عنوان مضمون توجه داشت كه اين هم از روح بزرگ و رهاي او حكايت مي‌كند.

+ پيشنهاد مطالعه در همين زمينه

+ عكسهايي از اين مراسم: يك و دو و سه
منبع خبر: ايسنا
+ عنوان و ديگراشعار برگرفته ازسروده هاي نوذر پرنگ.
فعاليتهاي برشت در سينما
شايد بسيار کسانى که با نام برتولت برشت بعنوان شاعر و نمايشنامه‌نويس آشنا هستند، ندانند که او در زمينه فيلم و سينما نيز فعاليت‌هايى داشته است. برتولت برشت در سال ۱۹۲۳ براى نخستين‌بار به سينما روى آورد. فيلم «تجربه‌ى اسرار يک آرايشگر» که روابط پوچ و بيهوده روزمره‌ را در يک سالن آرايش بازتاب داده است.
+ فيلمنامۀ فيلمهاي جهان از آن كيست ؟ و اثر ضد فاشيستي بسيار مشهور، جلادان هم مي ميرند.
+ برتولت برشت در زمينه فيلم مستند نيز فعاليت کرد. فيلم مستند و شاعرانه «ترانه‌ رودها» بازتاب‌دهنده نيروى سياسى جنبش جهانى سنديکاهاست که ترانه‌هاى آن را نيز برشت ساخته بود.
مطالعۀ متن كامل مروري بر فعاليتهاي برتولت برشت در سينما، از پرويز حمزوي، DW

+ پيشنهاد مطالعۀ مطالب مرتبط : ويژه پنجاهمين سالگرد مرگ برشت و برتولت برشت، اينگونه
چهار هزار سال...
سد كارون دو، دشت باستاني ايذه كه خاستگاه تمدن ايلامي و هخامنشي بوده است را زير آب مي‌برد. قرار است اين سد در 45كيلومتري شمال غربي شهر ايذه در دشت سوسن ايذه و سوسن سرخاب مسجد سليمان ساخته شود. مسئولان ميراث فرهنگي فرصت دارند تا پيش از آبگيري، كاوشهاي اين منطقه را به پايان برسانند !
سد كارون 3 بسياري از آثار دورۀ ايلامي را در خود غرق كرد.
+ فرامرز خوشاب، مسئول انجمن دوستداران ميراث فرهنگي و گردشگري ايذه : با ساخت اين سد، 4 هزار سال تاريخ براي هميشه از بين مي‌رود. مجريان سد، زمين‌هاي كشاورزي اين محدوده را از اهالي خريداري كرده‌اند و به اهالي گفته‌اند با ساخت اين سد تمامي زمين‌هاي اين محدوده زير آب مي‌رود. دشت سوسن داراي آثار بسيار اررشمندي از دوره ايلامي‌ها است.
مطالعه متن كامل از خبرگزاري ميراث فرهنگي، زهرا كشوري +
August 16، 2006
آيدين آغداشلو

بنا به تصويب شوراي سياست‌گذاري دو سالانه هفتم و انجمن هنرمندان نقاش ايران آيدين آغداشلو به عنوان دبير دو سالانه هفتم نقاشي برگزيده شد.

+ منبع : خانه هنرمندان ايران
ادبيات جدي و ...
هوشنگ عاشورزاده : وقتي به كتاب‌هاي جدي با زمينه‌هاي اجتماعي اجازه انتشار داده نمي‌شود، طبيعي است كه ادبيات عامه‌پسند جاي آن را پر كند.
ممكن است كه گفته شود توليد ادبيات جدي فرقي نكرده است و ميزان انتشار كل كتاب‌ها را درنظر مي‌گيرند؛ اما بايد گفت كه سانسور مانع ادبيات جدي روزگار ماست.
داستان‌نويسان جدي ما كه ادبيات جدي خلق مي‌كنند، ترجيح مي‌دهد براي چاپ اقدام نكنند و آ‌ن‌ها هم كه خوش‌بين‌ترند، ممكن است اثرشان را براي چاپ بدهند، ولي در انتظار مجوز بماند؛ بنابراين وقتي سانسور شدت يابد، ادبيات رمانتيك، جوان‌پسند و عامه‌پسند كه كم‌تر سانسور مي‌شود، بيش‌تر توليد خواهد شد.
ادبيات جدي هرگز كم‌رنگ نخواهد شد و اين كم‌رنگ شدن مقطعي است، تنها در مقطعي مي‌توان مانع ادبيات جدي شد؛ همان‌طور كه زماني جلو انتشار آثار صادق هدايت و صادق چوبك گرفته مي‌شد و فكر مي‌كردند كه با مانع شدن، مي‌توانند آثار اين افراد را از اذهان پاك كنند، ولي ديديم به محض اين‌كه آثار آن‌ها اجازه انتشار يافت، به چاپ‌هاي متعدد رسيد؛ بنابراين هرگز با سانسور و اجازه ندادن، نمي‌توان ادبيات يك ملت را محو كرد.
در تمام ادوار ادبيات عامه‌پسند همواره مورد استقبال بيش‌تر بوده است، اين كه امروز در كشور ما ادبيات عامه‌پسند مورد استقبال بيش‌تري نسبت به ادبيات جدي قرار مي‌گيرد، امر تازه‌اي نيست و تنها به كشور ما مربوط نمي‌شود، بلكه در تمام دنيا اين‌گونه است كه ادبيات عامه‌پسند بيش‌تر مورد اقبال است. زماني كه آثار هدايت با تيراژ پاييني چاپ مي‌شد، آثار حسينقلي مستعان يا جواد فاصل را روي دست مي‌بردند. ولي امروز آثار كدام‌يك مانده؛ جز هدايت كه آثارش بارها تجديد چاپ شده است.
ادبيات جدي خوانندگان جدي مي‌خواهد كه ديدگاه اجتماعي داشته باشند. ممكن است تعداد خوانندگان ادبيات جدي نسبت به ادبيات عامه‌پسند كم باشند، ولي خوانندگان ادبيات جدي آگاهي دارند.
‌تيراژ ادبيات جدي به صورت خجالت‌آوري رسيده است. با تمام اين احوال ممكن است كه ادبيات عامه‌پسند تيراژ زيادي داشته باشد، ولي ادبياتي ماندگار نيست و بعدها نيز كسي دنبال آن نمي‌رود. در واقع ادبيات جدي ادبياتي هميشگي است و مي‌ماند، و ادبيات عامه‌پسند ادبياتي كه مي‌آيد و مي‌رود.
+ منبع : ايسنا
+ عكس از : Rooholla Vahdati, Isna
نويسندگان
محمود گلابدره‌‏اي : البته در حال حاضر رمان من چيزي در حدود 7 ماه است كه در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در انتظار مجوز مانده است و معلوم نيست وضعيتش چه مي شود.
گلابدره‌‏اي با بيان اين مطلب كه با اين كه وزير فرهنگ و ارشاد قول‌‏هايي در حوزه فرهنگ و هنر مبني بر مبارزه با هر گونه قلع و قمع فرهنگي داده بود ، گفت ‌‏: شرايط و اتفاقاتي كه در يك سال اخير رخ داده است نشان مي دهد كه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي كاري براي هنرمندان و مولفان نكرده‌‏ ، بلكه شرايط صدور مجوز و انتشار كتاب نيز دشوارتر شده است.
انجمن‌‏هايي كه از سوي نهادهاي دولتي راه انداخته شده‌‏اند نيز هيچ كاري براي نويسندگان نكرده و نمي كنند و با اين شرايط هيچ انتظاري از مسوولين نمي‌‏توان داشت.
+ منبع : ايلنا
August 15، 2006
از ناشر تا صفحه بند
عمران صلاحي : متاسفانه جامعه ما خيلي حساس شده و اين حساسيت به قدري است كه ديگر مردم تحمل هيچ چيزي را ندارند چه برسد به اينكه شما طنز در مورد كسي بنويسيد به همين خاطر نوشتن طنز و كشيدن كاريكاتور عوارض جانبي بيشتري پيدا كرده است مثلاً نويسندگان و كاريكاتوريستهاي ما در مجموع چيزهايي مي نويسند كه به جايي بر نخورد و اين اصلاً مطلوب نيست چرا كه طنزپرداز بايد بتواند حرف بزند و آيينه را همچنان جلوي جامعه نگه دارد و اتفاقاً اين به نفع جامعه است كه عيبهايش گفته شود.

+ طنزپرداز بايد بتواند زندگي اش را بچرخاند و نه اينكه احياناً با نوشتن چيزهاي خط قرمزي، زندگي اش را از دست بدهد و اتفاقاً به همين خاطر است كه يكي از آفات طنز نويسي يعني خودسانسوري كه بدترين آنها هم هست به سراغ نويسندگان ما مي آيد. يعني در شرايطي مي افتيم كه نويسنده خودش دست و پاي خودش را مي بندد. از طرف ديگر روز به روز خط قرمزهاي ما زيادتر و پررنگ تر مي شوند و تنبيه ها نيز زيادتر مي شوند. در اين ميان فقط كتاب، نويسنده اي كه قصد و غرضي هم در نوشتن مطلبي نداشته، توقيف مي شود. اين اتفاق فقط به او لطمه نمي زند بلكه به كل صنعت نشر از ناشر گرفته تا صفحه بند آسيب مي رساند.

+ برخلاف برخي كشورهاي ديگر كه طنزپردازانشان از نبود سوژه گله مندند، جامعه ما سرشار از سوژه براي نوشتن طنز است و همين موضوع، مرا به آينده اين نوع نگارش اميدوار مي كند. با وجود تمام مشكلاتي كه در اين زمينه وجود دارد، معتقدم كه ممكن است شكل طنز عوض شود و اين مشكلات مانند دست اندازهاي خيابان آهنگ آن را آرام كند اما جريان طنز هيچ گاه متوقف نمي شود.

+ متن كامل را اينجا بخوانيد
از: كمال صادقي ، خبرگزاري ميراث فرهنگي
برتولت برشت، اينگونه
موفقیت نمایش عظیم است، اما من نه الان و نه آن اوائل فکر نمی‌کنم و نمی‌کردم که در برلین و یا هر شهر دیگری که نمایش در آن اجرا شده، آن را درک کرده باشند. آنها نفهمیدند که منظور نویسنده این است که ننه دلاور از جنگ هیچ درسی نگرفته. متوجه منظور نمایشنامه نویس نشدند: این که انسان‌ها هیچوقت از جنگ درس نمی‌گیرند.
برتولت برشت، پس از شش سال اجراي نمايش ننه دلاور و فرزندانش

+ گرچه آثار برتولت برشت در کنار کتابهای اشتفان تسوایگ و کافکا بیش از آثار هر نویسنده‌ی آلمانی زبان به فارسی ترجمه شده، بسیاری معتقدند که این ترجمه‌ها تنها معرف بخشی از جنبه‌های کار او هستند. ظاهرا گرایش اغلب مترجمان آثار برشت به اندیشه‌های مارکسیستی و چپ در دهه‌های ۴۰ و ۵۰ انتخابهای آنها را تحت تاثیر قرار داده و بیشتر جمبه‌های سیاسی و ایدئولوژیک آثار او را برجسته دیده‌اند.
+ متن كامل را اينجا بخوانيد
از: بهزاد كشميري پور، DW
بزرگترين ركن ترانه
فريدون شهبازيان : بزرگترين ركن ترانه مطرح كردن مسائل اجتماعي است.
+ يكي از بزرگترين ضعف ترانه‌ها در كشور ما، مناسبت‌هايي است كه در كنارشان اين آثار توليد مي‌شوند. بيشتر اين آثار كم‌اهميت و بي‌هويت هستند، زيرا كساني كه در صدا و سيما مجري برنامه‌هاي مختلف هستند به خودشان اين اجازه را مي‌دهند كه ذهن موسيقي مردم را منحرف كنند.
+ متن كامل از روزنا
موزۀ نت، از هفتۀ آينده
از آنجا كه بسياري از نت‌ها و آهنگ‌هاي بزرگان موسيقي ايراني در حال نابودي است اختصاص محلي به نام "موزه نت" و صدا اين آثار موسيقي را از ورطه نابودي نجات خواهد داد.

+ در اين موزه افزون بر نت‌هاي از آثار و قطعات موسيقي، كپي‌هاي آثار بزرگان نيز به منظور معرفي در معرض ديد علاقه‌مندان قرار خواهد گرفت. دست اندركاران موزه ابتدا سراغ آهنگسازاني كه در قيد حيات هستند، رفته و كارهاي آنها را پس از كامپيوتريزه شدن براي چاپ آماده مي‌كنند. همچنين آثار آهنگسازاني نيز كه از دنيا رفته‌اند نيز براي اين موزه جمع‌آوري مي‌شوند.
+ از: ايسنا
كپي رايت و نشر ايران
مدیر نشر توس : حمایت از ناشران در پرداخت کپی رایت ، آبروی نشر ایران را در جهان حفظ کرده و به وضعیت آشفته کنونی سرو سامان می دهد و نشر ما را یک گام به جلو می برد .
+ اگر قرار است این مساله و حمایت از کپی رایت به شکل قانون در آید ، باید وضعیت کتابهایی که قبلا چاپ شده و کتابهایی که هم اکنون در دست انتشار است ، به صورت شفاف در آن مشخص شده باشد تا اشکالی در کار نشر کتاب به وجود نیاید .
+ در نمایشگاه فرانکفورت که با ناشران آلمانی صحبت می کردم آنها از این موضوع به شدت گلایه داشتند که کتابی که هنوز در بازار عرضه نشده ، در ایران افست و منتشر می شود ! این نوع نگاه به ناشران ایرانی که در میان ناشران غربی وجود دارد برای نشر ما بسیار بد است و آنها به ما بد گمان هستند .
+ متن كامل از خبرگزاري مهر
August 14، 2006
حسين دهلوي
حسين دهلوي، استاد موسيقي ايراني :
+ تخصص ، موضوعي است كه در موسيقي ايران هيچ گاه به آن توجه نمي شود.

+ من زماني به يكي از مديران گفته بودم كه ميز سالاري درمديريت موسيقي حاكم است ووقتي مديري از كار بيكارمي شود، او را به عنوان مدير بخشي در حوزه موسيقي منصوب مي كنند.

+ با اشاره به اينكه از زمان تصدي رييس دفتر موسيقي ،مدتي است مي گذرد وهنوز او برنامه هاي خودرا اعلام نكرده :موسيقي از مدتها قبل بلاتكليف بوده و رييس جديددفتر موسيقي ،بايد هرچه زودتر برنامه هاي خودرااعلام كند.

+ درحالي كه امروزه ،همه چيز تخصصي شده ،تنهاچيزي كه در موسيقي اهميت ندارد تخصص است.

+ از: ايسنا
+ عكس از: ايران
ويژه پنجاهمين سالگشت مرگ برتولت برشت
+ امروز ۱۴ اوت برابر است با پنجاهمين سالگشت مرگ برتولت برشت.

+ اويگن برتولت فريدريش برشت

+ فوريه‌ى ۱۸۹۸ در شهر آگسبورگ آلمان زاده شد

+ برشت در سال ۱۹۱۷ به تحصيل فلسفه در دانشگاه مونيخ پرداخت، اما يك ترم بعد رشته‌ى تحصيلى خود را به پزشگى تغيير داد. مدت كوتاهى پس از آن، در جريان ناآرامى‌هاى انقلاب ۱۹۱۸ آلمان، دست از تحصيل كشيد و به عنوان بهيار به خدمت سربازى رفت.

+ او كه هرگز تحصيلات دانشگاهى را جدى نگرفته بود، در سال ۱۹۲۱ از دانشگاه اخراج شد.

+ در سال‌هاى ۱۹۲۲ و ۱۹۲۳ اجراى دو نمايشنامه به نام‌هاى «بال» و «آواى طبل‌ها در شب» از او در لايپزيگ و مونيخ، با اقبال و ستايش منتقدان روبرو و باعث شهرت وى به عنوان درام‌نويس شد. اين موفقيت براى برشت قرارداد همكارى با تئاتر مونيخ را به همراه آورد و باعث شد كه وى بتواند خود را يكسره وقف فعاليت ادبى و نمايشنامه‌نويسى كند.

+ برتولت برشت در سال ۱۹۲۴ از مونيخ به برلين رفت. در آنجا نيز در ارتباط با محافل مهم ادبى و تئاتر جمهورى وايمار قرار داشت. برشت در «تئاتر آلمان» در برلين، به عنوان نمايشنامه‌نويس و كارگردان مشغول به كار شد. وى در اين ايام براى دستيابى به سبك خاص خود، به تجربه‌ها و آزمايش‌هاى گوناگونى در زمينه‌ى تئاتر روى آورد.

+ برشت كه با انديشه‌پردازان ماركسيست و هنرمندان چپ زمانه‌ى خود در ارتباط تنگاتنگ و تبادل‌نظر بود، سرانجام دست به طراحى تئاتر «روايى ـ ديالكتيكى» زد و در همين راستا در سال ۱۹۲۸ قطعه‌ى «اپراى سه پولى» را با موزيك «كورت وايل» به روى صحنه برد. اين قطعه موفق‌ترين نمايشنامه تا پايان عمر جمهورى وايمار در سال ۱۹۳۳ در آلمان بود و بيش از ۲۵۰ بار بر روى صحنه رفت.

+ با برآمد ناسيونال‌سوسياليسم در آلمان، دوره‌ى آوارگى برشت نيز آغاز شد. يك شب پس از آتشسوزى در «رايشستاگ» كه با صحنه‌سازى ناسيونال‌سوسياليست‌ها و براى پيگرد دگرانديشان صورت گرفته بود، برشت به همراه خانواده‌اش از برلين گريخت و از طريق پراگ، وين، زوريخ و پاريس، سرانجام به دانمارك رفت.

+ بين سال‌هاى ۱۹۳۴ تا ۱۹۳۹ در مهاجرت اشعار، قطعات و نيز طنزهاى زيادى براى راديوى آلمانى‌زبان «فرستنده‌ى آزادى» نوشت و همزمان جزو گردانندگان مجله‌ى «مهاجرت چپ» بود كه در مسكو منتشر مى‌شد.

+ با شروع جنگ جهانى دوم، برتولت برشت محل اقامت خود را به نزديكى استكهلم منتقل كرد و در سال ۱۹۴۰ از بيم پيگرد ناچار به هلسينكى گريخت و از آنجا از طريق مسكو به كاليفرنيا در آمريكا رفت.

+ كميته‌ى فعاليت‌هاى ضدآمريكايى در اكتبر ۱۹۴۷ برتولد برشت را به دليل فعاليت‌هاى كمونيستى براى بازجويى دعوت كرد. برشت يك روز پس از آن خاك آمريكا را ترك كرد و به زوريخ رفت. نخست درخواست تابعيت از دولت اتريش كرد. و از آنجا كه ورود به منطقه‌ى اشغالى غرب آلمان براى او ممنوع شده بود، در پاييز ۱۹۴۹ دعوت اتحاديه‌ى فرهنگى شرق آلمان را پذيرفت و در برلين شرقى ساكن شد. در آنجا تا پايان عمر خود در سال ۱۹۵۶ به كار تئاتر پرداخت. در عين حال برشت همواره موضع مستقل و انتقادى خود را نسبت به رهبران كمونيست در آلمان شرقى حفظ كرد.

+ جايگاه ادبى او را به عنوان يكى از تاثيرگذارترين نمايشنامه‌نويسان آلمانى سده‌ى بيستم به رسميت شناخته‌اند.

+ از مهم‌ترين نمايشنامه‌هاى برشت مى‌توان به: «آواى طبل‌ها در شب»، «آدم آدم است»، «اپراى سه پولى»، «عروج و سقوط شهر ماهاگونى»، «آنكه گفت آرى و آنكه گفت نه»، «تدبير»، «مادر»، «ننه دلاور و فرزندان او»، «زندگى گاليله» «انسان نيك سچوان»، «دايره‌ى گچى قفقازى»، «ارباب پونتيلا و نوكرش ماتى» و... اشاره كرد. افزون بر آن، برشت صاحب ده‌ها جلد كتاب در زمينه‌هاى نظم و نثر و نيز مقالات و نوشته‌هاى تئوريك است.‌

+ از: بهرام محيي ، DW
کتابدار، حد واسطي بين بازار نشر و مراجعه کننده ها

ميزگرد بررسي وضعيت كتابداري ايران

متن كامل را اينجا بخوانيد.
+ از خبرگزاري ميراث فرهنگي ، مهبود مهرنوش
نقش و اصل ادبيات
اسدالله امرايي ، مترجم : عمده آثاري كه در دنيا چاپ مي‌شوند، آثاري هستند كه حرفي‌ براي گفتن دارند و نويسنده‌ها به هر حال حرف‌هايشان را مي‌زنند، اما گاهي گوش شنوا پيدا نمي‌شود. در بسياري از آثار خلق‌شده، طنز موجود در آثار، حماقت‌ها را به تصوير مي‌كشند و به طور كلي آثاري برد دارند كه در مجموع به درد انسان مي‌پردازند.

+ البته در دنيا آثاري هم توليد مي‌شوند كه در همان‌جا هم مدفون مي‌شوند و انعكاسي پيدا نمي‌كنند؛ كشورهايي مثل نروژ و بلژيك كه دغدغه‌شان ادبيات براي ادبيات است. اين نشان مي‌دهد علاوه بر ايران كه وضعيتش در اين زمينه خاص است، كشورهاي ديگري هم وجود دارند كه دچار اين مساله باشند.

+ جهان بيرون و درون انسان جدانشدني است؛ نه مي‌توان نقش ادبيات را پرداختن به جهان بيرون انسان به تنهايي تعريف كرد و نه پرداختن به جهان درون؛ اين دو جداي از هم نيستند.

+ از زبان ديگران ، وبلاگ اسدالله امرايي

+ عكس از وبلاگ اسدالله امرايي
+ منبع : ايسنا
نوذر پرنگ
اين قلم ديري است در جهل مركب مانده است
كو يد بيضا و انگشت ورق‌گردان تو

+ پيكر نوذر پرنگ چهارشنبه از مقابل تالار وحدت تشييع مي‌شود.
پرنگ ، وصيت كرده تا در جوار علي تجويدي به خاك سپرده شود.
اين شاعر و محقق در سن 69سالگي در كرج درگذشت.
دو مجموعه‌ي شعر "فرصت درويشان" (65) و "آن‌سوي باد" (82)، از آثار منتشرشده‌ي او هستند.

+ منوچهر آتشي سال 84 در نشست نقد و بررسي شعر پرنگ درباره‌ي او گفته بود: غزل‌هايي كه من از او خوانده بودم، با حافظ و صائب پهلو مي‌زد؛ بي هيچ اغراقي.
پرنگ از قديم هم شعر نيمايي مي‌نوشت. هرچند اين شعرها اغلب ذهني و تاريك بودند، و بيش‌تر در قالب دوبيتي‌هاي پيوسته ظاهر مي‌شدند، اما نگاه امروزي نيمايي متداول آن سال‌ها را داشتند، بويژه همان تيزبيني گرايشي نيهيليستي، كه تا حدودي در شعرهاي نصرت رحماني و يكي دو شاعر آشنا و نه چندان نام‌آشنا هم تجلي مي‌كرد. در شعر نوذر اما همه چيز صميمي و بي‌تصنع بود. نوعي پيري زودرس از همان ابتدا، گريبان اين شاعر دردمند را گرفته بود و شايد همين روحيه بود كه نمي‌گذاشت او قرار گيرد و آرام شود و به حال و هواي سني و جواني و جهان‌بيني امروزين خود برسد. شعر "گربه‌ي سنگي" او در اين حال و هوا ساختي استوار دارد و تصويرها نو، ولي دردآلود هستند.

+ عباس سجادي ، شاعر: در زماني كه خيلي‌ها روي آوردن شاعران را به ترانه كاري سطحي مي‌پنداشتند، اما پرنگ با شناخت و ايماني كه به اين موضوع داشت، به ترانه پرداخت و كارش هم از جوهره‌ي قوي برخوردار بود.


+ محمد علي بهمني ، شاعر : جايگاه او در غزل هم‌تراز كساني است كه در طول تاريخ غزل والا گفته‌اند و تأثيرش هم در غزل امروز انكارنشدني است.
+ كسي تا گسترده‌ي كاري پرنگ را از ترانه‌ها، كارهاي سپيد، مثنوي‌ها، ساقي‌نامه‌ها و غزل‌ها مرور نكند و تا از درون نوذر و زندگي‌اش كه بسيار شنيدني است و براي سوختگان، آتشي ديگر، شناسه‌اي نداشته باشد، شايد جايگاه او را درك نكند.

+ موسوي گرمارودي با اشاره به جلسه‌ي نقد و بررسي شعر پرنگ در خرداد سال گذشته با حضور خود شاعر و مرحوم منوچهر آتشي، يادآور شد: آن‌جا به اين موضوع اشاره كردم كه اشيا هم ناطق‌اند و گويا؛ ليكن به زبان بي‌زباني. اما اين‌طور نيست كه پديدار‌هاي عالم با همه سخن بگويند؛ شاعران و بخصوص شاعراني مثل پرنگ محرم رازهاي پديدار‌ها هستند و پديدار‌ها با كساني مثل او بيگانه و نامحرم نيستند.

+ عكس و گفتگوها از ايسنا
+ بيت ابتداي متن از نوذر پرنگ است
نرم افزاري براي وبلاگنويس ها
مایکروسافت قصد دارد در تاریخ 14 ماه آگوست سال جاری میلادی نرم افزار جدیدی را به مجموعه برنامه های Live خود اضافه نماید.
این برنامه ی جدید "نویسنده زنده ویندوز" یا Windows Live Writer نام گذاری شده است.
هدف از طراحی این برنامه از طرف مایکروسافت آن است که کاربران پس از استفاده بتوانند مطالب و نوشته های خود را در وبلاگهایشان پست نمایند. تا این لحظه، اطلاعات دقیقتری پیرامون این نرم افزار منتشر نشده و تنها به امکان غلط یابی املایی آن اشاره شده است.

+ منبع خبر: WinBeta.Net
ايران درودي
+ در آستانه‌ي 70 سالگي بانوي هنرمند نقاش مدرنيست ايراني - ايران درودي -، فيلم مستند و داستان زندگي و آثار وي تا چهل روز ديگر در سينماهاي آمريكا اكران مي‌شود.
+ اين فيلم را بهمن مقصودلو طي پنج سال گذشته بر اساس كتاب "در فاصله‌ي دو نقطه (خاطرات ايران درودي)"، تهيه و كارگرداني كرده و قرار است مهرماه سال‌جاري بر پرده‌ي سينماهاي آمريكا به‌نمايش درآيد.
+ آخرين كتاب منتشر شده از وي با عنوان "چشم شنوا"، كه خود آن‌را وصيت‌نامه‌اش مي‌داند، به سه زبان، در ايران، اروپا و آمريکا منتشر شده است.

+ از: ايسنا
+ تصوير از: ايران
منوچهر معتبر
+ به عنوان يک شهروند از شرايط پيرامونم تاثير مي گيرم و ناخودآگاه اين تاثير بر آثارم سايه مي اندازد. به نظرم آثار همه هنرمندان در سراسر دنيا ريشه در جامعه اطرافشان دارد.

+ طراحي تصوير کردن است. اما وقتي رنگ را وارد مي کنيم، به اين معني است که مي خواهيم تصوير را توصيف کنيم. سيب را قرمز نمي کنم، چون مي خواهم توصيفش را به ذهن مخاطب واگذار کنم. شايد مخاطب سيب سبز دوست داشته باشد، يا زرد. مي خواهم ذهن بيننده را آزاد بگذارم. از سوي ديگر براي خودم زيبايي تصوير بيشتر اهميت دارد تا رنگ و زينتش.

40 سال پيش کار کردن در اماكن عمومي در اتوبوس و پياده رو جرات مي خواست. شنيده بودم در فرانسه طراحان همين کار را مي کنند، مي خواستم طراحي لحظه اي اجتماعي را در ايران رواج دهم.
براي مردم خيلي عجيب بود، مي ايستادند و نگاه مي کردند. بعضي ها اعتراض مي کردند که چرا عکس ما را مي کشي و بعضي ها هم مي ايستادند و تقاضا مي کردند صورتشان را بکشم. طراحي از چيزي جز چهره براي مردم غير قابل درک بود. اول کار خجالت مي کشيدم اما بعد از مدتي عادت کردم. از همان زمان شيفته طراحي بودم.

+ متن كامل اين گفتگو را اينجا بخوانيد
از: خبرگزاري ميراث فرهنگي، سارا امت علي
كه از چه راههايي گذشتيم
مهرداد ضيايي : چيزي كه برايم مهم است اين است كه خيلي چيزها در خواندن اين كارها ياد گرفتم.
فهميديم كه از چه راه‌هايي گذشتيم‌،چه شيوه‌هايي را تجربه كرديم، چه گونه بيان كرديم، چه قدر در آن شكست خورديم و چه قدر كامروا شديم. اين كه اساسا آدم‌ها در آن زمان چه طور از يك وسيله‌اي كه به عنوان رسانه‌اي نو بود مثل همين ادبيات نمايشي به سبك فرنگي، استفاده مي‌كردند تا بتوانند مسايل سياسي خودشان را مطرح كنند. با اين كه مطبوعات وضعيت بدي نداشتند‌، در آن زمان تعداد مطبوعات زياد بود، تلويزيون، مجله كار خودشان را ادامه مي‌دادند و نسبتا آزادانه مي‌توانستند فعاليت رسانه‌ايي‌ خودشان را انجام دهند.
پس از روخواني چند نمايشنامه از دورۀ قاجار، به كارگرداني مهرداد ضيايي

+ متن كامل را از خانۀ هنرمندان بخوانيد
پاپ ها

گزارشي ازفعاليتهاي هنرمندان موسيقي پاپ ايران

متن گزارش را اينجا بخوانيد +
August 12، 2006
Greece, Aug 9

The moon rises behind the Temple of Poseidon, at cape Sounion, some 60 kilometers south of Athens
+ عكس از : AFP
نقد هاي بهمن جلالي بر دوسالانه‌ و نمايشگاه‌هاي عكس
+ بهمن جلالي:
مركز هنرهاي تجسمي حق و وظيفه ندارد كه از انجمن‌هاي صنفي دفاع كند. انجمن‌هاي صنفي به‌ عنوان يك حرفه كارشان را دارند انجام مي‌دهند؛ آن‌ها در ازاي توليد كارشان براي خود درآمد ايجاد مي‌كنند. حالا بگويند تكليف دانشجو و هنرمندي كه دارد كار خلاقه مي‌كند، به چه كسي مربوط مي‌شود؟ از بحران و دفاع از ميراث فرهنگي گرفته تا دفاع از ...؛ همه‌ي اين‌ها بسيار خوب است، اما راهي هم براي آدم‌هايي كه از دانشگاه‌ها فارغ‌التحصيل مي‌شوند و در جست‌وجوي عكاسي به‌عنوان هنر تجسمي مستقل هستند، پيدا كنند. چه كسي مي‌تواند از اين‌ها دفاع كند؟

+ وردپرس فتو، با 50 سال سابقه‌ي برگزاري، حدود 10 نفر داور دارد. تازه آن‌ها 10 نفري هستند كه همه‌شان در عكاسي خبري كار كردند.

+ دوسالانه‌اي درست كرده‌اند كه كسي نقدشان نكند و حرفي نگويد، وقتي نخود و لوبيا را در يك ديگ مي‌ريزيد كسي نمي‌ماند كه به شما اعتراض كند. يك نمايشگاه، يك مسابقه و يك دوسالانه به من نشان دهيد كه 27 داور با شاخه‌هاي مختلف داشته باشد. اين هم از آ‌ن كارها و حرف‌هاي عجيب و غريب است. اين دوسالانه، بازار مكاره شده است.

+ متاسف و ناراحت مي‌شوم، غمم مي‌گيرد كه در موزه‌ي هنرهاي معاصر اين مملكت، عكس كارخانه و صنعت و تبليغات ببينم، اما آقايان گويا مي‌خواهند راي و حضور داشته باشند و حرفي هم نشنوند؛ پس بهترين راه، شراكت است ديگر؛ و نتيجه هم اين مي‌شود كه مي‌بينيم.
+ مي‌توان نمايشگاهي فراگير از همه‌ي شاخه‌هاي عكاسي كه در اين مملكت وجود دارد، برگزار كرد، اما نام آن‌را بي‌ينال نگذارند. چراكه بينال تعريف دارد.


+ مسابقه‌اي به‌نام هنر و نيايش راه انداختند، چند ميليارد تومان هزينه برداشت. تنها مسابقه در ايران بود كه غرفه‌اي در فتوكينا داشت؛ فتوكينا نمايشگاه صنعتي بود، اما اين‌ها غرفه‌اي را اجاره كردند. جوايز چند ميليون توماني را هم دادند، اما چه اتفاقي در عكاسي ما انداخت، چه بازتابي در دنيا و حتا ايران داشت؟ چندصدميليون تومان هزينه كردند، اگر موفق بود چرا ادامه ندادند؟ اين بودجه را تلف كردند؛ درحالي كه با اين بودجه مي‌توانستند 20 كتاب را به يك مترجم سفارش ‌داده و به‌عنوان منابع دانشگاهي مورد استفاده‌ي دانشجويان باشد.
مي‌توانستند اين بودجه را صرف شهرستاني‌هايي ‌كنند كه حتي پول قاب كردن عكس‌هاشان را ندارند.

+ تنها سوالم از برنامه‌ريزان نمايشگاه اين است كه چه دستاوردي پيش آورد؟ آيا در دنيا موفق شد، آيا در ايران موفق شد، اين پول صرف چه شد؟ همين بازي را داريم سر دوسالانه در مي‌آوريم؛ شعار مي‌دهيم، جايزه مي‌دهيم و ... مبادا كسي از ما برنجد! حالا مي‌خواهم از كساني كه سه سال پيش چنين تاختند، فحاشي كردند و بدوبي‌راه به ما گفتند و معلوم نيست الان كجا هستند، بپرسم حالا چرا درباره‌ي اين مقولات حرفي نمي‌زنند، آيا مشكلشان من بودم؟

+ منبع: مطالعه متن كامل از ايسنا
قواعد بازي
محمد آزرم، شاعر :
+ قدرت‌ها با كنترل و تصميم‌گيري به جاي ديگران، يك نكته اساسي را فراموش مي‌كنند؛ انسان‌ها خودشان داراي شعور هستند و مي‌توانند به تنهايي يا با مشورت ديگران تصميم بگيرند، اما نيازي به اقدام ديگران ندارند. به جاي محدود كردن يا ايجاد مانع در برابر اطلاعات بايد به گسترش جهاني و تحليل اطلاعات بپردازيد، در غير اين صورت بازنده جنگ تكنولوژي اطلاعات قطعا شما خواهيد بود.

+ زماني يك قدرت امكان مخفي كردن آنچه را نمي‌خواست ديگران يا قدرت‌هاي ديگر از آن مطلع شوند، داشت، اما امروز قدرت آشكارسازي اطلاعات و مهم‌تر از آن قدرت تحليل اطلاعات در رسانه‌ها آن قدر زياد است كه اجازه چنين كاري را نمي‌دهد. امروز به هيچ وجه نمي‌توانيد آنچه كه نيستيد يا آنچه را كه نداريد، مدعي بودن و داشتنش باشيد. شرايط بازي كاملا تغيير كرده و براي اين كه بازنده آن نباشيد، نه فقط مثل آن‌هايي كه بازي بلدند، بلكه بارها بهتر از آنها بايد بازي كردن را ياد بگيريد.

+ اگر جلوي انتشار يك كتاب، فيلم يا هر اثر هنري و غير هنري گرفته شود، از هر نوعي كه باشد، بلافاصله و با شدت بيشتر، از مسيرهاي غير قابل كنترل منتشر مي‌شود. اين مسيرهاي كنترل نشدني چون پاسخ‌گو به هيچ قانوني نيستند، براي برخي افراد سودهاي بادآورده‌اي به دنبال دارند.

+ كتابي به هر دليل توقيف يا سانسور مي‌شود و هنوز خبر اين اتفاق منتشر نشده، قيمت آن در بازار آزاد چندين و چند برابر مي‌شود. فيلمي از روي پرده سينماها جمع مي‌شود يا حتي اجازه نمايش پيدا نمي‌كند و بعد در تيراژ بسيار وسيع دستفروش مي‌شود. جلوي سايت‌هاي اينترنتي گرفته مي‌شود، ولي فيلترشكن‌ها اين موانع را پشت سر مي‌گذارند.

+ از‌: ايلنا
+ عكس از: ايلنا، سولماز پور عبدا..
ترجمه

عباس پژمان ، مترجم :
+ تاثیرترجمه درفرهنگ و ادب هر ملتی یک امر بدیهی است و در همه زبانها به دنبال هر نهضت ترجمه شاهد یک شکوفایی ادبی نیز بوده ایم .

+ ترجمه یک اثر پرارزش و ارائه یک ترجمه با ارزش کارراحتی نیست و حتی گاهی سخت تر از کار مولف خواهد بود .
+ متن كامل از مهر
+ عكس از مهر
نمايش كودك : كمبود بودجه

آزاده پورمختار، مدرس تئاتر و عروسك گردان :
+ بودجه‌ای که برای اجرای یک نمایش کودک در نظر گرفته می‌شود، یک سوم کار بزرگسال است.

+ اگر بودجه مناسب در نظر گرفته شود می‌توان در همین سالن‌های فرهنگسراها که اصولا برای اجرای نمایش هم شاخته نشده‌اند، نمایش‌های ساده در ژانرهای مختلف کودک روی صحنه برد و دست‌اندرکاران تئاتر کودک را با برخورد مناسب برای کار در این سالن‌ها تشویق کرد.

+ در حال حاضر بسیاری از نمایش‌هایی که در این محل‌ها به عنوان نمایش کودک روی صحنه می‌روند، ویژگی‌های کار کودک را ندارند و تنها با موسیقی و آواز می‌خواهند آن را به عنوان نمایش کودک مطرح کنند. اما این نوع نمایش‌ها حتی بر اساس کار کودک شکل نگرفته است.

+ دولت باید اجازه بدهد سالن‌های نمایش خصوصی توسط سرمایه‌داران این بخش ساخته شود و در کنار آن دولت نیز از تئاتر کودک و نوجوان حمایت کند. چون در تمام دنیا از سوی دولت حمایت قوی از تئاتر صورت می‌گیرد.

+ منبع عكس و خبر : مهر
كدام ادبيات جدي؟

قاسم كشكولي، نويسنده:
+ اين يك ضعف و شكست خواهد بود كه ادبيات عامه‌پسند بر ادبيات جدي - از نظر كمي - غلبه يابد. اگر اين امر صادق باشد، نشان از سقوط و نزول جامعه خواهد بود؛ چراكه ادبيات با انسان و معرفت‌شناسي سروكار دارد و وقتي سقوط مي‌كند، انسانيت نيز سقوط مي‌كند و به ادبيات باسمه‌يي مي‌رسد.

+ دليل اين‌را ‌كه ادبيات جدي در مقابل ادبيات عامه‌پسند كم شده است، بايد در ساختارهاي جامعه جست و دقيق شد.

+ امروز كدام ادبيات جدي باقي مانده است؟ آن‌ها كه اين نوع ادبيات را توليد مي‌كردند، يا به خارج از كشور مهاجرت كرده‌اند، يا از دنيا رفته‌اند يا كارشان پشت در سانسور مانده است؛ پس آن‌چه مي‌ماند، مشتي كار است كه تارهاي حس‌گر كسي را تحريك‌ نمي كند.

+ در تلويزيون و سينما هم اين قضيه صادق است. سينماگران جدي‌ ما ‌كدام‌شان كار جدي و خاص مي‌كنند؟ درواقع فضايي براي سرگرمي و ابتذال را در فيلم و ادبيات به‌وجود مي آورند.

+ وقتي ادبيات جدي كم‌رنگ شده است، و وقتي تيراژ ادبيات خاص ما هزارتاست و تيراژ كتاب‌هاي عامه‌پسند به 500هزار تا هم مي‌رسد، يعني اين‌كه موفق شده‌اند ادبيات جدي را كم‌رنگ كنند. در بلندمدت اين انسان ايراني است كه زيان مي‌بيند. بچه‌هاي ما و تمدن ايراني آسيب خواهند ديد، چراكه ادبيات مستقيما با انسان سروكار دارد.

+‌ منبع: ISNA
+ عكس از ايسنا
August 11، 2006
شب كامبيز درم بخش
مجله‌ی بخارا، مراسم بزرگداشت «كامبيز درم‌بخش» كاريكاتوريست معاصر را با عنوان«شب كامبيز درم‌بخش» پنجشنبه نوزدهم مردادماه درتالار بتهون خانه‌ي هنرمندان ايران برگزار كرد.
در اين برنامه، آيدين آغداشلو ، جمشید ارجمند، شهرزاد اسفرجاني، ابراهيم حقيقي، ناصر نيرمحمدي و مسعود شجاعي طباطبايي سخنراني كردند.

+ آيدين آغداشلو به عنوان نخستين سخنران، ابتدا به جمله اي از اومبرتو اکو اشاره کرد:اين هنرمند مي گويد براي ماندگار شدن، دو راه هست يکي اينکه آدم بچه دار شود و يا اثر هنري خلق کند. تعداد زيادي از ما هر دو را انجام داده ايم اما زماتي که به مجموعه آثار کامبيز توجه مي کنم، مي بينم با اين انبوه درخشان که حاصل مکالمه او با جهان است، ماندگاري او تام و تمام خواهد بود.
- او مثل همه ما در جواني شروع کرد و اکنون 50 سال از شروع فعاليت هنري اش مي گذرد، حرفه اي بودن محض او سبب شد بدون دست و پا زدن هاي بيهوده و هرز رفتن، راهش را بيابد و ادامه دهد. او از ابتدا در جست و جوي معنا و مفهوم خودش بود و در نهايت زبان خود را پيدا کرد. زباني که پيدا کرد به مفهوم نوعي جهان بيني بود که به مرور زمان صيقل يافت و تبديل به اثر هنري شد.
- انسان او انساني است جهاني و عمومي. او خود را در تمامي آدم هاي اثرش تکثير مي کند و از اين راه ملموس بودن اثر به نحو شايسته اي در ذهن مخاطب باقي مي ماند. او وجود زنده و سيالي است که عمرش طولاني خواهد بود و در اين عمر طولاني گزارشگر ضربان نبضي خواهد شد که با شدت مي تپد. او افتخار يک نسل از هنرمندان ايران است. آثارش نه تنها بازگو کننده او، که بيانگر دوراني است که انسان هايي چنين تراز اول به بار آورد.


+ شهرزاد اسفرجاني، گرافيست: ... فارغ التحصيل گرافيک در فرانکفورت بودم. براي يافتن يک کتاب به کتابخانه رفتم و آنجا پوستري ديدم با امضاي کامبيز.
- او ترسيم کاريکاتور را در آلمان با جا به جا کردن يک چرخ دستي آغاز کرد. روزي چرخ دستي اي را ديد که به يک سوپر مارکت تعلق دارد اما در خيابان رها شده، چرخ دستي را براي سپردن به صاحب اصلي جا به جا مي کرد که عابري از او پرسيد چه مي کني. درم بخش هم جواب داد که قصد دارد آن را به صاحبش بازگرداند. عابر، مالک سوپر مارکت بود. صاحب سوپر مارکت فردا نخستين کاريکاتور را در آلمان به درم بخش سفارش داد.
- آثار درم بخش اغراق در يک لحظه نيست، دعوت مخاطب به درک يک لحظه است.


+ جمشيد ارجمند: بيش از 35 سال است که با هم دوستيم، نه از آن دوستي ها که از کافه و سينما آغاز مي شود، دوستي ما از پشت ميز کار آغاز شد:دوتايي در مجله پرتيراژ زن روز کار مي کرديم. چهار صفحه طنز را او مديريت مي کرد. بر مديريت تاکيد مي کنم زيرا او با درکي عميق از طنز و تصوير و متن، بهترين هماهنگي را در فضاي صفحه به وجود مي آورد. لطافت و پيوستگي ميان طرح ها و طنز نوشته ها، هر خواننده اي را به پهنه وسيع تفکر واقف مي ساخت.
- درم بخش از ابتدا جهاني فکر مي کرد و مي کشيد اما با چنان چيرگي و غنايي که حتي در چارچوب هاي ايراني، هر مخاطبي را تحت تاثير قرار مي داد.


+ ابراهيم حقيقي، گرافيست : نگاه به آثار او اين نکته را يادآوري مي کند که اين روزها مطبوعات ما خالي از تصويرگري درست است.
- با اشاره به مجموعه مينياتور درم بخش : پيش از آنکه موضوع هويت دستمالي و کليشه شود، درم بخش به مينياتور ايراني پرداخت. او موضوع کارهايش را مثل نهنگ شکار مي کند.


+ عمران صلاحي : او يک کاريکاتوريست، تمام وقت است. او از معدود هنرمنداني است که هم مخاطب عام دارد هم خاص. کارهاي مطبوعاتي او ارزش تاريخي دارد و دوره اي خاص در تاريخ ايران را بيان مي کند. اما در ايران تنها يک کتاب از او منتشر شده است.
- خواستم به مناسبت پنجاهمين سال فعاليت هنري او اين بيت سعدي را بخوانم "اي که پنجاه رفت و در خوابي" ديدم تناسبي ندارد، پشيمان شدم. اما اميدوارم او مثل سعدي 110 سال عمر کند، موانع چاپ کتاب هايش رفع شود و آثارش مثل بوستان و گلستان سعدي هزاران بار تجديد چاپ شود.

+ منبع: خبرگزاري ميراث فرهنگي،سارا امت علي
+ عكس از: خانه هنرمندان ايران
Admiring the Moon, Aug 8

+ Greece, Cape Sounio
+ photo:
AFP
گربه، سنجاق قفلي و ماهي ها - پرويز شاپور

+ شاملو كتاب هواي تازه‌ را به ايشان تقديم كرده است .

+ براي او مهم نبود كه ميهمانش چه سن و سالي دارد، وقتي با خبر مي‌‏شد كه كسي به ديدارش مي‌‏رود تا سر خيابان جامي به پيشواز او مي‌‏رفت.

+ شاپور همواره انسان وارسته‌‏اي بود كه هيچ گاه كسي از ناحيه او مورد آزار و اذيت قرار نگرفت. او حتي به كساني كه سال ها او را با كلمات ناروايشان آزار مي‌‏دادند ،يك كلمه ناروا نيز نگفت.

+ همواره مي‌‏گفت در جلسات سوژه توفيق همواره طرح‌‏هاي من جدي گرفته نمي‌‏شد. اولين بار "شاملو"، سال 1346 طرح‌‏هاي او را جدي گرفت و نام كاريكلماتور را بر آن گذشت، البته اسم كاريكلماتور علي رغم اينكه كه بسيار اسم نارسايي بود , روي كار باقي ماند.

+ طرح ها و كاريكلماتورهاي "پرويز شاپور" همانند شخصيتش، گربه ها ،سنجاق قفلي‌‏ها و ماهي‌‏هايش بسيار ساده و دوست داشتن هستند , يادم مي آيد كه در يكي از گفت و گوهايش گفت كه سنجاق قفلي ها براي من بسيار دوست داشتني هستند و اين سنجاق ها براي وصل كردن آمده است تا پارگي ميان دو فاصله را پر كند. گربه ها چون به قول خودش در ميان دست و پايم ولو بودند در ذهنم نقش بسته اند .

+ از گفتگوي ابوالفضل زرويي نصرآباد دربارۀ پرويز شاپور
+ عكس و خبراز ايلنا
August 09، 2006
شماره نهم نشريه زنستان: زنان مشروطه


+ روي تصوير كليك كنيد يا نشريه را در اينجا بخوانيد
August 08، 2006
Land Reform, Bolivia

+ August 2, 2006 , Bolivia
+ بوليوي، مزرعه اي درنزديكي كوچابامبا كشاورزان، تراكتور و زمين دريافت كردند، طبق وعده اي كه مورالس به آنها داده بود .
+ عكس از: Dado Galdieri / AP
مشكل كمبود فضا

دكتر محمدرضا خاكي :
+ کمبود سالن اجرا و محدود بودن فضای اجرایی تبدیل به بزرگترین مشکل شده است.

+ مجموعه تئاتر شهر به عنوان تنها مجموعه اصلی تئاتر نمی تواند پاسخگوی این تعداد نیاز باشد و ما می بینیم حتی سعی شده برای رفع این نیاز سالن های غیراستانداردی نیز فضای خود را به اجرای تئاتر اختصاص دهند.
+ متن كامل را اينجا بخوانيد

+ عكس و خبر از: مهر
ليلي گلستان

ترجمه رمان ميرا ،نخستين‌بار در سال 54 منتشر شد، اما 25 سال اجازه تجديد چاپ نداشت كه مدتي پيش مجوز گرفت و توسط نشر بازتاب‌نگار تا چاپ پنجم هم رسيد؛ اما به گفته‌ي گلستان، مجوز نشر كتاب به‌تازگي پس از اعلام وصول چاپ ششمش پس گرفته شد.

+ از: ISNA
+ عكس: همشهري
تعهد نويسنده، كناره گيري از اقتدارها

محمد بهارلو :
+ بزرگ‌ترين تعهد نويسنده اين است كه خودش را از زير سرپرستي انواع اتوريته (اقتدار)ها بركنار نگه دارد و بكوشد تا حضور كلي خودش را در اثرش متجلي سازد؛ اگر نوشتن به چيزي غير از نوشته و نويسنده راجع باشد، در اين صورت كيفيت ساختگي و تصنعي بودن آن به كيفيت طبيعي و ابداعي‌اش خواهد چربيد.

+ آن‌چه براي نويسنده اهميت دارد و بايد اهميت داشته باشد، مكاشفه ذوق‌ورزانه يا زيبايي‌شناختي است. اين مكاشفه براي نويسنده يك وظيفه دايمي است؛ موقتي و گذران و تابع امور خارجي نيست.

+ نويسنده با نوشتن در پي "حقيقت" است، حقيقت تازه‌اي كه هيچ‌گاه دست نمي‌دهد، يا معمولا بخش ناچيزي از آن در دسترس است. از همين‌روست كه نوشتن براي نويسنده و نويسندگان به شكل امري پايان‌ناپذير و دايمي درمي‌آيد .

+ نوشتن ما را برمي‌انگيزد تا در پيرامون خود باريك شويم و از نگريستن و خيره شدن در واقعيت‌ها نهراسيم.

+ نوشتن عادت‌هاي ما را تغيير مي‌دهد، بويژه اگر با كاوندگي و نوآوري همراه باشد، از اين رو ما به عنوان نويسنده تعهد داريم كه همواره و مطلقا جست‌وجوگر و نوآور باشيم. در پرتو نوآوري است كه قدرت ديد تازه پيدا مي‌كنيم.

+ وظيفه يا تعهد ما اين است كه متن خوب بنويسيم و هرگز به چيزي جز محصول حد اعلاي تلاش و نيروي خلاقيت خود رضايت ندهيم. نوشتن براي نويسنده گونه‌اي زندگي است، وضعي نيست كه نويسنده موقتي به خودش بگيرد.

+ ما جهان را با ادبيات بهتر درك مي‌كنيم، رابطه ما با جهان به بركت داستان و رمان دل‌پذيرتر و خوشايندتر مي‌شود؛ دست‌كم براي اهل ادبيات چنين است .

+ منبع: ISNA
+ عكس: شرق
Taj Mahal, Agra

+ Taj Mahal in Agra
+ عكس از: AFP
رمزگشايي نوشته هاي ارشميدس
+ نسخه اي خطي‌، كه نوشته اوليه آن پاك شده و دوباره بر كاغذ، نوشته‌ ديگري آمده است. اين نوشته‌ها كه بر روي پوست بز نوشته‌شده‌اند 7 مورد از معاهده‌هاي نخبگان يونان را در‌دل‌خود‌دارد. اين نخبگان از سال 287 تا 212 پيش از ميلاد مي‌زيستند.
+ آشكار‌كردن هر صفحه از اين متون 12 ساعت پي در پي زمان مي‌گيرد.

+ پس از نابودي كتابخانه سلطنتي اسكندريه بسياري از دست‌نوشته‌هاي برجستگان دنياي باستان از بين‌رفتند. احتمال مي‌رود سالم باقي‌ماندن دست‌نوشته‌هاي ارشميدس از آن جهت باشد كه كسي آن را شخصاً حفظ كرده است.
+ متن‌كامل: خبرگزاري ميراث فرهنگي، نسترن احمدي
از وضعيت روزنامه نگاران محلي
+ وضعيت نامطلوب روزنامه‌نگاران محلي، به علت وجود مشكلاتي نظير نداشتن امنيت شغلي، پايين بودن دستمزدها، و فقدان بيمه.

+ مطبوعات محلي به علت نداشتن پشتوانه و توان مالي لازم به تنهايي قادر به حل مشكلات خود نيستند .

+ متن كامل از : IRNA
August 07، 2006
از مديا پلير و امير نادري!

+ نميدونم دو ماه پيش بود يا سه ماه؛ تاريخش را اينجوري يادم مونده، شب بازي آرسنال و بارسلونا بود، فينال چمپيونز‌ليگ.
دقيقۀ هشتاد و چندم بازي بود كه ديگه بازي را دنبال نكردم و اين تصوير قسمتي از ماجراست !
سايت دانلود دات كام، تعداد دفعات مديا پلير يازده، صفر مرتبه. ساكت موندم و اول دانلودش كردم، بعد دويدم پيش بچه ها كه توي دانلود دات كام، من اولين دانلود كنندۀ مدياپلير جديد بودم! بايد جزو عشاق نرم‌افزار باشي تا بدوني چطوريه!
البته قبل از دانلود هم، اول تصوير صفحه را ذخيره كردم و اين سند تاريخي را نگهداشتم! مگر چند بار همچين چيزي پيش مي‌آد!


+ البته و صد البته اين كار چيزي نيست در برابر امير نادري كه از تهران راه افتاد تا لندن، براي اولين بليت اوديسۀ كوبريك، كه از دست خود اون مرحوم مغفور منور، بليط را گرفت ، كوبريك اصرار ميكرد نادري مجاني فيلم را ببينه، اما نميدونست كه بنده خدا امير نادري چطوري براي اين بليط رسيده اونجا و خود بليط هست كه براش نشانه است .
2


مي‌خواهم
تمام لغاتي را كه مي‌دانم براي تو
به دريا بريزم

دوباره متولد شوم
دنيا را ببينم
رنگ كاج را ندانم
نامم را فراموش كنم
دوباره در آينه نگاه كنم
ندانم پيرهن دارم
كلمات ديروز را
امروز نگويم
خانه را براي تو آماده كنم
براي تو يك چمدان بخرم
تو معني سفر را از من بپرسي
لغات تازه را از دريا صيد كنم
لغات را شستشو دهم
آنقدر بميرم
تا زنده شوم .



از : حقيقت دارد، كتاب قافيه در باد گم مي شود؛
احمدرضا احمدي
longest poem

طولاني‌ترين شعر دنيا، تقريبا يك كيلومتر
جنوب شرقي فرانسه
+ منبع : AFP
August 06، 2006
نمايشنامه خواني
محمد چرم‌شير :
+ ما ميراث خوار مشكلاتي هستيم كه از صد سال پيش آغاز شده و همچنان ادامه دارد .

+ ما اين دروغ بزرگ را باور كرده‌ايم كه نمايشنامه بدون اجرا هيچ ارزشي ندارد و اين باور، فراموش كردن ساخت و ساز ادبيات نمايشنامه است .

+ نمايشنامه‌خواني، جرياني است براي معرفي يك متن به كارگردان‌ها تا درباره انتخاب آن براي اجرا تصميم بگيرند .

منبع: ISNA
عارف

اگر من هيچ خدمتي ديگر به موسيقي و ادبيات ايران نكرده باشم، وقتي تصنيف وطني ساخته‌ام كه ايراني از ده هزار نفر، يك نفر نمي‌دانست وطن يعني چه. تنها تصور ميكردند وطن، شهر يا دهي است كه انسان در آنجا زائيده شده باشد .
عارف قزويني


+ عكس از ايران
Inside a glacier, France

فرانسه
درون غاري در يك يخچال طبيعي
عكس از AFP
طبیعی است که ...

اكبرلو، نويسنده و منتقد كودك و نوجوان :
+ نباید به بهانه آرامش خواهی برای بچه ها کتاب های غیرآموزشی را مورد غفلت قرار داد. آیا زمانی که در مدارس مسابقات تربیت بدنی و یا ساعات ورزش برای بچه ها تعیین می شود، به خاطر ورزشکار کردن آنهاست و یا برای ترویج فرهنگ ورزش؟ به نظر می رسد ادبیات و دیالوگ ما درباره کتاب باید تغییر کند.

+ ایجاد پایگاه های تابستانی نیاز به نیروی انسانی و بودجه و ... دارد اما فقدان برنامه ریزی باعث می شود با وجود بودن این عناصر نیز عملا کاری صورت نگیرد. متاسفانه کتابداران و مسئولان حاضر در این پایگاه ها چنین حرکت هایی را در تابستان مزاحم و دردسرساز تلقی می کنند و با این نگرش طبیعی است که کاری صورت نمی گیرد.

منبع:مهر
بازار كاغذ
رييس اتحاديه فروشندگان کاغذ و مقوا :
+ در هفته گذشته از سوي برخي افراد، درخواستهاي کلان اما کاذبي براي خريد کاغذ ارايه شده است. اخيرا حرکتهايي از بيرون بازار براي افزايش قيمت کاغذ ايجاد شده است.

+ به دنبال اعلام معاون فرهنگي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در بررسي قطع يارانه هاي کاغذ، برخي افراد با ارايه درخواستهاي کاذب و بسيار کلان سعي دارند قيمت اين محصول را افزايش دهند. در اين هفته حتي درخواستهاي 25 هزار بندي نيز به بازار ارايه شد که ما پس از تحقيقات متوجه شديم افرادي که اين درخواستها را ارايه داده اند به صورت واقعي قصد خريد کاغذ را نداشته اند.

متن كامل اين گفتگو از CHN
دورۀ گيجها !
فرهادپور، نويسنده و مترجم :
+ چاوز به شرطي شجاعت دارد که بتواند هر دو طرف را مطرح بکند نه اينکه از موقعيت به نفع خود استفاده کند. اگر نفت نبود او چه فرقي با مورالس (رييس جمهوري بوليوي) داشت و در ضمن چه چيزي او را تهديد کرده است؟

+ در مورد کاسترو( رييس جمهوري کوبا) که معلوم نيست که آيا تا قرن 22 هم مي خواهد رييس جمهور باقي بماند يا نه، او اگر شجاع است بيايد هم از بدبختهاي ابوغريب دفاع کند و هم از بدبختهايي که در هاوانا دارد پدرشان در مي آيد. چرا قسمتهايي را که برايش درد سر ساز است و مساله دارد، مطرح نمي کند.

+ "فرهادپور" همچنين در پاسخ سوالي در مورد نظرش درباره گفته هاي "ژان بودريار" مبني بر رسانه اي بودن جنگ خليج فارس و اينکه آيا آمريکا واقعاً به عراق لشکرکشي نکرد، گفت:« به نظر من بودريار بايد مي رفت عراق تا بفهمد که آيا قضيه رسانه اي است يا اينکه مزه گرگ واقعي چيست البته من در اينکه ما در دوره اي هستيم که همه گيج اند و نمي شود اعتماد کرد به اينکه بين ما و واقعيت لايه هاي گوناگون و متفاوتي از واقعيت وجود دارد، شکي ندارم اما در عين حال بايد گفت که اگر کسي به اين قضيه ها حساس است بايد تنبلي را کنار بگذارد و به عوض اينکه بنشيند تا يک نفر برايش گزارش بنويسد، خودش برود و ببيند که چه خبر است و يک فکري براي آنها بکند.»

+ درباره کافکا و اينکه او به "ماکس بروت" که يکي از دوستانش بوده، گفته است که دستنوشته هاي مربوط به زندگي خصوصي اش را بسوزاند و نه نوشته هاي ديگرش را، توضيح داد:« من در اينکه ماکس بروت اصلاً در حدي نبوده که بتواند مفسر کسي مانند کافکا باشد، شکي ندارم. به نظر من دوستي کافکا با آدم سطح پاييني مانند ماکس بروت يکي از استثناهاي زندگي اوست و او اين را مي دانسته و والتر بنيامين هم شديداً ناراحت است که چرا کافکا اينگونه معرفي شده است.»

+ « گفتن، حرکتي کاملاً تهي است و به هيچ محتوايي متصل نيست اما مهم اين است که با اين گفتن تمام صحنه خالي مي شود و فضايي خالي ايجاد مي شود که شما در اين فضا مي توانيد بگوييد که اشتباه مي کرديد يا نه. به هر حال اصل اين است که اين فضا خالي بشود و در واقع حقيقت همين شکاف و آن فضاي خالي است. حقيقت در واقع بيشتر شبيه نخ تسبيح است. يعني مي شکافد و از دل هر زندگي و هر جنبشي مي گذرد.»

منبع: CHN
دستاورد يكساله: انباركتاب

+ دايره مميزي كتاب ، هم اكنون وزارت فرهنگ را به انبار كتاب‌‏ها تبديل كرده است.

+ فكر مي‌‏كنم در جامعه امروز ما ، واژه تاسف بيشترين مصرف ممكن را دارد ...

+ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي احتمالا بر اين باور است كه شعر ، كلام و نوشته‌‏هاي ما موجبات فقر و نكبت را پيش آورده است . احتمالا معتادان ميليوني بعد از مطالعه دقيق آثار ما از صراط مستقيم منحرف شده اند . فساد ، فحشاء ، فقر ، بي‌‏كاري و اختلاف فاحش طبقاتي ، ركود ,‌‏ تورم , گراني كمر شكن , سقوط بي سوال محرومان در اعماق گرسنگي و بي پناهي و همه و همه زير سر كلمات ما است.
+ صالحي با اشاره به ميليون‌‏ها ايراني كه زير خط فقر زندگي مي‌‏كنند ، گفت‌‏ : اين آمار همين دولت است ، نه تشويش اذهان عمومي و تبليغ عليه اين و آن . پرسش من اين است كه آثار ما در 3 هزار صفحه چگونه مي‌‏توانند ، اين همه ويراني به بار آورد‌‏؟

+ در 27 سال اخير ، هيچ دوره‌‏اي اين همه كينه ورزانه نبوده است . دايره مميزي كتاب در وزارت ارشاد ، آن را به انبار كتاب تبديل كرده است، ناشراني را مي‌‏شناسم كه همه اندوخته خود را روي كار كتاب گذاشته و همه دستاورد او در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به گروگان زمان درآمده است ؛ چرا ؟

+ اگر عدالت اين است كه هر منتقد و مخالف و اهل قلم مستقل و شرافتمندي را به زاويه‌‏اي منزوي ‌‏اش كنند ، اعطاي امكانات پيشكش ، بي‌‏شك عدالت به نحو احسن رعايت شده است . واي به دولتي كه نتواند سخن منتقد و مخالف خود را بشنود.

+ من خبر ندارم و حتي حاضر نيستم كه براي چانه زدن و پي‌‏گيري سرنوشت آثار توقيف شده خود به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي نزديك شوم ! البته وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي هم نمي‌‏تواند ، با گلايه از كارمندان آن اداره و وزارتخانه ‌‏, تقصيرات را متوجه ديگران بداند . مسووليت‌‏پذيري در سطح ملي با عامل انسداد شدن خيلي تفاوت دارد . پشيماني بزرگي در پيش است.

منبع: ILNA
August 05، 2006
1

صاحب چيزي نيستيم، اما همه چيز داريم .






پولس
هنر نزد ايرانيان است و بس ..
+ اعلام شده که مجوز کتابها 48 ساعته صادر می شود در حالی که این مساله برای کتابهای فیزیک و شیمی صحت دارد و این کتابها اصلا نیاز به مجوز ندارد !

+ مردم به محتوای کتابها اعتماد ندارند و باور نمی کنند که کتابی بی کم و کاست منتشر شده باشد.

+ از گفتگوي مدير نشر ويستار با مهر
عكس خبري سال از ديد Canon

Sean Smith
The Guardian
August 04، 2006
آيدين آغداشلو

+ نمايشگاه‌ام نيمه‌ي دوم مهرماه در كانادا برگزار خواهد شد كه در حال فراهم کردن نقاشی‌ها هستم . تعدادي نقاشي آماده شده است . تعدادي هم مشغول هستم و نتيجه اين است كه وقت زيادي براي‌ام نمانده است . بايد حداقل نيمي از نقاشي‌هايي كه در اين نمايشگاه به نمايش در مي‌آيند ديده نشده باشند.
من بايد كلي دقت كنم تا معاني هنر قديم اسلامي را مثل خوشنويسي و نگارگري كه دستمايه‌ي كارهاي من است كشف كنند .

+ علت اين‌كه اينجا نمايشگاه نمي‌گذارم يا نگذاشته‌ام ؛ تا حالا هر نقاشي‌ای كه مي‌كشم بلافاصله مي‌فروشم چون زندگي من از اين راه مي‌گذرد .

+ در مورد نقاشي‌ها حتما بايد نمايشگاه بگذارم كه اين را در طول يك سال آينده انجام می‌دهم .
ممكن است در تهران نقاشي‌ها را از كساني كه خريداري كرده‌اند امانت بگيرم و بدون قصد فروش نمايشگاه برگزار كنم .
اگر اين اتفاق بيافتد اين نكته‌اي كه شما اشاره كرديد حاصل مي‌شود . در غير اين صورت من مجبورم تعداد كمتري را در گالري مستقلي به نمايش بگذارم تا يك نامه‌ي اعمالي باشد.

+ این عصر امكاناتي را فراهم آورده كه خيلي درخشان است و قطعا در دست يك گرافيست باهوش و خلاق مي تواند نتيجه‌هاي بي نظيری بدهد كه تعدادي زيادي هم قبلا داده است.


+ منبع : خانه هنرمندان ايران
ميرزا جهانگيرخان صور‌اسرافيل

يك قرن از پيروزى انقلاب مشروطيت ايران مى‌گذرد. يا بهتر بگوييم يك قرن از پيروزى انقلابى مى‌گذرد كه به شكست انجاميد .

نويسندگان و روزنامه‌نگاران معدود آن دوران، براى آنكه مقاله‌هايشان در «صوراسرافيل» نخستين روزنامه مستقل دوران مشروطيت منتشر شود، شبانه در زير نور «شمع» مطالب‌شان را مى‌نوشتند. يكى از اين معدود نويسندگان على‌اكبر دهخدا بود

و شايد خاطره همين شعله رقصان شمع بود كه پس از به دار آويخته شدن ميرزا جهانگير خان شيرازى معروف به «صوراسرافيل»، دهخدا را واداشت تا در خاطره دوست بسرايد: «ياد آر، ز شمع مرده ياد آر».

بسيارى، به دار آويختن ميرزا جهانگير خان صوراسرافيل به دستور محمدعلى شاه را، آغاز استبداد مى‌دانند. محمدعلى شاه فرمان به امضا رسيده مشروطيت توسط پدرش مظفرالدين شاه را پاره كرد و با اعلام اينكه سلطنت موهبتى الهى‌ست، مجلس را به توپ بست و نخستين قربانيانش را هم از ميان روزنامه‌نگاران برگزيد. با فرياد محمدعلى شاه كه «بكشيد اين پدرسوخته‌ها را»، ميرزا جهانگير خان صوراسرافيل در حالى كه نيزه‌اى شكمش را دريده بود، در باغشاه به دار آويخته شد.

وقتى به دفتر روزنامه يعنى منزل ميرزا جهانگير خان هجوم بردند و او را به قتلگاه كشاندند، دهخدا در محل نبود. ميرزا جهانگير خان به هر زحمتى كه بود براى همكارش دهخدا پيغام فرستاد تا پنهان شود. و چنين بود كه دهخدا از مرگ رست و ماند، تا از «شمع مرده» ياد كند.

دهخدا مى‌نويسد، در زمان تبعيد، يعنى مدتى پس از اعدام ميرزا جهانگير خان، شبى او را در همان جامه‌ى هميشگى سپيدش به خواب مى‌بيند. «صوراسرافيل» در خواب به دهخدا مى‌گويد: ”چرا نگفتى، او جوان افتاد“. و اين همان چيزى بود كه باعث شد تا جمله معروف دهخدا، بلافاصله در خواب، در ذهنش نقش ببندد.

اى مرغ سحر چو اين شب تار

بگذشت ز سر سياه‌كارى

وز نفخه روح‌بخش اسحار

رفت از سر خفتگان خمارى

بگشود گره ز زلف زرتار

محبوبه نيلگون عمارى

يزدان به كمال شد نمودار

واهريمن زشت‌خو حصارى

ياد آر، ز شمع مرده ياد آر!

+ منبع : DW
نویسنده ی بزرگ
حسین سناپور :
+ ما هيچ‌وقت نويسنده‌هاي خيلي بزرگي نداشته‌ايم كه البته شرايط اين موضوع دارد بيش‌تر فراهم میشود .

+ رمان‌نويسي كار حرفه‌يي است و كسي كه بخواهد مدام رمان بنويسد، بايد بتواند از اين راه زندگي كند؛ درحالي‌كه در كشور ما اين‌طور نيست. رمان‌نويسان ما حرفه‌يي نيستند؛ يا اغلب پاره‌وقت‌اند. رمان‌نويسي هم با كار پاره‌وقت جور درنمي‌آيد، درحالي‌كه داستان كوتاه را پاره‌وقت هم مي‌توان كار كرد. مي‌شود يكي دو روز يا هفته‌اي نشست و سر و ته يك داستان كوتاه را جمع كرد و چون در مملكت ما داستان‌نويسي پاره‌وقت است و حرفه‌يي نيست، داستان كوتاه‌نويس، زياد، و به همان نسبت، خوب داريم. داستان كوتاه‌نويسي ما، شايد منهاي آمريكا – كه در اين زمينه بي‌نهايت قوي است – با چند كشور برتر ديگر در زمينه‌ي داستان‌نويسي مي‌تواند رقابت يا برابري کند .

متن کامل این گفتگو از ایسنا
August 03، 2006
Elif Shafak

مقامات ترکيه ، "اليف شفق"، نويسنده ترک و استاد دانشگاه آريزوناي آمريکا را به "توهين به هويت ملي" متهم کردند.
او به دليل نوشتن رمان "پدر و پسر ناخلف"، طبق ماده 301 قانون جنايي ترکيه به اين جرم متهم شده و حداقل بايد سه سال را در زندان بگذراند. اين نخستين باري است که ترکيه يک اثر ادبي را طبق اين ماده قانوني متهم مي کند.
به گزارش يونايتد پرس اينترنشنال، رمان اين نويسنده 35 ساله درباره رويدادهاي سال 1915 (دوران امپراتوري عثماني) و قتل عام يك و نيم ميليون ارمني نوشته شده است.
شفق در اين رمان نوشته است:« ارمني ها و ترکها هر کدام در عصرهاي متفاوتي به سر مي برند. اگر ما بخواهيم بين اين دو گروه رابطه اي صحيح را ايجاد کنيم بايد اين فاکتور زماني را درک کنيم.»
يکي از قهرمانهاي رمان شفق، يک ارمني به نام "ارمنوش" است که داستان جدش را که در قتل عام ارمني ها در ترکيه کشته شده، روايت مي کند.
اورهان پاموک، رمان نويس معروف ترکيه نيز سال گذشته به همين جرم متهم شده بود اما اتهام او به خاطر نوشتن يک کتاب نبود بلکه به خاطر افشاگري درباره قتل عام ارمني ها در مصاحبه با يک نشريه سوئيسي بود.
+ از: خبرگزاري ميراث فرهنگي
درين باره بايد اضافه كنم كه اين نويسنده،توجهي به حكم صادره نكرده و نشريات تركيه مثل توركيش ديلي نيوز، جوابيه يا عقيدۀ او در اينمورد را چاپ كرده‌اند .


Elif Shafak
+ اورهان پاموك: اليف شافاك،بهترين نويسندۀ تركيه در دهۀ اخير است.
+ وبسايت شخصي اليف شافاك

اليف شفق ؛متولد 1971 در فرانسه، دوران كودكي در اسپانيا،تحصيلات علوم سياسي در تركيه و سپس تصدي كرسي تدريس در بريتانيا، تركيه و آمريكا .
اليف، هم اكنون پروفسور دپارتمان مطالعات خاور نزديك، در دانشگاه آريزوناست و مقالات و رمانهايي منتشر كرده .
اولين رمان او به زبان انگليسي است: The Saint of Incipient Insanities
او همچنين به عنوان منتقد در اين نشريات مينويسد: اكونوميست، سن‌فرانسيسكو كرونيكل، بوستون گلوب، واشينگتن پست .
شهر باستاني اسكندريه
+ بازیافتن بخشی از شهر اسکندریه باستانی که شامل بارگاه شاهان و بندر این شهر باستانی است، به همراه کشف شهر افسانه‌ای و گمشده‌ی هراکلیون خود به تنهایی حادثه‌هایی باورنکردنی در حوزه‌ی باستان‌شناسی‌اند.

+ تا پیش از این کشف، در سده‌هاى گذشته تنها داستان‌هایی درباره‌ی این شهربندری بر سرزبان‌ها بود.

+ شاید سخن از دوباره نویسی تاریخ درباره‌ی این دوران گزافه باشد، اما کارشناسان معتقدند که در موارد متعددی باید تاریخ‌نگاری این دوران را مورد بازبینی قرار داد.

+ متن كامل از DW
no Comment
در حال حاضر بازار نشر به ترتيب براي رمان، داستان كوتاه و بعد شعر مناسب‌ است و كتابي هم كه در شهرستان‌ها منتشر مي‌شود، به نوعي هدر رفتن انرژي مولف است .
+ متن كامل را بخوانيد
August 02، 2006
بخوان به نام گل‌سرخ


ديباچه

بخوان به نام گل سرخ، در صحاري شب،
كه باغ‌ها همه بيدار و بارور گردند.
بخوان، دوباره‌بخوان، تا كبوتران سپيد
به آشيانۀ خونين دوباره برگردند.

بخوان به نام گل‌سرخ، در رواق سكوت،
كه موج و اوج طنينش زدشت ها گذرد؛
پيام روشن باران،
ز‌بام نيلي شب،
كه رهگذار‌نسيمش به هر كرانه برد.

ز‌خشك‌سال چه ترسي!
- كه سد بسي بستند:
نه در برابر‌آب،
كه در برابر‌نور
و در برابر آواز و در برابر شور...

درين زمانۀ عسرت،
به شاعران زمان برگ‌رخصتي دادند
كه از معاشقۀ سرو و قمري و لاله
سرودها بسرايند ژرف‌تر از خواب
زلال‌تر از آب .

تو خامشي، كه بخواند ؟
تو مي روي، كه بماند ؟
كه بر نهالك‌بي‌برگ ما ترانه بخواند ؟

از اين گريوه به دور ،
در آن كرانه ببين :
بهار آمده ،
از سيم‌خاردار
گذشته .
حريق‌شعلۀ گوگردي‌بنفشه چه زيباست !

هزار آينه جاري‌ست .
هزار آينه
اينك
به همسرايي‌قلب‌تو مي‌تپد با شوق .

زمين تهي ست ز رندان ؛
همين تويي تنها
كه عاشقانه ترين نغمه را دوباره بخواني .
بخوان به نام گل سرخ و عاشقانه بخوان :
حديث عشق بيان‌كن بدان زبان كه تو داني

شعر از محمدرضا شفيعي كدكني
از مجموعۀ در كوچه باغهاي نشابور
بايد غير دولتي باشد

دكتر محمدرضا خاكي :
+ من هنوز هم معتقدم آي.تي.آي ایران باید غیردولتی باشد و اداره کل هنرهای نمایشی به عنوان نهادی که بودجه تئاتر را در اختیار دارد، تنها می‌تواند حق عضویت اعضاء را پرداخت کند.

+ باید در نظر داشت که اداره کل هنرهای نمایشی تنها متولی تئاتر ماست که بودجه تئاتر را در اختیار دارد. بنابراین می تواند حق عضویت را پرداخت کند. اما نمی تواند نماینده ای از طرف خود به آي.تي.آي جهانی معرفی کند.

+ چون تمام بودجه تئاتر کشور در اختیار اداره کل هنرهای نمایشی است، بنابراین متولی تئاتر ما این اداره کل است، اما این به آن معنا نیست که متولی آي.تي.آي ایران نیز اداره کل هنرهای نمایشی است و این اداره تنها باید پس از برگزاری انتخابات دمکراتیک و صحیح، نمایندگان منتخب را معرفی کند.
+ متن كامل از مهر
+ عكس از: ايران تئاتر
چين ضد تبت

دو وبلاگ متعلق به "ووئزر"، نويسنده زن تبتي كه كتابش "يادداشتهايي درباره تبت" در سال 2003 توقيف شد، به منظور جلوگيري از توزيع اينترنتيِ آثار او بسته شدند. كتاب يادداشتهايي درباره تبت تنها به اين دليل كه از مطالب رسمي دولتي كه درباره تاريخ و فرهنگ تبت منتشر شده، فراتر رفته بود، توقيف شده بود.
در وبلاگهاي ووئزر، اشعار و مقالاتي از او و همسرش "وانگ ليكسيونگ"، نويسنده مستقل منتشر مي شد.
يكي از اين وبلاگها به نام daqi.com به عنوان يكي از مهم ترين انجمنهاي آنلاين بحث به زبان چيني درباره فرهنگ تبت شناخته شده بود.
به نظر مي رسد كه بستن اين وبلاگها شيوه اي براي خاموش كردن اين نويسنده تبتي باشد.
ووئزر بعد از انتشار كتابش از شغل سردبيري اش در يك نشريه دولتي اخراج شد و مجبورش كردند خانه اش را در پايتخت تبت ترك كند. اين كتاب و دو كتاب ديگر از ووئزر از آن زمان در تايوان منتشر شده است.

از CHN
محمد قاضي ، 93 سالگي

فردا نودوسومين سالروز تولد محمد قاضي است؛ مترجم نامداري كه همه او را بخصوص با ترجمه‌ي "دن كيشوت" مي‌شناسند .

+ عبدالله كوثري : قاضي هرچند ذهن نوجوي نجفي و سيدحسيني را در ادبيات فرانسه نداشت و هرچند چنان‌كه بعد از گفته‌هايش دريافتم، اصولا شعر امروز فارسي را هم چندان خوش نمي‌داشت، با اين‌همه كتاب‌هايي را براي ترجمه برمي‌گزيد كه حتي ما جوانان نوجو را هم، اگر نه هميشه، اغلب خوش مي‌آمد.

+ كريم امامي هم ترجمه‌ي "دن كيشوت" را مهم‌ترين و ماندني‌ترين كار محمد قاضي مي‌دانست و معتقد بود: اين ترجمه با وجودي‌كه از زبان اصلي انجام نگرفته، به‌خاطر استفاده از زبان فاخر و كهنه‌نماي مناسب بسيار موفق است. اصولا نقطه‌ي قوت ترجمه‌هاي قاضي تسلط او بر زبان مقصد است و نه آن‌قدرها تبحر در زمان مبدأ.

+ عزت‌الله فولادوند نيز ترجمه‌هاي او را از سروانتس و ولتر و ديگران در زبان فارسي ماندني مي‌داند .

+ ديگرنظرات را اينجا بخوانيد
دربارۀ بناي شعر نيمايي

آيا بناي شعر نيمايي متروكه شده؟
دراينباره، گفتگويي انجام شده با تعدادي از شاعران و منتقدها

+ متن كامل را اينجا بخوانيد
از ايسنا
August 01، 2006
Balloon Show

+ نمايش بالن‌ها
عكاس: Yinka Oyelese
بايد صد دفعه خودش را سانسور كند

علي رضاقلي با نوشتن دو کتاب جامعه شناسي نخبه کشي و جامعه شناسي خودکامگي به عنوان روشنفکري چهره شد که علل عقب ماندگي ايرانيان را نه در "استعمار" که در "فرهنگ سفله پرور ايراني" مي داند.

+ علوم انساني ما همه اش وارداتي است. موانع معرفتي و غير معرفتي سر راه بسط اين علوم بوده است. در مورد تيراژ کتاب در کشوري مثل فرانسه تيراژکتاب ميليوني است اما شما مي بينيد که در ايران فقط بعضي از کتابها چاپهاي متعدد و آن هم فقط تا سه هزار تا مي خورد البته معلوم هم نيست که اينها خوانده شود.

+ ايران در توليد علوم جديد سهمي ندارد و ما فقط مصرف کننده هستيم. ممکن است ما چند متفکر داشته باشيم که به درون ساختارهاي اين کشورهاي توليدکننده علم رفته باشند و نظريه جديدي از آنجا بياورند و اگر زياد کوشش کرده باشند آراء کسي را بخوانند و بفهمند و بعد آن را توضيح دهند. ما حتي در ادبيات هم سهمي نداريم و اگر نگاه کنيد مي بينيد که در اين زمينه آمريکاي جنوبي ها و هندي ها نوبل مي گيرند اما نامي از يک ايراني نيست.

+ هر کس که بخواهد کتابي بنويسد بايد 100 دفعه خودش را سانسور کند. در اين شرايط هم کتاب ربطي به مساله مردم پيدا نمي کند و دانشجوي ما هم به خاطر نمره گرفتن مي رود کتاب مي خواند نه به خاطر خود کتاب و مساله شناسي مشکلات مردم.

+ متن كامل را اينجا بخوانيد
+ از: خبرگزاري ميراث فرهنگي، كمال صادقي
+ عكس از: منبع خبر
اين نبرد من است

محمود دولت آبادي :
من در ادبيات نبردي را آغاز كرده‏ام، كه از آن بايد پيروز بيرون بيايم, توجه مي‏كنيد اين نبرد من است.

+ متن كامل را اينجا بخوانيد
مطلبي به مناسبت سالروز تولد محمود دولت‌آبادي
از ايلنا
تورج زاهدي
تورج زاهدي :
+ كوتاه و بلندي‌ رمان چندان مهم نيست؛ بلكه مهم، كيفيت اثر است.

+ ما قضايا را متاسفانه اشتباه مي‌گيريم و گمان مي‌كنيم كه هر چقدر از نظر تعداد، كتاب بيش‌تر بخوانيم، شأن كتاب‌خواني‌مان بالا مي‌رود؛ در حالي كه بايد به كيفيت كتاب توجه كرد؛ نه به كميت آن. مثلا رماني مثل "كليدر" محمود دولت‌آبادي كه رماني چندجلدي است، وقت زيادي از خواننده مي‌گيرد و مخاطب بايد چند ماه وقتش را صرف خواندن آن كند و با خود فكر مي‌كند كه به جاي خواندن اين اثر، مي‌تواند در همان زمان چند عنوان كتاب ديگر بخواند و با اين تصور شأن پرخواني‌اش از نظر خودش بالا مي‌رود.

+ اين موضوع اصلا درست نيست كه مخاطب تنها بخواهد به فكر شأن كتاب‌خواني‌اش باشد و رمان‌هاي حجيم را ديگر نخواند؛ شايد يك دليل اين امر به زمان باز‌گردد. بشر امروز مدام مي‌گويد وقت ندارم؛ اما هزار وسيله ديگر براي وقت‌گذارني خود خلق كرده است تا سرگرم شود، كه در ميان اين وسايل متاسفانه كتاب جايگاه چنداني ندارد.

+ متن كامل از ايسنا
نبود کاغذ و انتشار فرهنگنامه
توران ميرهادي، دبير اجرايي فرهنگنامه کودکان و نوجوانان:
اگر چه تاليف جلد دهم اين فرهنگنامه از مدتها پيش به پايان رسيده است اما متاسفانه به دليل آن که شرکت تهيه و نشر اين فرهنگنامه مدتهاست به طورجدي با مشکلات کاغذ روبه روست تاکنون هيچگونه اقدامي در زمينه چاپ و نشر آن بعمل نيامده است .
+ اين فرهنگنامه نخستين کتاب مرجعي است که به زبان فارسي، همراه با تصوير براي کودکان و نوجوانان تاليف شده .
+ متن كامل اين گفتگو را اينجا بخوانيد

از: خبرگزاري ميراث فرهنگي،مهبود مهرنوش
Bolivia, La Higuera


Bolivia, La Higuera
جايي كه چه گوارا كشته شد، درست پشت سراين چند نفر، دهكده‌اي در بوليوي
+ عكاس : Rene Burri
محمود دولت آبادي

محمود دولت‌آبادي، در آستانه‌ي 66سالگي‌اش از انتشار دو رمان تازه خبر داد، كه يكي از اين رمان‌ها مربوط به سال‌هاي قبل است و ديگري جديد. اين‌كارها هيچ‌كدام هنوز نامي ندارند و در حال آماده كردن‌شان براي انتشار است.

+ از برنامه‌هاي در دست انجام دولت‌آبادي، انتشار تجربه‌هاي دريافتي‌اش از نوشتن و آن‌چيزي است كه از همان ابتداي كارش تا پايان نگارش "روزگار سپري‌شده‌ي مردم سالخورده" مكتوب كرده است.
اين نوشته‌ها "درباره‌ي داستان" است و به گفته‌ي او، آن چيزي است كه يك نويسنده تجربه مي‌كند و به آن مي‌رسد.

+ كاست "كليدر" او هم پس از گذشت بيش از دو سال، هنوز مجوز نشر نگرفته است. اين كاست بازخواني بخش‌هايي از رمان "كليدر" با صداي اين نويسنده‌ي پيشكسوت و نواي تار محمدرضا لطفي است كه از اوايل سال 83 در انتظار كسب مجوز نشر است.

+ از ايسنا
+ عكس از ايسنا
By : Orhan Pamuk

چاپ جديد و پخش بين المللي رمان اورهان پاموك نويسنده برجسته و جنجالي ترك، مورد توجه منتقدان و رسانه ها قرار گرفته است. چاپ قبلي و چاپ جديد هردو به زبان انگليسي هستند .

kARA KITAB, Black book
چاپ اول اين رمان، تابستان 1996 بود .


اين كتاب 480 صفحه‌اي توسط انتشارات وينتيج آمريكا به چاپ رسيده كه سه رمان ديگر از پاموك را چاپ كرده :زندگي جديد، قلعه سفيد، سرخ نام من است .

چاپ جديد و پخش بين المللي در جولاي 2006
شهبازي در كنار حافظ

پروفسور شاپور شهبازي، خبره ترين هخامنشي شناس دنيا در آرامگاه حافظيه شيراز و قطعه مشاهير فارس آراميد.
پيکر زنده ياد "عليرضا شاپور شهبازي" در قطعه مشاهير فارس و در کنار شخصيت هايي چون فريدون توللي، سيد علي مزارعي، حميد ديرين، سيد عبدالوهاب نوراني وصال، حاج سيد نورالدين رضواني، حمزه خان فيلي ، علي محمد مژده، سيد ابوطالب فنايي، جواد مصلح و ديگر نام آوران اين استان آرام گرفت.

ريچارد فراي، باستان شناس انگليسي: به نظر من شهبازي بهترين نويسنده و ماخذ تاريخ هخامنشي ،نه تنها در ايران بلكه در دنيا بود. چرا كه باريك بيني و دقت او در بازبيني منابع به هر زباني ، به علاوه دانش او درباره باستان شناسي و تاريخ هنر و ايران باستان به خوبي بينش و بصيرتش را درباره سرزمين و مردمش نشان مي‌داد.

+ عكس و خبر از ميراث فرهنگي

+ مرتبط: شاپور شهبازي با تحريف تاريخ دوره هخامنشي مبارزه ميكرد
كامبيز درم بخش

علي دهباشي مديرمسؤول و صاحب‌امتياز نشريه‌ي بخارا جزييات مراسم بزرگداشت آغاز پنجاهمين سال زندگي هنري كامبيز درم‌بخش - كاريكاتوريست معاصر - را اعلام كرد.

+ بخش مهمي از شماره‌ي 53 اين نشريه را به مقالاتي درباره‌ي هنرمند كاريكاتوريست معاصر ايران - كامبيز درم بخش - اختصاص داده كه با مطالبي از زنده‌ياد مرتضي مميز، ايرج هاشم‌زاده، پرويز كلانتري، محمد قائد، بيژن اسدي‌پور، ابراهيم حقيقي و احمدرضا احمدي همراه است.
+ نمونه‌هايي از تصاوير آثار كاريكاتور درم‌بخش از ابتداي عمر 50 ساله‌ي هنري‌اش تاكنون در اين شماره منتشر خواهد شد.
دهباشي توضيح داد كه اين مراسم روز پنجشنبه، 19 مردادماه جاري، ساعت 17:30 باعنوان شب "كامبيز درم‌بخش" در تالار ناصري خانه‌ي هنرمندان ايران تدارك ديده شده است.

+ علي دهباشي، آيدين آغداشلو، ابراهيم حقيقي، جمشيد ارجمند، شهرزاد اسفرجاني، ناصر نيرمحمدي و مسعود شجاعي طباطبايي، درباره‌ي وجوه گوناگون كارهاي كامبيز درم‌بخش سخنراني خواهند كرد.

+ قرار است فيلم مستندي از زندگي اين كاريكاتوريست 64 ساله‌ي شيرازي نيز به‌نمايش درآيدكه نشريه‌ي بخارا اين فيلم را تهيه كرده .

+ عكس و خبر از ايسنا
زبان كاريكاتور ميتواند ...

مجيد اميني :
+ زبان کاریکاتور می تواند در بیان دردهای اجتماعی بسیار موثر باشد.

+ امروز وقتی مخاطبان برای بازدید به نمایشگاهها می آیند انتظار دارند بیشترین موضوع کاریکاتورها پرتره و چهره باشد و به دلیل شناخت اندک و اطلاع رسانی ناکافی نمی دانند کاریکاتور می تواند به مثابه وسیله ای عمل کند که ملموس ترین دردهای اجتماعی را به تصویر کشد. به بیان ساده تر، مخاطبان با اشراف بیشتر و تمرین بصری می توانند موارد پیچیده تری را در حوزه کاریکاتور مشاهده کنند.

+ مجید امینی که مدت 13 سال است به شکل تجربی در حیطه کاریکاتور فعالیت می کند، سال گذشته در مسابقه آیدین دوغان ترکیه توانست در بین 90 کشور مقام سوم را از آن خود کند.

+ در نمایشگاه انفرادی مجید امینی چهل اثر کاریکاتور رنگی با مضامین رویارویی انسان های ضعیف و قوی، فقر و سایر معضلات اجتماعی به چشم می خورد. بازدید از 9 تا 18 مردادماه از ساعت 9 الی 17 به خیابان شریعتی، تقاطع همت، خیابان گل نبی غربی، بعد از میدان کتابی، شماره شصت .

+ متن كامل از خبرگزاري مهر
July 31، 2006
Pyongyang, North Korea

+ مجسمه كيم سونگ ايل، رهبر‌كره‌شمالي ،پيونگ يانگ، كره شمالي
+ عكاس: Jau Ullal
اكبر محمدي

اكبر محمدي از دانشجوياني كه در جريان حوادث كوي دانشگاه تهران بازداشت و ابتدا به حكم اعدام و سپس به 15 سال حبس تعزيري محكوم شد، يكشنبه شب، هشتم مرداد ماه بر اثر اعتصاب غذا در زندان اوين درگذشت.

خليل بهراميان، وكيل مدافع اكبر محمدي نيز در گفت‌‏وگو با خبرنگار "ايلنا" با بيان اينكه موكلش در اعتصاب غذا به سر مي‌‏برده است، گفت: بنده وقتي شنيدم كه موكلم قصد اعتصاب غذا دارد، به زندان مراجعه كردم تا بتوانم محمدي را از اين اقدام منصرف كنم اما متأسفانه مسوولان زندان اوين با اين امر مخالفت كردند كه اين اقدام برخلاف كنوانسيون‌‏هاي بين‌‏المللي و قوانين داخلي ايران است.
وي ادامه داد: موكلم يك سال را به صورت نامحدود به مرخصي آمده بود اما اخيراً بدون هيچ اخطاري از سوي مأموران بازداشت و به زندان منتقل ‌‏شد.
به گفته بهراميان، اكبر محمدي در جريان حوادث كوي دانشگاه تهران در سال 78 بازداشت و در دادگاه بدوي به اعدام محكوم شد اما بعدها با دو درجه تخفيف رهبري به 15 سال حبس تعزيري تبديل شد كه از اين مدت 10 سال زندان و پنج سال آن تعليقي بود.

+ منبع: ايلنا: اكبر محمدي در زندان اوين درگذشت

+ مرتبط: عكس از كسوف
July 30، 2006
بازي ازآن اقليم كه انگشت سبابه آنجا راه نبرد
هشتم مرداد، روز بزرگداشت شهاب الدين سهروردي، شيخ اشراق .

مرا در صورت بازي آفريد
و در آن ولايت كه من بودم
ديگر بازان بودند .
عقل‌سرخ


جواب داد كه ما جماعتي مجردانيم، از جانب ناكجاآباد مي‌رسيم.
پرسيدم كه آن شهر از كدام اقليم است؟
گفت ازآن اقليم است كه انگشت سبابه آنجا راه نبرد .
آواز پر جبرئيل

عشق را از عشقه گرفته اند و عشقه آن گياهيست كه در باغ پديد آيد در بن درخت، اول بيخ در زمين سخت كند، پس سر برآرد و خود رادر درخت مي‌پيچد و همچنان مي‌رود تا جملۀ درخت را فراگيرد و چنانش در شكنجه كشد كه نم در ميان رگ درخت نماند...
في حقيقة‌العشق

*
سهروردي سي و شش سال عمر كرد . تولد: قريه سهرورد در نزديكي زنجان در 549 ق؛ تحصيل در ايران، اقامت در آناتولي و سپس سوريه ؛ كه از آنجا بازنگشت. شخصيتهاي مذهبي او را به محاكمه اي كشاندند كه به اتمام زندگي وي انجاميد .صلاح الدين ايوبي سردار جنگهاي صليبي، شهاب را رها نكرد تا كشت، در قلعه حلب، به طريقي كه معلوم نشد .587 ق

شمس تبريز :
آن شهاب را آشكارا كافر ميگفتند آن سگان . گفتم: حاشا شهاب كافر چون باشد؟ چون نوراني است ...


تصويري از قريه سهرورد، زادگاه شيخ اشراق سهروردي

*
اين جملات از اوست :
هرچه مانع خيرست، بدست و هرچه حجاب راهست، كفر.
لغت موران

بدانكه نفس باقيست، برو فنا متصور نشود؛ زيرا كه علت او كه عقل فعال است دائمست، پس معلول بدوام او دائم ماند .
پرتو نامه

لازم حقيقت، هرگز از حقيقت جدا نشود .
هياكل‌النور

كس را لازم نيست سر آن باز گفتن، آنكس كه داند خود داند .
روزي با جماعت صوفيان

حديث اثبات لذت ، عبارتست از حاصل شدن كمال هرچيزي را و دانستن حصول آن ؛ كه اگر كمال چيز حاصل گردد و يابنده را خبر نبود ، كمال نباشد .
صفير سيمرغ

بخداي كه باطن شما آشكار است و ظاهر شما پوشيده .
رسالة‌الطير

و بحسن كه مطلوب همه است دشوار مي‌توان رسيدن زيرا كه وصول بحسن ممكن نشود الا بواسطه عشق، و عشق هر كسي را بخود راه ندهد و بهمه جايي مأوا نكند و بهر ديده روي ننمايد، و اگر نشان كسي يابد كه مستحق آن سعادت بود، حزن را بفرستد كه وكيل اوست تا خانه پاك كند و كسي را در خانه نگذارد ... و آنگه عشق بايد پيرامن خانه بگردد و تماشاي همه بكند و در حجرۀ دل فرود آيد، بعضي را خراب كند و بعضي را عمارت كند... و چون معلوم شد كه عشق است كه طالب را بمطلوب مي‌رساند جهد بايد كردن كه خود را مستعد آن گرداند كه عشق را بداند و منازل و مراتب عاشقان بشناسد و خود را بعشق تسليم كند و بعد از آن عجائب بيند...
في حقيقة‌العشق

استغراق در شهود، فراغ تسبيح را نگذاشت .
آواز پر جبرئيل

*
منابع: خلاصه زندگينامه، با تغييراتي اندك، از تاريخ فلسف اسلامي، هانري كوربن،ترجمه جواد طباطبايي
+ نام آثاري كه جملات سهروردي از آنها نقل شده، در زير هر جمله آمده
+ عكس قريه سهرورد و كل جملات از مجموعه مصنفات شيخ اشراق، شهاب‌الدين يحيي سهروردي، جلد سوم؛تصحيح و تحشيه و مقدمه:سيد حسن نصر


+ مطالب مرتبط با روز بزرگداشت شيخ اشراق:
ايسنا
ايلنا
July 29، 2006
Beirut, Green Line


+ بيروت ، خط سبز
عروس مسيحي و داماد مسلمان، راهشان را از ميان خرابه‌ها پيدا مي‌كنند؛ در خياباني بمباران شده، كه به عنوان خط سبز معروف است و جداكنندۀ بخشهاي مسلمان و مسيحي ست.
+ عكاس: Jay Ullal
+ براي سايز بزرگتر، روي عكس كليك كنيد .
در باب حق حيات ادبيات
+ كسي كه از "ادبيات متعهد" اسم مي‌برد، منظورش ادبيات متعهد به ارزش‌هاي خاص خود است. او اين واژه را به كار مي‌برد تا نشان دهد، جهان‌بيني حاكم بر اثر و ارزش‌هايي كه در اثر او بازتاب داشته، موافق با ارزش‌هاي اوست .

+ در حال حاضر، آثار زيادي در انبارها به جرم "عدم تعهد" به ارزش‌هاي حاكم انبار شده‌اند و از حق حيات در جامعه‌ي ادبي محرومند و اين ظلم به ادبيات و محصول فكري است.

+ گرفتن حق حيات از ادبياتي كه نمي‌خواهد ارزش‌هاي حاكم را تبليغ كند، پديده‌ي نامطلوبي براي ادبيات است.

+ متن كامل گفتگوي ايسنا با حسن شيخ‌الاسلامي
مرغ سحر خوان

پيكر جعفر بزرگي امروز شنبه از مقابل خانه هنرمندان،به مقصد قطعه هنرمندان تشييع شد .

+ در صورت تمايل
مي توانيد گفتگويي مفصل با وي را اينجا بخوانيد .
پرورش وعشق

عرفان کاري به چله نشيني ، رياضت ، خودآزاري و گوشه گيري ندارد بلکه مي خواهد از همين موجود آدمي به وسيله پرورش و عشق ، انساني ديگر بسازد، بهتر، مهربان تر، داناتر و جهاني آبادتر و خوب تر.

+متن كامل: دانشي كه همواره جوان ميشود
از: عبدالعلي دستغيب

+ عكس و متن از: جام‌جم
معطلي چاپ ونشر

+ نشر کتاب برای ما بسیار دشوار شده است و در چنین شرایطی هزینه های تولید کتاب و خوابیدن سرمایه هم افزایش می یابد، پس ما هم مانند دیگر ناشران ترجیح می دهیم کتاب را با سرمایه خود مولف و یا مترجم اثر منتشر کنیم و در این باره متحمل خطر نشویم.

+ ناشر نمی تواند تحمل کند که چندین کتابش بلاتکلیف مانده باشد و سرمایه ای را که صرف آماده سازی و احتمالا چاپ کتاب شده است معطل بماند.

+ از: گفتگوي مهر با مدير نشر كلام‌پويا
تحت عنوان چاپ و نشر امروز ايران
احترام به تنوع فكر

+ اعتقادي به سانسور و اعمال نظر در عرصه هنر ندارم ؛ چرا كه هنرمندان هر سرزمين بيش از هر كس ديگر ، صلاح و منفعت ملت خود را مي شناسند .

+ مسوولان بايد به تنوع فكر و عواطف ،احساسات و انديشه هنرمندان احترام بگذارند ؛ به خصوص كساني كه در راه هنر اين سرزمين استخوان خرد كرده اند.

+ متن كامل را از ايلنا بخوانيد
+ عكس از ايران تئاتر
July 28، 2006
تا زمانی که نویسندگی به عنوان شغل شناخته نشود ...
+ محمود سجادي، خالق کتاب " رنج های شاعران " : شاعری را در ایران سراغ ندارم که از راه شعر بتواند امرار معاش کند ، از اخوان ثالث و شاملو گرفته تا شاعران امروزکه زندگی خود
را به دشواری می گذرانند .

+ دکتر هادی منوری - شاعر : متاسفانه دولت هایی آمده و رفته اند اما " فردای مبهم شاعر " هنوز به عنوان تکلیفی نانوشته روی میز دولت ها باقی مانده است .

+ رضا اسماعیلی - شاعر : اگر سوء استفاده و تخلف هایی در رابطه با آثار ادبی و هنری صورت بگیرد ، هیچ تشکلی دغدغه جدی برای رسیدگی به آن را ندارد.

+ عبدالجبار کاکایی - شاعر : شاعران هم مانند تمام مردم جامعه نیاز به انجمن صنفی برای رسیدگی به مشکلات خود دارند .

+ متن كامل از مهر
تشكيل انجمن صنفي شاعران ، يك ضرورت است
هر‌كس كار خودش را بكند

نادر مشايخي :
+ وقتی انگیزه مالی وجود نداشته باشد امکان کار هم وجود نخواهد داشت . انگیزه مادی به مثابه بدن است و انگیزه معنوی مانند روح . وقتی تن و روح هماهنگ نباشند ، مشکل و ناهمسانی به وجود می آید.

+ بهتر است اجازه بدهیم هر کس کار خودش را بکند و به سامان برساند . دائم در ارکستر تنش به وجود می آید. ما باید ارکستر سمفونیک تهران را متناسب با استانداردهای خودمان تعریف کنیم ، نه ارکستر فیلارمونیک برلین.

+ هر چه قدرت مالی ارکستر بیشتر شود استانداردش نیز بالاتر می رود، من معتقدم ارکستر سمفونیک تهران باید نیمه خصوصی اداره شود.

+ متن كامل از: مهر
+ عكس از : هنر و موسيقي
به جاي هزينه هاي بي‌خود

سياوش طهمورث :
+ اگر ضعفي در هنرما در هر دوره اي به چشم مي خورد مسئول آن مديران ناكارآمد هستند ؛ اين در حالي است كه اگر من هنرمند بي سواد قصد دارم كاري را كه ارزش هنر فرهنگي ندارد و يا مشكل دارد روي صحنه ببرم،‌‏ همين مديران اجازه مي دهند و شرايط اجرا را فراهم مي كنند ، از اين رو بهتر است به جاي اين كه نوك پيكان ها را به سمت هنرمندان نشانه ببرند بهتر است كمي به مديريت خودشان توجه كنند.

+ تا زماني كه مديران فرهنگي ما كار آمد نباشد وضعيت فرهنگ و هنر ما به همين روال خواهد بود ، بهتر است مسئولان به جاي شعار دادن و صرف هزينه هاي اضافي و بي خود وارد عمل شوند.

+ مشكل من ساخت و ساز مسجد نيست، اما مسئولان فرهنگي بايد در نظر بگيرند كه ساخت مسجد در كنار تئاتر شهر براي هر دو مكان مشكلاتي را به وجود خواهد آورد.

+ از: ايلنا
near Tripoli, 1955

+ سال 1955، نزديك به تريپولي.
بيش از 6000 نفر فلسطيني آواره از جنگ با اسرائيل، در اين خيمه ها بودند .
+ عكس از: UN
جشنواره تابستانه فيلم و عكس
ثبت نام در برنامه های جشنواره تابستانه كانون فيلم و عكس پلي تكنيك آغاز شد.
كارگاه انيميشن‌سازي، عكاسي، كلاس فيلم مستند، كارگرداني و تئوري‌فيلم؛ همراه با نمايش و نقد فيلم .
اساتيد كلاسها: فرزاد مؤتمن، اردشير عالمي، محمد تهامي‌نژاد و ...

+ براي اطلاعات بيشتر درباره برنامه ها و ثبت‌نام
پيشنهاد: آرشيو خواني

از اين پس ، با جستجو در آرشيو خبرگزاري‌ها و نشريات؛ مطالبي را براي خواندن پيشنهاد مي‌كنم .تم كلي مطالبي كه انتخاب مي‌كنم شبيه به همين گفتگويي بايد باشد كه به عنوان اولين مطلب پيشنهادي، انتخاب شده . عبدالله كوثري ، مترجم، نامي بزرگ و صاحب شناخت با گسترۀ وسيع در تخصص اش، ترجمه. بديهي‌ست كه براي يك علاقه مند به ادبيات و رمان يا اشخاص فعال در اين زمينه، گفته‌ها و نظرات ايشان ، داراي ارزشي والا و حاوي نكات درست و مفيد است .
عبدالله كوثري

...من رمان ترجمه مي‌كنم با چند شرط: اولا رمان را يك يا دو بار مي‌خوانم و مي‌فهمم كه اگر اين رمان ترجمه شود و به اداره‌ي سانسور برود خيلي آسيب مي‌بيند يا نه؛ اگر اين آسيب آن‌قدر باشد كه به كار اصلي نويسنده لطمه بزند، چنين كتابي را ترجمه نمي‌كنم. كتابي را ترجمه مي‌كنم كه مي‌توانم با چانه زدن با كمترين حد دست‌خوردگي آن‌را بيرون آورم. تا وقتي كه به چيزي غيرمنطقي به اسم سانسور كتاب معتقديم، مترجم چاره‌اي جز اين ندارد؛ يا نبايد بسياري از كتاب‌ها ترجمه شود يا كتاب‌هايي را انتخاب كنيم كه سانسور لطمه‌ي اساسي به آن نمي‌زند. من معتقد به حصر نيستم؛ بايد تعديل كرد. اين وضع فاجعه‌باري است كه بار بدي را به دوش مترجم مي‌گذارد .
+ از گفتگو با عبدالله كوثري، مترجم . تاريخ نشر گفتگو: زمستان 84
متن كامل را از ايسنا بخوانيد

+ عكس از: ايسنا
توفيق

...كتاب كه فصل به فصل پيش مى رفت من به فصلى درباره سانسور رسيدم. ما هم كه در مطبوعات ايران عقده سانسور داشتيم. گفتم كه در اين سوى دنيا كسى از اوضاع ما خبر ندارد. شروع كردم به نوشتن هر آنچه سانسور در كشور اتفاق مى افتاد. فحش را به ساواك و سانسورچى و محرمعلى خان كشيدم. يك بار ديدم كه استاد راهنمايم به من مى گويد من ژنرال پاكروان رئيس ساواك را مى شناسم. گفتم اى داد بيداد. ما توى ايران سعى كرديم كسى نفهمد كه چگونه فكر مى كنيم و حالا اينجا دستم رو شده است. شروع كردم به چاخان كردن كه بله، خود پاكروان آدم خوبى است اما استاد فهميد. خنديد و گفت كه پسرم من هيچ وقت يك دانشجوى آزاديخواهم را به رئيس يك پليس سياسى نمى فروشم، خيالت راحت باشد.
+ از: گفتگوي شرق با عباس توفيق، سردبير مجله فكاهي توفيق


+ مرتبط:عمران صلاحي، طنزنويس، فعاليتش را با توفيق شروع كرد، ماجراي جالب توفيقي شدنش !
... متعجب، چند دقيقه اي به پاكت نگاه كردم. بعد كه آن را خواندم، نوشته بود: فلاني، شعر و كاريكاتورت رسيد. هر دو، در فلان شماره، در بهترين صفحات توفيق چاپ شده اند. منتظر بوديم كه به سراغمان بيايي كه نيامدي. در اسرع وقت بيا كه كارت داريم! هم خوشحال بودم و هم شگفت زده. رفتم. آن قدر خجالتي بودم كه رويم نمي شد از پله هاي مجله بالا بروم. دو سه بار رفتم و برگشتم تا اين كه دل به دريا زدم. مرا كه ديدند، باورشان نمي شد شعرها را گفته باشم.
به هرحال، همان روز اول مرا به تحريريه بردند. حالا من كلاس دهم بودم و فوق العاده خجالتي. نشستيم و آنها درباره طرح روي جلد مجله، دنبال سوژه بودند. آن روز، بيشتر سوژه هايي كه بر مبناي اخبار و رويدادهاي اجتماعي پيشنهاد كردم، پذيرفته شد. از همان روز هم گفتند كه تو عضو تحريريه هستي. تصور كن، يك الف بچه باشي، خيلي زود به تحريريه راه پيدا كني و مهم تر اين كه حقوق هم بگيري.
+ متن كامل از: ايران شماره 2735 اسفند 82

+ عكس از: شرق و ايران
جهت تو

چه قدر بود آن كار ؟ من جهت مصلحت تو پنجاه سفر بكنم .
اگرنه مرا چه تفاوت از روم تا به شام، در كعبه باشم و يا در استنبول، تفاوت نكند .
نفس ترا پيش تو قدري نيست ، پيش ما عظيم قدري دارد، از براي ماش نگاه دار .
چه شادم به دوستي تو كه مرا چنين دوستي داد خدا .
مرا چه آن جهان چه اين جهان، مرا چه قعر زمين چه بالاي آسمان، مرا چه بالا چه پست .


+ شمس تبريز
July 27، 2006
Fang-Yi Sheu ,from Taiwan

+ Cologne, Germany,July 25, 2006
+ عكس از: AP
محسن وزيري مقدم، 83 سالگي

محسن وزيري مقدم :
+ هنر ياددادني نيست. بلكه نوعي كشف و درك است. همه چيز در طبيعت هست. منتها بايد بتوان آن‌ها را از دل آن بيرون كشيد .

+ مسلما مطالعه و پژوهش در آثار بزرگان را نبايد ناديده گرفت ولي اينكار را فقط به‌منظور فراگيري و هم‌گام شدن با سطح هنر جهان انجام دهيد نه با هدف دنباله روي يا تقليد .
چندي پيش استاد جواني در شهرستان يزد از من پرسيد چگونه مي‌توانم استاد خوبي باشم؟ در پاسخ به او گفتم: يك استاد خوب كسي است كه هميشه شاگرد خوبي باشد، با دانش و هنر روز، هم‌گام شده و خميرش را از راه مطالعه و پژوهش دايمي بارور كند و سپس آن اندوخته را به شاگردانش انتقال دهد .

+ پل كلي مي‌گويد: سعي كنيد فرزند برگزيده‌ي پروردگار باشيد، آن‌وقت است كه الهه‌ي هنر به روي شما لبخند خواهد زد و جايي در رديف بزرگان دانش و هنر به شما تفويض خواهد شد .

+ به خاطر داشته باشيد، تاريخ با بي‌رحمي درباره‌ي ما و روش كارمان قضاوت خواهد كرد، چه خوب است كه از اين داوري سربلند بيرون آييم .
+ از : يادداشت محسن وزيري مقدم
متن كامل اين يادداشت را بخوانيد

+ مرتبط : متن كامل سخنراني محسن وزيري مقدم در موزه هنرهاي معاصر تهران خرداد 83، از: سايت كارگاه

+ عكس از: ISNA
July 26، 2006
سد سيوند
فهم سود و زيان ماجراي سد سيوند ، واقعا به چه مقدار ضريب هوشي نياز دارد؟
July 25، 2006
Beirut , July 20


+ عكس از Thomas Dworzak
احسان نراقي: سال سياه كتاب
+ احسان نراقي :
+ يكسال اخير سياه ترين دوران تاريخ انتشار كتاب در ايران است . در يكسال اخير كمترين تعداد كتاب منتشر شده است و بعدها از آن به عنوان فاجعه قرن ياد خواهند كرد، اين با توجه به اينكه آمار كتاب خواني در كشور ما بسيار پايين است، فاجعه است. دستگاهي كه بايد در خدمت انتشار كتاب باشد، در خيانت به كتاب گام برمي دارد.

+ مگر مردم ايران آنقدر بي شعورند كه با خواندن يك كتاب اخلاقشان فاسد شود، همه اين مسائل از تنگ نظري مسوولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ناشي مي شود.

+ بي اطلاعي و بي سوادي بازرسان اداره كتاب و ترس و رعبي كه از سوي بالا به آنها اعمال مي شود؛ موجب منع انتشار كتاب در كشور شده است. بهتر است از اين پس از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به عنوان اداره امتناع ياد كنيم.

+ مجموعه مقالاتم را كه سال ها پيش منتشر شده بود، ناشر براي تجديد چاپ به ارشاد فرستاد، اما پس از دو ماه هنوز وضعيت اين كتاب مشخص نشده است و اين تنها مشكل من نيست؛ هر ناشري دست كم 40 عنوان كتاب دارد كه وضعيت‌‏شان مشخص نشده است و اين نشان مي دهد كه كارهاي مسوولان فرهنگ و ارشاد اسلامي هيچ منطقي ندارد.

+ متن كامل را از ايلنا بخوانيد
سومين جايزه کاوه گلستان
دبيرخانه سومين جايزه سالانه عکاسی مطبوعاتی کاوه گلستان اعلام کرد با پايان داوری سومين ‏دوره اين جايزه با قضاوت حسين قندی – بهمن قبادی - عباس کوثری – اميد صالحی در ‏تهران و کاترين ديويد در برلين آثار برگزيدگان راه يابی به نمايشگاه مشخص شد.
+ متن كامل خبر و ليست اسامي
از سايت رسمي جايزه كاوه گلستان
زمستان كتابها
+ مدير نشر طرح نو : كارها با توقف روبه رو شده اند، مجوزها داده نميشوند يا دير داده ميشوند و يا خواستار ابطال مجوزهاي قبلي شدهاند كه اين به شدت سياست تنگ كننده و بي انگيزه كننده اي براي ناشران است و چنين وضعيتي در صنعت نشر ما بيسابقه بوده است كه در خوانندگان كتاب هم بي تاثير نيست .
- سانسور، جلوگيري، مانع و محدوديت ايجاد كردن، همه ي اينها به فقر زيست بوم فرهنگي ما منجر ميشود .
+ مدير نشر كوير : مجموعه شرايطي كه بر كشور ميگذرد، محصول نوعي دلسردي فرهنگي، سياسي است و شايد بتوان گفت عمده ترين عامل ركود كتاب است .
+ مسوول نشر آگه : با اوضاع و احوالي كه اين روزها در بازار نشر وجود دارد، رغبتي براي انتشار كتاب جديد نيست.
+ مدير نشر اختران : تكليفمان هنوز روشن نيست. مولف و مترجم نميدانند چه متني را بايد انتخاب كنند .
+ متن كامل اين گزارش را از ايسنا بخوانيد
براي نجات آثار استاد صنعتي

+ محل ريزش ميدان توپخانه ، در چند متري موزه آثار استاد علي اكبر صنعتي است . كارشناسان گفته‌اند احتمال ريزش در بقيۀ نقاط وجود دارد؛ مسئوليت موزه با هلال احمر است ، زيرا استاد، آثارشان را در 1342 به شير و خورشيد اهدا كرده بودند .
+ انتقال آثار به محلي مناسب، يكي از راه كارهاست .
+ در كرمان، زادگاه استاد صنعتي، موزه اي براي ديگر آثار استاد صنعتي ساخته شده . سايت موزۀ صنعتي .
+
سايت كارگاه: با توجه به وجود آثار گرانبها و نفيس استاد فقيد سيد علي اكبر صنعتي در اين موزه كه نمی‌توان براي آن‌ها ارزشی مادی مشخص کرد از دست‌اندرکاران در خواست مي‌کنم تا دير نشده فكري براي اين موضوع بكنند .
+ مرتبط از ايسنا : موزه‌اي فرتوت، در اختيار سازماني امدادي

+ از استاد علي اكبر صنعتي بيشتر بدانيد:
از خبرگزاري ميراث فرهنگي
ازسايت تبيان
+ از آثار استاد علي اكبر صنعتي
عكسهاي ايسنا در انتهاي صفحۀ خبر
از سايت تبيان
لبنان 1978

+ عكاس: Raymond Depardon
July 24، 2006
فيلم دولتي
داريوش بابائيان، تهيه كنندۀ سينما
+ در حال حاضر مسوولان ما فراتر از مسئوليت شان ، كار مي كنند و مسايل دست و پاگير را در دستوركار خود قرار مي دهند، به اين ترتيب مديران ما كار را هم براي خودشان و هم براي فيلم سازان سخت مي كنند.
+ پس از 30 سال تجربه وكار در سينماي كشور ديگر اين موضوع را مي دانم كه در كجا كار مي كنم و خطوط را به خوبي مي فهمم، از موضوعات و فضاي جامعه آگاهي كامل دارم ، اما من بخش خصوصي هستم و اين طبيعي است كه براي جذب مخاطب بايد گيشه را هم در نظر بگيريم كه اين هيچ مغايرتي با ديدگاه ها و خطوط قرمز ندارد.
+ فيلم هاي دولتي ، دغدغه اي را براي توليد كننده ندارد ، فيلم ساز اگر با هزينه دولت كار كند ديگرگيشه دار را در نظر نمي گيرد به اين دليل كه نگران بازگشت سرمايه اش نيست.
+ متن كامل از ايلنا
علي باباچاهي در نشست ادبي نشر ويستار

+ من معتقدم نوعي شقّه شدگي در حضورها و شعرخواني ها صورت گرفته است و اين مساله مطرح است که چرا کسي شعر نمي خواند و تيراژ شعر چرا پايين آمده است.
+ عده اي معتقدند که فضاي محافظه کارانه اي بر شعر ما حاکم شده است. برخي ديگر هم از اينکه شعر امروز ايران از سياسي بودن دارد تهي مي شود و به سمت نوعي معناگريزي مي رود، مي نالند. به نظر من محافظه کاري همانند راديکال بودن يک خط مشي است .
+ درباره شعر امروز ايران:اين شعر را مي توان به چند دسته تقسيم کرد؛ شعر محافظه کارها، شعر راديکالها و شعر متفاوت نويسان که معتقدم اين شعر لزوماً آوانگارد نيست البته اين تقسيم بندي ازلي و ابدي نيست و مثلاً گاه در شعر محافظه کارها، شعرهاي بسيار خوب و شاهکار ديده مي شود .
+ اگر از من بپرسند که دوست داشتي شعر چگونه بود، در پاسخ مي گفتم که اي کاش شاعران ما به جاي سواد شعري يک مقداري هم سوداي شعري مي داشتند. کمبود اين سوداي شاعرانه به اين نکته برمي گردد که شاعران ما در چند جا کار مي کنند و فرصت چنداني براي سرودن شعرهاي خوب ندارند.

+ از نخستين نشست ادبي نشر ويستار که به سخنراني و شعرخواني "علي باباچاهي" اختصاص داشت و با حضور شاعراني مانند سيد علي صالحي، سعيد آذين، عمران صلاحي، کيومرث منشي زاده، عليشاه مولوي و پگاه احمدي برگزار شد.

+ متن كامل را اينجا ميتوانيد بخوانيد
از خبرگزاري ميراث فرهنگي
Karen Ballard

در اولين جلسه محاكمه صدام حسين ، تنها يك عكاس خبري حاضر بود . كارن بالارد، كه بلافاصله عكسهايش در تمام جهان پخش و مورد استفاده قرار گرفت و شهرت نامش را چند برابر كرد . با مرور سابقه كارهايش متوجه نكات زيادي ميشويم كه همگي زير دو ويژگي عمده قرار ميگيرند؛ اينكه او يك عكاس خبري رويدادهاي عمده است و ديگري ، تنوع كم نظير آثارش . ليست نشرياتي كه از عكسهايش استفاده ميكنند ، تاييد كننده‌ي نظر اخير است . مجلات و روزنامه هايي مثل تايم ، نيوز‌ويك، نشنال‌جيوگرافيك و نيويورك‌تايمز ، واشنگتن تايمز؛ نشرياتي در دوسوي اقيانوس ، نيويورك، واشنگتن، لندن و پاريس .
در واقع او يك حرفه‌اي تمام عيار است ، كسي كه در اين حرفه، دست به هركاري ميزند ، از عكاسي پرتره تا خبر و گزارش و عكاسي فيلم . ديدن بيوگرافي كارن بالارد، روي سايتش ، يكي از جالب ترين چيزهايي ست كه در گردش روي وب ميشود با آن روبرو شد .شمايي كلي با استفاده از فقط چند پاراگراف و تصوير . يكي از تجربيات كاري مورد علاقه‌اش مربوط به استيون اسپيلبرگ است كه در نيويورك با كارن ملاقات كرد و گفت كه كارهايش را دوست دارد و از او دعوت به همكاري كرد، براي فيلمش مونيخ . در واقع آشنايي شما با فيلم مونيخ در نشريات و روي وب ، با عكسهاي كارن بالارد بوده . از نكات حرفه‌اي در مورد او، اينكه در سال 2004 برنده جايزه عكس سياسي سال شده و تعدادي از عكسهاي مشهور و پرتيراژ جنگ دوم خليج ، افغانستان ، بوش و رامسفيلد ، آثاري هستند كه در وب‌سايتهاي مختلف به آنها اشاره شده . در سال 2002 از طرف مركز عكاسي پالم بيچ ، به عنوان اميدواركننده ترين نو‌چهره ، از او تقدير شد . ماجراي عكاسي از اولين محاكمه‌ي صدام را در مقاله اي ، خودش براي ديجيتال ژورناليست نوشته ، كه تيتر بسيار جالبي هم دارد :
The Girl Who Shot Saddam