SahelHa
ساحل ها
August 29، 2006
Sofia

+ ‌پس از بارش باراني سنگين، زني در حال عبور از كنار كليساي جامع الكساندر نوسكي با گنبد طلايي
Bulgarian capital Sofia, Monday, Aug. 28, 2006- golden domed Alexander Nevski cathedral
+ عكس از : Petar Petrov/AP
آيدين آغداشلو
آيدين آغداشلو :
+ براي پرداختن به هنر مدرن ، چه در سطح جهاني و چه در سطح ملي ناگريز به استفاده از تاريخ هنر هستيم.

+ سعي هنرمندان ايراني بر اين بوده كه معناي بيگانه و غريبه را با معناي هميشگي گذشته خود آشتي دهند ؛ اگرچه در اين ميان هميشه با اين سوال نيز رو به رو بودند كه آيا آن ها مي توانند ، از اين مجموعه‌‏اي كه از مدرنيته و جهان غربي مي گيرند ، انتخاب و گزينش كنند؟
+ موضوع مهم ديگر بعد از اين مرحله، چگونكي مواجهه و برخورد با هنر غرب است : هنرمند ايراني سعي كرده تا هر اتفاق جديدي كه در جهان رخ داد را تقليد كند تا ثابت كند ، مي‌‏تواند مثل غربي ها نقاشي كند ؛ البته اين جريان منحصر به ايران نبود ، بلكه در كشورهاي ديگر نظير چين ، ژاپن ، هند ،‌‏ مصر ، تركيه نيز اين اتفاق افتاده ، امامتاسفانه از جانب محققان ما پژوهش كافي درباره وجوه اشتراك ما در مقابل اين جريان طوفاني و شديد انجام نشده بود.

+ چيزي كه در قرن نوزدهم همراه با گسترش استعمار غرب در سراسر جهان مطرح شد ، موضوع غربي كردن جهان بود. قرن بيستم ، دوره استقرار اين تفكر و دوره غربي شدن است و مساله اي كه ما در اين جا به آن مي پردازيم اين است كه نسبت ما با اين اتفاقات چگونه است . اتفاقاتي كه ايران قرن 19 و 20 با آن مواجه شد و آن را پذيرفت ؛ يعني نقاشي غربي را جايگزين نقاشي سنتي خود كرد.

+ دو جريان نقاشي‌‏خط و مكتب سقاخانه : هر كدام از اين دو جريان در تقابل با هنر مدرن شكل گرفتند و بيش از 15 سال دوام نياوردند ؛ اين دو جريان در حقيقت رفتارهاي عكس العملي بودند.
+ منبع : ايلنا - عكس : امير نريماني
عزت الله انتظامي

عزت اله انتظامی :
سالن هایی که در فرهنگسراها ساخته شده اند به درد تئاتر نمی خورند. باید با کمک متخصصان، سالن هایی ساخته شود که هم بتوان در آنها نمایش اجرا کرد، هم فیلم نمایش داد و هم ارکسترهای موسیقی در آنها فعالیت کند.

+ منبع : خبرگزاري مهر
ادبيات نمايشي در ايران
محمدرضا گودرزي، داستان نويس ‌‏:
+ تئاتر به نوعي هنر اشرافي است و از اين رو هر چقدر كه كشوري توسعه يافته‌‏تر باشد‌‏, تئاتر در آن از جايگاه ويژه‌‏تري برخوردار خواهد بود .در نتيجه در اين كشور، متن‌‏هاي نمايشي بيشتري خلق مي‌‏شوند. از اين رو در كشور ما با توجه به شرايط موجود نبايد انتظار خلق نمايش نامه‌‏ و رمان داشته باشيم .
+ تئاتر و نمايش نامه ارتباط دو سويه‌‏اي با سانسور و مميزي دارند , هر چه فضا بسته‌‏تر و اعمال نظر بيشتر باشد , نمايشي روي صحنه نمي‌‏رود و همين موجب مي‌‏شود كه نمايش‌‏نامه نويسان اقبالي به نوشتن نمايش‌‏نامه از خود نشان ندهند .
+ در كشور ما رمان نيز هنوز نتوانسته راه خود را پيدا كند : به نظرم نمايش‌‏نامه خوب جدا از رمان خوب نيست , تا زماني كه رمان خوبي به زبان فارسي خلق نشود كه ديالوگ هاي برجسته‌‏اي داشته باشد , نمي توانيم انتظار نمايش‌‏نامه خوب هم داشته باشيم .

كاوه ميرعباسي، مترجم ‌‏:
+ ادبيات نمايشي و تئاتر در ايران در مقايسه با ديگر هنرها از جمله موسيقي و سينما يتيم هستند و همانند تئاتر كشورهاي پيشرفته به حمايت‌‏هاي همه جانبه دولتي نياز دارند .
+ اگر وضعيت تئاتر در ايران در همين شرايط فعلي بماند, در آينده نزديك بايد فاتحه تئاتر و ادبيات نمايشي كه رابطه مستقيمي با تئاتر دارند را بخوانيم .
+ وضعيت نمايش‌‏هايي كه بر روي صحنه مي‌‏روند خوب نيست و در ميان آثاري كه بر روي صحنه مي‌‏روند گاهي تنها شاهد يك نمايش‌‏نامه خوب هستيم كه آن هم از نوادر است .
+ در حوزه ادبيات نمايشي و تئاتر عدم حضور نشريات تخصصي موجب مي‌‏شود كه مشكلات اين قشر كمتر انعكاس داده شود و فرصتي نيز براي آسيب شناسي اين جريان فراهم نشود

+ منابع به اسامي لينك شده‌اند.
+ عكس اول از: علي رفيعي، عكس دوم از ايران
با اين همه نابرابري...
ابوالفضل جليلي ، كارگردان سينما :
اگر اين چند سطرگلايه را نوشته ام ، فقط به اين دليل است كه مي‌‏خواستم حرفي زده باشم تا هواي نفسم آرام گيرد.

دست به ساخت فيلمي زده‌‏ ام كه از حد و شعور من هزاران گام بالاتر است . نبايد اين كار را مي كردم ! اما شايد خواست خدا بود كه به من حالي كند ، در مقوله مذهب و عرفان هيچم كه هزاران بار قبول كردم و اگر مشكل گشا شود ، فقط او ، نه هيچ كس ديگر.
اما يك مشكل ديگر هم هست و آن اين كه نمي‌‏دانم چرا با من چنين مي كنند . من كه از بدو پيروزي انقلاب تاكنون 13 فيلم ساخته ام . كمترين هزينه اي كه كرده ام اين بوده كه همه توانايي ها و همه دارايي هاي مادي ام را صرف كرده ام تا بتوانم به جايي برسم كه ادعا كنم ، ما نيز از طريق انديشه و تفكر مذهبي حرف هاي زيادي براي گفتن به جهانيان داريم .حالا موفق بوده ام يا نبوده ام ، قابل بوده ام يا نبوده ام را فقط خدا مي تواند معين كند . اين را هم بگويم كه مي دانم ، هر كس كه دچار مشكلي مي‌‏شود ، حتما اشكالي در كار دارد و من از اين قاعده مستثني نيستم . اما اين كه من هر دو سال يك فيلم بسازم و بابت هر فيلم يكسال و نيم عمرتلف كنم و هر بار با هزاران اميد و التماس به وزارت ارشاد بدهم و آن ها بعد از چندين ماه سرگرداني بدون هيچ توضيحي به من جواب "رد" براي نمايش دهند ، خيلي سخت است . آن هم بدون هيچ گونه كمك و يا پرداخت خسارتي . من سوال دارم كه چگونه مي توان زندگي را ادامه داد با اين همه نابرابري ها ؟ جايي كه دولت به هرگونه فيلمي وام مي دهد ، مجوز مي دهد ، كمك هاي نقدي غير نقدي مي‌‏كند . نوع فيلم ها رانيز خودتان ديده ايد ، از دولت اول تا دولت نهم كه همين حالا بر سر كار است .آن وقت به فيلم هاي " ابوالفضل جليلي" هيچ گونه كمكي كه نمي شود ،هزار مشكل آفريده مي شود و در نهايت برگه عدم نمايش .
چند سال پيش در يك جلسه مصاحبه با جوانان ، كسي از من سوال كرد : با اين وضعيت چگونه ادامه مي دهي؟ در بين جوانان يك جوان جانباز حضور داشت كه اجازه گرفت به اين پرسش پاسخ دهد .
روي تكه كاغذي نوشت :
خنك آن قمار بازي كه بباخت هر چه بودش
بنماند هيچش الا هوس قمار ديگر
به عشق همه جانبازان اين انقلاب و به واسطه ديني كه به همه شهدايش دارم ، قول مي دهم كه خسته نشوم و با همه مشكلات ،"حافظ" را به نحو احسن به پايان برسانم و اين شعر را هم براي آن ها كه در سختي ها صبر مي كنند ، بخوانم :
به كدام ملت است اين ، به كدام مذهب است اين
كه كشند عاشقي را ، كه تو عاشقم چرايي

+ منبع : ايلنا
+ عكس از : ايران
پودو براي جعفر پناهي
جعفر پناهي کارگردان سينماي ايران، جايزه ويژه يک عمر دستاورد هنري‌اش را با نام پودو، از جشنواره فيلم والديويا شيلي دريافت کرد

+ سيزدهمين جشنواره‌ي بين‌المللي فيلم والديويا كه از سه تا يازده شهريور ماه در كشور شيلي در حال برگزاري است برنامه‌ي مرور بر آثار جعفر پناهي را با نمايش 5 فيلم بلند اوبادكنك سفيد ، دايره ، آئينه‌، طلاي سرخ و آفسايد ترتيب داده و در يكشنبه شب گذشته طي مراسمي خانم لوسي برخوف مدير جشنواره جايزه‌ي ويژه‌ي جشنواره را با نام پودو به جهت مشاركت و نقش ارزشمند جعفر پناهي در فرهنگ و سينماي جهان به وي اعطا كرد.

+ بادكنك سفيد 13 جايزه، آينه 6 جايزه، دايره 18 جايزه، طلاي سرخ 4 جايزه و آفسايد 4 جايزه تاكنون دريافت كردند و جايزه‌ي جشنواره‌ي شيليايي اولين جايزه‌ي يك عمر دستاورد هنري براي پناهي است.

+ پودو ، نام كوچكترين آهوي جهان است، كه نسل آن در حال انقراض بوده و اينگونه تنها در جنوب شيلي زندگي مي‌كنند. اين جايزه چهل و هشتمين جايزه‌ي پناهي در عرصه‌هاي ملي و بين‌المللي است كه شامل هفت جايزه در ايران و 39 جايزه در جشنواره‌هاي بين‌المللي خارج از ايران بوده است.
+ مطالعه متن كامل
نياز خيلي زياد به ترجمه داريم
احمد تميم‌داري، مترجم و پژوهشگر :
+ ما نياز خيلي زيادي به تربيت مترجم و ترجمه‌ي آثار خارجي داريم.
+ غربي‌ها از تمام منابع و ميراث فرهنگي تمدن‌هاي اسلامي، ايران، كشورهاي عربي، آفريقاي شمالي و بين‌النهرين استفاده، و آن‌ها را ترجمه كردند تا رنسانس به وجود آمد. درواقع فرهنگ اسلامي تغيير و تحول پيدا كرد و فرهنگ وسيع اروپايي را شكل داد، ولي ما اين فرهنگ را به عربي و بخصوص به فارسي برنگردانديم، و حتي يك‌صدم كتاب‌هاي اروپايي درباره‌ي ايران، اسلام و علوم مختلف ترجمه نشده است. مثلا ايرانشناسي از قرن 18 در روسيه بسيار پررونق بوده، ولي ما اين آثار را درباره‌ي كشورمان ترجمه نكرده‌ايم.

+ ترجمه خيلي مهم است، در حالي كه ما سازماني براي ساماندهي اين امر نداريم. بايد در دانشگاه‌هاي مختلف انستيتوي زبان‌هاي خارجي تأسيس كنيم كه سال 79 اين پيشنهاد را به وزارت علوم دادم، اما گفتند زبان‌هاي بيگانه در اولويت نيستند؛ در حالي‌كه ترجمه هميشه در اولويت است و دايما به آن نياز داريم، هم براي ترجمه‌ي آثار غيرفارسي و هم براي ترجمه‌ي آثار خودمان به ديگر زبان‌ها كه بويژه در اين عرصه خيلي ضعيف‌تريم.

+ مطالعه متن كامل
ادبيات مهاجرت
جواد مجابي، شاعر و منتقد :
+ در خارج از كشور هم وضعيت ادبيات خوب است و انجمن‌هاي ادبي‌شان فعال‌اند، آن‌ها هم كار مي‌كنند و مرتبا آثار جديدي منتشر مي‌شود، و البته حادثه‌ي عجيب و غريبي اتفاق نمي‌افتد و يا با حركت تازه و متفاوتي روبه‌رو نيستيم.

+ اهالي ادبيات خارج از كشور، از وضعيت ادبيات اين‌جا مطلع‌اند و نشريات ادبي‌شان هرچند بيش‌تر به آثاري كه در غرب توليد مي‌شوند، مي‌پردازند، اما به آثار جالب توجه داخلي هم توجه دارند.

+ مطالعه متن كامل از ايسنا
+ عكس : حامد نوري، ايسنا
آثار اوليه نمايشنامه نويسي فارسي
دكتر عطا الله كوپال، مدرس دانشگاه، مترجم و محقق ادبيات نمايشي :
+ آثار آخوندزاده و ميرزاآقا تبريزي با توجه به نوع نگاهشان به رفتارهاي اجتماعي دوران قاجاريه و مثلا نشان دادن مراسم عروسي بيشتر مورد استفاده دانشجويان مردم‌شناسي قرار مي‌گيرند تا دانشجويان ادبيات نمايشي.
+ آخوندزاده هم‌نسلانش را به نقد و نظر توصيه مي‌كند. از طرف ديگر او نقد، استيضاح و تمسخر را در يك رديف قرار داده است و در نامه‌اي به ميرزاجعفر قراچه‌داغي مي‌نويسد: گويي شيخ اجل ظهور كرده و بوستان و گلستان را نوشته كه همه بخوانند و شفا پيدا كنند.
+ آخوندزاده خود نيز قائل به نقد نبوده است و به طور كلي توان پذيرش نقد و نظر را ندارد.
+ ما بيش از هر چيز به سمت و سوي فتوكپي كردن و برابر اصل ساختن گرايش داريم. در چنين شرايطي خلاقيت از نطفه خفه مي‌شود و تنها تقليد از يكديگر باقي مي‌ماند.
+ آثار اوليه نمايشنامه‌نويسي فارسي بيشتر بر اساس تقليد از آثار آستروفسكي روسي است، با اين تفاوت كه آثار آستروفسكي بيشتر حول و حوش آواز و رقص مي‌گردد و آثار آخوندزاده با نيش زدن‌هاي سياسي همراه است.

+ منبع : روزنا
August 28، 2006
داريوش شايگان؛ لغت، رمان، ايران
+ فرهنگستان هم لغت ابداع مي‌كند، اما تا جابيفتد، طول مي‌كشد. خيلي از اين لغات جديد در زمان رضاشاه آمد و بعد هم جا افتاد. خيلي‌هايشان را مردم مي‌گيرند و خيلي‌ها را هم پس مي‌زنند.

رمان
+ ما رمان نداشته‌ايم؛ رمان غربي است. ما حماسه و قصه مثل "هزارويك‌ شب" داشته‌ايم. رمان حماسه بورژوازي است و براي به‌وجود آمدن آن، بايد دنيا عوض شود و خيلي اتفاقات ديگر رخ دهد و نويسندگان به آن آگاه باشند.


+ صادق هدايت آدمي استثنايي است؛ با اين‌كه به فارسي روان مي‌نوشت و ضرب‌المثل‌ها را جمع مي‌كرد و طنز هم به كار مي‌برد، اما متفاوت بود.
+ دليل اين گفته‌، آخرين نامه‌هاي هدايت كه خطاب به شهيد نورايي نوشته و در فرانسه منتشر شده: اين‌ها نشان مي‌دهد كه اين آدم اصلا در يك دنياي ديگر زندگي مي‌كرده كه هيچ ارتباطي با ايران آن روز ندارد.
+ شايد در ايران هم روزي رمان بزرگي به‌وجود آيد.

ايران
+ در حال حاضر ايرانيان خارج از كشور نزديك به 600 ميليارد دلار سرمايه اندوخته‌اند؛ سرمايه‌اي كه خودشان درآورده‌اند، نه اين‌كه از ايران برده باشند و اگر احساس امنيت كنند، آن سرمايه را به ايران وارد كنند، ايران به لحاظ اقتصادي تكان مي‌خورد. البته اشتباه ايراني‌ها اين است كه فكر مي‌كنند چون ما نفت و گاز داريم، پول هم داريم. از يك جهت درست است، اما ثروت يك مملكت تنها اين‌ها نيست؛ شعور و تحقيقات و ماده‌ي خاكستري‌ و ابتكار از هر چيز ديگر مهم‌تر است. آقاي "بيل گيتس" فقط ايده مي‌فروشد؛ نه نفت، نه آهن و نه طلا. در ايران هم 80درصد صنايع دولتي است. كشور‌هايي پيشرفت مي‌كنند كه بخش خصوصي قوي دارند.

+ مسأله‌ي اخير لوح‌هاي گلي ايراني : اين لوح‌ها چون به خط ايلامي بود و در ايران هم متخصص اين خط نبود، آن‌ها را براي خواندن دانشگاه شيكاگو فرستادند و مقاديري از آن‌ها در مقاطع مختلف به دولت ايران پس داده شد و فكر مي‌كنم مسأله به‌هرحال حل شود. ولي گاه‌گاهي اين آثار در خارج بهتر نگهداري مي‌شوند. في‌المثل سراميك‌هاي دوره‌ي هخامنشي كه نشان‌گر گارد ويژه پادشاهي است، توسط ناصرالدين‌شاه به خانم "ديولا فوآ" داده شد و آن خانم آن‌ها هم برد و مرمت كرد كه امروز ذر موزه‌ي لوور در اتاق مخصوصي به نمايش گذاشته شده‌اند و شايد اگر در ايران مي‌ماندند، از بين مي‌رفتند.

+ تاريخ ايران باستان را غربي‌ها نوشته‌اند. حتا زبان اوستا را آن‌ها خواندند. تاريخي هم كه اخيرا توسط يك فرانسوي نوشته شده و از كورش تا اسكندر را دربرمي‌گيرد، بي‌نظير است و بدون تحريف. اين كار‌ها زحمت مي‌خواهد كه ما ايراني‌ها براي آن تنبل هستيم.

+ منبع : مريم كريمي، ايسنا
+ عكس : سامان اقوامي، ايسنا
Three-hour tour

+ ماجراجويي ساعت 5:30 صبح در ناپا شروع شد و 8:30 صبح، نزديك به ديكسون و در امنيت كامل به اتمام رسيد. يك تور سه ساعته.
+ عكس از : Frederic Larson, San Francisco Chronicle
August 28 2006
اگر غلامحسين ساعدي هم هنوز زنده بود..
ضياء‌الدين ترابي :
+ تئاتر و نمايش نامه، يكي از ابزارهاي مهم انتقاد از حكومت هاي ديكتاتوري است .
+ به عقيده عده اي از منتقدان و متفكران، سابقه ادبيات نمايشي در ايران به تعزيه باز مي گردد و تعزيه تنها شاخه اي از ادبيات نمايشي است كه در برگيرنده مفاهيم كلي نخواهد بود.
+ به دليل مهجور بودن نمايشنامه در ايران، افراد كمي به نمايش نامه نويسي روي آورده اند و با اين تعداد انگشت شمار نيز به تنهايي نمي توانند كار چشمگيري ارائه بدهند.
+ وضعيت نقدهايي كه بر روي خود نمايش نامه نوشته مي شوند، بسيار اسفناك است و در مطبوعات ما صفحه اي يا ستوني براي نقد نمايش نامه وجود ندارد و اين خود به تنهايي درد بزرگي است.

شاپور جوركش :
+ هيچ هنري همچون تئاتر در آتش مفاهيم اجتماعي نمي‌‏سوزد و تاثير نمي‌‏گذارد، شايد به همين دليل است كه خاندان‌‏هاي حكومتگر ايران چندان دل خوشي از تئاتر نداشته‌‏اند.
+ تئاتر هنري، اجتماعي و متناسب با الگوهاي اجتماعي يونان باستان است , اما هنر ملي ما شعر است كه در آن شاعر به عنوان گوينده متكم وحده به منبر مي‌‏رود و خطابه‌‏اي صادر مي‌‏كند كه در 2 سوي آن يكي گوينده همه چيز داني است و در سوي ديگر مخاطب هيچ ندان فرض شده است.
+ در چنين جامعه‌‏اي جايگاه تئاتر به قدري تنزل پيدا مي‌‏كند كه در گفت و گوي مردم كوچه و بازار به هر چيز مسخره‌‏اي تئاتر و ادا درآوردن بگوئيم. در فرهنگ عبوس و درون‌‏گراي ما، صورتك يا ماسك به عنوان يك مفهوم منفي تلقي مي‌‏شود و در حد "حجاب " و " ونگار "ي زنگاري فرونگري مي‌‏شود كه بر " آيينه " نشسته است، در حالي كه در فرهنگ هنر، صورتك به عنوان يكي از ابعاد شخصيتي انسان مورد توجه است و شيوا 3 شخصيت دارد .
+ فرهنگ ما از شكل تعزيه قدسي قدمي بيرون نگذاشته و تغزيه تيپ‌‏سازي و شعار و روايت اسطوره‌‏اي است كه بر صحنه حكومت مي كند و نه شخصيت پردازي و روايت دراماتيك؛ ويژگي‌‏هايي كه تئاتر معاصر ما را شكل مي دهد .
+ در ادبيات نمايشي ما تقليد كوركورانه اسطوره‌‏ها و ميراث عرفاني ما مطرح است، در حالي كه در يونان و رم باستان، نقد و پرسش از اسطوره‌‏ها و به محك زدن آنها در واقعيت , يك اصل اساسي براي خردمندان جامعه بوده است .
+ در عين حال آثار "غلامحسين ساعدي" واقع گرايانه‌‏ترين متون نمايش در دهه 40 و 50 است و "اكبر رادي" نيز با ديالوگ‌‏هاي شعرگونه بعد ديگري به شيوه‌‏هاي بياني نمايش ايران مي‌‏افزايد و به پرداخت شخصيت‌‏هاي فرهيخته مي‌‏پردازد. آخرين نمايش چاپ شده او، قدرت شگفت اين نويسنده را در بازآفريني ذهن و زبان مردم كوچه و بازار به نمايش مي‌‏گذارد .

علي بابا چاهي :
+ يكي از ويژگي هاي نمايش و تئاتر، حضور مستقيم تماشاچي است و با توجه به اينكه پس از انقلاب 57 ،مميزي در عرصه نمايش و تئاتر بيشتر شد، عملا در اين سال ها كار خلاقانه و موفقي روي صحنه نرفت و همين موجب دلزدگي مردم از تئاتر شد.
+ فضاي جامعه اگر بستر مناسبي براي اجراي نمايشنامه را فراهم بياورد، شوق نوشتن نيز رو به افزايش خواهد بود.

عبدالعلي دستغيب :
+ با توجه به شرايط بسته سياسي در ايران، كارگردانان و نمايش نامه نويسان بايد خودشان را با شرايط موجود وفق بدهند كه در اين صورت ديگر از اثر خلاقه چيزي باقي نمي‌‏ماند.
+ اگر در نمايش نامه نويسي و تئاتر حتي در دوره‌‏اي كوتاهي حرفي براي گفتن داشتيم؛ مديون "عبدالحسين نوشين" و "اسكويي" و "نامدار" هستيم .پس از آن هر چه از جمله نمايش نامه هاي "بهرام بيضايي"، "غلامحسين ساعدي" و "اكبر رادي" همه سياست زده و رمانتيك هستند و هنوز نمايش نامه هاي ايراني به مرحله دراماتيك نرسيده‌‏اند.


محمود معتقدي :
+ تئاتر در ايران در دهه 20 با توجه به فضاي سياسي و اجتماعي نسبتا رشد خوبي داشته اما در 50 سال اخير با اينكه ساختار فرهنگي و دانشگاهها تغيير كرده است به دليل عدم وجود امكانات لازم و عدم توجه مسوولان آنچنان كه بايد رشد و دچار دگرگوني نشده است .
+ تئاتر يك هنر بي واسطه است و آدم‌‏هاي بي واسطه بايد خودشان را با اين هنر تطبيق بدهند در سالهاي اخير با توجه به دولتي شدن تاتر , شاهد افت و خيزهاي بسياري در اين عرصه بوده‌‏ايم و البته صداهايي از گوشه و كنار تئاتر و نمايش نامه‌‏نويسي ما به گوش مي‌‏رسد كه اين صداها پاسخ درستي به شرايط امروز ما نيست .
+ با توجه به انگشت شمار بودن تعداد نمايش‌‏نامه نويسان نبايد انتظار داشته باشيم كه در تاتر شاهد رشد باشيم .

قاسم كشكولي :
+ با توجه به شرايط موجود، فضايي براي رشد و شكل‌‏گيري ادبيات نمايشي در ايران نيست و امكانات صحنه در ايران بسيار محدود است كه همين موضوع كساني را كه مي‌‏خواهند در اين حيطه كار كنند، دلسرد مي‌‏كند.
+ با توجه به شرايط موجود كه امكان اجراي نمايش در ايران بسيار محدود است، ترجيح مي‌‏دهم ننويسم تا انتظار بكشم كه آيا شرايطي فراهم مي‌‏شود كه متن به مرحله اجرا برسد .

فرزانه كرم پور :
+ نمايش‌‏نامه نويسي از سوي نويسندگان ايراني مورد استقبال قرار نمي‌‏گيرد؛ چرا كه حاضر نيستند متن هايشان سال ها زير تيغ مميزي بماند كه آيا مجوز اجرا خواهند گرفت يا نه‌‏؟ اگر "غلامحسين ساعدي" هم هنوز زنده بود، شايد با توجه به شرايط مميزي تئاتر , نمايش‌‏نامه‌‏اي نمي‌‏نوشت .
+ وقتي كه شرايط اجرا نباشد، بي شك كسي سراغ نمايشنامه نوشتن نمي رود .

+ كليه مطالب از ايلنا تحت عنوان : ادبيات نمايشي و لزوم بازگشت به دوران طلايي
+ عكسها به منابعشان لينك شده اند.
ميهن بهرامي، مردم خسته
ميهن بهرامي، نويسنده :
+ ادبيات عامه‌پسند خطر نيست؛ بنابراين حساسيت زيادي روي آن وجود ندارد.
من قصد توهين به كسي ندارم، اما ادبيات عامه‌پسند همان‌طور كه در گذشته پشت سر گروه حركت كرده، الان هم حركت مي‌كند و دنباله‌روست. من نمي‌گويم روشنفكر مي‌تواند تغيير دهد، ولي روشنفكر مي‌تواند آگاهي دهد؛ اين آگاهي خيلي سخت است و تنها سواد نمي‌خواهد، بلكه يك عمر عمق و ادراك وسيع مي‌خواهد كه نويسنده بايد آن را داشته باشد.

+ مردم امروز به فيلم‌هاي كمدي و طنز روي آورده‌اند و از سريال‌هاي بسيار كم‌ارزشي استقبال مي‌كنند؛ چراكه در جست‌وجوي نوعي سرگرمي‌اند. در گذشته نوشته‌هاي پاورقي بود و بسياري به آن‌ها علاقه داشتند؛ داستان‌هاي حسينقلي مستعان، ر. اعتمادي و غيره چاپ مي‌شد و مردم هم مي‌خواندند. اين داستان‌ها سرگرمي مردم‌اند؛ وقتي زندگي سنگين مي‌شود، دوست دارند كارهايي از اين دست انجام دهند.

+ امروز در ايران كارهاي بسيار جدي و باارزشي ترجمه مي‌شوند و توجه افرادي كه از ابتدا به مباحث جدي علاقه داشتند، نه تنها كم نشده، بلكه زياد هم شده است.

+ ادبيات جدي جا باز مي‌كند و ذره‌اي جاي خود را به چيز ديگري كه از خود متنزل باشد، نمي‌دهد؛ ولي اگر خوانده نمي‌شود، به‌دليل خستگي مردم است.

+ با اشاره به پيوند رمان و فلسفه: تقريبا در ايران اصلا فلسفه‌پرداز به مفهوم غربي نداريم؛ سال‌هاست كه نداريم. كساني كه استاد فلسفه‌اند و در عرصه‌ي كتاب‌ها شخصيت نماياني دارند، كم‌تر درباره‌ي فلسفه‌ي جهاني صحبت مي‌كنند. البته امروز كتاب‌هاي فوق‌العاده منتشر مي‌شوند كه در گذشته آرزو داشتيم انتشار يابند.

+ منبع : ايسنا
+ عكس از: سخن
August 27، 2006
آيدين آغداشلو : مميز،‌عشق ورزيدن اجرايي
آيدين آغداشلو در مراسم هفتادمين سال تولد مرتضي مميز و در افتتاح نمايشگاهي به همين مناسبت :
+ چه در حيات او وچه پس از درگذشتش اين اشاره‌ها را مكرر كرده‌ام كه حضور او در عرصه فرهنگي معاصر ايران حضور بسيار مغتنم و كارسازي بوده و هست. مميز از هنرمندان معاصري است كه ذره‌اي از حقش فروگذاري نشده و مردم اصيل فرهنگ دوست ما كساني كه در راه فرهنگ معاصر ايران كار كرده و زحمت كشيده‌اند را در قلب خودجا مي‌دهند و هرجا كه لازم باشد به خاطر آنها حاضر مي‌شوند. همه چيز آهسته آهسته كند خواهد شد ولي آنها در ياد خواهند داشت كه وام‌دار چه كساني هستند. آدم‌ها، سبك‌ها، مكتب‌ها و شيوه‌ها پديدار مي‌شوند، قامت بر مي‌افرازند و از ميان مي‌روند اين چرخه حيات است. اما آن چيزي كه باقي مي‌ماند معنا و مفهوم تداوم زندگي هنرمند يا اهل معنا و فرهنگ در طول آينده تاريخ كشورش است.

+ گرافيك ايران پيش از مرتضي مميز : گرافيك ايران قطعا يك امر مداوم و جريان دار بوده است. مميز آغاز گر نوعي از نگاه به گرافيك گذشته و نوعي جان بخشيدن به آن است. والا بودند چه كساني كه تصاوير زيباي كتاب‌هاي چاپ سنگي دوره قاجار را طراحي و حكاكي مي‌كردند و چه كساني كه به رغم نبودن وسايل و امكانات كافي با مشقت بسيار گرافيك را به عنوان هنري فرعي و در كنار نقاشي راه مي‌بردند. اكنون گرافيك جايگاه والاي خود را به تمامي ‌به دست آورده است.

+ گرافيك ايران در دهه بعد از شهريور 20 نوع جديدي شد و آفاق‌هاي جديدي را تجربه كرد. در جاهايي حتي حكاكي‌هايي قرن 19 را تقليد كرد و با مشقت و سعي بسيار به صورت خط‌هاي آشوري پياپي در آثار هنرمنداني ديگر بروز يافت. گرافيست‌هاي معتبر پيش از مميز نقاشان بزرگ دوران خود بودند مثل استاد بزرگوار من همچون جوادي‌پور.حركت موازي نقاشي گرافيك به صورت مرسوم وجود داشت. نقاشان بزرگ گاهي كارهاي گرافيك هم مي‌كردند مهم ترين عرصه گرافيكي بود كه در زمينه تصويرگري انجام مي‌شد. مهمترين وجه گرافيك قبل از مميز تصويرگري بود كه جريان داشت. اين بخشي است كه از ياد رفته و كمتر به آن دوره نگاه شده است. اين دوره يكي از دوره‌هاي تعيين كننده در تاريخ گرافيك معاصر ايران است.

+ مرتضي مميز يكي از اهميت عمده شخصيت اش در اين است كه در دوره مناسبي ظهور كرد. در دوره‌اي حضور او تعيين كننده بود. دوره انتظار و ورود، جريان هوا و خون تازه در رگ‌هاي گرافيك ايران. وقتي مرتضي مميز كار خود را شروع كرد به ناچار به خاطر اينكه فضاي خالي در اين مجموعه بسيار بود و شايد تنها بخشي كه درست كار مي‌كرد گرافيك تبليغاتي بود كه در خصوص آن هيچ گاه بحثي نشده و به آن كمتر توجه شده است. مميز در دوره‌اي كار خود را شروع كرد كه چند عامل و عنصر فراهم شده بود. اقتصاد قدري پيشرفته تر بود، امكان مبادله، مراوده با خارج بيشتر شده بود و امكانات فني و اجرايي افزون شده بود. فرهنگ ايران به خصوص در دهه 40 آمادگي اين را داشت كه براي اين هواي تازه جا باز كند. به همين دليل گرافيستي از نوع مرتضي مميز از همان دوره به عنوان اولين نمونه ذكر و شناخته مي‌شود و الا گرافيست‌هاي قدر و بزرگي كه كمي‌بعد از مميز كار خود را شروع كردند كم نبودند از فرشيد مثقالي تا قباد شيوا و‌... كه در جايگاه خود موجد و به وجود آورنده جريان‌هاي تازه‌اي بودند شايد كمي ‌بعد از مميز كار خود را آغاز كردند.

+ شايد اولين كسي كه يك تنه اين جريان را آغاز كرد و گرافيست حرفه‌اي فرهنگي را معرفي كرد مرتضي مميز بود. از اينجا مميز را بايد در اين عرصه جديد نگاه كرد. در اين عرصه چند مساله قابل بررسي است كه اهل تحقيق بايد با گسترش كافي و حوصله لازم دنبال كنند. اولين مساله‌، مساله آدمي‌بود كه اگر لفظ نبوغ آميز را براي كار او به كار بريم، غلو نكرده‌ايم. نبوغ فقط براي ديگران، بيگانگان و گذشتگان نيست. نبوغ در بسياري از اوقات در نزديكي ما حضور دارد و بسا اوقات كه ناديده و ناشناخته مي‌ماند. مميز قطعا نبوغ كافي براي اين آغاز گري را داشت. هيچ آغازگري را با گروه بندي و فرقه‌هاي تشكيلاتي نمي‌توان به وجود آورد. اگر هم درست شود دوام و عمر زيادي نخواهد داشت. تاريخ داور بسيار خشن و بي گذشتي است اين نبوغ نياز به جسارتي دارد كه بروز يابد و جسارت مرتضي مميز در هم شكستن مجموعه زيبايي شناختي پيش فرض شده‌اي بود كه گرافيك ايران به آن خو كرده بود. او اين زيبايي را در هم مي‌شكند و به همين علت اين شگفتي و تعجب همراه با كار او آغاز مي‌شود. او زيبايي شناسي دوران خود را انكار مي‌كند و با چيزهايي بسيار زشت با جابجايي اندام‌هاي صورت، خط خطي‌ها و غيره كار خود را شروع مي‌كند. او قطعا از جسورترين گرافيست‌هاي است كه در عرصه گرافيك ايران كار كرده است.

+ در كنار جسارت مميز جامع الاطراف بودن او خيلي مهم بود. مميز در عين حال كه يك گرافيست فرهنگي بود يك گرافيست تبليغاتي و تجاري نيز بود. در هر بخشي كه به طراحي گرافيك مطرح مي‌شد مميز كار كرد. هيچ گاه نه خود و نه ديگران را از حيث جامع الاطراف بودن با مميز دهه 40 نمي‌توانم مقايسه كنم.

+ مميز كسي بود كه از متن فرهنگ مردم زندگي كرد و از ميان مردم از ميدان مولوي بلند شد درست است كه مخاطب فرهنگي او در بسياري اوقات او را از عامه مردم دور مي‌كرد ولي هيچ گاه ريشه‌هاي مذهبي‌، معنوي و قومي‌خود را سست و دور نكرد. وقتي هنر خوشنويسي، نقش مايه‌ها و هنر اسلامي‌و هنر پيش از اسلام ايران را درست كشف كرد و به كاربرد، آن وقت تماميت او كامل شد كه هم رو در گذشته و هم رو در جهان، هم رو در گرافيك سوييسي و لهستان، هم در چاپ سنگي‌هاي دوره قاجاريه و كهن داشت.

+ مديريت مرتضي مميز : مميز عشق ورزيدن خود را اجرايي و تشكيلاتي كرد. دانشكده‌هاي متعددگرافيك با سعي و درخواست او شكل يافت. از معلمي‌كوتاهي نكرد و انجمن‌هاي متعددي را به وجود آورد. او گرافيك ايران را به جهان و گرافيك جهان را به ايران شناساند. مميز ناني در سفره داشت كه مي‌خواست آن نان را با جماعتي تقسيم كند. او آن چيزي كه به زحمت و مشقت به دست آورده بود به راحتي در بين ما تقسيم كرد.

+ منبع : خانه هنرمندان ايران
+ عكس از : كيان اماني
قطب الدين صادقي
قطب الدين صادقي، كارگردان تئاتر :
+ به دليل بحراني كه در تئاتر وجود دارد بازيگران حرفهاي را دو دستي تحويل سينما مي‌‏دهيم در نتيجه اولين مشكل بازيگر حرفهاي است و وجود متخصص در دنيا بدون تخصص يعني كاردان. يكي از بزرگترين بحرانهاي ما اين است كه متخصين را از دست مي‌‏دهيم.

+ به نظرم لازمه جريان تئاتر نيرومند وجود متخصص تراز اول است متأسفانه شرايط به گونهاي شده كه در يك مسابقه غم انگيز به نام به دست آوردن پول نام و اعتبار و سابقه خودرا با اولين قرارداد كنار ميگذاريم و مي بينيم هنرمنداني را كه مايه فخر هستند اما در سريالهاي نازل تلويزيوني بازي مي كنند و براي اين حرفه و تخصصشان به اندازه كافي وقت نمي گذارند.

+ به نظر من وظيفه مسئولين بسترسازي و حمايت است و نه هدايت، ما كارمان را بلديم و به شخصه معتقدم درك متقابل و مدارا كه مستلزم خلاقيت و آزادي است بايد جا بيافتد

+ هيچ كاري بدون بودجه شدني نيست همه كارها بودجه مي خواهند بودجه نامشخص و اندك است و با تبعيض پخش مي شود.

+ وجود مدعيان بسيار زيادي كه فارغ التحصيل ميشوند و دنبال كار ميگردند كه به نظر من مركز هنرهاي نمايشي به عنوان متولي تئاتر هيچ كاري در اين زمينه انجام نداده است. شش سالن وجود دارد براي 12 ميليون جمعيت و از طرف ديگر اين گروه فارغ التحصيلان اصلا برايشان مهم نيست كه سلسله مراتبي هم هست و سوابقي هم وجود دارد.
اين فارغ التحصيلان حق دارند، كار كنند و شايستگي هايشان را اثبات برسانند و البته وظيفه عملياتي ساختن اين مهم را بايد مركز هنرهاي نمايشي انجام دهد و حتما در اولين گام بايد سالن ها را توسعه بدهد در حال حاضر كه توسعه فيزيكي سالن تئاتر صفر است و اين مسئله سبب شده تا فارغ التحصيلان براي كار هجوم بياورند و اين جاست كه عرضه كم و تقاضا زياد است.

+ چيزي كه در اين ميان وحشتناك است اخلاق است يعني ارزش ها از بين رفته است ما در اين ميان به جاي اين كه داوري كنيم بايد همديگر را دوست داشته باشيم كه متاسفانه ما اين همبستگي را از دست داديم و در حال داوري همديگر هستيم و چيز خطرناك همين داوري‌‏ها است و اين باعث مي شود افراد گسيخته و دور از هم بشوند.

سومين نشست از سلسله جلسات راهكارهاي عملي در توليد تئاتر عصر روز شنبه با حضور دكتر قطب الدين صادقي و هرمز هدايت در خانه تئاتر، با حضور جمعي از هنرمندان و دست اندركاران از جمله جمشيد جهانزاده، اسماعيل شفيعي، عباس جهانگيريان، سهراب سليمي، ايرج راد و تعدادي از دست اندركاران رسانه هاي جمعي .

+ مطالعه متن كامل از ايلنا
+ عكس از : مهدي قاسمي
شمس آل احمد، ادبيات امروز
شمس آل احمد :
+ كتاب قطور نوشتن چندان مهم نيست؛ كيفيت اهميت دارد. گاهي خود من از كتاب قطور به‌عنوان سنگي استفاده مي‌كنم براي باز گذاشتن پنجره كه به هم نخورد و از خواب نپراندم. امروز به‌نظرم كتاب حجيم نوشتن رسم نيست و كم‌تر كسي اين ‌كار را مي كند .

+ امروز ديگر مانند گذشته نيست كه خواننده فرصت اين را داشته باشد كه بنشيند و اثري بلند بخواند. در كنار اين مسائل، ما نويسنده حرفه‌يي هم نداريم كه وقتش را صرف نوشتن كتابي حجيم كند .

+ در ايران به نويسنده پول درست و حسابي نمي‌دهند. در جاهايي كه نويسنده درست و حسابي مثل ژان ‌پل سارتر يا آلبر كامو سربر مي‌آورد، به اين دليل است كه به نويسنده‌شان توجه دارند و به او مي‌رسند. نويسنده از نظر مالي تامين است و كتابش هم بارها تجديد چاپ مي‌شود، ولي ما كي در ايران چنين چيزي داشته‌ايم؟ كتاب يك نويسنده به‌زور تجديد چاپ مي‌شود و تيراژ هم كه وضعيت اسفناكي دارد. پس ديگر نويسنده چه اميدي براي خلق اثر دارد؟

+ شمس آل احمد، نه تنها با سانسور بيروني، بلكه با خودسانسوري نويسنده نيز مخالف است : اين اصلا درست نيست كه نويسنده قبل از نوشتن، خود را سانسور كند. هنر اصلا با سانسور هم‌خواني ندارد. قلم بايد راحت بگردد و فعاليت مغزي يك نويسنده را روي كاغذ بياورد.

+ كسي كه نقد مي‌كند، بايد خود گردن‌كلفت‌تر از كسي باشد كه مي‌نويسد. ولي ما نه نويسنده‌اي با اين قدرت داريم و نه منتقدي كه قدر باشد و بتواند نقد ادبي جامعي ارايه دهد و پيشرفت ادبيات ما را موجب شود.

+ ادبيات، ادبيات است و هيچ ايسمي را برنمي‌تابد .

+ منبع : ايسنا
+ عكس از: آرش خاموشي
از جشن تولد 70 سالگي مميز
ساعد مشكي، كه پس از مميز سردبيري نشريه نشان را به عهده دارد، به عنوان مجري اين مراسم حاضر شد و پيش از دعوت سخنرانان، متني را خواند كه در ابتداي آخرين شماره اين نشريه چاپ شده‌است: آذرماه 1384 بود. مرتضي مميز رفته‌بود و هيچ يك از ما نمي‌خواستيم باور كنيم. او با خنده‌ها، نصيحت‌ها، عصبانيت‌ها، راهنمايي‌ها، انتقادها و همه وجودش در كنار ما بود. آن روزها همه جا حرف از مرتضي مميز بود. گستردگي انتشار خبر و پرداختن به آن در رسانه‌ها بيش از حد تصور بود. او رفته‌بود ولي ما بودنش را احساس مي‌كرديم. تا آن حد كه سرمقاله شماره بعد را خالي گذاشتيم. مي‌خواستيم در سوگش ننويسيم و نگوييم. در همان زمان، تصميم گرفتيم براي هفتادمين سال تولدش در سال 1385 ويژه نامه‌اي تهيه كنيم.
مشكي در بخشي از صحبت‌هايش در حالي كه به سختگيري‌هاي مميز درباره مجله نشان اشاره مي‌كرد، مي‌گريست: همه‌اش بر متانت و وقار نشريه تكيه داشت. مي‌گفت نشان سند خواهد شد ... بارها پس از چاپ هرشماره ما را به باد انتقاد مي‌گرفت. شايد به نوعي از خودش هم كه سردبير بود انتقاد مي‌كرد. حتي وقتي در منزل بود كوتاه نمي‌آمد. يك باز وسط جلسه تلفن كرد، خواست تا دستگاه را روي بلندگو بگذاريم. آنوقت شروع كرد به انتقاد از تك تك ما كه دور ميز نشسته بوديم. چندماه آخر در جلسه حاضر نمي‌شد اما در پايان هرجلسه تلفن يكي از ما زنگ مي‌زد. كم كم ما هم منتظر تلفنش بوديم.
اين گرافيست در بخش پاياني سخنراني‌اش به آخرين روزهاي زندگي مميز اشاره كرد:«درست دو شب قبل از رفتنش به ديدنش در بيمارستان رفتيم. درباره موضوع پنج شماره آينده صحبت كرد و توضيح داد. مي‌گفت اين دوره درمان كه تمام شود به جلسه مي‌آيم تا با هم آنها را كامل كنيم. قديمي‌ها مي‌گويند تنها كارهاي خوب و خاطره‌هاي خوش از انسان باقي مي‌ماند. حالا ما براي هفتاد سال از او خاطره‌هاي خوش داريم و هنوز هم با يادآوري حرف‌ها، شوخي‌ها و طنزهاي هوشمندانه‌اش لذت مي‌بريم. راستش را بخواهيد ديگر منتظرش نيستيم چون او مثل هميشه وقت‌شناس‌تر از همه ما است. هر هفته شنبه‌ها سر ساعت 17:30 به جلسه نشان مي‌آيد. صندلي‌اش خالي است ولي حضور دارد. هنوز هم در پايان هرجلسه به يكي از ما زنگ مي‌زند. كسي پشت خط نيست اما صدايش به گوش مي‌رسد. او در كنار ما است و در كنار ما خواهد‌بود.

آيدين آغداشلو، آخرين سخنران اين مراسم بود:«پس از درگذشت مرتضي مميز شايد براي دهمين بار است كه در جلسه‌اي به مناسبت تجليل و يادبود او سخنراني مي‌كنم. در همه اين برنامه‌ها اشاره داشتم به اين مسئله كه حضور او در عرصه فرهنگ معاصر ما حضوري مغتنم و كارساز بود و هست. مجموعه‌اي كه او به وجود آورد، در عين جهاني بودن، معنايي قومي داشت.»
اين نقاش به چند نكته درباره آثار و شخصيت مميز اشاره داشت:«كتمان نمي‌كنم كه گرافيك ايران با مرتضي مميز جاني دوباره گرفت اما پيش از او هم بودند افرادي كه در اين زمينه كار مي‌كردند. استمرار گرافيك ايران، پيش از مرتضي انكار نشدني است. مهم‌ترين وجه گرافيك، قبل از مميز تصويرگري كتاب‌ها و مجله‌ها و قصه‌ها بود كه متاسفانه تا كنون مغفول مانده‌است.»
او گفت:«مميز در دوره‌اي پا به عرصه هنر گذاشت كه گرافيك ايران نيازمند يك ظهور جديد و دوباره بود. دوره‌اي كه رگ‌ هاي گرافيك ايران به جريان و هوايي تازه نياز داشت. او در دوره‌اي كارش را شروع كرد كه چند عامل در كنار هم فراهم آمده بود، اقتصاد ايران پيشرفت كرده‌بود، امكان مراوده با خارج افزايش يافته‌بود، امكانات اجرايي فزوني گرفته‌بود و فرهنگ ايران آمادگي داشت براي هواي تازه جا باز كند. اولين كسي كه يك تنه اين جريان را آغاز كرد و گرافيك حرفه‌اي ايران را پايه‌گذاري كرد، كسي نبود جز مرتضي مميز.»
او براي معرفي مميز از لفظ نابغه استفاده كرد:«اگر اين صفت را به او بدهيم اغراق نكرده‌ايم. او نبوغ كافي براي آغازگري را داشت. در كنار آن جسارت كافي را هم داشت، جسارت كافي براي در هم شكستن زيبايي‌شناسي‌اي كه گرافيك ايران با آن خو گرفته‌بود. او اين ساختار را در هم شكست. علاوه بر اين مرتضي جامع‌الاطراف بود، در عين اينكه مي‌توانست يك گرافيست فرهنگي باشد، قابليت گرافيست تبليغاتي بودن را هم داشت. در دهه 1350 او با به كار بردن تاريخ هنر ايران در آثارش، به تماميت رسيد.»
يكي از مباحثي كه توسط آغداشلو مطرح شد، مديريت مميز بود:«مديري مانند او نديدم كه مثل او عشق بورزد و و بخواهد اين عشق‌ورزي را عملي كند. او از معلمي كوتاهي نكرد. از سويي يك شخصيت تشكيلاتي و اجرايي بود چون جز اين نمي‌توانست عشقش را با ديگران تقسيم كند. او عادت داشت ناني را كه با مشقت بسيار به‌دست آورده‌بود، به آساني با ديگران تقسيم كند.»
او در پايان حرف‌هايش آرزو كرد اين آخرين باري باشد كه درباره مرتضي مميز و ويژگي‌هايش صحبت مي‌كند:«مرتضي قبل از مرگش مي‌گفت آرزو دارد جشن 70 سالگي‌اش را مجلل و شلوغ برگزار كند. جشن امروز مجلل و شلوغ است، بدون حضور او. اما دوستانش، دوستدارانش، همسر و خانواده‌اش حضور دارند. كساني كه از جاي جاي اين شهر بزرگ آمده‌اند و در اين تالار گرم خود را با مقوا باد مي‌زنند، با حضور خود از او تجليل و يادآوري مي‌كنند، تا زماني كه مي‌آييم و هستيم، تكه‌هايي از اين فرهنگ ريشه‌دار و تراز اول خواهيم بود.»

+ مطالعه متن كامل، سارا امت علي، خبرگزاري ميراث فرهنگي
+ عكس از: كيان اماني
اخوان ثالث
مراسم شانزدهمين سالروز درگذشت مهدي اخوان ثالث، در محل آرامگاه شاعر، كنار آرامگاه فردوسي در توس برگزار شد.
+ متن كامل اين گزارش

+ عكس از محمد نجفي،‌ايسنا
نادر مشايخي: يك راه حل پيدا كنيم
نادر مشايخي، رهبر اركستر سمفونيك تهران :
+ پدرم گفت، برو دنبال آن كارى كه دوست دارى، ولى فقط آن كار را بكن، كار ديگرى نكن، براى اينكه مى‌‌دانست، من خودم خيلى علاقمند بودم به فيلم، با دوستام فيلم درست مى‌كردم، آن موقع‌‌ها سينماى آزاد بودجه مى‌‌داد، فيلم درست مى‌كرديم كه يك موقع پدرم ‌آمد و گفت كه تو بايد تصميم بگيرى، يا كار فيلم بكن يا موسيقى، جفتش زياد است و نمى‌شود، يكىاش را انجام بده و آن را پيگير دنبال كن و برو.

+ تا مى‌‌روم ايران، بعد از دو روز انگار اصلا در اتريش نبوده‌ام، همه چيز يادم مى‌‌رود، دوباره همان ايرانى مى‌شوم كه بودم، دوباره مى‌‌بينم كه براى من اصلا هيچ فرقى نكرده است.

+ من در جوان‌هاى ايرانى استعدادهاى سرشار ديدم. يعنى واقعا نوازنده‌هايى را ديدم كه چيره دست هستند. شما باورتان مى‌‌شود؟ طرف پيش خودش ويلون ياد گرفته و Sarasate مى‌‌زند، اين چيزها را اگر در اروپا بگوييد، فكر مى‌‌‌كنند، داريد دروغ مى‌گوييد، اصلا باوركردنى نيست،‌ ولى اين جريا‌ن‌ها در ايران هست، اين استعدادها در ايران وجود دارد. نيروى جوانى كه در ايران وجود دارد، نبايد هرز برود.

+ با اركستر جوانان كه كار مى‌‌كنيد، مى‌‌توانيد يكسرى تجربياتى را انجام بدهيد كه اينها را با اركستر حرفه‌اى نمى‌‌توان انجام داد، يعنى طرف مى‌‌‌آيد و مى‌گويد كه من موتزارت را اينجورى مى‌‌زنم، حالا تو آمدى ومىگويى آنجورى بزن، نمى‌‌شود، من بيست سال است كه دارم اينجورى مى‌‌‌زنم، ولى آن جوان اينطورى نيست، جوان حاضر است، تجربه كند، با يك تمپوى ديگر بزند، ديناميكش را تغيير دهد و يك جور ديگر از لحاظ تكنيكى بزند، اين تجربيات را شما فقط با اركستر جوانان مى‌‌توانيد، بكنيد.

+ به نظر من گفتن اينكه اركستر سمفونيك از لحاظ مالى اشكال دارد، بچه‌ها كم حقوق مى‌گيرند، چندان مهم نيست و خيلى ساده است، آدم بعد از سه روز به اين قضيه پى ميبرد، ولى موضوع اين است كه يك راه‌ حل پيدا كنيم، يك راه حل معقول پيدا كنيم، اينكه من بروم و به وزارت ارشاد بگويم، شما بايد ششصد ميليون تومان بدهيد، چيز مهمى نيست، آنها مى‌‌گويند، نه نداريم، تمام شد، ولى من مى‌‌خواهم يك راه حل پيدا كنم كه ما هم بتوانيم اين بودجه را پيدا كنيم، هم بتوانيم واقعا همه را راضى كنيم، هم شنونده‌ها را و هم خودمان و نوازنده‌ها را و اينها يك انگيزه‌‌اى براى كار داشته باشند، ما دو انگيزه احتياج داريم، انگيزه‌ى مالى و معنوى‌. اگر اين دو انگيزه در اركستر وجود داشته باشد، هر اركسترى پيشرفت مى‌‌كند، نباشد، پيشرفت نمى‌كند. من سعى مى‌‌كنم كه اين انگيز‌ه‌ى مالى را از بخش خصوصى تأمين كنم. يعنى مسئله‌ى من، هدف من اين است كه اركستر نيمه‌خصوصى بشود، يك سرى از كنسر‌ت‌هايش را مى‌‌گويند كنسرت‌هاى موظفى، اينها را اركستر موظف است، بخاطر حقوقى كه از وزارت ارشاد مى‌گيرد، انجام بدهد، خارج از آن را بخش خصوصى از لحاظ مالى تأمين كند.

+ منبع : شهرام احدي،‌ دويچه وله
ادبيات نمايشي،‌مشروطيت و باقي تاريخ
عطا الله كوپال، محقق و مدرس دانشگاه :
اگر چه ما در ايران سنتهاي مختلف نمايشي داريم اما بايد گفت كه نام اين سنتها را نبايد نمايش گذاشت زيرا بسياري از سنن كشورهاي ديگر هستند كه اگر بخواهيم از اين ديدگاه به انها نگاه كنيم مي تواند جنبه نمايشي داشته باشد .

+ حال اگر بخواهيم حتي در ادبيات ايراني نيز جستجويي داشته باشيم خواهيد ديد كه در اين تاريخ يك هزار و 200 ساله چيزي به عنوان ادبيات نمايشي مشاهده نمي شود .

+ ديالوگ در معنايي كه به زندگي باز مي گردد در ادبيات ما به معناي امروزه وجود نداشت .

+ ما امروزه متني در دست نداريم كه به ما نشان دهد زبان محاوره در طول تاريخ چه بوده است اين در حالي است كه زبان امروز فخيم، منبع و ادبي است و ما بي خبر از آنيم كه بدانيم الفاظ عاميانه در طول تاريخ چگونه بوده و در دوران مشروطيت مردم چگونه با هم صحبت مي‌‏كردند.

+ حتي تا ظهور نمايش نامه‌‏هاي ايراني هيچ اطلاعي در مورد حرف زدن مردم در آن دوران نداشتيم در حالي كه يكي ديگر از ارزش هاي كلان نمايشنامه ايراني پيدا كردن كيفيات سياسي انقلاب مشروطيت و چگونگي عملكرد حكومت قاجار و همچنين اوضاع سياسي حاكم در اوايل دوره پلهوي در زمان رضا شاه بوده است.

+ در آن دوران نمايشنامه مبنعث از رويدادهاي اجتماهي خود بوده است و به تخيل ارزش چنداني داده نمي شد و يك واقعيت اجتماعي بود كه به جايگاه مقدس مي رسيد و همين امر سبب مي شد نمايشنامه آغازين ايراني در حوزه نقد و پژوهش همواره ارزش هايي فراتر از بحث دراماتيك داشته باشد ضمن اين كه هر آغاز و نخستين براي كشوري كه هزاران سال فاقد درام بوده با ارزش است.

+ منبع : ايلنا
+ عكس از: هادي اصغري، ايلنا
دلايل لغو نمايشگاه مالباختگان هنري
برای من عجیب است که در صحبت‌‌ها عده زیادی از موضوع سوء استفاده از آثارشان ناراضی و شاکی‌اند اما برای چنین نمایشگاهی امروز و فردا می‌کردند. انگار ترسی در وجود افراد هست که دلیلش را نمی‌دانم. بعضی " ملاحظات ِ دوستانه و کاری" هم در این میان هست که باعث می‌شود انگیزه افراد برای اعتراض به سوء استفاده از آثارشان کم شود.
حدود بیست نفر آثارشان را ارائه کرده بودند. فعالیت این افراد عمدتا در زمینه عکس ، ادبیات، گرافیک و نیز فیلمنامه بود. عده‌ای هم بودند که مدارک لازم را برای اثبات مدعای‌شان در وقت لازم ارائه ندادند مثلا عکاسی که عکسش بدون اجازه روی جلد کتابی چاپ شده بود کتاب مورد نظر را ارائه نداد.
شادی قدیریان از مدیران سایت فانوس فتو و از اعضای کمیته اجرایی برگزاری نمایشگاه مالباختگان هنری،دربارۀ دلايل لغو برگزاري اين نمايشگاه.
+ منبع : كارگاه
خورخۀ اديب
به خاطر كتاب "ترس از صحنه و زمين خوردن ها"، خورخه آلبرتو والدانو؛ نامزد نهايي يكي از مهم ترين جوايز ادبي آلمان شده است. نامزد شدن والدانو در اين جايزه ادبي در پي نامگذاري ترجمه آلماني كتاب او به عنوان يكي از 11 كتاب برتر در زمينه فرهنگ فوتبال رخ داده است. انتخاب نامزدهاي نهايي اين جايزه ادبي توسط جمعي از خبرنگاران برجسته ورزشي و كارشناسان نشر فرهنگي صورت گرفته كه برنده نهايي خود را روز 7 اكتبر (15 مهر) در مراسمي در نورمبرگ اعلام خواهند كرد. والدانو در كتاب خود به فوتبال به عنوان يك حوزه فرهنگي، حسي و اجتماعي نگاه كرده است. او تحليلي عميق را از منظر يك بازيكن فوتبال كه در هر مسابقه اميدش به دنبال كردن رؤياهايش بيشتر مي شود، ارائه داده است. ناشر اين كتاب،بمبوس سوئد است .
+ منبع : سپيده جديري، خبرگزاري ميراث فرهنگي
August 26، 2006
Srinagar, Kishmir

Srinagar, Kishmir, Aug 25
AFP , Taseef Mustafa
August 25، 2006
از نمايشگاهي براي بزرگداشت فرهاد مهراد
در نمايشگاهي كه خانم پوران گلفام، همسر فرهاد مهراد، برگزار مي كنند ؛ شما ميتوانيد ببينيد كه فرهاد چه كتابهايي ميخوانده و در حاشيه‌شان چه مينوشته . ميتوانيد تعدادي از وسايل شخصي مورد استفادۀ فرهاد را ببينيد و عكس ها را تماشا كنيد و اگر هم دوست داشته باشيد آثار صوتي و تصويري فرهاد را در فرمت هاي مختلف خريداري كنيد.
+ وقتي خبر وجود اين نمايشگاه را خواندم، خب بايد بگويم كه وسوسه كننده بود. اگر شما هم علاقه اي به فرهاد و آثارش داشته باشيد، از ديدن نمايشگاه راضي خواهيد شد. خب مگر ما چند نفر داريم كه بخوانند ، موزيسين باشند و همچنين كلي چيز هم بدانند ، مقيد به اصول و كيفت در كار بمانند و همچنين دغدغۀ انسان را هم داشته باشند.
+ فرهاد نسبت به فلسفه و الهيات ، مذهب ،موسيقي كلاسيك و قرن بيستمي و شعر و ادبيات ، شناخت داشته و از آنچه كه خانم گلفام گفتند ، استنباط كردم كه هنرمندي كمال‌گرا بوده، و هميشه معتقد و مقيد به بالاتر رفتن . ياد ابراهيم گلستان افتادم، كه ميگفت هنرمند هيچ وقت از كارش رضايت ندارد و به بالاتر چشم دارد، آنجايي كه جاهد پرسيد از كارهايي كه كرده راضي ست؟ و گلستان با تاخير جواب داد من كاري نكرده ام. همين ديدگاه را فرهاد نسبت به خودش داشته . ديگر اينكه فرهاد مهراد، هيچ وقت حواشي كار برايش اهميت نداشته، بلكه هميشه توجه كامل ميكرده تا كار با كيفيت بالا به انجام برسد. اهل مصاحبه و سر و صدا ميان نشريات نبود. و چه بهتر كه خودش را با آنهايي كه الگو و استاد ميدانسته مقايسه ميكرده نه با بازار روز و در عوض براي كارش انرژي زيادي ميگذاشته، كه اين را هر كسي ميتواند بفهمد.
+ يك نكتۀ ديگر از فرهاد كه براي خود من هميشه معيار و متر بوده در اين موارد، اين است كه فرهاد مولف بود، از الف تا ياء كار . شايد ممكن نباشد كه همه خودشان آهنگ را تنظيم كنند ، اجرا كنند و بخوانند، اما براي من اين اشخاص اهميت دارند و كارشان با كار ديگران فرق دارد ، بسيار هم فرق دارد؛ يك نگاه كوتاه به سياهه اسامي اكثر موزيسين ها و خوانندگاني كه همه جا محبوبند و نه ميان يك قشر سني خاص و آنهم در يك بازۀ زماني؛ يادمان مياورد كه بزرگان همه اينگونه بوده‌اند؛ از دورۀ بتهوون، باخ و موتسارت كه مورد علاقۀ شديد فرهاد بوده‌اند تا جاني كش، كانتري و مكتب جاز و پينك فلويد و اكثريت هنرمندان راك تا همين لينكين پارك؛ همه و همه محصول كار خودشان را درو مي كنند .
غير از اينها ، خواننده خوب هم داريم، منظورم كسي است كه فقط ميخواند، بسيار خوب هم ميخواند و حضور و عدم حضورش در يك اثر،‌از آسمان تا زمين تفاوت دارد، اما مگر چند نفر داراي اين مشخصات هستند داخل و خارج از كشور ؟
+ خلاصه اينكه وقتي به خانه رسيدم اولين كاري كه كردم كامپيوترم را روشن كردم و فرهاد را تماشا كردم. وقتي كلاويه ‌ها را لمس كرد و شروع كرد به خواندن؛ چقدر لذتش با هميشه فرق داشت، يك لايه در پس اجرايش بود كه برايم قابل ديدن شده بود، چيزي كه هميشه به آن فكر ميكردم در بارۀ فرهاد، اينكه آن حالتي در او هست و تاثير ميگذارد ، اما نميدانم چيست را ، تا حدي ، آنقدر كه بتوانم ببينم، مي ديدم. و راضي هستم.
+ فرهاد يك هنرمند حقيقي بود و اين در جوامعي مثل ما كه هنوز توليد اثر هنري بيمه و رعايت حقوق معنوي مادي ندارد ، كاري ست بسيار سخت و ناگفته پيداست كه در اين ميان چه خون دلي خورده شده . چرا كه نانوايي ، بيل زدن و نجاري تا تعليم و مهندسي و پزشكي، ‌ در حد متوسط تا بالا ، حق و حقوق مادي و معنوي و بيمه و قبول عامه و دولت دارند، اما يك شاعر ندارد يك موسيقيدان ، يك نويسنده چطور؟
+ از ميان نوشته ها، يادداشتي از طرف فرهاد بود كه به انتشار كاست موسيقي با نام داش‌آكل اعتراض كرده بود كه در آن اثري از او را بدون اطلاع منتشر كرده اند، آن مرحوم به كيفيت و شيوه اي كه از كارش استفاده شده بود اعتراض داشت، و اين نشان ميدهد كه او حداقل انتظار را داشت و اينكه انتظارات و توجهش به چه بخشي از كار بوده .
+ خانم گلفام گفتند كه تلويزيون اثر فرهاد با نام وحدت را با زيرنويس به زبان خارجي پخش ميكند . من خودم نديده‌ام اما شنيدم كه راديو هم از آثار فرهاد پخش كرد، اما نامي از صاحب اثر در ميان نبود . خب اگر اينقدر اين آثار دلپذير و مقبولند و منعي وجود ندارد براي پخش‌شان، حداقل نام صاحب اثر را بنويسند يا بگويند . نام هزار نفر، از متصدي سيم و برق و آشپز و راننده ميني بوس سريال ها به اضافۀ نام خانواده هايي كه همكاري كردند در ساختن اين سريال و ياراني كه اين سريال اين شاهكار بي بديل بدون ياري ايشان عملي نميشد ، هميشه در يكربع ساعت تيتراژ هست! خب نوشتن نام يك نفر ديگر مضاف بر ده هزار نفري كه هر هفته با توجه به تيتراژها در برنامه ها همكاري كرده اند ، ايرادي ندارد!
+ چند تا عكس تهيه كرده‌ام از اين نمايشگاه، اگر دوست داشته باشيد ميتوانيد روي تصاويري كه انتخاب ميكنيد، كليك كنيد تا در ابعادي بزرگتر ببينيد. نا گفته پيداست كه هنوز كلي كار دارد تا من با دوربينم عكس خوب بياندازم، اولين تجربه‌ام بود و كار دارد تا ياد بگيرم نور فلاش را چطور تنظيم كنم و باقي قضايا را هم.
باز هم از خانم پوران گلفام كه با حوصله و توجه، به سئوالات من پاسخ دادند، تشكر ميكنم.
+ همچنين ، براي اطلاع بيشتر از كم و كيف و اهداف اين نمايشگاه

+ سايت رسمي فرهاد مهراد









Italy, August 23

+ Riva del garda, Northern italy, August 23
+ REUTERS , Giampiero Sposito
ماجراهاي تنديس گل آقا
در واكنش به ساخت تنديس گل‌آقا و نصب آن در شهرستان فومن ضمن مخالفت با اين اقدام آن را مصداق حيف و ميل كردن بيت‌المال برشمرد و از مسؤولان خواست در صورتيكه قصد تقدير و زنده نگه داشتن نام گل‌آقا را دارند هزينه‌هايي را صرف ساختن مدرسه، فرهنگسرا و يا كتابخانه براي شهرستان محروم فومن كنند. وي با اشاره به اينكه كيومرث صابري ـ گل‌آقا ـ در وصيتنامه خود اختيارات و مسؤوليت كليه اقدامات مربوط به گل‌آقا را به وي سپرده، تأكيد كرد كه اين اقدام بدون رضايت خانواده صابري و عدم اطلاع‌رساني به مؤسسه گل‌آقا كه به عنوان مركز رسمي و قانوني مربوط به گل‌آقا فعاليت مي‌كند، صورت گرفته است.پوپك صابري با ابراز تأسف از اين اقدام،‌ اذعان داشت كه گل‌آقا همواره از اينگونه تقديرها و بزرگداشتها دوري مي‌جست و اقدام اخير نيز قطعاً مورد رضايت او و ما نخواهد بود.
كيومرث صابري فومني ـ گل‌آقا ـ در ارديبهشت ماه 1383 پس از دو دهه حضور تأثير گذار در عرصه طنز، به ديار باقي شتافت.

+ منبع : گل‌آقا ، پوپك صابري فومني ؛ گلنسا
تصوير : پوستر برنامه گلخند، بزرگداشت زنده ياد كيومرث صابري فومني، گل‌آقا
+ اثر : ابوالفضل همتي آهويي
چهرۀ شكسپير؟

اين نقاشي موسوم به "پرتره كاندوس" كه دقيقا چهره‌ي شكسپير را نشان مي‌دهد، هنوز مورد شك است؛ چرا كه هيچ پرتره‌اي وجود ندارد كه متعلق به زمان حيات اين نويسنده‌ي بزرگ جهان باشد.
مركز ييل، اين اثر هنري را كه درعين مورد شك بودن ارزشمند است، در معرض ديد علاقمندان به هنر و ادب قرار دهد.
+ منبع : ايسنا
رمانهاي پرفروش 14 سال اخير
گزارشي از رمان‌هاي پرفروش ايران در 14 سال گذشته.
رمان‌هاي "بامداد خمار"، "چراغ‌ها را من خاموش مي‌كنم" و "دالان بهشت" از سه نويسنده‌ي زن، پرفروش‌ترين رمان‌هاي ايراني در 14 سال اخيرند.
گزارش كامل را اينجا ميتوانيد بخوانيد
عمران صلاحي ، گردهمايي شاعران جهان
عمران صلاحي در گردهمايي شاعران جهان در چين درباره شعر امروز ايران صحبت مي‌كند.
انجمن شاعران چين در يك برنامه‌ي 10روزه، شاعراني را از سراسر دنيا گردهم مي‌آورد. در اين گردهمايي كه به مدت 10 روز در سپتامبر (شهريورماه) و به صورت همزمان در دو شهر پكن و كاشغر برگزار مي‌شود، شاعراني ازجمله فارست گاندر و كارولين دوريس رايت از آمريكا، آشوك واچ پي از هند، امجد ناصر از سوريه، وولفگانگ كوبين از آلمان، يانگ ليانگ از نيوزيلند، ويليام بر از انگلستان، ويل تايل و شانگ دلانگ از فرانسه، ماريام فاكوندو از اسپانيا و الگا از روسيه به همراه شاعران ديگري از كشورهاي ويتنام، كره، اندونزي و مالزي شركت مي‌كنند.
+ منبع : ايسنا
+ عكس از : خبرگزاري ميراث فرهنگي
از بالا نگاه كنيم، مرتضي مميز
بايد از بالا به ‌قضايا نگاه‌ كنيم‌ نه‌ از پهلو. چون‌ از پهلو ترسناك‌ مي‌شود، از بالا آن‌ را مثل‌ يك‌ آزمايشگاه‌ مي‌بينيم. دنيا يك‌ آزمايشگاه‌ بزرگ‌ است،‌ در آزمايشگاه‌ بايد بيشتر فكر كرد نه‌ تماشا. مرتضي مميز .
فردا سالروز هفتادسالگي مرتضي مميز است.
+ خانواده مميز و نشريه‌ي نشان به مناسبت هفتادمين سال تولد پيرگرافيك ايران، با انتشار ويژه‌نامه‌اي مراسمي را فردا چهارم شهريورماه از ساعت 17 تا20 در سالن ناصري خانه هنرمندان ايران تدارك ديده است. در اين مراسم، بن باس، طراح گرافيک هلندي و آلن لوکرنک، طراح گرافيک فرانسوي، با آيدين آغداشلو درباره‌ي ديپلمات فرهنگي ايران سخنراني مي‌كنند. نمايش 41 پوستر از 36 طراح گرافيک از سراسر جهان و 41 طراح گرافيک ايراني در نگارخانه‌ي مرتضي مميز ديگر اين مراسم است.
+ منبع : ايسنا
+ عكس از: خانه هنرمندان ايران
بزرگداشت فرهاد، پوران گلفام
پوران گلفام ، همسر فرهاد : من می‌خواهم کسی که به صدای فرهاد گوش می‌کند اگر علاقمند است فرهاد واقعی را هم بشناسد. بداند که چه کسی را دوست دارد و به کی گوش می‌کند. دلیلش دقیقا همین است. من سعی می‌کنم. مثلا نمایشگاهی هم گذاشته‌ایم از کتابهایی که فرهاد خوانده، حاشیه‌نویسیهایی که توی کتابها کرده. اینها را هم گذاشته‌ایم تا آنها که دوست دارند بیایند و تماشا کنند. ببینند که اصولا فرهاد به چه چیزهایی علاقه داشته، چه کتابهایی می‌خوانده، طرز فکرش چه بوده. دلم می‌خواهد اینها را برای مردمی که دوستش دارند روشن کنم.

+ فکر می‌کنم کارهای فرهاد هیچ شبیه موسیقی پاپ یا هر آنچه الان به عنوان موسیقی پاپ عرضه می‌شود نیست. چون فکر پشت آن است، یعنی هر شعری که فرهاد می‌خواند دقیقا با یک منظور و اندیشه خوانده شده. من فکر نمی‌کنم همه کسانی که این شعرها را می‌خوانند یا این آهنگها را گوش می‌کنند متوجه باشند یا توجه کنند به این که این حرفها چه هستند. ممکن است تعداد خیلی کمی باشند. به‌خصوص که من اینجا می‌شنوم که فرهاد را با دیگر حواننده‌ها حتا قاطی می‌کنند. یعنی فکر می‌کنند هر کس بلند بخواند یا فریاد بکشد فرهاد است. در حالی که فرهاد از جوانی تا انتها تکامل پیدا کرده است. علاقه‌ها و سلیقه‌هایش در مورد موسیقی هم همینطور. یکی منظورم این بوده و دیگر این که بله معتقدم قدر فرهاد را هیچ وقت، هیچ‌کس ندانست. و حالا که دیگر حضور فیزیکی ندارد از نظر رادیو و تلویزیون شده گنجینه‌ی ملی، از نظر رسانه‌ها شده اسطوره ...

+ در آستانه‌ی چهارمین سالروز درگذشت فرهاد، در مجموعه‌ی هنری فرهنگی تهران (سینما ایران) برنامه‌ای برای بزرگداشت او برگذار شد. در این برنامه، در کنار فیلمی که درباره‌ی زندگی او به نمایش گذاشته شده، نمایشگاهی از عکسها و وسایل شخصی او نیز به علاقمندان عرضه می شود. نمایشگاه تا روز یکشنبه برپا خواهد بود. این برنامه را همسر او پوران گلفام با همکاری چند تن از دوستداران این خوننده سازمان داد‌ه‌اند.
+ منبع : بهزاد كشميري پور ، دويچه وله
+ عكس از طريق : يك پزشك
August 24، 2006
Indonesia, Aug 20

+ فستيوال دو روزه‌اي كه بيست و دو ايالت در اندونزي و يازده كشور ديگر در آن مشاركت داشتند، ازجمله مالزي، هند، چين و ژاپن .
+ عكس از REUTERS
August 23، 2006
نواختن شه ناي در برابر گنگ چون نيايش پروردگار Ustad Bismillah Khan Shehnai Maestro
1

بسم الله خان، تا دلتان بخواهد، جايزه و نشان طراز اول برده بود؛ حتي باهارات راتنا ، بالاترين نشان اجتماعي را كه يك شخص در هندوستان ميتواند نصيب ببرد. او را جزو سه موزيسين كلاسيك هند ميدانند؛ بسم‌الله خان، شانكار و لاكشمي . دوشنبه 21 آگست كه ايشان از اين دار مكافات، جان بدر بردند، مدتها بود كه با بيماري سر ميكرد . هفتۀ آخر در بخش مراقبت‌هاي ويژه شهر بنارس و سپس، روز رحلت ايشان، در ايالت اوتارپرادش، عزاي عمومي اعلام شد،‌پرچم ها نيمه افراشته شدند، مدارس و دانشگاهها تعطيل و نخست وزير و رئيس جمهور هند، آن روز را اندوهبار خواندند. نخست وزير گفت كه او نوازندۀ محبوبش بوده و رئيس جمهور گفت كه شهناي بسم‌الله خان نماد كشور هندوستان بود.


2

بسم‌الله خان،صاحب مقام كنوني ساز شهناي است . او بيش از 90 سال در اين دنيا عمر كرد، در اكثر مراكز هنري جهان كنسرت داد ، مورد تقدير و تمجيد بسيار قرار گرفت، شهرت محلي‌اش را جهاني كرد؛ مقام سازش شه‌ناي را از سازي پيش پا افتاده و كم مقدار در مجالس، به پايه‌اي رسمي و بلند در بدنۀ موسيقي غني هندوستان رساند. حالا ديگر اهميتي ندارد كه نواي شهناي او، مترادف با نواي هند در روز استقلال اين كشور است،‌اجراي او در روز استقلال هندوستان، چند دهه پيش، برايش شهرت و محبوبيت به ارمغان آورد؛ اما نه آنقدر كه گذران زندگي را برايش سهل‌تر سازد.براي گريز از فقر مطلقي كه در آن زندگي ميكرد، بارها از مقامات بلند پايه- واجپايي و نارايانان، نخست وزير و رئيس جمهور- درخواست كمك كرد، تا براي خانوادۀ پرجمعيتش، اندك مستمري يا حق بازنشستگي فراهم كند، اما متاسفانه به علت اينكه اين مقامات پايه‌شان خيلي بلند بود، صداي اين استاد به گوش گرانشان نميرسيد.


3

خانه‌اش در حاشيه شهر بنارس بود و تا وقتي كه ميتوانست؛ با وسيلۀ نقليه‌اي كه خودش ركاب ميزد به اينجا و آنجا ميرفت. زندگي اين مقام عاليقدر، اين انسان، به قول عليرضا طاهري،گويندۀ راديو؛ پژواك اين بيت هاست:
اسب تازي شده مجروح بزير پالان
طوق زرين همه بر گردن خر مي‌بينم
ابلهان را همه شربت ز گلاب و قند است
قوت دانا همه از خون‌جگر مي بينم


4

5سال پيش ، در 85 سالگي، وقتي از دريافت حمايتهاي دولتي نااميد شد : تقاضاي كوچك و اندكم، از سوي نخست وزير و رئيس جمهور ، نشنيده گرفته شد. من شخصا براي واجپايي تشريح كردم كه چطور مشكلات مالي‌ام، روند فزاينده‌اي يافته و برايم مشكل شده كه خانواده پرجمعيتم را اداره كنم . چند ماه بعد، با پرزيدنت نارايانان ملاقات كردم، تقاضايم را تكرار كردم كه ايشان قول داد به زودي رسيدگي ميشود، حالا يك سال ميگذرد و من هنوز منتظرم ار مقامات چيزي در اين باره بشنوم. طعنه و تلخي درين است كه به درخواست مشابهي از يك مامور شركت گاز، پاسخ داده ميشود و توصيه هاي مختلفي برايش وجود دارد ، اما درخواستي مشابه از طرف هنرمندي چون من اعتباري ندارد. اعضاي خانوادۀ من حامل هيچ ارج و ارزشي نيستند. نميخواستم اين مسائل را در سطحي عمومي مطرح كنم، اما شرايط مرا مجبور كرده، شرايطي كه واقعا دردناك است.در خانه ،‌جايي را به جوايز و مدالها و تحسين نامه ها اختصاص داده‌ام، تمام اين جوايز كمك نكرد كه ملاقاتهايم به جايي برسد، اما چه‌كسي اهميت ميدهد؟


5

اگر موسيقي را جزو درسهاي كودكان در مدارس بگذاريم، انسانهاي بهتري تربيت خواهيم كرد ؛ مطمئنم شما نميتوانيد مثالي بياوريد از اينكه جايي موسيقي بوده باشد و اختلاف بين انسان و انساني ديگر را سبب شده باشد .
اين موسيقيدان مسلمان در مورد دو چيز برخود سخت ميگرفت، عبادت و تمرين موسيقي: در واقع،‌موسيقي براي خودش مذهبي‌ست. بينشي بسيار عالي مرتبه، كه انسان را به انساني ديگر پيوند ميدهد، همچنان كه رود گنگ.
نواختن در برابر گنگ، چون نيايش خداوند است.
محل مورد علاقه؟ اتاق قديمي‌اش در خانه و در طبقۀ بالا كه به تراسي باز ميشود و آنجا در بعد از‌ظهر هاي زمستان از آفتاب لذت مي‌برد.


6

زير يكي از صفحاتي كه در يك رسانه به بخشي از اين مشكلات اشاره شده بود، يك نفر از عربستان نوشته بود كه برادر بگذاريد خدا خودش تصميم بگيرد كه به چه كسي چه بدهد يا ندهد.

7



شرايط مفلسانه تئاتر، حميد سمندريان
حميد سمندريان :
ما با این شرایط مفلسانه تئاتر کار تولید می کنیم. ما هنرمندان تئاتر در یک مجموعه قرار گرفته ایم اما نمی گذارند در کنار هم کار کنیم.

+ تئاتری‌ها اولین و آخرین رنج‌ها را برای تئاتر می‌کشند. ما از کسانی که باید تئاتر را حمایت کنند حرکت‌های خوبی نمی‌بینیم. تئاتر ایران استعداد کم ندارد، اما شاهد حرکت‌های خوبی در این حوزه نیستیم.تئاتر ما تئاتر خوبی است، اما ممتاز نیست. استعداد تئاتری کم نداریم اما شاهد حرکت های خوبی در این حوزه نیستیم.

+ ما منتقدان خوبی در تئاتر داریم، اما می دانیم آنها برای بیان حرف های ما با مشکل مواجهند و برخی انتقادهای ما را نمی توانند بنویسند.

+ از رویا تیموریان بازیگر حرفه ای تئاتر ایران تقدیر شد. وی هنگام دریافت هدایای خود که به همراه تصویری از استاد نوشین به این بازیگر زن اهدا شد، گفت: یکی از رویاهای جوانی من به حقیقت پیوست و از دست استادم حمید سمندریان جایزه گرفتم.

+ منبع : خبرگزاري مهر
هنر، طالب نيروي كاري و فعال، نه با سهل انگاري و ساده انديشي
+ وقتى اسفنديار را از چوب ساختم، اين گل‌ميخ را به جاى مردمك چشمش گذاشتم كه ديگر اسفنديار كشته نشود به دست رستم و به دستور پدر. يعنی به نوعى با پدركشى مقابله كردم. اين كل قضيه بود. ما آن زمان نزديك فلورانس بوديم. سه‌ربعى به من وقت صحبت دادند. من راجع به ايران صحبت كردم. راجع به فردوسى صحبت كردم، راجع به شاهنامه و گفتم كه تراژيك‌ترين تراژدى ميتولوژى ايران اسفنديار است. اين را گفتم و رفتم. وقتى برگشتم ايران، ۲۵­-۲۰ روز بعد يك ايميلى برايم آمد كه خيلى هيجان‌انگيز بود. در آن گفته شده بود كه اسفنديارى كه شما ساخته‌ايد دارد گريه مى‌كند و از جاى آن گل‌ميخى كه من داخل چوب زده بودم، صمغ درخت از صورت مجسمه جارى شده بود پايين و مردم در شهر «پشيا» مجسمه را گذاشتند توى كليسای شهرشان و از من خواسته‌اند به مجسمه سربزنم، براى اينكه مثلا اشكش بند بيايد. اين مربوط به ولانو بود.

+ در کشور چين كاری ۲مترى از برنز نصب كردم كه نماد يك زن است، زنی شرقى با دو بازوى قوى و كارى و زير بغلش يك فضاى خالى‌ست. يعنى دستاورى ندارد. اين كار هم اکنون آنجا نصب است.

جمشید مرادیان ، مجسمه‌ساز؛ به تازگی برای شرکت در سمپوزیوم بین‌المللی چوب کوردو به ایتالیا سفر کرد. اين سمپوزيم با حضور ۱۵ هنرمند از سراسر دنيا و با موضوع «چوب، زندگی دوباره» برگزار گشته و مراديان با الهام از افسانه‌های ایرانی اژدهایی را برای این سمپوزیوم می‌سازد. این چهارمین سفر او برای شرکت در سمپوزیوم‌های چوب ایتالیا است. این مجسمه‌ساز تا کنون برای نمایش و ساخت آثارش به کشورهای مختلفی از جمله چین و ژاپن سفر کرده.

من هيچ‌وقت سعى نمى‌كنم كار كسى را تقليد كنم. من كار خودم را مى‌سازم. خوب، بد، كم، زياد، زيبا، زشت و هرچه هست خودم را نجوا مى‌كنم، خودم را فرياد مى‌زنم. تمام آن كسانى كه در عرصه هنر به ناخودآگاه خودشان دست يافته‌اند، کسانی هستند که مى‌توانند صاحب سبك شوند. ويژگى يك اثر شرقى روحی است معنوى كه از مكان طلوع خورشيد سرچشمه مى‌گيرد و این کیفیت براى اين‌ها شيرين است. به‌خاطر همين، ۴ سال پیاپی است که من در اين فصل سال در ايتاليا هستم و دارم كار مى‌سازم.

+ اطلاعات تئوريك من اينجا گاهى اوقات اينها را واقعا تحت‌‌ الشعاع قرار داده است. مجسمه‌سازی بلژيكى از من مى‌پرسيد، مگر در ايران هم هگل مى‌خوانند، تو چقدر كانت بلدى! تو چقدر از ژاك دريدا وغیره خوانده‌ای. گفتم از نظر من هنرمند يعنى انديشه. اگر تئورى و انديشه را از او بگيريد، مى‌شود تكنيسين. من تکنیسین نيستم!

+ در عرصه هنر ايران هميشه دو جور هنر رشد كرده است. يكى خودجوش بوده، ايرانى بوده و با استناد به تاريخ ايران، استناد به اسطوره‌هاى ايران، استناد به آنچه ما هستيم پيش رفته است. يك وجه ديگر هنر ما، هنرى‌ست كه تقليدى بوده. خوب، از خارج متاثر شده و مى‌دانيد كه الان جهان، جهان ارتباطات و كامپيوتر و اينجور چيزهاست. يك عده دلشان خوش است به اينكه خوب حالا يك كارهايى را بسازند كه مثلا بزنند روى دست هنرمند پست‌‌مدرنيستى كه در آمريكا زندگى مى‌‌كند كه اينها بايد بدانند این از محالات است. آن طرف در فضايى دارد نفس مى‌كشد كه با ما متفاوت است. ما بايد خودمان را بسازيم. اين دو جريان در نقاشى، در مجسمه‌سازى و ساير رشته‌هاى هنرى ما وجود دارد. البته مى‌توانيم بگوييم به غير از شعر، چون شعر تنها وجهى از هنر ماست كه خودش واقعا از ساده به پيچيده مى‌رسد و براى تمام دقايقش مردان بزرگى را دارد. شعر ما تا مرحله نامزدى جایزه نوبل ادبى هم می‌رسد. بقيه هنرهايمان رشد همگن و هماهنگی با اين جريان نداشته است. برای پیشرفت آنها نيروى اصلى كارى و فعال طلب مى‌كند. هنر با سهل‌انگارى و ساده‌انديشى پيش نخواهد رفت.

+ منبع : مريم افشنگ ،‌دويچه وله
+ منابع عكسها به خود تصاوير لينك شده
استاد غلامحسين اميرخاني
استاد غلامحسين اميرخاني : رساله‌ي تحليل مسائل فني و خوشنويسي ايران را تا پايان پاييز سال جاري منتشر مي‌كند.
+ اين استاد خوش‌نويس كه از گذشته تدوين اين رساله را آغاز كرده است، با برخوردي تازه نسبت به خوش‌نويسي، به تحليل فني و تاريخي و سير تطور و تحول خوش‌نويسي از موقعيت تاريخي عمدتا سه استاد تراز اول، عمادالكتاب - ميرعماد حسني -، ميرزارضا اصفهاني و ميرزا رضا كلهر، از ابتداي كار تا كمال بلوغ هنري آنان پرداخته است.
+ هدف اصلي اميرخاني در تاليف و تدوين اين رساله، در اختيار گذاردن اين اطلاعات براي هنرمندان و هنرجويان شهرستاني بوده است. ملاحظه و مشاهده اين دوره تطور و تحول كه از حالت جواني تا حد پختگي و كمال مي‌رسد، در ذهن اميرخاني بوده و در كنار هم آمده است.
+ منبع : ايسنا
+ عكس از : فخرالدين فخرالديني، جام جم
مشكلات معيشتي، انديشه و خلاقيت
شهرام اقبال زاده ،‌نويسنده : متاسفانه شرایط فرهنگی و اقتصادی ما طوری نیست که هنرمندان را به سمت خلق آثار ادبی برجسته سوق دهد و اگر تا به حال هنرمندان دراین زمینه حضور فعالی داشته اند به دلیل اندیشه معنوی و تعهد اخلاقی شان است ، چرا که در شرایط امروز هنرمند نمی تواند نیازهای (مسکن ، معیشت و ...) خود را از طریق هنر برآورده کند .

+ برجسته کردن جنبه های دست نیافتنی شخصیت حضرت رسول (ص) بیشتر درآثار کودک و نوجوان مشاهده می شود ، در صورتی که باید آن جنبه هایی برجسته شود که بتواند راهکاری برای تحقیق مخاطب باشد که حداقل اگر کودک و نوجوان را به نقطه اوج نمی رساند راه کمال را هم نبندد. باید آثارمان راه کمال را به مخاطب نشان دهد چرا که حضرت محمد (ص) هم می گوید من هم بشرم مانند همه مردم ، در نتیجه باید ابعادی از شخصیت پیامبر(ص) که برای نسل حاضر ملموس و قابل درک است برجسته شود .

+ منبع : خبرگزاري مهر
اغراق زيانبار
محمد كاظم كاظمي،‌شاعر : نباید چهره ای ماورایی و خیلی دوردست از شخصیت های دینی خود ترسیم کنیم. این کار به اغراق منجر می شود و در نهایت زیان بار است ، چرا که این شخصیت ها از زندگی مردم دور شده و افراد در زندگی عادی فرصت الگوپذیری از آنان را نمی یابند.
+ متن كامل از خبرگزاري مهر
نقاشي قهوه خانه اي
+ نقاشی قهوه خانه پرمعنا و زیباست و با نگاههای جدی می توانست رونق بیشتری داشته باشد. این نوع نقاشی در مقطعی در ایران مورد توجه بود، ولی الان نمی تواند پاسخگوی نیازها باشد. گرچه پرده خوانی، تعزیه و ... هنوز جایگاه رفیعی دارند و تا اینها به قوت خود باقی هستند نمی توان خط بطلان روی نقاشی قهوه خانه ای کشید.
احمد خلیلی، هنرمند نقاشی قهوه خانه ای

+ این نوع نقاشی گرچه نمی تواند در چارچوب نوتری ارائه شود، اما می توان آن را با عناصر امروزی پیوند داد. اما گرچه نمی توان به لحاظ محتوایی در نقاشی خیالی سازی دخالت کرد، اما می توان در فرم و تکنیک به نوآوری های زیبایی دست یافت. نقاشی خیالی سازی نوعی نقاشی است که سال های سال با پیوند با فرهنگ عامه و سوژه های مذهبی هنری جاودان و ارزشمند در کارنامه هنرهای تجسمی ایران ثبت شده است.
+ منبع : خبرگزاري مهر
عامه ، بازاري و جدي
مي‌نويسد و اثرش را در صندوق‌خانه مي‌گذارد، و حتا اگر چاپ نشود، او بايد بنويسد.
خاطره حجازي ،‌نويسنده
+ كساني كه مميزي مي‌كنند، ادبيات بازاري‌خوان نيستند؛ آن‌ها ادبيات جدي‌خوان‌اند، و به اين دليل اين ادبيات را جدي‌تر مي‌خوانند و آن‌را جدي مي‌گيرند.
+ بهتر است كه از عنوان ادبيات عامه‌پسند استفاده نكنيم، چرا كه اين‌طور به سليقه عوام و توده مردم بي‌احترامي كرده‌ايم. بهتر است لفظ ادبيات بازاري را به كار ببريم كه در حد نازل‌تري قرار دارد.
+ منبع : ايسنا
+ عكس از : ايران
August 22، 2006
Aug 21, Melbourne

+ AFP
راه‌هاي توليد ادبيات خلاقه در ايران ...
كشوري كه 20هزار دانشجوي ادبيات فارسي دارد، تيراژ كتاب‌هايش زير دوهزار است؟! در كشوري كه نه‌هزار ناشر داريم، چرا بايد هزارو200 كتابفروشي باشد؛ در حالي كه اين موضوع بايد برعكس شود. وقتي تمام اين راه‌ها براي توليد ادبيات خلاقه بسته است، چگونه ادبيات جدي توليد شود؟
عباس قاسم زاده، نويسنده.
+ چند دهه پيش، دره عميقي ميان ادبيات جدي و عامه‌پسند وجود داشت، ولي امروز مرزها مخدوش شده‌است .

+ داستان‌ها و رمان‌هايي كه در دو دهه اخير نوشته شده، جزو بهترين داستان‌هاي 80 سال اخير ايران‌اند. البته ما هنوز "بوف كور"مان را چاپ نكرده‌ايم و با آن بايد به‌عنوان يك استثنا برخورد كرد و كنارش گذاشت، اما به لحاظ زباني، نويسندگان اين دو دهه قوي‌تر از نويسندگان گذشته‌اند.

+ يكي از مشكلات ما اين است كه نقد در اين كشور مرده است. اگر كسي تاب تحمل عقيده ديگري را ندارد، نبايد سراغ ادبيات داستاني بيايد، نه به عنوان نويسنده و نه به عنوان منتقد؛ زيرا ادبيات جاي سبك‌ها و صداهاي متنوع است.

+ ادبيات عامه‌پسند كه در كودكي ما وجود داشت، كم‌تر به مطبوعات جدي راه مي‌يافت و حتا ناشري كه ادبيات خلاقه توليد مي‌كرد، سراغ اين كتاب‌ها نمي‌رفت. درواقع اين نوع كتاب‌ها ناشران خاص خود را داشتند، ولي حالا اين‌طور نيست. امروز نه‌هزار ناشر داريم كه براي انتشار كتاب به هر سمت‌وسو مي‌روند و حتي ناشران جدي ما هم به چاپ كتاب‌هاي عامه‌پسند روي مي‌آورند.

+ ادبيات خلاقه راه‌هايي براي ايجاد جاذبه دارد، ولي آن راه‌ها در ايران مسدود است. در كشورهاي ديگر اين راه‌ها در راديووتلويزيون وجود دارند، كه در اين‌جا اين‌گونه نيست. در كشور ما تبليغ كتاب نيست يا در دانشكده‌هاي ما به زحمت پس از حافظ، شاعر و نويسنده‌اي مطرح مي‌شود و اصولا استادان ما ادبيات جديد را نمي‌شناسند. وقتي ادبيات به دست مردم نمي‌رسد، چگونه انتظار داريم كه آن‌ها كتاب بخوانند؟

+ ادبيات معاصر سال‌هاست در دانشگاه‌هاي ما جا ندارد. مجلات ادبي هم تقريبا وجود ندارند، يعني با اين تعداد جمعيت، يك يا دو مجله ادبي، يعني هيچ و صفر.

+ بايد به مخاطب اطلاعات داده شود و روي كتاب تبليغ شود كه اين كار بي‌شك تاثير دارد. چگونه است روي اثري كه تبليغ مي‌كنند، به چاپ دهم يا يازدهم مي‌رسد؟ اين يكي از راه‌هايي است كه مي‌تواند در جذب مخاطب و توليد ادبيات جدي تاثير داشته باشد. روزنامه‌ها مي‌توانند اين كار را انجام دهند، ولي متاسفانه آن‌ها هم پاتوق چند نفر شده است.

+ منبع : ايسنا
Abbas
كار شخصي كه با عشق انجام مي‌گيرد، اهميت دارد نه آنچه كه به‌عنوان وظيفه و مسووليت برعهده‌ي عكاس است. استفاده‌ و كاربري عكس مهم نيست .

عباس عطار ، عكاس آژانس عكاسي مگنوم اينجا بود.
ادبيات دچار ادبار، منيرو رواني پور
منيرو رواني پور :
+ ادبيات داستاني دچار ادبار است؛ادبار سانسور،ادبارتسلط حلال ها و ثواب ها، كاري جز نوشتن نبايد كرد. نوشتن و خواندن تا برهوت سكوت بشكند و افسردگي كه از فضاي ملتهب و بحران زده مي آيد دست از گريبانم بردارد.

+ به حكم سرنوشت آسيايي‌‏ام نصيبم از اين قاره بزرگ، فرهنگ، تاريخ و سنت هاي خاورميانه اي است. در اين ديار به دنيا آمده ام، وارث تاريخي هستم كه ربط چنداني به من ندارد.همين تاريخ و فرهنگ مرا غير خودي كرده است، در ديار خود غريبه ام.

+ همه سرنوشت مرا ،آسياي خاورميانه اي و ايراني بودنم رقم نمي زند .مي توانم هنوز به بالا نگاه كنم و گستره پهناور جهان را ببينم .پس مي نويسم و مي گويم نويسنده مستقل چراغ ها را خاموش نمي كند تا به تاريكي عادت كند.

+ با توجه به شرايط موجود انتشار كتاب در ايران و تعداد بي شماري از آثارم كه هنوز وضعيت شان مشخص نيست بايد افسرده باشم، اما نيستم و همچنان مي نويسم.

+ منبع : ايلنا
بالاترين نشان لياقت ايتاليا براي فريده دامغاني
فريده دامغاني، با ترجمه 120 اثر مهم ادبيات منظوم و منثور ايتاليا به زبان فارسي كسب اين نشان را به خود اختصاص داد.

+ منبع : ايلنا
مشايخي و اركسترسمفونيك درآلمان، استقبال بالا
باورم نميشد که مردم در اين کنسرت چقدر ما را تشويق ميکردند. براى من غيرقابل باور بود، چون فکر نميکردم که موسيقى مدرن و موسيقى اصيل ايرانى تا اين اندازه براى شنوندگان جالب باشد که حتى بلند شوند و اينطور براى ما کف بزنند.
نادر مشايخي بعد از اجراي اركستر سمفونيك تهران در آلمان

+ ارکستر سمفونيک در خارج کشورظاهرا ارکستر ديگرى ميشود. خيلى عالى بود. اين صداى ارکستر را شما در ايران نميشنويد! خود بچه ها هم راضى و خوشحال بودند.

+ متن كامل از : DW
مارك هادون ، نويسنده
+ من كتابي نوشته ام كه فروش زيادي داشته، اين جالب است چرا كه تنها كاري را كه مي خواستم در زندگي ام انجام دهم، انجام داده ام يعني نوشتن يك رمان ادبي موفق. اگر من بدون انجام دادن اين كار به سن 65 سالگي مي رسيدم، فكر مي كنم يك آدم عبوس و تندخو مي شدم كه بايد زندگي اش را در تيمارستان به پايان مي برد! بنابراين هيچ وقت انكار نمي كنم كه اين موفقيت در حكم يك تسكين براي من بوده است.
+ اما اگر موفقيتم به همين يكي خلاصه شود، باز هم وحشتناك است چون من هنوز خودم را به اثبات نرسانده ام. تنها چيزي كه مي خواهم اين است كه كتاب ديگرم كه ماه آينده به چاپ مي رسد سبب شود كه مردم احساس نكنند من نويسنده يك كتاب خوب هستم، بلكه احساس كنند در كل نويسنده خوبي هستم.

مارك هادون، نويسنده رمان مشهور و پرفروش : ماجراي عجيب سگي در شب، كه 10 ميليون نسخه فروش داشته .
+ او مي گويد كه عاشق توجهي كه ناشران سراسر جهان به او نشان داده اند، دعوت به جشنواره هاي ادبي و ظاهر شدن در تلويزيون آمريكا بوده. وقتي ميليونر شده، به سادگي براي همسر و دو پسرش يك خانه بزرگتر در آكسفورد خريده است.
+ هادون از معدود رمان نويساني است كه با يك كتاب، خود را در سطح برترين رمان نويسان بريتانيايي مطرح كرده اند. حالا او روي سراشيبي ايستاده و نمي داند كه مي تواند تمام اينها را دوباره انجام دهد يا نه.
+ هادون مي گويد كه پيش از موفقيتش عادت داشته ادبيات جدي بريتانيا را مثل يك خانه تصور كند كه او در خارج آن مي ايستاده، دماغش را به شيشه آن مي چسبانده و بخار نفسش آن را كدر مي ساخته. كازئو ايشيگورو و يان مك ايوان را در حال نزاع تماشا مي كرده و ژينت وينترسون را در حال انتقاد از آنها.
او به سادگي مي گويد: آن وقتها از اين كه روزي به اين خانه بپيوندم، نااميد بودم.

+ منبع : سپيده جديري، خبرگزاري ميراث فرهنگي
پوستر تئاتر، ابراهيم حقيقي
ابراهيم حقيقي :
متن را در دست مي‌گيرم و گاهي نيزبر سر تمرين‌ها حاضرمي‌شوم. مخصوصا سعي مي‌كنم درتمرين‌هاي نزديك به اجرا كه در آن همه چيز شكل گرفته است حضور پيدا كنم.بعد از ديدن مراحل نهايي تمرين تئاتر، طراحي نهايي را انجام مي‌دهم. به اعتقاد من پوستر تئاتر بايد نمايشگر شيوه نمايش نيز باشد.

+ محتواي متن نمايشنامه و شيوه اجراي آن بايد درون پوستر لحاظ شود.

+ به دليل بضاعت كم تئاتر در ايران كه معمولا بودجه كمي‌برايش گذاشته مي‌شود و يا ممكن است از گيشه درآمد مناسبش حاصل نشود، توان پرداخت دستمزد مناسب به طراح حرفه‌اي وجود ندارد.


+ منبع عكس و خبر : خانه هنرمندان ايران
جايزه كاوه گلستان، بدون مراسم
ليلي گلستان :
+ به دليل عدم دريافت مجوز انتشار كاتالوگ اين مسابقه به پيشنهاد ما مراسم اين مسابقه نيز لغو شد و در شرايط فعلي امكان برگزاري آن وجود ندارد.
+ مسابقه عكاسي مطبوعاتي كاوه گلستان لغو نشده و اسامي‌‌برگزيدگان آن طي اطلاع‌رساني در مطبوعات اعلام خواهد شد. جوايز برگزيدگان نيز براي آنها فرستاده خواهد شد.
+ از طرف برگزار كنندگان جايزه سالانه عكاسي مطبوعاتي كاوه گلستان از تمام عكاسان جواني كه با اميد و آرزو در اين مسابقه شركت كرده‌اند به خصوص عكاسان شهرستاني عذرخواهي مي‌كنم و اميدوارم در سال‌هاي آتي بتوانيم درخدمت آنها باشيم.

+ منبع : فرزانه ابراهيم زاده، خبرگزاري ميراث فرهنگي
+ عكس از : كيان اماني
August 20، 2006
اگر فقط يك هفته...!
+ توضيح: طبق قوانين ، فيلم آفسايد، براي راهيابي به ليست فيلمهايي كه براي جايزه اسكار بررسي ميشوند؛ نياز دارد كه حداقل يك هفته در ايران اكران شود. فقط يك هفته.

مايكل باركر مدير كمپاني سوني پيكچرز كلاسيك ، پخش كنندۀ فيلم آفسايد در آمريكا؛ از مسوولان سينمايي ايران خواست تا فيلم آفسايد را به عنوان نماينده سينماي ايران در بخش خارجي اسكار معرفي كنند.
+ برخوردهاي اشتياق‌آميز تماشاگران در نمايش‌هاي آزمايشي فيلم در آمريكا به ما نويد مي‌دهد كه منتقدان فيلم و مهم‌تر از آن تماشاگران آمريكايي به شدت از اين فيلم استقبال خواهند كرد. وي از برگزيده شدن فيلم آفسايد در چهل و چهارمين دوره جشنواره نيويورك خبر داده و مي‌گويد: اين فيلم چندي ديگر در جشنواره تورنتو نيز به نمايش در مي‌آيد. مدير كمپاني سوني پيكچرز كلاسيك خاطرنشان كرده است: ما به شما اطمينان مي‌دهيم كه فيلم را چه در نمايش عمومي در آمريكا و چه در راه دستيابي به جايزه اسكار حمايت خواهيم كرد.
+ آفسايد برخلاف بسياري از فيلم‌هاي ايراني كه به جنبه‌هاي تاريك شرايط انساني مي‌پردازند، داستان روحيه‌بخشي را بيان مي‌كند.

جعفر پناهي كارگردان فيلم :
+ واقعا مهم نيست كه اين فيلم توسط چه كسي كارگرداني شده است، نكته مهم‌تر اين است كه اين فيلم متعلق به سينماي ايران است و موفقيت آن، موفقيت سينماي ايران به حساب مي‌آيد.

+ هر بار فيلمي از سينماي ايران در عرصه‌هاي بين‌المللي به موفقيت مي‌رسد، سبب مطرح شدن دوباره بدنه سينماي ايران مي‌شود و متعاقب آن، فيلم‌هاي ديگر نيز در جاهاي ديگر راحت‌تر به نمايش در مي‌آيند.

+ ما در مورد اين فيلم‌ها، اغلب يك نكته را فراموش كرده بوديم و آن پخش جهاني فيلم مربوطه است. اگر فيلمي در آمريكا پخش‌كننده نداشته باشد، كمتر ديده مي‌شود و اين مي‌تواند درصد موفقيت فيلم را پايين بياورد.

+ جعفر پناهي سپس در مورد اعضاي 4 هزار نفره آكادمي اسكار عنوان مي‌كند كه حتي اگر اين عده نتوانند فيلم را در سينما ببينند، مي‌توانند آن را در ويدئوهاي خانگي تماشا كنند. وي مي‌افزايد: يك تهيه‌كننده قوي بسته‌اي شامل پوستر، DVD فيلم و سابقه كاري كارگردان را تهيه مي‌كند و آنها را به در خانه داوران مي‌فرستد و آنها فيلم را مي‌بينند. آنها همچنين تبليغاتي انجام مي‌دهند تا فيلم بيشتر به چشم بيايد. خوشبختانه با وجود اينكه كمپاني سوني پيكچرز كلاسيك پخش‌كننده‌اي معتبر در آمريكاست، اين شرايط را براي سينماي ايران به وجود آورده است.

+ سينماي ملي بايد بيشترين اهميت را براي ما داشته باشد و ما بايد ببينيم كه چطور مي‌توانيم از اين موقعيت براي معرفي بيشتر سينماي ايران به جهان استفاده كنيم.

+ يكي از مشكلاتي كه سر راه آفسايد براي نامزد شدن در بخش اسكار بهترين فيلم خارجي وجود دارد، عدم اكران آن در سينماهاي ايران است. پناهي به اين نكته اشاره مي‌كند و مي‌گويد:
+ بعد از پخش يك‌هفته‌اي، همه متوجه خواهند شد كه هيچ اتفاق خاصي نمي‌افتد و فيلم را تا مدتي كه تماشاگران بخواهند مي‌توان نمايش داد.

+ در مورد ساير فيلم‌هاي ايراني كه در آمريكا پخش شده‌اند: اين نكته بسيار مثبت است. در كنار اين قضيه، هيات انتخاب ما بايد به كارشناسي بپردازد كه كدام فيلم نامزد شايسته‌تري براي سينماي ايران است. اما عدم پخش و اكران داخلي يك فيلم، امكان رقابت را از همه فيلم‌ها كه داراي شرايط مناسب هستند مي‌گيرد و نهايتا آكادمي راه را بر انتخاب فيلم‌هاي ايراني مي‌بندد و شرايطي به وجود مي‌آيد كه اعضاي آكادمي از ميان چند فيلمي كه چندان مناسب نباشند مجبور شوند يك فيلم را انتخاب كنند.

+ منبع : روزنا
محمد محمد علي
محمد محمد‌علي، نويسنده :
+ این که می گویند در خانه هر ایرانی همراه قرآن، حافظ و شاهنامه وجود داشته دروغ و ریاکاری بزرگی است؛ اگر هم بوده در حد تفال بوده است و نه خواندن آن. ما اگرحافظ می خواندیم ...

+ منظور این نیست که نباید سیاسی نوشت بلکه مرعوب و خدمتگزار سیاست شدن را باید کنار گذاشت.

+ طلیعه این نوع تفکر که چنانچه یک اثر را خوب و هنرمندانه خلق کنیم تاثیر بیشتری بر مخاطب دارد، در دهه سی شمسی به وجود آمد... که تنها و تنها ادبیات پیراسته و فاخر و ارزشمند واجد ادبیت و تاثیرگذاری و ماندگاری است و نه مشتی شعارپراکنی و تهییج افکار عمومی به قصد ارائه بیانیه و به جوش آوردن مردم. نویسندگان متوجه شدند مادامی که مبنا را بر شورانگیزی بگذارند نا آگاهی و فقدان پختگی فکری و فرهنگی بر جای می ماند ، پس تصمیم گرفتند ادبیات دم دستی و شعاری و نازل را کنار بگذارند و هنری و خوش نقش بنویسند.
+ این تحول کم کم در سینمای ایران نیز پدیدار شد و فیلم هایی مثل گاو، آرامش در حضور دیگران شب قوزی و ... آثاری متفاوت و هنرمندانه لقب گرفتند که البته غیرسیاسی هم نبودند. در واقع قوت آن آثار باعث می شد که اگر مضمونی سیاسی را نیز حمل می کنند با اثرگذاری و مانایی بیشتری در ذهن مخاطب بنشینند.

+ ما بعد از 32 نویسندگانی چون آل احمد و گلستان را داریم که هر دو عضو حزب توده هستند اما آل احمد به گونه ای می نویسد و گلستان به گونه ای دیگر. با این وجود امروز آل احمد را به خاطر نثر مقالاتش تمجید می کنیم و گلستان را به خاطر داستان هایش. آل احمد هرگز داستان نویس خوبی نبوده و اگر نیک بنگریم حتی بخشی از تئوری های اجتماعی و سیاسی اش نیز رنگ باخته و زیر سوال است؛ در حالی که داستان ها و نثر گلستان هیچ وقت از یادمان بیرون نمی رود.

+ پس ادبیات گلستان است که او را ماندگار می کند و نه منش سیاسی اش. به هر شکل ما امروز گلستان را ترجیح می دهیم چرا که معمولا کسی که تفکر سیاسی را ارجح می داند و آن را جلوتر از ادبیات روایت می کند تفکر ادبی را عقب انداخته است؛ دلیل آن این است که به ندرت می توان هم مبارز سیاسی خوبی بود و هم نویسنده ای برجسته. این همزمانی بسیار نادر اتفاق می افتد چون هر یک از آن دو شاخه کاری مجزا و تفکیک شده از یکدیگرند.

+ نویسندگانی که به زبان و ساخت اثر توجه نکرده اند و برای مقاصد روز خود داستان نوشته اند با کسانی که تفکر ادبی را سرلوحه قرار داده اند متفاوت هستند. شما نمی توانید بگوئید ابراهیم گلستان مبارز نبوده است. او در سراسر آثارش به زبان و ساخت آثارش پرداخته اما به رنج و آلام مردم هم توجه داشته است ولی زبان آثارش به دلیل پائین بودن میزان کتابخوان و باسواد در جامعه و آمریت تشکیلات سیاسی نتوانسته مطرح شود ولی با این وجود امروز برای ما مطرح است. بر خلاف او آل احمد ادبیات را در خدمت سیاست می داند. و من جدا از ادبیات، عاشق روش و منش های شجاعانه او هستم.

+ عكس و خبر از: خبرگزاري مهر
از تئاتر امروز ما، ايرج راد
ايرج راد :
+ تئاتر بدون گروه اصلاً معنا ندارد و تا يك گروه منسجم ايجاد نشود، توان و قدرت پيدا نمي‌كند. گروهي كه كارش با مخاطب ارتباط برقرار نكند بايد از رده خارج شود. طبيعتاً تفكر و انديشه سازي تاثيرات خود را به تدريج نشان مي‌دهد و انتظارات مخاطب نيز از هنرمند بيشتر مي‌شود. آن زمان تئاتر معنا و مفهوم واقعي خود را پيدا كرده و اثرات مثبت آموزشي را نشان مي‌داد. در آن ايام نيز محدوديت‌هايي براي اجرا وجود داشت و كار تئاتر هرگز راحت نبود.

+ همه ما دلمان مي‌سوزد و مي‌خواهيم كشورمان را در زمينه مسائل فرهنگي و هنري بارور كنيم. بر مسائل و نيازهاي اجتماعي، افكار و نگاه مردم واقف هستيم. بايد توانايي اثرگذاري داشته باشيم. تئاتر امروز ما اثرگذار نيست، حرفي براي گفتن ندارد و گاه‌گاهي است. اگر جايگاه‌ها معلوم و سياست‌گذاري هدفمند باشد، براي چگونگي سرمايه‌گذاري و حركت برنامه‌ريزي مي‌شود. اميدوارم با توجه مسئولان و دلسوزان مسائل فرهنگي بتوانيم به بي‌سر و ساماني تئاتر سامان داده و آن را نهادينه كنيم، به طوري كه در سبد خانوار قرار گيرد. روزي برسد كه اگر كسي تئاتري را نديد از نديدنش احساس كوچكي كند و تئاتري منزه، در خور، با ارزش و به گستردگي سراسر مملكت داشته باشيم.

+ منبع عكس و خبر : خانه هنرمندان
نويسنده، حتي اگر بنويسد ...
محمدرضا بايرامي ، نويسنده :
+ به‌گواه رمان‌هايي كه نوشته و منتشر مي‌شوند، نويسندگان هيچ دغدغه‌ي اساسي ندارند و به‌نظر مي‌رسد كه يا از حرف زدن مي‌ترسند و يا از نزديك شدن به موضوعي؛ به همين دليل، اغلب آثار نه زمان حال را دارند و نه چهره‌ي واقعي جامعه را نشان مي‌دهند.

+ نويسنده حتي اگر بنويسد، اما جلو چاپ كارش را خيلي چيزها مي‌گيرد. نويسندگان ايراني، بايد ملاحظه‌ي خيلي چيزها را بكنند، چون مسائل ما خيلي خاص است؛ درحالي‌كه در كشورهاي ديگر، چنين نيست. ‌اين‌جا درباره‌ي خيلي از مسائل نمي‌توان نوشت؛ تا مبادا صداي كسي درآيد يا به گروه يا فرد و نهادي بربخورد.

+ وضعيت امروز جامعه‌ي ايراني به‌نوعي پيچيده است. شعر تقريبا مي‌تواند هم‌پاي زمان پيش برود، ولي داستان نمي‌تواند و اگر بتواند هم نمي‌شود. ازسوي ديگر، سيستم فرهنگي ما همچون كشوري مثل تركيه هنوز آن‌قدر دورانديش نشده است كه براي نوشتن سرمايه‌گذاري كند و اصلا تاب خيلي مسائل را هم ندارد.

+ در همه جاي دنيا كشتگان در راه ميهن مقدس‌اند. همين آثار متفاوتي را كه سروصدايي هم ايجاد كردند، كساني نوشتند كه در زماني ديگر به گونه‌اي ديگر مي‌نوشتند؛ زماني كه هنوز جنگ از ما دور نشده بود و برخي اشكال‌ها را نبايد برجسته مي‌كرديم. پس آثار نوشته‌شده به ادبيات تشويقي و تبليغي نزديك مي‌شدند و خالق اين آثار خالق همان آثارند؛ نه تغيير موضع داده‌اند و نه از اعتقادات خود برگشته‌اند. هر دو روي سكه را بايد ديد. ما وقتي مي‌توانيم از اتفاقي مثل جنگ درس بگيريم كه جوانب مثبت و منفي‌اش را توأمان در نظر بگيريم.

+ منبع عكس و خبر: ايسنا
ERAGON
+ من و خانواده‌ام تصميم گرفتيم به دليل مسائل مالي و نيز كنترل بر كتاب خودمان آن را به چاپ برسانيم. همچنين انجام اين پروژه به صورت گروهي توسط خانواده هيجان خاص خود را داشت.
كريستوفر پائوليني، نويسندۀ كتاب " اراگون " يكي از پر خواننده ترين كتابهاي نوجوانان.

+ موفقيت اين ژانر در ميان اقشار مختلف و سنين مختلف يك دليل خاص ندارد؛ بلكه دلايل زيادي در آن دخيل هستند. تصور مي‌كنم كه يكي از مهم‌ترين دلايل آن قدرت تخيل قوي است كه خواننده به آن دست پيدا مي‌كنند و ذهن خود را با خواندن اين داستان‌ها به پرواز درمي‌آورد.

+ از تخيلات لذت مي‌برم؛ زيرا اين كار به من قدرت مي‌دهد تا سرزمين‌هايي را ملاقات كنم و چيزهايي را ببينيم كه هرگز وجود نداشته است. تجربه سرگذشت‌هاي جسورانه و از همه مهم‌تر وجود جادو در جهان از ديگر دلايل علاقه من به داستان‌هاي تخيلي است.

+ سال‌هاي بسياري بود كه تصميم به گفتن داستان از طريق كتاب، فيلم و تئاتر داشتم. در حقيقت اراگون ايده اوليه ساخت يك فيلم بود. من هرگز تصميم نداشتم نويسنده شوم و نوشتن اراگون چالش دروني بود براي نوشتن داستاني كه هرگز قصد چاپ آن را نداشتم. البته وقتي فهميدم كه مي‌توانم نويسنده خوبي شوم، به اين كار ادامه دادم.

+ نويسندگان در هر سني بايد به سه چيز ساده توجه داشته باشند: درباره چيزي بنويسيد كه باعث هيجان شما مي‌شود و شما را به حركت وامي‌دارد، سخت‌كوش و منظم باشيد؛ در غير اين صورت شخص ديگري جاي شما را خواهد گرفت و در آخر متواضع باشيد و از نظرات و انتقادات ديگران استفاده كنيد.
+ منبع : ايسنا
جويس كرول اوتس
جايزه ادبي نشريه شيكاگو تريبون به خاطر يك عمر فعاليت ادبي جويس كرول اوتس، نويسنده آمريكايي و رمان هاي اجتماعي اش به اين نويسنده رسيد.
آن ماري ليپينسكي، سردبير نشريه شيكاگو تريبون در اين باره گفت: انتخاب جويس كرول اوتس براي دريافت اين جايزه، اجتناب ناپذير بود. آثار اين نويسنده ريشه اي عميق در سنتهاي ادبي و روشنفكري آمريكايي دارد. او ديدگاه هاي برجسته اي درباره فرهنگ معاصر آمريكا دارد.آثار او خواندني و لذت بخش هستند و خواندن آنها بسيار سرگرم كننده و هيجان انگيز است.

+ اوتس علاوه بر رمان نويسي، شعر، نقد ادبي و داستان كوتاه نيز مي نويسد. او تاكنون بيش از 70 كتاب را به رشته تحرير درآورده است.
+ منبع : سپيده جديري، خبرگزاري ميراث فرهنگي
داريوش فرضيايي، عمو پورنگ

نتایج نظرسنجی از کودکان و نوجوانان تهرانی درباره برنامه‌های فصل بهار نشان می‌دهد برنامه "عمو پورنگ" با اجرای داریوش فرضیایی بهترین برنامه کودک و نوجوان فصل بهار بوده است.


+ متن كامل گزارش از خبرگزاري مهر
زهره قاييني، رئيس هيئت داوران جايزۀ هانس كريستين اندرسن
+ بنابر تصميم دفتر بين المللي کتاب براي نسل جوان، زهره قاييني، عضو شوراي کتاب کودک و کارشناس برجسته ادبيات ايران به عنوان رييس هيات داوران جايزه هانس کريستين اندرسن 2006_2008 پيشنهاد و پذيرفته شد.
+ در زمينه ادبيات کودکان اين مهمترين مقامي است که به يک ايراني پيشنهاد شده است. از زمان آغاز جايزه هانس کريستين اندرسن در سال 1956 تاکنون هيات داوران همواره از کشورهاي اروپا و آمريکا بوده اند.
+ جايزه هانس کريستين اندرسن هر دو سال يکبار برگزار مي شود.
+ مقر دفتر بين المللي کتاب براي نسل جوان در کشور سوييس و در شهر بازل است.

+ منبع: مهدي نياكي، خبرگزاري ميراث فرهنگي
August 19، 2006
افزايش كاذب قيمت كاغذ
رحيم‌‌زاده، رييس اتحاديه فروشندگان كاغذ و مقوا : دو ماه آخر تابستان به دليل هجومي كه براي خريد كاغذ و ساخت دفتر شكل مي‌گيرد به طور طبيعي قيمت افزايش مي‌يابد اما تفاوت قيمتي كه ايجاد شده كاذب است و نمي‌تواند تنها مربوط به اين افزايش تقاضا باشد. هم‌اكنون مدتي است كه تعاوني‌هاي نشر كاغذ توزيع نمي‌كنند.
برخي افراد در تلاشي واهي سعي دارند قيمت را افزايش دهند تا شايد مسئولان را متقاعد كنند كه قطع يارانه‌ها در بازار، آشفتگي و گراني ايجاد مي‌كند اما تمام اين تلاش‌ها بي‌ثمر است.

يكي از ناشران نيز كه نمي‌خواست نامش فاش شود : با اتفاقاتي كه اخيرا از سوي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي رخ داده و حواله كاغذ صادر نمي‌شود، گهگاه شنيده مي شود كه افرادي كه ارتباط نزديكي با بازار دارند قصد دارند قيمت كاغذ را افزايش دهند. در هر حال در اوج مصرف كاغذ براي توليد دفتر، عدم صدور حواله زياد منطقي به نظر نمي‌رسد.
+ منبع : بهروز واثقي،‌ خبرنگار بخش كتاب ميراث خبر
آغازگر فستيوال موسيقى شرق
گروههاى مختلفى از خاورميانه در جشنواره موسيقى شرقى در شهر اوسنابروك آلمان حضور دارند، آغازگر اين فستيوال اركستر سمفونيك تهران است كه با هشتاد نوازنده و موزيسين عازم آلمان گرديده و با اجراى آثارى از چايكوفسكى، بتهوون، حسن رياحى، نادرمشايخى و همچنين قطعاتى از فرانك زاپا، يكى از چهره‌هاى اسطوره اى موسيقى راك اين جشنواره را در روز يكشنبه (بيستم ماه اوت) افتتاح می‌كند.
+ متن كامل گزارش ازشهرام احدي، DW
نوذر پرنگ، نازك انديش و ظلم ستيز
محمد معلم : آن كه زبان فارسي را بشناسد و با ويژگي ها و ظرايف آن آشنايي داشته باشد ، بي گمان از بعضي سروده هاي "نوذر پرنگ" به حيرت مي افتد. "نوذر" استعداد شگرفي بود كه دل به كار جدي در عرصه شعر و نويسندگي نبست و از اين رو ظرفيت هاي او در اين عرصه هرگز به تمام و كمال، مجال ظهور نيافت. من از 18 سالگي با او دوست ، همراه و همنشين بودم و شايد بهتر از ديگران بدانم كه " نوذر پرنگ" چه مايه شور ، شيدايي و توانايي بديع سازي داشت. در آغاز براي امرار معاش به ترانه سرايي رو آورد ، اما به جز چند ترانه معروف مانند "اسب ابلق" نام خود را بر هيچ كدام از ترانه ها نگذاشت. در زمينه ترانه سرايي بيشتر و شايد عمدتا با "همايون خرم" كار مي كرد.
غزل هايي كه در سال هاي نوجواني و آن گاه كه در دبيرستان دارالفنون درس مي خواند ، سروده است ، از بهترين و ماندگارترين سروده هاي اوست.
درود باد به رندي كه چون پياله گرفت
نخست ياد حريفان خسته جان افتاد
به حافظ عشق و ارادتي بي مثال داشت و او را تك سوار عرصه شعر در تمام اعصار و قرون مي دانست.
به غير خواجه كه اين بنده از حواشي اوست
كسي نگفته ازاين شعر ناب نازك‌‏تر
در ميان شاعران و نويسندگان معاصر بيشتر با " نصرت رحماني"، "حسين سرفراز" ، " احمد سروش"، " فريدون مشيري"، "منوچهر نيستاني"، "ولي الله دروديان" و من محشور بود.
شعر "نوذر" ، مجموعه اي از همه ظرايف و دقايق بود و اگر چه دور از عوالم سياست سير مي كرد ، اما ظلم ستيز و انسان دوست بود.
روزگار ظالم از مظلوم باشد تيره تر
خانه اي تاريك تر از خانه شمشير نيست
در كنار آن به آزادانديشان و آنان‌‏كه جان بر سرعشق و ايمان مي گذارند حرمت مي ورزيد و حق شان را اين‌‏گونه ادا مي كرد :
آبروي جان پاكان بين كه هرجا مي روند
مي رود شمشير دشمن هم به استقبال‏شان
نوذر پرنگ بسيار نازك انديش و نازك خيال بود :
چه شكوه هاست به دل ريگ جويباران را
كه در ترانه‌‏ي آب روان نمي گجد
تا سر زلفت چه رنگي رو كند حالي دلم
بر گشاده بادبان چون لاله در توفان تو
" نوذر" در اوج شكوفايي به همت مادرش كه بانويي بسيار هوشمند و فداكار بود به آمريكا رفت . از مدت 15 سال اقامت او در آمريكا اطلاع درست و روشني در دست نيست ، اما آن چه مسلم است و من بارها از او شنيده ام ، به تحقيق در زبان فارسي و واژه شناسي سرگرم بوده است .
" نوذر" بعد از بازگشت به تهران مدت ها بيمار و بستري بود و سرانجام روزي كه سلامت تقريبي خود را باز يافت ، سراغ دوستان را گرفت . در فاصله بازگشت "نوذر" از آمريكا تا خاموشي او ، "بيژن ترقي"، شاعر و ترانه سراي معاصر نهايت دوستي و مراقبت را در حق "نوذر" مبذول داشت.
چندي بود كه دوشنبه هاي هر هفته اصحاب بزرگ موسيقي و شعر در خانه "ترقي" گرد هم مي آمدند و "نوذر" نگين آن حلقه بود و به خواست "بيژن" شعر مي خواند و سخن مي گفت . من به عنوان قديمي‌‏ترين دوست "نوذر" وظيفه خود مي دانم تا از همت و بزرگواري اين مرد سخن شناس كه قدر و بهاي" نوذر" را بهتر از همه دريافته بود ، سپاسگزاري كنم.
مجموعه غزل هاي "نوذر" به نام "آن سوي باد" نيز به همت اين بزرگوار فراهم آمد و به دست چاپ سپرده شد و اگر نبود ، "بيژن ترقي" دوستداران غزل هاي ناب "نوذر"، از ديدن و خواندن سهم بزرگي از آثار او محروم بودند . هم چنين بايد از "مهدي برهاني"، شاعر ، نويسنده و منتقد بزرگ معاصر سپاسگزار بود كه با دو نقد روشن و بسيار مستدل ، چهره واقعي "نوذر" را به جامعه ادبي عرضه كرد و نام "نوذر" را بر سر زبان ها انداخت.

+ منبع : مريم آموسا، گروه فرهنگ و انديشه ايلنا
سيامك گلشيري، دربارۀ ادبيات جدي
سيامك گلشيري : ادبيات بازاري به هيچ عنوان نمي‌تواند تاثيرگذار باشد، چرا كه شخصيت‌ها در اين داستان عمق ندارند و زبان نيز پيش پا افتاده است و حتا عناصر داستاني نيز در آن غلط است. اين داستان‌ها ماندگار هم نخواهند بود و در دوره‌ي بعدي، خود و نويسندگان‌شان محو مي‌شوند. در اين ميان نويسندگان جدي و آثار جدي مي‌مانند كه روي مخاطب تأثير زيادي مي‌گذارند.

+ نويسنده‌ي جدي در ايران نمي‌تواند از راه نوشتن و كتاب زندگي‌اش را بگذراند. ممكن است كتابي بنويسد و يك سال هم طول بكشد تا تمام شود، ولي بعدا نمي‌داند كه اين اثر با چه سرنوشتي روبه‌رو خواهد شد. اين مي‌شود كه توليد ادبيات بازاري در ايران بيش‌تر مي‌شود.

+ نويسنده وقتي حرفه‌يي شد، احتياج به نوشتن دارد، و اين نياز به نوشتن باعث مي‌شود كه بنويسد. ممكن است در كوتاه‌مدت اثرش را چاپ نكنند، ولي بعدها چاپ خواهد شد و نوشتن براي تمام نويسندگان جدي اهميت فراواني دارد، حتا اگر اثرشان چاپ نشود.‌
+ منبع : ايسنا
رسول مرادي، خوشنويس
چند سالي است نرم افزارهاي رايانه اي به بازار آمده اند که مي توان با آنها خوشنويسي کرد...
+ نرم افزارهاي موجود لطمه اي به خوشنويسي هنري نمي زند. به دليل اين که بيشتر مورد استفاده تبليغات و نيازهاي معمولي روزمره است و اين حتي به نفع هنر خوشنويسي است ، چون هنرمند خوشنويس ديگر به اين گونه مباحث نمي پردازند و به اين طريق ارزش و جايگاه خط و خطاطي حفظ مي شود. همان طور که وقتي فرش ماشيني وارد بازار شد چيزي از ارزش فرش دستباف کاسته نشد و با جايگزيني نسبي فرش ماشيني در استفاده هاي روزمره به جاي فرش دستي ، اين فرش به عنوان يک اثر هنري از زيرپاها روي ديوارها رفت. پيش از به وجود آمدن اين ابزار در خوشنويسي ، خطوط ضعيفي در استفاده هاي روزمره به کار مي رفت ؛ اما با روي کارآمدن اين نرم افزارها شاهد کارهاي بهتري در اين حيطه هستيم به شرط آن که افرادي که با اين نرم افزارها کار مي کنند، خود خوشنويسي را تاحدي دانسته و کار کرده باشند، چون ترکيب کلمات ، کرسي ها، کشيده ها و همجواري آنها نکاتي است که اجراي آن براي يک ناآشنا به اصول مقدور نيست.
+ متن كامل گفتگو با رسول مرادي، خوشنويس.ازجام جم،محمدرضا تحقيقي احمدي
August 18، 2006
Pakistan, Karachi, Aug 18
+ پاكستان، كراچي، 18 آگوست
+ عكس از : Zahid Hussein / Reuters
آئين نكوداشت استاد جليل شهناز و درويش خان
آئین نکوداشت استاد جلیل شهناز و زنده‌یاد درویش‌خان، نوازندگان برجسته تار، عصر روز چهارشنبه با حضور جمعی از بزرگان هنر موسیقی در فرهنگسرای هنر برگزار شد.
استاد شهناز را با آمبولانسي که جلوي در بود به آنجا منتقل کرده بودند.

+ استاد محمدرضا شجريان : ساز شهناز خاص اوست. درست مثل اثر انگشت. پيام او را کسي نمي تواند تقليد کند. من تنها خواننده اي هستم که استادم را يک نوازنده مي دانم. من به او مديون هستم.

+ پيام استاد حسن كسايي : موسيقي کار هر کسي نيست. همه موسيقي را گوش مي دهند اما کساني که سره را از ناسره تشخيص دهند زياد نيستند. افراد زيادي نيستند که بتوانند موسيقي استاد شهناز را درک کنند. خيلي ها ساز مي زنند اما ساز شهناز چيز ديگري است.

+ استاد داريوش پيرنياكان با اشاره به وجوه مشترک درويش خان و استاد شهناز : اين دو هنرمند بزرگ در دو دوره مختلف تاريخي نوآوري هاي زيادي را در ساز خود ارائه کردند.
من با ساز شهناز به موسيقي علاقمند شدم.
رديف شيوه آموزش موسيقي است. اگر کسي آن را نياموزد به درجاتي که بايد نمي رسد. موفقيت اين دو هنرمند به اين دليل است که هر دو با اشراف بر رديف دست به نوآوري و ابداع مي زنند. او بخش هايي را وارد موسيقي کرد که تا به آن روز در موسيقي وجود نداشته بود.

+ متن كامل از: آزاده شهمير نوري، خبرگزاري ميراث فرهنگي
+ عكس از: خبرگزاري مهر و ميراث فرهنگي،عكس در سايت منبع با كليك روي عكسها
بهمن جلالي، عكاسي خبري
بهمن جلالي : وظيفه و رسالت عكاسي مستند، ديدن و نماياندن چيزهايي است كه مردم يا نمي‌بينند و يا سانسور و سيستم‌هاي ناظر اجازه‌ي ديدن آن‌ها را نمي‌دهد.
+ اين كه مي‌گويند عكاس‌ها قدرت ايجاد تغيير ندارند، درست نيست، من مي‌گويم شما سانسور را از عكس خبري برداريد تا بگويم چه تاثيري دارد.
+ نمي‌توانيم عكاس خبري شويم تا وقتي‌كه عكس هرچه مقابلمان است را بگيريم، بدون آن‌كه چرايي آن‌را بدانيم. خيلي وقت‌ها عكاس‌ها به‌خاطر نوع كارشان در مطبوعه و خبرگزاري خواه‌ناخواه آدمي در خدمت رسانه مي‌شوند؛ اما بايد حواستان باشد كه دقت كنيد از طريق انتخاب عكس‌هاتان استيل ديدگاه شخصي‌تان را از دست ندهيد. اكنون سيلي از عكاسان خبري هستند كه ديدگاه شخصي ندارند اما دارند كار مي‌كنند وعكس مي‌گيرند.
+ منبع : دومين كارگاه عكاسي خبري ايسنا
28 مرداد، ادبيات سياه و كافه نشيني
عبدالعلي دستغيب ، نويسنده و منتقد ادبي : با کودتای 28 مرداد 32 ادبیات سیاه و کافه نشینی رواج یافت و تنها چند نفر مثل شاملو و نصرت رحمانی و بهرام صادقی از این گرداب نجات یافتند . ادبیات در این دوره صورتی تراژیک به خود می گیرد و مثل ادبیات بعد از هجوم مغول سرشار از غم شکست می شود که تا دهه پنجاه نیز امتداد می یابد .

+ هر واقعه سیاسی و اجتماعی مهم در روحیات و اندیشه های عموم مردم و به ویژه روشنفکران ، اهل قلم و صاحبان فکر تاثیر می گذارد.

+ بطور کلی جامعه ما تحولات زیادی را بعد از هجوم مغولان از سر نگذرانده و آنچه بوده مربوط به سیاست های خارجی در ایران بوده است؛ چرا که ساختار فئودالی اجازه حرکت از پائین را به مردم نمی داد و تحولات در بالا رخ می داد.

+ در شرح وضعیت روشنفکران در آن دوره : در چنین موقعیتی روشنفکر ما که خیلی تند و باشتاب حرکت کرده بود و می خواست همه جا را اصلاح کند خود را کنار کشید و اینها ناشی از ناپختگی جریان روشنفکری ما بود. ما نیز که در آن دوره فعالیت می کردیم خام و ناپخته بودیم. در این مدت ادبیات سیاه در ایران رایج شد و " نکبت " امیر گل آرا نوشته شد. خودآزاری، خودزنی، محتوم دیدن قضایا، تیرگی فضاها، پناه بردن به افیون و ... باب روز ادبیات شد.

+ تاثیر کودتای 28 مرداد به هیچ فرم و شکل ادبی خاصی منجر نشد و تنها در محتوا رخ داد. پیش از آن داستان و شعر ما دگرگونی های خود را صورت داده بود و نیما و هدایت هر یک در مقطعی دست به ابتکارات جدید در ادبیات ایران زدند. در واقع این محتوا بود که به تراژدی نزدیک شد و به عنوان نمونه در آثار توللی و نادرپور و نصرت رحمانی به تاسی از بودلر ادبیات سیاه را پایه گذاردند .

پيشرو يا هنرمند كسي نيست كه به تنهايي يك جريان را بوجود آورد، بلكه او يك جريان را زودتر از ديگران تشخيص ميدهد و به آن شكل و انسجام مي‌بخشد. از گفتگو با عبدالعلي دستغيب در سال 80، متن كامل

+ منبع : خبرگزاري مهر
+ عكس از: همشهري
حرف زدن از برشت، فهمیدن برشت
ما شاید از برتولت برشت خیلی حرف می‌زنیم، اما تجربه ثابت کرده ما پدیده‌هایی را که درباره‌شان خیلی حرف می‌زنیم، خوب نمی‌شناسیم.

دویچه‌وله : تاثیرگرفتن برشت از تئاتر شرق مورد قبول خودش هم بوده، اما در ایران بعضی‌ها معتقدند که او حتي از تعزیه هم تاثیر گرفته. نظر شما در این مورد چیست؟
علي اصغر دشتی: تکنیک برشت را به گونه‌های نمایشی که در ایران وجود دارد نسبت می‌دهند، به گونه‌های نمایش سنتی. اما علل پیدایش این گونه‌های نمایشی در ایران به‌شدت متفاوت است با علل پیدایش تکنیک‌های برشت. یک مسئله‌ مهمی که وجود دارد این است که او همه‌ چیزهایی را که از آنها الگو می‌گیرد با یک اندیشه تلفیق می‌کند. برشت برای انتقال اندیشه‌اش راهی را انتخاب می‌کند که به نظرش می‌رسد از آن راه بهتر اندیشه منتقل می‌شود. راهش هم این است که می‌گوید من هیچ علاقه‌ای ندارم به اینکه تماشاگر در احساسم غرق بشود. من می‌خواهم تماشاگر غرق در اندیشه و تاملش بشود. و این در واقع تحریک تعقل تماشاگر انگیزه اصلی پدیدآمدن آن تکنیکی‌ست که به لحاظ اجرایی برشت از آن استفاده می‌کند و به‌کلی با آن چیزی که در تعزیه ایرانی اتفاق می‌افتد مغایرت دارد. برشت ایجاد تعقل و اندیشه می‌خواهد بکند، ولی تعزیه ایرانی تلاش می‌کند که ایجاد همذات پنداری و سوگواری کند و عقاید دینی را تحریک بکند.
متن كامل اين گفتگو را اينجا بخوانيد +
شهلا پروين روح
شهلا پروين‌روح، نويسنده : خواننده عام روي كلمات چندان دقيق نمي‌شود ‌و نگاهش روي آن‌ها سر مي‌خورد و تنها داستان را دنبال مي‌كند؛ در واقع كلمه بهاي چنداني در ادبيات عامه‌پسند ندارد، در حالي كه در داستان جدي خواننده كتاب چون مي‌خواهد حرفه‌يي بخواند، عميق مي‌خواند و تا كلمه يا جمله‌اي را درك نكند و مانند خانه‌هاي پازل آن را تكميل نكند، نگاهش به كلمه بعدي نمي‌رود. او كلمه كلمه را مثل قطره قطره آب جذب مي‌كند و همان كلمه‌اي كه از نگاه مخاطب داستان عامه‌پسند گذشته است، در نگاه خواننده جدي جلوه و عمق ديگري دارد؛ به اين دليل روي ادبيات جدي سخت‌گيري بيش‌تري وجود دارد تا ادبيات عامه‌پسند.
+ مطالعه متن كامل از ايسنا
+ نگفتن ؛ گفتگو با شهلا پروين‌روح، از همشهري سال82
+ عكس از : همشهري
Live Writer
نويسنده زنده ويندوز نام نرم افزار جديدي از كمپاني ميكروسافت است كه كاربر خود را قادر مي‌سازد قابليت‌هاي وبلاگش را افزايش دهد و آن را براي بازديدكننده اش سرگرم كننده‌تر سازد.اين نرم افزار، كاربر را قادر مي سازد كه مطلب خود را بنويسد و پيش از انتشار آن بداند كه پس از انتشار، دقيقاً به چه شكلي درخواهد آمد. نويسنده زنده ويندوز، ساختار وبلاگ شما را مي شناسد، مثلاً كاملاً با مدل تيتربندي، فونتها، رنگها، تصاوير پس زمينه، پاراگراف بندي ها، فاصله ها و حاشيه هاي آن آشنايي دارد و شما را قادر مي سازد كه مطلب خود را با استفاده از اين ساختار ويرايش كنيد.
كاربر اين نرم افزار همچنين مي تواند با استفاده از آن تصاويري را نيز در وبلاگش منتشر كند.
+ سايت دانلود و تصاويري از نرم افزار
+ منبع : سپيده جديري از CHN
شهر سوخته، پيوستن به فهرست ميراث جهاني
شهرسوخته به رغم اهميت بسيار تاريخي آن، تاكنون براي جهاني شدن كانديدا نشده بود و اكنون مسئولان سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري با اعلام شايستگي پيوستن اين محوطه باستاني به فهرست ميراث جهاني، خواستار آماده‌سازي پرونده آن براي انجام اين مهم شده‌اند.
نخستين گام‌هاي آماده‌سازي پرونده محوطه باستاني شهر سوخته براي ثبت در فهرست ميراث جهاني برداشته شد.
+ مطالعه متن كامل از حسن ظهوري،خبرگزاري ميراث فرهنگي
August 17، 2006
Scarlett Johansson

+ اسكارلت يوهانسون، بازيگر سينما، در موزۀ هنرمدرن،‌نيويورك
REUTERS/Eric Thayer Pictures of the month,July 2006
خلوت بازار مي‌خواند سرودي خيس
گياه خواب مي‌بيند كه در باد
پلنگي از درختي ناگه افتاد

پيكر نوذر پرنگ - غزل‌سراي معاصر - از مقابل تالار وحدت به سمت قطعه هنرمندان تشييع، و طبق وصيت نامبرده، در جوار علي تجويدي به خاك سپرده شد. اين مراسم با حضور تعداد محدودي از شاعران و نزديكان وي انجام شد.
+ سجادي : تاسف مي‌خورم به حال كساني كه داعيه‌ي فرهنگ و هنر دارند، ولي در اين مراسم حضور پيدا نكرده‌اند و هرچند كه كميت اهميت ندارد، اما حضور همين عده نيز نشان از اداي احترام به اين شاعر بزرگ است.

+ موسوي گرمارودي : نوذر يكي از آخرين نمايندگان نئوكلاسيك در غزل معاصر بود و غزل را به تعبير خودش با گلچرخي رنگين، جلوه و نماي ديگري داد.
مهم‌ترين تجلي بزرگي و يگانگي نوذر اين است كه پيشاپيش هر كلمه‌اي كه گفته بود، ايستاده بود؛ همچنان كه فروغ [فرخزاد] مي‌گفت.
واقعا متاسفم كه به جز چند نفر از شاعران، كسي را اين‌جا نديدم. ما اين دردهاي دروني را كجا ببريم؟

ولگرد هاي باد،
غافل ز شهر و قصه‌ي باران و آنچه رفت
در كوچه باغها
مستانه، پشت پنجره ها سوت مي‌زنند
از: باران، تقي حاج آخوندي، " نوذر پرنگ"

+ مهدي ستايشگر موسيقي‌‏دان و مدير مجلۀ هنر موسيقي با اشاره به مراسم بزرگداشتي كه براي پرنگ در خانه شاعران برگزار كردند ‌‏: وقتي قرار شد كه مراسم بزرگداشت او در خانه شاعران برگزار شود ، او به من گفت كه تو در اين مراسم سخن بگو و پس از مراسم به من گفت كه آيا در مراسم خاكسپاري من به همين خوبي حرف خواهي زد كه ديشب به ياد حرف او افتادم.
با بيان اين مطلب كه بسياري از بزرگان ما پس از مرگشان شناخته مي شوند : حافظ 100 سال پس از مرگش در حاشيه ديوان "سلمان ساوجي" كشف شد . ما بارها از پرنگ در زمان حياتش خواستيم كه گفت و گويي با او ترتيب بدهيم و عكس او را روي مجله چاپ كنيم . اما هرگز به عكس گفت و گو تن نداد. به نقل از ايلنا

+ عمران صلاحي ‌‏: بسيار متاسف شدم ؛ من با اين كه با همه بزرگان نشست و برخاست داشتم ، هرگز با نوذر پرنگ ديداري نداشتم و اين گوياي عزلت گزيني وي است. از ايلنا

+ سهيل محمودي نيز به‌عنوان آخرين سخنران مراسم : براي نسل ما، نسلي كه شايد چهل‌وچندساله باشد، پرنگ يكي از معلمان جدي هنري است؛ حتا اگر گوشه‌نشين بود و در خلوت خودش. سال 65 او را در گوهردشت ديدم و به او گفتم كه شعرش معلم ماست و سال گذشته هم همين را به او گفتم كه شما معلم ما بوده‌ايد، شعر شما براي ما معلمي كرده است و الان هم ياد مي‌كنم كه نوذر از شاعراني بود كه به مفهوم پرنده به عنوان مضمون توجه داشت كه اين هم از روح بزرگ و رهاي او حكايت مي‌كند.

+ پيشنهاد مطالعه در همين زمينه

+ عكسهايي از اين مراسم: يك و دو و سه
منبع خبر: ايسنا
+ عنوان و ديگراشعار برگرفته ازسروده هاي نوذر پرنگ.
فعاليتهاي برشت در سينما
شايد بسيار کسانى که با نام برتولت برشت بعنوان شاعر و نمايشنامه‌نويس آشنا هستند، ندانند که او در زمينه فيلم و سينما نيز فعاليت‌هايى داشته است. برتولت برشت در سال ۱۹۲۳ براى نخستين‌بار به سينما روى آورد. فيلم «تجربه‌ى اسرار يک آرايشگر» که روابط پوچ و بيهوده روزمره‌ را در يک سالن آرايش بازتاب داده است.
+ فيلمنامۀ فيلمهاي جهان از آن كيست ؟ و اثر ضد فاشيستي بسيار مشهور، جلادان هم مي ميرند.
+ برتولت برشت در زمينه فيلم مستند نيز فعاليت کرد. فيلم مستند و شاعرانه «ترانه‌ رودها» بازتاب‌دهنده نيروى سياسى جنبش جهانى سنديکاهاست که ترانه‌هاى آن را نيز برشت ساخته بود.
مطالعۀ متن كامل مروري بر فعاليتهاي برتولت برشت در سينما، از پرويز حمزوي، DW

+ پيشنهاد مطالعۀ مطالب مرتبط : ويژه پنجاهمين سالگرد مرگ برشت و برتولت برشت، اينگونه
چهار هزار سال...
سد كارون دو، دشت باستاني ايذه كه خاستگاه تمدن ايلامي و هخامنشي بوده است را زير آب مي‌برد. قرار است اين سد در 45كيلومتري شمال غربي شهر ايذه در دشت سوسن ايذه و سوسن سرخاب مسجد سليمان ساخته شود. مسئولان ميراث فرهنگي فرصت دارند تا پيش از آبگيري، كاوشهاي اين منطقه را به پايان برسانند !
سد كارون 3 بسياري از آثار دورۀ ايلامي را در خود غرق كرد.
+ فرامرز خوشاب، مسئول انجمن دوستداران ميراث فرهنگي و گردشگري ايذه : با ساخت اين سد، 4 هزار سال تاريخ براي هميشه از بين مي‌رود. مجريان سد، زمين‌هاي كشاورزي اين محدوده را از اهالي خريداري كرده‌اند و به اهالي گفته‌اند با ساخت اين سد تمامي زمين‌هاي اين محدوده زير آب مي‌رود. دشت سوسن داراي آثار بسيار اررشمندي از دوره ايلامي‌ها است.
مطالعه متن كامل از خبرگزاري ميراث فرهنگي، زهرا كشوري +
August 16، 2006
آيدين آغداشلو

بنا به تصويب شوراي سياست‌گذاري دو سالانه هفتم و انجمن هنرمندان نقاش ايران آيدين آغداشلو به عنوان دبير دو سالانه هفتم نقاشي برگزيده شد.

+ منبع : خانه هنرمندان ايران
ادبيات جدي و ...
هوشنگ عاشورزاده : وقتي به كتاب‌هاي جدي با زمينه‌هاي اجتماعي اجازه انتشار داده نمي‌شود، طبيعي است كه ادبيات عامه‌پسند جاي آن را پر كند.
ممكن است كه گفته شود توليد ادبيات جدي فرقي نكرده است و ميزان انتشار كل كتاب‌ها را درنظر مي‌گيرند؛ اما بايد گفت كه سانسور مانع ادبيات جدي روزگار ماست.
داستان‌نويسان جدي ما كه ادبيات جدي خلق مي‌كنند، ترجيح مي‌دهد براي چاپ اقدام نكنند و آ‌ن‌ها هم كه خوش‌بين‌ترند، ممكن است اثرشان را براي چاپ بدهند، ولي در انتظار مجوز بماند؛ بنابراين وقتي سانسور شدت يابد، ادبيات رمانتيك، جوان‌پسند و عامه‌پسند كه كم‌تر سانسور مي‌شود، بيش‌تر توليد خواهد شد.
ادبيات جدي هرگز كم‌رنگ نخواهد شد و اين كم‌رنگ شدن مقطعي است، تنها در مقطعي مي‌توان مانع ادبيات جدي شد؛ همان‌طور كه زماني جلو انتشار آثار صادق هدايت و صادق چوبك گرفته مي‌شد و فكر مي‌كردند كه با مانع شدن، مي‌توانند آثار اين افراد را از اذهان پاك كنند، ولي ديديم به محض اين‌كه آثار آن‌ها اجازه انتشار يافت، به چاپ‌هاي متعدد رسيد؛ بنابراين هرگز با سانسور و اجازه ندادن، نمي‌توان ادبيات يك ملت را محو كرد.
در تمام ادوار ادبيات عامه‌پسند همواره مورد استقبال بيش‌تر بوده است، اين كه امروز در كشور ما ادبيات عامه‌پسند مورد استقبال بيش‌تري نسبت به ادبيات جدي قرار مي‌گيرد، امر تازه‌اي نيست و تنها به كشور ما مربوط نمي‌شود، بلكه در تمام دنيا اين‌گونه است كه ادبيات عامه‌پسند بيش‌تر مورد اقبال است. زماني كه آثار هدايت با تيراژ پاييني چاپ مي‌شد، آثار حسينقلي مستعان يا جواد فاصل را روي دست مي‌بردند. ولي امروز آثار كدام‌يك مانده؛ جز هدايت كه آثارش بارها تجديد چاپ شده است.
ادبيات جدي خوانندگان جدي مي‌خواهد كه ديدگاه اجتماعي داشته باشند. ممكن است تعداد خوانندگان ادبيات جدي نسبت به ادبيات عامه‌پسند كم باشند، ولي خوانندگان ادبيات جدي آگاهي دارند.
‌تيراژ ادبيات جدي به صورت خجالت‌آوري رسيده است. با تمام اين احوال ممكن است كه ادبيات عامه‌پسند تيراژ زيادي داشته باشد، ولي ادبياتي ماندگار نيست و بعدها نيز كسي دنبال آن نمي‌رود. در واقع ادبيات جدي ادبياتي هميشگي است و مي‌ماند، و ادبيات عامه‌پسند ادبياتي كه مي‌آيد و مي‌رود.
+ منبع : ايسنا
+ عكس از : Rooholla Vahdati, Isna
نويسندگان
محمود گلابدره‌‏اي : البته در حال حاضر رمان من چيزي در حدود 7 ماه است كه در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در انتظار مجوز مانده است و معلوم نيست وضعيتش چه مي شود.
گلابدره‌‏اي با بيان اين مطلب كه با اين كه وزير فرهنگ و ارشاد قول‌‏هايي در حوزه فرهنگ و هنر مبني بر مبارزه با هر گونه قلع و قمع فرهنگي داده بود ، گفت ‌‏: شرايط و اتفاقاتي كه در يك سال اخير رخ داده است نشان مي دهد كه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي كاري براي هنرمندان و مولفان نكرده‌‏ ، بلكه شرايط صدور مجوز و انتشار كتاب نيز دشوارتر شده است.
انجمن‌‏هايي كه از سوي نهادهاي دولتي راه انداخته شده‌‏اند نيز هيچ كاري براي نويسندگان نكرده و نمي كنند و با اين شرايط هيچ انتظاري از مسوولين نمي‌‏توان داشت.
+ منبع : ايلنا
August 15، 2006
از ناشر تا صفحه بند
عمران صلاحي : متاسفانه جامعه ما خيلي حساس شده و اين حساسيت به قدري است كه ديگر مردم تحمل هيچ چيزي را ندارند چه برسد به اينكه شما طنز در مورد كسي بنويسيد به همين خاطر نوشتن طنز و كشيدن كاريكاتور عوارض جانبي بيشتري پيدا كرده است مثلاً نويسندگان و كاريكاتوريستهاي ما در مجموع چيزهايي مي نويسند كه به جايي بر نخورد و اين اصلاً مطلوب نيست چرا كه طنزپرداز بايد بتواند حرف بزند و آيينه را همچنان جلوي جامعه نگه دارد و اتفاقاً اين به نفع جامعه است كه عيبهايش گفته شود.

+ طنزپرداز بايد بتواند زندگي اش را بچرخاند و نه اينكه احياناً با نوشتن چيزهاي خط قرمزي، زندگي اش را از دست بدهد و اتفاقاً به همين خاطر است كه يكي از آفات طنز نويسي يعني خودسانسوري كه بدترين آنها هم هست به سراغ نويسندگان ما مي آيد. يعني در شرايطي مي افتيم كه نويسنده خودش دست و پاي خودش را مي بندد. از طرف ديگر روز به روز خط قرمزهاي ما زيادتر و پررنگ تر مي شوند و تنبيه ها نيز زيادتر مي شوند. در اين ميان فقط كتاب، نويسنده اي كه قصد و غرضي هم در نوشتن مطلبي نداشته، توقيف مي شود. اين اتفاق فقط به او لطمه نمي زند بلكه به كل صنعت نشر از ناشر گرفته تا صفحه بند آسيب مي رساند.

+ برخلاف برخي كشورهاي ديگر كه طنزپردازانشان از نبود سوژه گله مندند، جامعه ما سرشار از سوژه براي نوشتن طنز است و همين موضوع، مرا به آينده اين نوع نگارش اميدوار مي كند. با وجود تمام مشكلاتي كه در اين زمينه وجود دارد، معتقدم كه ممكن است شكل طنز عوض شود و اين مشكلات مانند دست اندازهاي خيابان آهنگ آن را آرام كند اما جريان طنز هيچ گاه متوقف نمي شود.

+ متن كامل را اينجا بخوانيد
از: كمال صادقي ، خبرگزاري ميراث فرهنگي
برتولت برشت، اينگونه
موفقیت نمایش عظیم است، اما من نه الان و نه آن اوائل فکر نمی‌کنم و نمی‌کردم که در برلین و یا هر شهر دیگری که نمایش در آن اجرا شده، آن را درک کرده باشند. آنها نفهمیدند که منظور نویسنده این است که ننه دلاور از جنگ هیچ درسی نگرفته. متوجه منظور نمایشنامه نویس نشدند: این که انسان‌ها هیچوقت از جنگ درس نمی‌گیرند.
برتولت برشت، پس از شش سال اجراي نمايش ننه دلاور و فرزندانش

+ گرچه آثار برتولت برشت در کنار کتابهای اشتفان تسوایگ و کافکا بیش از آثار هر نویسنده‌ی آلمانی زبان به فارسی ترجمه شده، بسیاری معتقدند که این ترجمه‌ها تنها معرف بخشی از جنبه‌های کار او هستند. ظاهرا گرایش اغلب مترجمان آثار برشت به اندیشه‌های مارکسیستی و چپ در دهه‌های ۴۰ و ۵۰ انتخابهای آنها را تحت تاثیر قرار داده و بیشتر جمبه‌های سیاسی و ایدئولوژیک آثار او را برجسته دیده‌اند.
+ متن كامل را اينجا بخوانيد
از: بهزاد كشميري پور، DW
بزرگترين ركن ترانه
فريدون شهبازيان : بزرگترين ركن ترانه مطرح كردن مسائل اجتماعي است.
+ يكي از بزرگترين ضعف ترانه‌ها در كشور ما، مناسبت‌هايي است كه در كنارشان اين آثار توليد مي‌شوند. بيشتر اين آثار كم‌اهميت و بي‌هويت هستند، زيرا كساني كه در صدا و سيما مجري برنامه‌هاي مختلف هستند به خودشان اين اجازه را مي‌دهند كه ذهن موسيقي مردم را منحرف كنند.
+ متن كامل از روزنا
موزۀ نت، از هفتۀ آينده
از آنجا كه بسياري از نت‌ها و آهنگ‌هاي بزرگان موسيقي ايراني در حال نابودي است اختصاص محلي به نام "موزه نت" و صدا اين آثار موسيقي را از ورطه نابودي نجات خواهد داد.

+ در اين موزه افزون بر نت‌هاي از آثار و قطعات موسيقي، كپي‌هاي آثار بزرگان نيز به منظور معرفي در معرض ديد علاقه‌مندان قرار خواهد گرفت. دست اندركاران موزه ابتدا سراغ آهنگسازاني كه در قيد حيات هستند، رفته و كارهاي آنها را پس از كامپيوتريزه شدن براي چاپ آماده مي‌كنند. همچنين آثار آهنگسازاني نيز كه از دنيا رفته‌اند نيز براي اين موزه جمع‌آوري مي‌شوند.
+ از: ايسنا
كپي رايت و نشر ايران
مدیر نشر توس : حمایت از ناشران در پرداخت کپی رایت ، آبروی نشر ایران را در جهان حفظ کرده و به وضعیت آشفته کنونی سرو سامان می دهد و نشر ما را یک گام به جلو می برد .
+ اگر قرار است این مساله و حمایت از کپی رایت به شکل قانون در آید ، باید وضعیت کتابهایی که قبلا چاپ شده و کتابهایی که هم اکنون در دست انتشار است ، به صورت شفاف در آن مشخص شده باشد تا اشکالی در کار نشر کتاب به وجود نیاید .
+ در نمایشگاه فرانکفورت که با ناشران آلمانی صحبت می کردم آنها از این موضوع به شدت گلایه داشتند که کتابی که هنوز در بازار عرضه نشده ، در ایران افست و منتشر می شود ! این نوع نگاه به ناشران ایرانی که در میان ناشران غربی وجود دارد برای نشر ما بسیار بد است و آنها به ما بد گمان هستند .
+ متن كامل از خبرگزاري مهر
August 14، 2006
حسين دهلوي
حسين دهلوي، استاد موسيقي ايراني :
+ تخصص ، موضوعي است كه در موسيقي ايران هيچ گاه به آن توجه نمي شود.

+ من زماني به يكي از مديران گفته بودم كه ميز سالاري درمديريت موسيقي حاكم است ووقتي مديري از كار بيكارمي شود، او را به عنوان مدير بخشي در حوزه موسيقي منصوب مي كنند.

+ با اشاره به اينكه از زمان تصدي رييس دفتر موسيقي ،مدتي است مي گذرد وهنوز او برنامه هاي خودرا اعلام نكرده :موسيقي از مدتها قبل بلاتكليف بوده و رييس جديددفتر موسيقي ،بايد هرچه زودتر برنامه هاي خودرااعلام كند.

+ درحالي كه امروزه ،همه چيز تخصصي شده ،تنهاچيزي كه در موسيقي اهميت ندارد تخصص است.

+ از: ايسنا
+ عكس از: ايران
ويژه پنجاهمين سالگشت مرگ برتولت برشت
+ امروز ۱۴ اوت برابر است با پنجاهمين سالگشت مرگ برتولت برشت.

+ اويگن برتولت فريدريش برشت

+ فوريه‌ى ۱۸۹۸ در شهر آگسبورگ آلمان زاده شد

+ برشت در سال ۱۹۱۷ به تحصيل فلسفه در دانشگاه مونيخ پرداخت، اما يك ترم بعد رشته‌ى تحصيلى خود را به پزشگى تغيير داد. مدت كوتاهى پس از آن، در جريان ناآرامى‌هاى انقلاب ۱۹۱۸ آلمان، دست از تحصيل كشيد و به عنوان بهيار به خدمت سربازى رفت.

+ او كه هرگز تحصيلات دانشگاهى را جدى نگرفته بود، در سال ۱۹۲۱ از دانشگاه اخراج شد.

+ در سال‌هاى ۱۹۲۲ و ۱۹۲۳ اجراى دو نمايشنامه به نام‌هاى «بال» و «آواى طبل‌ها در شب» از او در لايپزيگ و مونيخ، با اقبال و ستايش منتقدان روبرو و باعث شهرت وى به عنوان درام‌نويس شد. اين موفقيت براى برشت قرارداد همكارى با تئاتر مونيخ را به همراه آورد و باعث شد كه وى بتواند خود را يكسره وقف فعاليت ادبى و نمايشنامه‌نويسى كند.

+ برتولت برشت در سال ۱۹۲۴ از مونيخ به برلين رفت. در آنجا نيز در ارتباط با محافل مهم ادبى و تئاتر جمهورى وايمار قرار داشت. برشت در «تئاتر آلمان» در برلين، به عنوان نمايشنامه‌نويس و كارگردان مشغول به كار شد. وى در اين ايام براى دستيابى به سبك خاص خود، به تجربه‌ها و آزمايش‌هاى گوناگونى در زمينه‌ى تئاتر روى آورد.

+ برشت كه با انديشه‌پردازان ماركسيست و هنرمندان چپ زمانه‌ى خود در ارتباط تنگاتنگ و تبادل‌نظر بود، سرانجام دست به طراحى تئاتر «روايى ـ ديالكتيكى» زد و در همين راستا در سال ۱۹۲۸ قطعه‌ى «اپراى سه پولى» را با موزيك «كورت وايل» به روى صحنه برد. اين قطعه موفق‌ترين نمايشنامه تا پايان عمر جمهورى وايمار در سال ۱۹۳۳ در آلمان بود و بيش از ۲۵۰ بار بر روى صحنه رفت.

+ با برآمد ناسيونال‌سوسياليسم در آلمان، دوره‌ى آوارگى برشت نيز آغاز شد. يك شب پس از آتشسوزى در «رايشستاگ» كه با صحنه‌سازى ناسيونال‌سوسياليست‌ها و براى پيگرد دگرانديشان صورت گرفته بود، برشت به همراه خانواده‌اش از برلين گريخت و از طريق پراگ، وين، زوريخ و پاريس، سرانجام به دانمارك رفت.

+ بين سال‌هاى ۱۹۳۴ تا ۱۹۳۹ در مهاجرت اشعار، قطعات و نيز طنزهاى زيادى براى راديوى آلمانى‌زبان «فرستنده‌ى آزادى» نوشت و همزمان جزو گردانندگان مجله‌ى «مهاجرت چپ» بود كه در مسكو منتشر مى‌شد.

+ با شروع جنگ جهانى دوم، برتولت برشت محل اقامت خود را به نزديكى استكهلم منتقل كرد و در سال ۱۹۴۰ از بيم پيگرد ناچار به هلسينكى گريخت و از آنجا از طريق مسكو به كاليفرنيا در آمريكا رفت.

+ كميته‌ى فعاليت‌هاى ضدآمريكايى در اكتبر ۱۹۴۷ برتولد برشت را به دليل فعاليت‌هاى كمونيستى براى بازجويى دعوت كرد. برشت يك روز پس از آن خاك آمريكا را ترك كرد و به زوريخ رفت. نخست درخواست تابعيت از دولت اتريش كرد. و از آنجا كه ورود به منطقه‌ى اشغالى غرب آلمان براى او ممنوع شده بود، در پاييز ۱۹۴۹ دعوت اتحاديه‌ى فرهنگى شرق آلمان را پذيرفت و در برلين شرقى ساكن شد. در آنجا تا پايان عمر خود در سال ۱۹۵۶ به كار تئاتر پرداخت. در عين حال برشت همواره موضع مستقل و انتقادى خود را نسبت به رهبران كمونيست در آلمان شرقى حفظ كرد.

+ جايگاه ادبى او را به عنوان يكى از تاثيرگذارترين نمايشنامه‌نويسان آلمانى سده‌ى بيستم به رسميت شناخته‌اند.

+ از مهم‌ترين نمايشنامه‌هاى برشت مى‌توان به: «آواى طبل‌ها در شب»، «آدم آدم است»، «اپراى سه پولى»، «عروج و سقوط شهر ماهاگونى»، «آنكه گفت آرى و آنكه گفت نه»، «تدبير»، «مادر»، «ننه دلاور و فرزندان او»، «زندگى گاليله» «انسان نيك سچوان»، «دايره‌ى گچى قفقازى»، «ارباب پونتيلا و نوكرش ماتى» و... اشاره كرد. افزون بر آن، برشت صاحب ده‌ها جلد كتاب در زمينه‌هاى نظم و نثر و نيز مقالات و نوشته‌هاى تئوريك است.‌

+ از: بهرام محيي ، DW
کتابدار، حد واسطي بين بازار نشر و مراجعه کننده ها

ميزگرد بررسي وضعيت كتابداري ايران

متن كامل را اينجا بخوانيد.
+ از خبرگزاري ميراث فرهنگي ، مهبود مهرنوش
نقش و اصل ادبيات
اسدالله امرايي ، مترجم : عمده آثاري كه در دنيا چاپ مي‌شوند، آثاري هستند كه حرفي‌ براي گفتن دارند و نويسنده‌ها به هر حال حرف‌هايشان را مي‌زنند، اما گاهي گوش شنوا پيدا نمي‌شود. در بسياري از آثار خلق‌شده، طنز موجود در آثار، حماقت‌ها را به تصوير مي‌كشند و به طور كلي آثاري برد دارند كه در مجموع به درد انسان مي‌پردازند.

+ البته در دنيا آثاري هم توليد مي‌شوند كه در همان‌جا هم مدفون مي‌شوند و انعكاسي پيدا نمي‌كنند؛ كشورهايي مثل نروژ و بلژيك كه دغدغه‌شان ادبيات براي ادبيات است. اين نشان مي‌دهد علاوه بر ايران كه وضعيتش در اين زمينه خاص است، كشورهاي ديگري هم وجود دارند كه دچار اين مساله باشند.

+ جهان بيرون و درون انسان جدانشدني است؛ نه مي‌توان نقش ادبيات را پرداختن به جهان بيرون انسان به تنهايي تعريف كرد و نه پرداختن به جهان درون؛ اين دو جداي از هم نيستند.

+ از زبان ديگران ، وبلاگ اسدالله امرايي

+ عكس از وبلاگ اسدالله امرايي
+ منبع : ايسنا
نوذر پرنگ
اين قلم ديري است در جهل مركب مانده است
كو يد بيضا و انگشت ورق‌گردان تو

+ پيكر نوذر پرنگ چهارشنبه از مقابل تالار وحدت تشييع مي‌شود.
پرنگ ، وصيت كرده تا در جوار علي تجويدي به خاك سپرده شود.
اين شاعر و محقق در سن 69سالگي در كرج درگذشت.
دو مجموعه‌ي شعر "فرصت درويشان" (65) و "آن‌سوي باد" (82)، از آثار منتشرشده‌ي او هستند.

+ منوچهر آتشي سال 84 در نشست نقد و بررسي شعر پرنگ درباره‌ي او گفته بود: غزل‌هايي كه من از او خوانده بودم، با حافظ و صائب پهلو مي‌زد؛ بي هيچ اغراقي.
پرنگ از قديم هم شعر نيمايي مي‌نوشت. هرچند اين شعرها اغلب ذهني و تاريك بودند، و بيش‌تر در قالب دوبيتي‌هاي پيوسته ظاهر مي‌شدند، اما نگاه امروزي نيمايي متداول آن سال‌ها را داشتند، بويژه همان تيزبيني گرايشي نيهيليستي، كه تا حدودي در شعرهاي نصرت رحماني و يكي دو شاعر آشنا و نه چندان نام‌آشنا هم تجلي مي‌كرد. در شعر نوذر اما همه چيز صميمي و بي‌تصنع بود. نوعي پيري زودرس از همان ابتدا، گريبان اين شاعر دردمند را گرفته بود و شايد همين روحيه بود كه نمي‌گذاشت او قرار گيرد و آرام شود و به حال و هواي سني و جواني و جهان‌بيني امروزين خود برسد. شعر "گربه‌ي سنگي" او در اين حال و هوا ساختي استوار دارد و تصويرها نو، ولي دردآلود هستند.

+ عباس سجادي ، شاعر: در زماني كه خيلي‌ها روي آوردن شاعران را به ترانه كاري سطحي مي‌پنداشتند، اما پرنگ با شناخت و ايماني كه به اين موضوع داشت، به ترانه پرداخت و كارش هم از جوهره‌ي قوي برخوردار بود.


+ محمد علي بهمني ، شاعر : جايگاه او در غزل هم‌تراز كساني است كه در طول تاريخ غزل والا گفته‌اند و تأثيرش هم در غزل امروز انكارنشدني است.
+ كسي تا گسترده‌ي كاري پرنگ را از ترانه‌ها، كارهاي سپيد، مثنوي‌ها، ساقي‌نامه‌ها و غزل‌ها مرور نكند و تا از درون نوذر و زندگي‌اش كه بسيار شنيدني است و براي سوختگان، آتشي ديگر، شناسه‌اي نداشته باشد، شايد جايگاه او را درك نكند.

+ موسوي گرمارودي با اشاره به جلسه‌ي نقد و بررسي شعر پرنگ در خرداد سال گذشته با حضور خود شاعر و مرحوم منوچهر آتشي، يادآور شد: آن‌جا به اين موضوع اشاره كردم كه اشيا هم ناطق‌اند و گويا؛ ليكن به زبان بي‌زباني. اما اين‌طور نيست كه پديدار‌هاي عالم با همه سخن بگويند؛ شاعران و بخصوص شاعراني مثل پرنگ محرم رازهاي پديدار‌ها هستند و پديدار‌ها با كساني مثل او بيگانه و نامحرم نيستند.

+ عكس و گفتگوها از ايسنا
+ بيت ابتداي متن از نوذر پرنگ است
نرم افزاري براي وبلاگنويس ها
مایکروسافت قصد دارد در تاریخ 14 ماه آگوست سال جاری میلادی نرم افزار جدیدی را به مجموعه برنامه های Live خود اضافه نماید.
این برنامه ی جدید "نویسنده زنده ویندوز" یا Windows Live Writer نام گذاری شده است.
هدف از طراحی این برنامه از طرف مایکروسافت آن است که کاربران پس از استفاده بتوانند مطالب و نوشته های خود را در وبلاگهایشان پست نمایند. تا این لحظه، اطلاعات دقیقتری پیرامون این نرم افزار منتشر نشده و تنها به امکان غلط یابی املایی آن اشاره شده است.

+ منبع خبر: WinBeta.Net
ايران درودي
+ در آستانه‌ي 70 سالگي بانوي هنرمند نقاش مدرنيست ايراني - ايران درودي -، فيلم مستند و داستان زندگي و آثار وي تا چهل روز ديگر در سينماهاي آمريكا اكران مي‌شود.
+ اين فيلم را بهمن مقصودلو طي پنج سال گذشته بر اساس كتاب "در فاصله‌ي دو نقطه (خاطرات ايران درودي)"، تهيه و كارگرداني كرده و قرار است مهرماه سال‌جاري بر پرده‌ي سينماهاي آمريكا به‌نمايش درآيد.
+ آخرين كتاب منتشر شده از وي با عنوان "چشم شنوا"، كه خود آن‌را وصيت‌نامه‌اش مي‌داند، به سه زبان، در ايران، اروپا و آمريکا منتشر شده است.

+ از: ايسنا
+ تصوير از: ايران
منوچهر معتبر
+ به عنوان يک شهروند از شرايط پيرامونم تاثير مي گيرم و ناخودآگاه اين تاثير بر آثارم سايه مي اندازد. به نظرم آثار همه هنرمندان در سراسر دنيا ريشه در جامعه اطرافشان دارد.

+ طراحي تصوير کردن است. اما وقتي رنگ را وارد مي کنيم، به اين معني است که مي خواهيم تصوير را توصيف کنيم. سيب را قرمز نمي کنم، چون مي خواهم توصيفش را به ذهن مخاطب واگذار کنم. شايد مخاطب سيب سبز دوست داشته باشد، يا زرد. مي خواهم ذهن بيننده را آزاد بگذارم. از سوي ديگر براي خودم زيبايي تصوير بيشتر اهميت دارد تا رنگ و زينتش.

40 سال پيش کار کردن در اماكن عمومي در اتوبوس و پياده رو جرات مي خواست. شنيده بودم در فرانسه طراحان همين کار را مي کنند، مي خواستم طراحي لحظه اي اجتماعي را در ايران رواج دهم.
براي مردم خيلي عجيب بود، مي ايستادند و نگاه مي کردند. بعضي ها اعتراض مي کردند که چرا عکس ما را مي کشي و بعضي ها هم مي ايستادند و تقاضا مي کردند صورتشان را بکشم. طراحي از چيزي جز چهره براي مردم غير قابل درک بود. اول کار خجالت مي کشيدم اما بعد از مدتي عادت کردم. از همان زمان شيفته طراحي بودم.

+ متن كامل اين گفتگو را اينجا بخوانيد
از: خبرگزاري ميراث فرهنگي، سارا امت علي
كه از چه راههايي گذشتيم
مهرداد ضيايي : چيزي كه برايم مهم است اين است كه خيلي چيزها در خواندن اين كارها ياد گرفتم.
فهميديم كه از چه راه‌هايي گذشتيم‌،چه شيوه‌هايي را تجربه كرديم، چه گونه بيان كرديم، چه قدر در آن شكست خورديم و چه قدر كامروا شديم. اين كه اساسا آدم‌ها در آن زمان چه طور از يك وسيله‌اي كه به عنوان رسانه‌اي نو بود مثل همين ادبيات نمايشي به سبك فرنگي، استفاده مي‌كردند تا بتوانند مسايل سياسي خودشان را مطرح كنند. با اين كه مطبوعات وضعيت بدي نداشتند‌، در آن زمان تعداد مطبوعات زياد بود، تلويزيون، مجله كار خودشان را ادامه مي‌دادند و نسبتا آزادانه مي‌توانستند فعاليت رسانه‌ايي‌ خودشان را انجام دهند.
پس از روخواني چند نمايشنامه از دورۀ قاجار، به كارگرداني مهرداد ضيايي

+ متن كامل را از خانۀ هنرمندان بخوانيد
پاپ ها

گزارشي ازفعاليتهاي هنرمندان موسيقي پاپ ايران

متن گزارش را اينجا بخوانيد +
August 12، 2006
Greece, Aug 9

The moon rises behind the Temple of Poseidon, at cape Sounion, some 60 kilometers south of Athens
+ عكس از : AFP
نقد هاي بهمن جلالي بر دوسالانه‌ و نمايشگاه‌هاي عكس
+ بهمن جلالي:
مركز هنرهاي تجسمي حق و وظيفه ندارد كه از انجمن‌هاي صنفي دفاع كند. انجمن‌هاي صنفي به‌ عنوان يك حرفه كارشان را دارند انجام مي‌دهند؛ آن‌ها در ازاي توليد كارشان براي خود درآمد ايجاد مي‌كنند. حالا بگويند تكليف دانشجو و هنرمندي كه دارد كار خلاقه مي‌كند، به چه كسي مربوط مي‌شود؟ از بحران و دفاع از ميراث فرهنگي گرفته تا دفاع از ...؛ همه‌ي اين‌ها بسيار خوب است، اما راهي هم براي آدم‌هايي كه از دانشگاه‌ها فارغ‌التحصيل مي‌شوند و در جست‌وجوي عكاسي به‌عنوان هنر تجسمي مستقل هستند، پيدا كنند. چه كسي مي‌تواند از اين‌ها دفاع كند؟

+ وردپرس فتو، با 50 سال سابقه‌ي برگزاري، حدود 10 نفر داور دارد. تازه آن‌ها 10 نفري هستند كه همه‌شان در عكاسي خبري كار كردند.

+ دوسالانه‌اي درست كرده‌اند كه كسي نقدشان نكند و حرفي نگويد، وقتي نخود و لوبيا را در يك ديگ مي‌ريزيد كسي نمي‌ماند كه به شما اعتراض كند. يك نمايشگاه، يك مسابقه و يك دوسالانه به من نشان دهيد كه 27 داور با شاخه‌هاي مختلف داشته باشد. اين هم از آ‌ن كارها و حرف‌هاي عجيب و غريب است. اين دوسالانه، بازار مكاره شده است.

+ متاسف و ناراحت مي‌شوم، غمم مي‌گيرد كه در موزه‌ي هنرهاي معاصر اين مملكت، عكس كارخانه و صنعت و تبليغات ببينم، اما آقايان گويا مي‌خواهند راي و حضور داشته باشند و حرفي هم نشنوند؛ پس بهترين راه، شراكت است ديگر؛ و نتيجه هم اين مي‌شود كه مي‌بينيم.
+ مي‌توان نمايشگاهي فراگير از همه‌ي شاخه‌هاي عكاسي كه در اين مملكت وجود دارد، برگزار كرد، اما نام آن‌را بي‌ينال نگذارند. چراكه بينال تعريف دارد.


+ مسابقه‌اي به‌نام هنر و نيايش راه انداختند، چند ميليارد تومان هزينه برداشت. تنها مسابقه در ايران بود كه غرفه‌اي در فتوكينا داشت؛ فتوكينا نمايشگاه صنعتي بود، اما اين‌ها غرفه‌اي را اجاره كردند. جوايز چند ميليون توماني را هم دادند، اما چه اتفاقي در عكاسي ما انداخت، چه بازتابي در دنيا و حتا ايران داشت؟ چندصدميليون تومان هزينه كردند، اگر موفق بود چرا ادامه ندادند؟ اين بودجه را تلف كردند؛ درحالي كه با اين بودجه مي‌توانستند 20 كتاب را به يك مترجم سفارش ‌داده و به‌عنوان منابع دانشگاهي مورد استفاده‌ي دانشجويان باشد.
مي‌توانستند اين بودجه را صرف شهرستاني‌هايي ‌كنند كه حتي پول قاب كردن عكس‌هاشان را ندارند.

+ تنها سوالم از برنامه‌ريزان نمايشگاه اين است كه چه دستاوردي پيش آورد؟ آيا در دنيا موفق شد، آيا در ايران موفق شد، اين پول صرف چه شد؟ همين بازي را داريم سر دوسالانه در مي‌آوريم؛ شعار مي‌دهيم، جايزه مي‌دهيم و ... مبادا كسي از ما برنجد! حالا مي‌خواهم از كساني كه سه سال پيش چنين تاختند، فحاشي كردند و بدوبي‌راه به ما گفتند و معلوم نيست الان كجا هستند، بپرسم حالا چرا درباره‌ي اين مقولات حرفي نمي‌زنند، آيا مشكلشان من بودم؟

+ منبع: مطالعه متن كامل از ايسنا
قواعد بازي
محمد آزرم، شاعر :
+ قدرت‌ها با كنترل و تصميم‌گيري به جاي ديگران، يك نكته اساسي را فراموش مي‌كنند؛ انسان‌ها خودشان داراي شعور هستند و مي‌توانند به تنهايي يا با مشورت ديگران تصميم بگيرند، اما نيازي به اقدام ديگران ندارند. به جاي محدود كردن يا ايجاد مانع در برابر اطلاعات بايد به گسترش جهاني و تحليل اطلاعات بپردازيد، در غير اين صورت بازنده جنگ تكنولوژي اطلاعات قطعا شما خواهيد بود.

+ زماني يك قدرت امكان مخفي كردن آنچه را نمي‌خواست ديگران يا قدرت‌هاي ديگر از آن مطلع شوند، داشت، اما امروز قدرت آشكارسازي اطلاعات و مهم‌تر از آن قدرت تحليل اطلاعات در رسانه‌ها آن قدر زياد است كه اجازه چنين كاري را نمي‌دهد. امروز به هيچ وجه نمي‌توانيد آنچه كه نيستيد يا آنچه را كه نداريد، مدعي بودن و داشتنش باشيد. شرايط بازي كاملا تغيير كرده و براي اين كه بازنده آن نباشيد، نه فقط مثل آن‌هايي كه بازي بلدند، بلكه بارها بهتر از آنها بايد بازي كردن را ياد بگيريد.

+ اگر جلوي انتشار يك كتاب، فيلم يا هر اثر هنري و غير هنري گرفته شود، از هر نوعي كه باشد، بلافاصله و با شدت بيشتر، از مسيرهاي غير قابل كنترل منتشر مي‌شود. اين مسيرهاي كنترل نشدني چون پاسخ‌گو به هيچ قانوني نيستند، براي برخي افراد سودهاي بادآورده‌اي به دنبال دارند.

+ كتابي به هر دليل توقيف يا سانسور مي‌شود و هنوز خبر اين اتفاق منتشر نشده، قيمت آن در بازار آزاد چندين و چند برابر مي‌شود. فيلمي از روي پرده سينماها جمع مي‌شود يا حتي اجازه نمايش پيدا نمي‌كند و بعد در تيراژ بسيار وسيع دستفروش مي‌شود. جلوي سايت‌هاي اينترنتي گرفته مي‌شود، ولي فيلترشكن‌ها اين موانع را پشت سر مي‌گذارند.

+ از‌: ايلنا
+ عكس از: ايلنا، سولماز پور عبدا..
ترجمه

عباس پژمان ، مترجم :
+ تاثیرترجمه درفرهنگ و ادب هر ملتی یک امر بدیهی است و در همه زبانها به دنبال هر نهضت ترجمه شاهد یک شکوفایی ادبی نیز بوده ایم .

+ ترجمه یک اثر پرارزش و ارائه یک ترجمه با ارزش کارراحتی نیست و حتی گاهی سخت تر از کار مولف خواهد بود .
+ متن كامل از مهر
+ عكس از مهر
نمايش كودك : كمبود بودجه

آزاده پورمختار، مدرس تئاتر و عروسك گردان :
+ بودجه‌ای که برای اجرای یک نمایش کودک در نظر گرفته می‌شود، یک سوم کار بزرگسال است.

+ اگر بودجه مناسب در نظر گرفته شود می‌توان در همین سالن‌های فرهنگسراها که اصولا برای اجرای نمایش هم شاخته نشده‌اند، نمایش‌های ساده در ژانرهای مختلف کودک روی صحنه برد و دست‌اندرکاران تئاتر کودک را با برخورد مناسب برای کار در این سالن‌ها تشویق کرد.

+ در حال حاضر بسیاری از نمایش‌هایی که در این محل‌ها به عنوان نمایش کودک روی صحنه می‌روند، ویژگی‌های کار کودک را ندارند و تنها با موسیقی و آواز می‌خواهند آن را به عنوان نمایش کودک مطرح کنند. اما این نوع نمایش‌ها حتی بر اساس کار کودک شکل نگرفته است.

+ دولت باید اجازه بدهد سالن‌های نمایش خصوصی توسط سرمایه‌داران این بخش ساخته شود و در کنار آن دولت نیز از تئاتر کودک و نوجوان حمایت کند. چون در تمام دنیا از سوی دولت حمایت قوی از تئاتر صورت می‌گیرد.

+ منبع عكس و خبر : مهر
كدام ادبيات جدي؟

قاسم كشكولي، نويسنده:
+ اين يك ضعف و شكست خواهد بود كه ادبيات عامه‌پسند بر ادبيات جدي - از نظر كمي - غلبه يابد. اگر اين امر صادق باشد، نشان از سقوط و نزول جامعه خواهد بود؛ چراكه ادبيات با انسان و معرفت‌شناسي سروكار دارد و وقتي سقوط مي‌كند، انسانيت نيز سقوط مي‌كند و به ادبيات باسمه‌يي مي‌رسد.

+ دليل اين‌را ‌كه ادبيات جدي در مقابل ادبيات عامه‌پسند كم شده است، بايد در ساختارهاي جامعه جست و دقيق شد.

+ امروز كدام ادبيات جدي باقي مانده است؟ آن‌ها كه اين نوع ادبيات را توليد مي‌كردند، يا به خارج از كشور مهاجرت كرده‌اند، يا از دنيا رفته‌اند يا كارشان پشت در سانسور مانده است؛ پس آن‌چه مي‌ماند، مشتي كار است كه تارهاي حس‌گر كسي را تحريك‌ نمي كند.

+ در تلويزيون و سينما هم اين قضيه صادق است. سينماگران جدي‌ ما ‌كدام‌شان كار جدي و خاص مي‌كنند؟ درواقع فضايي براي سرگرمي و ابتذال را در فيلم و ادبيات به‌وجود مي آورند.

+ وقتي ادبيات جدي كم‌رنگ شده است، و وقتي تيراژ ادبيات خاص ما هزارتاست و تيراژ كتاب‌هاي عامه‌پسند به 500هزار تا هم مي‌رسد، يعني اين‌كه موفق شده‌اند ادبيات جدي را كم‌رنگ كنند. در بلندمدت اين انسان ايراني است كه زيان مي‌بيند. بچه‌هاي ما و تمدن ايراني آسيب خواهند ديد، چراكه ادبيات مستقيما با انسان سروكار دارد.

+‌ منبع: ISNA
+ عكس از ايسنا
August 11، 2006
شب كامبيز درم بخش
مجله‌ی بخارا، مراسم بزرگداشت «كامبيز درم‌بخش» كاريكاتوريست معاصر را با عنوان«شب كامبيز درم‌بخش» پنجشنبه نوزدهم مردادماه درتالار بتهون خانه‌ي هنرمندان ايران برگزار كرد.
در اين برنامه، آيدين آغداشلو ، جمشید ارجمند، شهرزاد اسفرجاني، ابراهيم حقيقي، ناصر نيرمحمدي و مسعود شجاعي طباطبايي سخنراني كردند.

+ آيدين آغداشلو به عنوان نخستين سخنران، ابتدا به جمله اي از اومبرتو اکو اشاره کرد:اين هنرمند مي گويد براي ماندگار شدن، دو راه هست يکي اينکه آدم بچه دار شود و يا اثر هنري خلق کند. تعداد زيادي از ما هر دو را انجام داده ايم اما زماتي که به مجموعه آثار کامبيز توجه مي کنم، مي بينم با اين انبوه درخشان که حاصل مکالمه او با جهان است، ماندگاري او تام و تمام خواهد بود.
- او مثل همه ما در جواني شروع کرد و اکنون 50 سال از شروع فعاليت هنري اش مي گذرد، حرفه اي بودن محض او سبب شد بدون دست و پا زدن هاي بيهوده و هرز رفتن، راهش را بيابد و ادامه دهد. او از ابتدا در جست و جوي معنا و مفهوم خودش بود و در نهايت زبان خود را پيدا کرد. زباني که پيدا کرد به مفهوم نوعي جهان بيني بود که به مرور زمان صيقل يافت و تبديل به اثر هنري شد.
- انسان او انساني است جهاني و عمومي. او خود را در تمامي آدم هاي اثرش تکثير مي کند و از اين راه ملموس بودن اثر به نحو شايسته اي در ذهن مخاطب باقي مي ماند. او وجود زنده و سيالي است که عمرش طولاني خواهد بود و در اين عمر طولاني گزارشگر ضربان نبضي خواهد شد که با شدت مي تپد. او افتخار يک نسل از هنرمندان ايران است. آثارش نه تنها بازگو کننده او، که بيانگر دوراني است که انسان هايي چنين تراز اول به بار آورد.


+ شهرزاد اسفرجاني، گرافيست: ... فارغ التحصيل گرافيک در فرانکفورت بودم. براي يافتن يک کتاب به کتابخانه رفتم و آنجا پوستري ديدم با امضاي کامبيز.
- او ترسيم کاريکاتور را در آلمان با جا به جا کردن يک چرخ دستي آغاز کرد. روزي چرخ دستي اي را ديد که به يک سوپر مارکت تعلق دارد اما در خيابان رها شده، چرخ دستي را براي سپردن به صاحب اصلي جا به جا مي کرد که عابري از او پرسيد چه مي کني. درم بخش هم جواب داد که قصد دارد آن را به صاحبش بازگرداند. عابر، مالک سوپر مارکت بود. صاحب سوپر مارکت فردا نخستين کاريکاتور را در آلمان به درم بخش سفارش داد.
- آثار درم بخش اغراق در يک لحظه نيست، دعوت مخاطب به درک يک لحظه است.


+ جمشيد ارجمند: بيش از 35 سال است که با هم دوستيم، نه از آن دوستي ها که از کافه و سينما آغاز مي شود، دوستي ما از پشت ميز کار آغاز شد:دوتايي در مجله پرتيراژ زن روز کار مي کرديم. چهار صفحه طنز را او مديريت مي کرد. بر مديريت تاکيد مي کنم زيرا او با درکي عميق از طنز و تصوير و متن، بهترين هماهنگي را در فضاي صفحه به وجود مي آورد. لطافت و پيوستگي ميان طرح ها و طنز نوشته ها، هر خواننده اي را به پهنه وسيع تفکر واقف مي ساخت.
- درم بخش از ابتدا جهاني فکر مي کرد و مي کشيد اما با چنان چيرگي و غنايي که حتي در چارچوب هاي ايراني، هر مخاطبي را تحت تاثير قرار مي داد.


+ ابراهيم حقيقي، گرافيست : نگاه به آثار او اين نکته را يادآوري مي کند که اين روزها مطبوعات ما خالي از تصويرگري درست است.
- با اشاره به مجموعه مينياتور درم بخش : پيش از آنکه موضوع هويت دستمالي و کليشه شود، درم بخش به مينياتور ايراني پرداخت. او موضوع کارهايش را مثل نهنگ شکار مي کند.


+ عمران صلاحي : او يک کاريکاتوريست، تمام وقت است. او از معدود هنرمنداني است که هم مخاطب عام دارد هم خاص. کارهاي مطبوعاتي او ارزش تاريخي دارد و دوره اي خاص در تاريخ ايران را بيان مي کند. اما در ايران تنها يک کتاب از او منتشر شده است.
- خواستم به مناسبت پنجاهمين سال فعاليت هنري او اين بيت سعدي را بخوانم "اي که پنجاه رفت و در خوابي" ديدم تناسبي ندارد، پشيمان شدم. اما اميدوارم او مثل سعدي 110 سال عمر کند، موانع چاپ کتاب هايش رفع شود و آثارش مثل بوستان و گلستان سعدي هزاران بار تجديد چاپ شود.

+ منبع: خبرگزاري ميراث فرهنگي،سارا امت علي
+ عكس از: خانه هنرمندان ايران
Admiring the Moon, Aug 8

+ Greece, Cape Sounio
+ photo:
AFP
گربه، سنجاق قفلي و ماهي ها - پرويز شاپور

+ شاملو كتاب هواي تازه‌ را به ايشان تقديم كرده است .

+ براي او مهم نبود كه ميهمانش چه سن و سالي دارد، وقتي با خبر مي‌‏شد كه كسي به ديدارش مي‌‏رود تا سر خيابان جامي به پيشواز او مي‌‏رفت.

+ شاپور همواره انسان وارسته‌‏اي بود كه هيچ گاه كسي از ناحيه او مورد آزار و اذيت قرار نگرفت. او حتي به كساني كه سال ها او را با كلمات ناروايشان آزار مي‌‏دادند ،يك كلمه ناروا نيز نگفت.

+ همواره مي‌‏گفت در جلسات سوژه توفيق همواره طرح‌‏هاي من جدي گرفته نمي‌‏شد. اولين بار "شاملو"، سال 1346 طرح‌‏هاي او را جدي گرفت و نام كاريكلماتور را بر آن گذشت، البته اسم كاريكلماتور علي رغم اينكه كه بسيار اسم نارسايي بود , روي كار باقي ماند.

+ طرح ها و كاريكلماتورهاي "پرويز شاپور" همانند شخصيتش، گربه ها ،سنجاق قفلي‌‏ها و ماهي‌‏هايش بسيار ساده و دوست داشتن هستند , يادم مي آيد كه در يكي از گفت و گوهايش گفت كه سنجاق قفلي ها براي من بسيار دوست داشتني هستند و اين سنجاق ها براي وصل كردن آمده است تا پارگي ميان دو فاصله را پر كند. گربه ها چون به قول خودش در ميان دست و پايم ولو بودند در ذهنم نقش بسته اند .

+ از گفتگوي ابوالفضل زرويي نصرآباد دربارۀ پرويز شاپور
+ عكس و خبراز ايلنا
August 09، 2006
شماره نهم نشريه زنستان: زنان مشروطه


+ روي تصوير كليك كنيد يا نشريه را در اينجا بخوانيد
August 08، 2006
Land Reform, Bolivia

+ August 2, 2006 , Bolivia
+ بوليوي، مزرعه اي درنزديكي كوچابامبا كشاورزان، تراكتور و زمين دريافت كردند، طبق وعده اي كه مورالس به آنها داده بود .
+ عكس از: Dado Galdieri / AP
مشكل كمبود فضا

دكتر محمدرضا خاكي :
+ کمبود سالن اجرا و محدود بودن فضای اجرایی تبدیل به بزرگترین مشکل شده است.

+ مجموعه تئاتر شهر به عنوان تنها مجموعه اصلی تئاتر نمی تواند پاسخگوی این تعداد نیاز باشد و ما می بینیم حتی سعی شده برای رفع این نیاز سالن های غیراستانداردی نیز فضای خود را به اجرای تئاتر اختصاص دهند.
+ متن كامل را اينجا بخوانيد

+ عكس و خبر از: مهر
ليلي گلستان

ترجمه رمان ميرا ،نخستين‌بار در سال 54 منتشر شد، اما 25 سال اجازه تجديد چاپ نداشت كه مدتي پيش مجوز گرفت و توسط نشر بازتاب‌نگار تا چاپ پنجم هم رسيد؛ اما به گفته‌ي گلستان، مجوز نشر كتاب به‌تازگي پس از اعلام وصول چاپ ششمش پس گرفته شد.

+ از: ISNA
+ عكس: همشهري
تعهد نويسنده، كناره گيري از اقتدارها

محمد بهارلو :
+ بزرگ‌ترين تعهد نويسنده اين است كه خودش را از زير سرپرستي انواع اتوريته (اقتدار)ها بركنار نگه دارد و بكوشد تا حضور كلي خودش را در اثرش متجلي سازد؛ اگر نوشتن به چيزي غير از نوشته و نويسنده راجع باشد، در اين صورت كيفيت ساختگي و تصنعي بودن آن به كيفيت طبيعي و ابداعي‌اش خواهد چربيد.

+ آن‌چه براي نويسنده اهميت دارد و بايد اهميت داشته باشد، مكاشفه ذوق‌ورزانه يا زيبايي‌شناختي است. اين مكاشفه براي نويسنده يك وظيفه دايمي است؛ موقتي و گذران و تابع امور خارجي نيست.

+ نويسنده با نوشتن در پي "حقيقت" است، حقيقت تازه‌اي كه هيچ‌گاه دست نمي‌دهد، يا معمولا بخش ناچيزي از آن در دسترس است. از همين‌روست كه نوشتن براي نويسنده و نويسندگان به شكل امري پايان‌ناپذير و دايمي درمي‌آيد .

+ نوشتن ما را برمي‌انگيزد تا در پيرامون خود باريك شويم و از نگريستن و خيره شدن در واقعيت‌ها نهراسيم.

+ نوشتن عادت‌هاي ما را تغيير مي‌دهد، بويژه اگر با كاوندگي و نوآوري همراه باشد، از اين رو ما به عنوان نويسنده تعهد داريم كه همواره و مطلقا جست‌وجوگر و نوآور باشيم. در پرتو نوآوري است كه قدرت ديد تازه پيدا مي‌كنيم.

+ وظيفه يا تعهد ما اين است كه متن خوب بنويسيم و هرگز به چيزي جز محصول حد اعلاي تلاش و نيروي خلاقيت خود رضايت ندهيم. نوشتن براي نويسنده گونه‌اي زندگي است، وضعي نيست كه نويسنده موقتي به خودش بگيرد.

+ ما جهان را با ادبيات بهتر درك مي‌كنيم، رابطه ما با جهان به بركت داستان و رمان دل‌پذيرتر و خوشايندتر مي‌شود؛ دست‌كم براي اهل ادبيات چنين است .

+ منبع: ISNA
+ عكس: شرق
Taj Mahal, Agra

+ Taj Mahal in Agra
+ عكس از: AFP
رمزگشايي نوشته هاي ارشميدس
+ نسخه اي خطي‌، كه نوشته اوليه آن پاك شده و دوباره بر كاغذ، نوشته‌ ديگري آمده است. اين نوشته‌ها كه بر روي پوست بز نوشته‌شده‌اند 7 مورد از معاهده‌هاي نخبگان يونان را در‌دل‌خود‌دارد. اين نخبگان از سال 287 تا 212 پيش از ميلاد مي‌زيستند.
+ آشكار‌كردن هر صفحه از اين متون 12 ساعت پي در پي زمان مي‌گيرد.

+ پس از نابودي كتابخانه سلطنتي اسكندريه بسياري از دست‌نوشته‌هاي برجستگان دنياي باستان از بين‌رفتند. احتمال مي‌رود سالم باقي‌ماندن دست‌نوشته‌هاي ارشميدس از آن جهت باشد كه كسي آن را شخصاً حفظ كرده است.
+ متن‌كامل: خبرگزاري ميراث فرهنگي، نسترن احمدي
از وضعيت روزنامه نگاران محلي
+ وضعيت نامطلوب روزنامه‌نگاران محلي، به علت وجود مشكلاتي نظير نداشتن امنيت شغلي، پايين بودن دستمزدها، و فقدان بيمه.

+ مطبوعات محلي به علت نداشتن پشتوانه و توان مالي لازم به تنهايي قادر به حل مشكلات خود نيستند .

+ متن كامل از : IRNA
August 07، 2006
از مديا پلير و امير نادري!

+ نميدونم دو ماه پيش بود يا سه ماه؛ تاريخش را اينجوري يادم مونده، شب بازي آرسنال و بارسلونا بود، فينال چمپيونز‌ليگ.
دقيقۀ هشتاد و چندم بازي بود كه ديگه بازي را دنبال نكردم و اين تصوير قسمتي از ماجراست !
سايت دانلود دات كام، تعداد دفعات مديا پلير يازده، صفر مرتبه. ساكت موندم و اول دانلودش كردم، بعد دويدم پيش بچه ها كه توي دانلود دات كام، من اولين دانلود كنندۀ مدياپلير جديد بودم! بايد جزو عشاق نرم‌افزار باشي تا بدوني چطوريه!
البته قبل از دانلود هم، اول تصوير صفحه را ذخيره كردم و اين سند تاريخي را نگهداشتم! مگر چند بار همچين چيزي پيش مي‌آد!


+ البته و صد البته اين كار چيزي نيست در برابر امير نادري كه از تهران راه افتاد تا لندن، براي اولين بليت اوديسۀ كوبريك، كه از دست خود اون مرحوم مغفور منور، بليط را گرفت ، كوبريك اصرار ميكرد نادري مجاني فيلم را ببينه، اما نميدونست كه بنده خدا امير نادري چطوري براي اين بليط رسيده اونجا و خود بليط هست كه براش نشانه است .
2


مي‌خواهم
تمام لغاتي را كه مي‌دانم براي تو
به دريا بريزم

دوباره متولد شوم
دنيا را ببينم
رنگ كاج را ندانم
نامم را فراموش كنم
دوباره در آينه نگاه كنم
ندانم پيرهن دارم
كلمات ديروز را
امروز نگويم
خانه را براي تو آماده كنم
براي تو يك چمدان بخرم
تو معني سفر را از من بپرسي
لغات تازه را از دريا صيد كنم
لغات را شستشو دهم
آنقدر بميرم
تا زنده شوم .



از : حقيقت دارد، كتاب قافيه در باد گم مي شود؛
احمدرضا احمدي
longest poem

طولاني‌ترين شعر دنيا، تقريبا يك كيلومتر
جنوب شرقي فرانسه
+ منبع : AFP
August 06، 2006
نمايشنامه خواني
محمد چرم‌شير :
+ ما ميراث خوار مشكلاتي هستيم كه از صد سال پيش آغاز شده و همچنان ادامه دارد .

+ ما اين دروغ بزرگ را باور كرده‌ايم كه نمايشنامه بدون اجرا هيچ ارزشي ندارد و اين باور، فراموش كردن ساخت و ساز ادبيات نمايشنامه است .

+ نمايشنامه‌خواني، جرياني است براي معرفي يك متن به كارگردان‌ها تا درباره انتخاب آن براي اجرا تصميم بگيرند .

منبع: ISNA
عارف

اگر من هيچ خدمتي ديگر به موسيقي و ادبيات ايران نكرده باشم، وقتي تصنيف وطني ساخته‌ام كه ايراني از ده هزار نفر، يك نفر نمي‌دانست وطن يعني چه. تنها تصور ميكردند وطن، شهر يا دهي است كه انسان در آنجا زائيده شده باشد .
عارف قزويني


+ عكس از ايران
Inside a glacier, France

فرانسه
درون غاري در يك يخچال طبيعي
عكس از AFP
طبیعی است که ...

اكبرلو، نويسنده و منتقد كودك و نوجوان :
+ نباید به بهانه آرامش خواهی برای بچه ها کتاب های غیرآموزشی را مورد غفلت قرار داد. آیا زمانی که در مدارس مسابقات تربیت بدنی و یا ساعات ورزش برای بچه ها تعیین می شود، به خاطر ورزشکار کردن آنهاست و یا برای ترویج فرهنگ ورزش؟ به نظر می رسد ادبیات و دیالوگ ما درباره کتاب باید تغییر کند.

+ ایجاد پایگاه های تابستانی نیاز به نیروی انسانی و بودجه و ... دارد اما فقدان برنامه ریزی باعث می شود با وجود بودن این عناصر نیز عملا کاری صورت نگیرد. متاسفانه کتابداران و مسئولان حاضر در این پایگاه ها چنین حرکت هایی را در تابستان مزاحم و دردسرساز تلقی می کنند و با این نگرش طبیعی است که کاری صورت نمی گیرد.

منبع:مهر
بازار كاغذ
رييس اتحاديه فروشندگان کاغذ و مقوا :
+ در هفته گذشته از سوي برخي افراد، درخواستهاي کلان اما کاذبي براي خريد کاغذ ارايه شده است. اخيرا حرکتهايي از بيرون بازار براي افزايش قيمت کاغذ ايجاد شده است.

+ به دنبال اعلام معاون فرهنگي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در بررسي قطع يارانه هاي کاغذ، برخي افراد با ارايه درخواستهاي کاذب و بسيار کلان سعي دارند قيمت اين محصول را افزايش دهند. در اين هفته حتي درخواستهاي 25 هزار بندي نيز به بازار ارايه شد که ما پس از تحقيقات متوجه شديم افرادي که اين درخواستها را ارايه داده اند به صورت واقعي قصد خريد کاغذ را نداشته اند.

متن كامل اين گفتگو از CHN
دورۀ گيجها !
فرهادپور، نويسنده و مترجم :
+ چاوز به شرطي شجاعت دارد که بتواند هر دو طرف را مطرح بکند نه اينکه از موقعيت به نفع خود استفاده کند. اگر نفت نبود او چه فرقي با مورالس (رييس جمهوري بوليوي) داشت و در ضمن چه چيزي او را تهديد کرده است؟

+ در مورد کاسترو( رييس جمهوري کوبا) که معلوم نيست که آيا تا قرن 22 هم مي خواهد رييس جمهور باقي بماند يا نه، او اگر شجاع است بيايد هم از بدبختهاي ابوغريب دفاع کند و هم از بدبختهايي که در هاوانا دارد پدرشان در مي آيد. چرا قسمتهايي را که برايش درد سر ساز است و مساله دارد، مطرح نمي کند.

+ "فرهادپور" همچنين در پاسخ سوالي در مورد نظرش درباره گفته هاي "ژان بودريار" مبني بر رسانه اي بودن جنگ خليج فارس و اينکه آيا آمريکا واقعاً به عراق لشکرکشي نکرد، گفت:« به نظر من بودريار بايد مي رفت عراق تا بفهمد که آيا قضيه رسانه اي است يا اينکه مزه گرگ واقعي چيست البته من در اينکه ما در دوره اي هستيم که همه گيج اند و نمي شود اعتماد کرد به اينکه بين ما و واقعيت لايه هاي گوناگون و متفاوتي از واقعيت وجود دارد، شکي ندارم اما در عين حال بايد گفت که اگر کسي به اين قضيه ها حساس است بايد تنبلي را کنار بگذارد و به عوض اينکه بنشيند تا يک نفر برايش گزارش بنويسد، خودش برود و ببيند که چه خبر است و يک فکري براي آنها بکند.»

+ درباره کافکا و اينکه او به "ماکس بروت" که يکي از دوستانش بوده، گفته است که دستنوشته هاي مربوط به زندگي خصوصي اش را بسوزاند و نه نوشته هاي ديگرش را، توضيح داد:« من در اينکه ماکس بروت اصلاً در حدي نبوده که بتواند مفسر کسي مانند کافکا باشد، شکي ندارم. به نظر من دوستي کافکا با آدم سطح پاييني مانند ماکس بروت يکي از استثناهاي زندگي اوست و او اين را مي دانسته و والتر بنيامين هم شديداً ناراحت است که چرا کافکا اينگونه معرفي شده است.»

+ « گفتن، حرکتي کاملاً تهي است و به هيچ محتوايي متصل نيست اما مهم اين است که با اين گفتن تمام صحنه خالي مي شود و فضايي خالي ايجاد مي شود که شما در اين فضا مي توانيد بگوييد که اشتباه مي کرديد يا نه. به هر حال اصل اين است که اين فضا خالي بشود و در واقع حقيقت همين شکاف و آن فضاي خالي است. حقيقت در واقع بيشتر شبيه نخ تسبيح است. يعني مي شکافد و از دل هر زندگي و هر جنبشي مي گذرد.»

منبع: CHN
دستاورد يكساله: انباركتاب

+ دايره مميزي كتاب ، هم اكنون وزارت فرهنگ را به انبار كتاب‌‏ها تبديل كرده است.

+ فكر مي‌‏كنم در جامعه امروز ما ، واژه تاسف بيشترين مصرف ممكن را دارد ...

+ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي احتمالا بر اين باور است كه شعر ، كلام و نوشته‌‏هاي ما موجبات فقر و نكبت را پيش آورده است . احتمالا معتادان ميليوني بعد از مطالعه دقيق آثار ما از صراط مستقيم منحرف شده اند . فساد ، فحشاء ، فقر ، بي‌‏كاري و اختلاف فاحش طبقاتي ، ركود ,‌‏ تورم , گراني كمر شكن , سقوط بي سوال محرومان در اعماق گرسنگي و بي پناهي و همه و همه زير سر كلمات ما است.
+ صالحي با اشاره به ميليون‌‏ها ايراني كه زير خط فقر زندگي مي‌‏كنند ، گفت‌‏ : اين آمار همين دولت است ، نه تشويش اذهان عمومي و تبليغ عليه اين و آن . پرسش من اين است كه آثار ما در 3 هزار صفحه چگونه مي‌‏توانند ، اين همه ويراني به بار آورد‌‏؟

+ در 27 سال اخير ، هيچ دوره‌‏اي اين همه كينه ورزانه نبوده است . دايره مميزي كتاب در وزارت ارشاد ، آن را به انبار كتاب تبديل كرده است، ناشراني را مي‌‏شناسم كه همه اندوخته خود را روي كار كتاب گذاشته و همه دستاورد او در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به گروگان زمان درآمده است ؛ چرا ؟

+ اگر عدالت اين است كه هر منتقد و مخالف و اهل قلم مستقل و شرافتمندي را به زاويه‌‏اي منزوي ‌‏اش كنند ، اعطاي امكانات پيشكش ، بي‌‏شك عدالت به نحو احسن رعايت شده است . واي به دولتي كه نتواند سخن منتقد و مخالف خود را بشنود.

+ من خبر ندارم و حتي حاضر نيستم كه براي چانه زدن و پي‌‏گيري سرنوشت آثار توقيف شده خود به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي نزديك شوم ! البته وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي هم نمي‌‏تواند ، با گلايه از كارمندان آن اداره و وزارتخانه ‌‏, تقصيرات را متوجه ديگران بداند . مسووليت‌‏پذيري در سطح ملي با عامل انسداد شدن خيلي تفاوت دارد . پشيماني بزرگي در پيش است.

منبع: ILNA
August 05، 2006
1

صاحب چيزي نيستيم، اما همه چيز داريم .






پولس
هنر نزد ايرانيان است و بس ..
+ اعلام شده که مجوز کتابها 48 ساعته صادر می شود در حالی که این مساله برای کتابهای فیزیک و شیمی صحت دارد و این کتابها اصلا نیاز به مجوز ندارد !

+ مردم به محتوای کتابها اعتماد ندارند و باور نمی کنند که کتابی بی کم و کاست منتشر شده باشد.

+ از گفتگوي مدير نشر ويستار با مهر
عكس خبري سال از ديد Canon

Sean Smith
The Guardian
August 04، 2006
آيدين آغداشلو

+ نمايشگاه‌ام نيمه‌ي دوم مهرماه در كانادا برگزار خواهد شد كه در حال فراهم کردن نقاشی‌ها هستم . تعدادي نقاشي آماده شده است . تعدادي هم مشغول هستم و نتيجه اين است كه وقت زيادي براي‌ام نمانده است . بايد حداقل نيمي از نقاشي‌هايي كه در اين نمايشگاه به نمايش در مي‌آيند ديده نشده باشند.
من بايد كلي دقت كنم تا معاني هنر قديم اسلامي را مثل خوشنويسي و نگارگري كه دستمايه‌ي كارهاي من است كشف كنند .

+ علت اين‌كه اينجا نمايشگاه نمي‌گذارم يا نگذاشته‌ام ؛ تا حالا هر نقاشي‌ای كه مي‌كشم بلافاصله مي‌فروشم چون زندگي من از اين راه مي‌گذرد .

+ در مورد نقاشي‌ها حتما بايد نمايشگاه بگذارم كه اين را در طول يك سال آينده انجام می‌دهم .
ممكن است در تهران نقاشي‌ها را از كساني كه خريداري كرده‌اند امانت بگيرم و بدون قصد فروش نمايشگاه برگزار كنم .
اگر اين اتفاق بيافتد اين نكته‌اي كه شما اشاره كرديد حاصل مي‌شود . در غير اين صورت من مجبورم تعداد كمتري را در گالري مستقلي به نمايش بگذارم تا يك نامه‌ي اعمالي باشد.

+ این عصر امكاناتي را فراهم آورده كه خيلي درخشان است و قطعا در دست يك گرافيست باهوش و خلاق مي تواند نتيجه‌هاي بي نظيری بدهد كه تعدادي زيادي هم قبلا داده است.


+ منبع : خانه هنرمندان ايران
ميرزا جهانگيرخان صور‌اسرافيل

يك قرن از پيروزى انقلاب مشروطيت ايران مى‌گذرد. يا بهتر بگوييم يك قرن از پيروزى انقلابى مى‌گذرد كه به شكست انجاميد .

نويسندگان و روزنامه‌نگاران معدود آن دوران، براى آنكه مقاله‌هايشان در «صوراسرافيل» نخستين روزنامه مستقل دوران مشروطيت منتشر شود، شبانه در زير نور «شمع» مطالب‌شان را مى‌نوشتند. يكى از اين معدود نويسندگان على‌اكبر دهخدا بود

و شايد خاطره همين شعله رقصان شمع بود كه پس از به دار آويخته شدن ميرزا جهانگير خان شيرازى معروف به «صوراسرافيل»، دهخدا را واداشت تا در خاطره دوست بسرايد: «ياد آر، ز شمع مرده ياد آر».

بسيارى، به دار آويختن ميرزا جهانگير خان صوراسرافيل به دستور محمدعلى شاه را، آغاز استبداد مى‌دانند. محمدعلى شاه فرمان به امضا رسيده مشروطيت توسط پدرش مظفرالدين شاه را پاره كرد و با اعلام اينكه سلطنت موهبتى الهى‌ست، مجلس را به توپ بست و نخستين قربانيانش را هم از ميان روزنامه‌نگاران برگزيد. با فرياد محمدعلى شاه كه «بكشيد اين پدرسوخته‌ها را»، ميرزا جهانگير خان صوراسرافيل در حالى كه نيزه‌اى شكمش را دريده بود، در باغشاه به دار آويخته شد.

وقتى به دفتر روزنامه يعنى منزل ميرزا جهانگير خان هجوم بردند و او را به قتلگاه كشاندند، دهخدا در محل نبود. ميرزا جهانگير خان به هر زحمتى كه بود براى همكارش دهخدا پيغام فرستاد تا پنهان شود. و چنين بود كه دهخدا از مرگ رست و ماند، تا از «شمع مرده» ياد كند.

دهخدا مى‌نويسد، در زمان تبعيد، يعنى مدتى پس از اعدام ميرزا جهانگير خان، شبى او را در همان جامه‌ى هميشگى سپيدش به خواب مى‌بيند. «صوراسرافيل» در خواب به دهخدا مى‌گويد: ”چرا نگفتى، او جوان افتاد“. و اين همان چيزى بود كه باعث شد تا جمله معروف دهخدا، بلافاصله در خواب، در ذهنش نقش ببندد.

اى مرغ سحر چو اين شب تار

بگذشت ز سر سياه‌كارى

وز نفخه روح‌بخش اسحار

رفت از سر خفتگان خمارى

بگشود گره ز زلف زرتار

محبوبه نيلگون عمارى

يزدان به كمال شد نمودار

واهريمن زشت‌خو حصارى

ياد آر، ز شمع مرده ياد آر!

+ منبع : DW
نویسنده ی بزرگ
حسین سناپور :
+ ما هيچ‌وقت نويسنده‌هاي خيلي بزرگي نداشته‌ايم كه البته شرايط اين موضوع دارد بيش‌تر فراهم میشود .

+ رمان‌نويسي كار حرفه‌يي است و كسي كه بخواهد مدام رمان بنويسد، بايد بتواند از اين راه زندگي كند؛ درحالي‌كه در كشور ما اين‌طور نيست. رمان‌نويسان ما حرفه‌يي نيستند؛ يا اغلب پاره‌وقت‌اند. رمان‌نويسي هم با كار پاره‌وقت جور درنمي‌آيد، درحالي‌كه داستان كوتاه را پاره‌وقت هم مي‌توان كار كرد. مي‌شود يكي دو روز يا هفته‌اي نشست و سر و ته يك داستان كوتاه را جمع كرد و چون در مملكت ما داستان‌نويسي پاره‌وقت است و حرفه‌يي نيست، داستان كوتاه‌نويس، زياد، و به همان نسبت، خوب داريم. داستان كوتاه‌نويسي ما، شايد منهاي آمريكا – كه در اين زمينه بي‌نهايت قوي است – با چند كشور برتر ديگر در زمينه‌ي داستان‌نويسي مي‌تواند رقابت يا برابري کند .

متن کامل این گفتگو از ایسنا
August 03، 2006
Elif Shafak

مقامات ترکيه ، "اليف شفق"، نويسنده ترک و استاد دانشگاه آريزوناي آمريکا را به "توهين به هويت ملي" متهم کردند.
او به دليل نوشتن رمان "پدر و پسر ناخلف"، طبق ماده 301 قانون جنايي ترکيه به اين جرم متهم شده و حداقل بايد سه سال را در زندان بگذراند. اين نخستين باري است که ترکيه يک اثر ادبي را طبق اين ماده قانوني متهم مي کند.
به گزارش يونايتد پرس اينترنشنال، رمان اين نويسنده 35 ساله درباره رويدادهاي سال 1915 (دوران امپراتوري عثماني) و قتل عام يك و نيم ميليون ارمني نوشته شده است.
شفق در اين رمان نوشته است:« ارمني ها و ترکها هر کدام در عصرهاي متفاوتي به سر مي برند. اگر ما بخواهيم بين اين دو گروه رابطه اي صحيح را ايجاد کنيم بايد اين فاکتور زماني را درک کنيم.»
يکي از قهرمانهاي رمان شفق، يک ارمني به نام "ارمنوش" است که داستان جدش را که در قتل عام ارمني ها در ترکيه کشته شده، روايت مي کند.
اورهان پاموک، رمان نويس معروف ترکيه نيز سال گذشته به همين جرم متهم شده بود اما اتهام او به خاطر نوشتن يک کتاب نبود بلکه به خاطر افشاگري درباره قتل عام ارمني ها در مصاحبه با يک نشريه سوئيسي بود.
+ از: خبرگزاري ميراث فرهنگي
درين باره بايد اضافه كنم كه اين نويسنده،توجهي به حكم صادره نكرده و نشريات تركيه مثل توركيش ديلي نيوز، جوابيه يا عقيدۀ او در اينمورد را چاپ كرده‌اند .


Elif Shafak
+ اورهان پاموك: اليف شافاك،بهترين نويسندۀ تركيه در دهۀ اخير است.
+ وبسايت شخصي اليف شافاك

اليف شفق ؛متولد 1971 در فرانسه، دوران كودكي در اسپانيا،تحصيلات علوم سياسي در تركيه و سپس تصدي كرسي تدريس در بريتانيا، تركيه و آمريكا .
اليف، هم اكنون پروفسور دپارتمان مطالعات خاور نزديك، در دانشگاه آريزوناست و مقالات و رمانهايي منتشر كرده .
اولين رمان او به زبان انگليسي است: The Saint of Incipient Insanities
او همچنين به عنوان منتقد در اين نشريات مينويسد: اكونوميست، سن‌فرانسيسكو كرونيكل، بوستون گلوب، واشينگتن پست .
شهر باستاني اسكندريه
+ بازیافتن بخشی از شهر اسکندریه باستانی که شامل بارگاه شاهان و بندر این شهر باستانی است، به همراه کشف شهر افسانه‌ای و گمشده‌ی هراکلیون خود به تنهایی حادثه‌هایی باورنکردنی در حوزه‌ی باستان‌شناسی‌اند.

+ تا پیش از این کشف، در سده‌هاى گذشته تنها داستان‌هایی درباره‌ی این شهربندری بر سرزبان‌ها بود.

+ شاید سخن از دوباره نویسی تاریخ درباره‌ی این دوران گزافه باشد، اما کارشناسان معتقدند که در موارد متعددی باید تاریخ‌نگاری این دوران را مورد بازبینی قرار داد.

+ متن كامل از DW
no Comment
در حال حاضر بازار نشر به ترتيب براي رمان، داستان كوتاه و بعد شعر مناسب‌ است و كتابي هم كه در شهرستان‌ها منتشر مي‌شود، به نوعي هدر رفتن انرژي مولف است .
+ متن كامل را بخوانيد
August 02، 2006
بخوان به نام گل‌سرخ


ديباچه

بخوان به نام گل سرخ، در صحاري شب،
كه باغ‌ها همه بيدار و بارور گردند.
بخوان، دوباره‌بخوان، تا كبوتران سپيد
به آشيانۀ خونين دوباره برگردند.

بخوان به نام گل‌سرخ، در رواق سكوت،
كه موج و اوج طنينش زدشت ها گذرد؛
پيام روشن باران،
ز‌بام نيلي شب،
كه رهگذار‌نسيمش به هر كرانه برد.

ز‌خشك‌سال چه ترسي!
- كه سد بسي بستند:
نه در برابر‌آب،
كه در برابر‌نور
و در برابر آواز و در برابر شور...

درين زمانۀ عسرت،
به شاعران زمان برگ‌رخصتي دادند
كه از معاشقۀ سرو و قمري و لاله
سرودها بسرايند ژرف‌تر از خواب
زلال‌تر از آب .

تو خامشي، كه بخواند ؟
تو مي روي، كه بماند ؟
كه بر نهالك‌بي‌برگ ما ترانه بخواند ؟

از اين گريوه به دور ،
در آن كرانه ببين :
بهار آمده ،
از سيم‌خاردار
گذشته .
حريق‌شعلۀ گوگردي‌بنفشه چه زيباست !

هزار آينه جاري‌ست .
هزار آينه
اينك
به همسرايي‌قلب‌تو مي‌تپد با شوق .

زمين تهي ست ز رندان ؛
همين تويي تنها
كه عاشقانه ترين نغمه را دوباره بخواني .
بخوان به نام گل سرخ و عاشقانه بخوان :
حديث عشق بيان‌كن بدان زبان كه تو داني

شعر از محمدرضا شفيعي كدكني
از مجموعۀ در كوچه باغهاي نشابور
بايد غير دولتي باشد

دكتر محمدرضا خاكي :
+ من هنوز هم معتقدم آي.تي.آي ایران باید غیردولتی باشد و اداره کل هنرهای نمایشی به عنوان نهادی که بودجه تئاتر را در اختیار دارد، تنها می‌تواند حق عضویت اعضاء را پرداخت کند.

+ باید در نظر داشت که اداره کل هنرهای نمایشی تنها متولی تئاتر ماست که بودجه تئاتر را در اختیار دارد. بنابراین می تواند حق عضویت را پرداخت کند. اما نمی تواند نماینده ای از طرف خود به آي.تي.آي جهانی معرفی کند.

+ چون تمام بودجه تئاتر کشور در اختیار اداره کل هنرهای نمایشی است، بنابراین متولی تئاتر ما این اداره کل است، اما این به آن معنا نیست که متولی آي.تي.آي ایران نیز اداره کل هنرهای نمایشی است و این اداره تنها باید پس از برگزاری انتخابات دمکراتیک و صحیح، نمایندگان منتخب را معرفی کند.
+ متن كامل از مهر
+ عكس از: ايران تئاتر
چين ضد تبت

دو وبلاگ متعلق به "ووئزر"، نويسنده زن تبتي كه كتابش "يادداشتهايي درباره تبت" در سال 2003 توقيف شد، به منظور جلوگيري از توزيع اينترنتيِ آثار او بسته شدند. كتاب يادداشتهايي درباره تبت تنها به اين دليل كه از مطالب رسمي دولتي كه درباره تاريخ و فرهنگ تبت منتشر شده، فراتر رفته بود، توقيف شده بود.
در وبلاگهاي ووئزر، اشعار و مقالاتي از او و همسرش "وانگ ليكسيونگ"، نويسنده مستقل منتشر مي شد.
يكي از اين وبلاگها به نام daqi.com به عنوان يكي از مهم ترين انجمنهاي آنلاين بحث به زبان چيني درباره فرهنگ تبت شناخته شده بود.
به نظر مي رسد كه بستن اين وبلاگها شيوه اي براي خاموش كردن اين نويسنده تبتي باشد.
ووئزر بعد از انتشار كتابش از شغل سردبيري اش در يك نشريه دولتي اخراج شد و مجبورش كردند خانه اش را در پايتخت تبت ترك كند. اين كتاب و دو كتاب ديگر از ووئزر از آن زمان در تايوان منتشر شده است.

از CHN
محمد قاضي ، 93 سالگي

فردا نودوسومين سالروز تولد محمد قاضي است؛ مترجم نامداري كه همه او را بخصوص با ترجمه‌ي "دن كيشوت" مي‌شناسند .

+ عبدالله كوثري : قاضي هرچند ذهن نوجوي نجفي و سيدحسيني را در ادبيات فرانسه نداشت و هرچند چنان‌كه بعد از گفته‌هايش دريافتم، اصولا شعر امروز فارسي را هم چندان خوش نمي‌داشت، با اين‌همه كتاب‌هايي را براي ترجمه برمي‌گزيد كه حتي ما جوانان نوجو را هم، اگر نه هميشه، اغلب خوش مي‌آمد.

+ كريم امامي هم ترجمه‌ي "دن كيشوت" را مهم‌ترين و ماندني‌ترين كار محمد قاضي مي‌دانست و معتقد بود: اين ترجمه با وجودي‌كه از زبان اصلي انجام نگرفته، به‌خاطر استفاده از زبان فاخر و كهنه‌نماي مناسب بسيار موفق است. اصولا نقطه‌ي قوت ترجمه‌هاي قاضي تسلط او بر زبان مقصد است و نه آن‌قدرها تبحر در زمان مبدأ.

+ عزت‌الله فولادوند نيز ترجمه‌هاي او را از سروانتس و ولتر و ديگران در زبان فارسي ماندني مي‌داند .

+ ديگرنظرات را اينجا بخوانيد
دربارۀ بناي شعر نيمايي

آيا بناي شعر نيمايي متروكه شده؟
دراينباره، گفتگويي انجام شده با تعدادي از شاعران و منتقدها

+ متن كامل را اينجا بخوانيد
از ايسنا
August 01، 2006
Balloon Show

+ نمايش بالن‌ها
عكاس: Yinka Oyelese
بايد صد دفعه خودش را سانسور كند

علي رضاقلي با نوشتن دو کتاب جامعه شناسي نخبه کشي و جامعه شناسي خودکامگي به عنوان روشنفکري چهره شد که علل عقب ماندگي ايرانيان را نه در "استعمار" که در "فرهنگ سفله پرور ايراني" مي داند.

+ علوم انساني ما همه اش وارداتي است. موانع معرفتي و غير معرفتي سر راه بسط اين علوم بوده است. در مورد تيراژ کتاب در کشوري مثل فرانسه تيراژکتاب ميليوني است اما شما مي بينيد که در ايران فقط بعضي از کتابها چاپهاي متعدد و آن هم فقط تا سه هزار تا مي خورد البته معلوم هم نيست که اينها خوانده شود.

+ ايران در توليد علوم جديد سهمي ندارد و ما فقط مصرف کننده هستيم. ممکن است ما چند متفکر داشته باشيم که به درون ساختارهاي اين کشورهاي توليدکننده علم رفته باشند و نظريه جديدي از آنجا بياورند و اگر زياد کوشش کرده باشند آراء کسي را بخوانند و بفهمند و بعد آن را توضيح دهند. ما حتي در ادبيات هم سهمي نداريم و اگر نگاه کنيد مي بينيد که در اين زمينه آمريکاي جنوبي ها و هندي ها نوبل مي گيرند اما نامي از يک ايراني نيست.

+ هر کس که بخواهد کتابي بنويسد بايد 100 دفعه خودش را سانسور کند. در اين شرايط هم کتاب ربطي به مساله مردم پيدا نمي کند و دانشجوي ما هم به خاطر نمره گرفتن مي رود کتاب مي خواند نه به خاطر خود کتاب و مساله شناسي مشکلات مردم.

+ متن كامل را اينجا بخوانيد
+ از: خبرگزاري ميراث فرهنگي، كمال صادقي
+ عكس از: منبع خبر
اين نبرد من است

محمود دولت آبادي :
من در ادبيات نبردي را آغاز كرده‏ام، كه از آن بايد پيروز بيرون بيايم, توجه مي‏كنيد اين نبرد من است.

+ متن كامل را اينجا بخوانيد
مطلبي به مناسبت سالروز تولد محمود دولت‌آبادي
از ايلنا
تورج زاهدي
تورج زاهدي :
+ كوتاه و بلندي‌ رمان چندان مهم نيست؛ بلكه مهم، كيفيت اثر است.

+ ما قضايا را متاسفانه اشتباه مي‌گيريم و گمان مي‌كنيم كه هر چقدر از نظر تعداد، كتاب بيش‌تر بخوانيم، شأن كتاب‌خواني‌مان بالا مي‌رود؛ در حالي كه بايد به كيفيت كتاب توجه كرد؛ نه به كميت آن. مثلا رماني مثل "كليدر" محمود دولت‌آبادي كه رماني چندجلدي است، وقت زيادي از خواننده مي‌گيرد و مخاطب بايد چند ماه وقتش را صرف خواندن آن كند و با خود فكر مي‌كند كه به جاي خواندن اين اثر، مي‌تواند در همان زمان چند عنوان كتاب ديگر بخواند و با اين تصور شأن پرخواني‌اش از نظر خودش بالا مي‌رود.

+ اين موضوع اصلا درست نيست كه مخاطب تنها بخواهد به فكر شأن كتاب‌خواني‌اش باشد و رمان‌هاي حجيم را ديگر نخواند؛ شايد يك دليل اين امر به زمان باز‌گردد. بشر امروز مدام مي‌گويد وقت ندارم؛ اما هزار وسيله ديگر براي وقت‌گذارني خود خلق كرده است تا سرگرم شود، كه در ميان اين وسايل متاسفانه كتاب جايگاه چنداني ندارد.

+ متن كامل از ايسنا
نبود کاغذ و انتشار فرهنگنامه
توران ميرهادي، دبير اجرايي فرهنگنامه کودکان و نوجوانان:
اگر چه تاليف جلد دهم اين فرهنگنامه از مدتها پيش به پايان رسيده است اما متاسفانه به دليل آن که شرکت تهيه و نشر اين فرهنگنامه مدتهاست به طورجدي با مشکلات کاغذ روبه روست تاکنون هيچگونه اقدامي در زمينه چاپ و نشر آن بعمل نيامده است .
+ اين فرهنگنامه نخستين کتاب مرجعي است که به زبان فارسي، همراه با تصوير براي کودکان و نوجوانان تاليف شده .
+ متن كامل اين گفتگو را اينجا بخوانيد

از: خبرگزاري ميراث فرهنگي،مهبود مهرنوش
Bolivia, La Higuera


Bolivia, La Higuera
جايي كه چه گوارا كشته شد، درست پشت سراين چند نفر، دهكده‌اي در بوليوي
+ عكاس : Rene Burri
محمود دولت آبادي

محمود دولت‌آبادي، در آستانه‌ي 66سالگي‌اش از انتشار دو رمان تازه خبر داد، كه يكي از اين رمان‌ها مربوط به سال‌هاي قبل است و ديگري جديد. اين‌كارها هيچ‌كدام هنوز نامي ندارند و در حال آماده كردن‌شان براي انتشار است.

+ از برنامه‌هاي در دست انجام دولت‌آبادي، انتشار تجربه‌هاي دريافتي‌اش از نوشتن و آن‌چيزي است كه از همان ابتداي كارش تا پايان نگارش "روزگار سپري‌شده‌ي مردم سالخورده" مكتوب كرده است.
اين نوشته‌ها "درباره‌ي داستان" است و به گفته‌ي او، آن چيزي است كه يك نويسنده تجربه مي‌كند و به آن مي‌رسد.

+ كاست "كليدر" او هم پس از گذشت بيش از دو سال، هنوز مجوز نشر نگرفته است. اين كاست بازخواني بخش‌هايي از رمان "كليدر" با صداي اين نويسنده‌ي پيشكسوت و نواي تار محمدرضا لطفي است كه از اوايل سال 83 در انتظار كسب مجوز نشر است.

+ از ايسنا
+ عكس از ايسنا