SahelHa
ساحل ها
September 05، 2006
قصر تابستان

لو يه، بدون اجازه دولت، فيلم "قصر تابستان" را به فستيوال فيلم كن ارائه كرده و سانسورهاي چين در موردش اعلام نشده بود ؛دولت هم " لو يه" كارگردان را براي پنج سال از ساخت فيلم منع كرده.


+ بيشتر و بخش جالبتر قضيه! :
اداره محترم سانسور چين، دو بار تقاضاي نايي آن، تهيه كننده فيلم را بدلايل واهي رد كرده : فيلم يكبار تسليم اداره سانسور شد كه رسيدگي نكردند ! و بعد هم كه براي بار دوم اعلام آمادگي كرديم فيلم را براي سانسور تقديم كنيم، گفتند كه باشد براي وقتي ديگر،خيلي ساده ‌ميگويند تصميم گيري در اين باره به زمان بيشتر نياز دارد.
در حاليكه فيلم براي فستيوال كان انتخاب شده و فقط يكروز مانده به مهلت تعيين شده يك نسخه آن را به اداره سانسور تسليم كرديم . سانسور پاسخ داد كه موارد مورد نظر در اين فيلم،‌شامل بخشهايي صوتي و هم تصويري است و از بررسي آن خودداري كردند . روز ديگر شركت لارل فيلم، نسخه ديگري از آن را به كميته سانسور ارائه داد كه آن را هم رد كردند !

نتيجه داستان! چه شد ؟ عوامل به همراه فيلم به كان فرانسه كه رفتند هيچ، قصر تابستان، به بيش از بيست كشور و توزيع كننده فروخته شد، آمريكاي شمالي، اروپا و ژاپن؛ كره جنوبي هم خواهان فيلم است ! .

قصر تابستان،‌محصول 2006، اثري رمانتيك و توليد مشترك چين و فرانسه است.
تخت جمشيد
مهدي فتحي نژاد ، سازندۀ ماکت عظيمى از تخت جمشيد ، که به لحاظ دقت در جزييات، ظرافت و توجه به يافته‌هاى باستان‌شناسى و محاسبات علمى کم‌نظير و ويژه است و ده سال وقت صرف آماده سازي آن شده.

ابعاد : کمتر از ۴متر در بيشتر از۵ متر که حدودا ۲۱ متر مربع مساحت خود صفه تخت جمشيد است و مقياس‌اش هم يک ۷۵ام است.

تعداد قطعات بكار رفته : براى ساختن اين کار نزديک به ۱ميليون قطعه را درست کردم، که خيلى‌هايش تعويض شده. بارها و بارها قطعات عوض شده. اما تعداد قطعاتى که نصب شده‌اند و در نهايت، اين ماکتى که ديده مى‌شود را ساخته‌اند، چيزى کمتر از ۱۰۰هزار قطعه است.

مقصد و منظور : از ابتداى کار نظر من موزه‌ها بوده. يعنى حتما اين اثر بايد در موزه باشد که هم ثبت بشود و هم حفاظت بشود. جاى ديگر، يعنى يک نمايشگاه محدود، يا نمايشگاه موقت جوابگوى يک چنين کارى نيست. مثلا الان مشتريانى براى اين کار وجود دارند؛ براى مجتمع تجارى، براى سرسراى هتل، ولى خودم فکر مى‌کنم يک کارى که تمام پايه‌هايش علمى‌ست، و فقط براى نکات علمى‌اش اين‌همه زحمت کشيده شده جايش آنجاها نيست. براى ساختن اين ماکت صدها بار مقالات بررسى شده و تمام نقشه‌ها ريز به ريز تطبيق داده شده است، حتا نقشه‌هايى هم که قبلى‌ها کشيده‌اند. چون ما توى شيراز هستيم و نزديک‌ايم به تخت جمشيد، بارها و بارها رفتيم آن جا و اين نقشه‌ها را کنترل کرديم و چه اشکالات مفصلى هم از توى آن‌ها بيرون آمده. من اين کارها را کرده‌ام تا مبناى ساختن اين ماکت کاملا علمى باشد. اگر من مى‌خواستم اين را در سراسرى يک هتل به نمايش بگذارم، اين کارها را انجام نمى‌دادم.

پيشنهاد خريد؟ خريدارى فقط يک مورد داشتيم که آن‌هم موزه شيکاگو بود که در ابتدا، حدود ۳ـ۲ سال پيش جلو آمدند و خيلى هم ابراز علاقه کردند. الان که ديگر روابط موزه شيکاگو با ايران خيلى بد شده.

محل نمايش : سفارت مکزيک بانى شده که اواخر شهريور، ۲۵شهريور، يک نمايشگاهى از بعضى قطعات نمايشگاه، چون آنها هم جاى کافى ندارند، يک قسمت‌هاى برگزيده‌اى را که معرف کار باشد به مدت يک هفته در سفارت مکزيک به نمايش بگذارند.

+ منبع : بهزاد كشميري پور، دويچه وله
دموكراسي شعري
عمران صلاحي : امروز شعر در جامعه بيش‌تر وارد شده و از حالت سلطنت به دموكراسي شعري تبديل شده است. ديگر شعر در دست چند ابرشاعر نيست كه عده‌اي هم از آن الگوبرداري كنند. امروز همه شعر مي‌گويند. ممكن است چهره شاخص هم نداشته باشيم، ولي در آينده آن چهره شاخص پيدا مي‌شود و شعرهايش هم ماندگار خواهد بود.

+ با اعتقاد بر اين‌كه نمي‌توان در زمينه شعر پيش‌بيني داشت : امروز نمي‌توان پيش‌بيني كرد، كه چه شعري ماندگار است؛ چراكه تلقي ما امروز با گذشته فرق دارد. حتا خود من نيز معيار تشخيص شعر را از دست داده‌ام و نمي‌دانم به چه چيز بايد بگويم شعر و چه چيز شعر نيست.

+ با اميدواري به حركت شعر جوان امروز : از ميان كساني كه امروز شعر مي‌گويند، كساني خواهند ماند؛ مثل شاعراني كه از گذشته مانده‌اند و شعرشان همچنان خوانده مي‌شود، شعر آن‌ها نيز خوانده خواهد شد.
+ منبع : ايسنا
+ عكس از امير پورمند، ايسنا
ديجيتالي كردن منابع نفيس كتابخانه مجلس
مهدي کريميان، معاون فني :
+ در حال آماده سازي بستر براي ديجيتالي شدن نسخ خطي و چاپ سنگي و چاپ سربي در کتابخانه هستيم. زير ساختهاي اين کار بايد مستحکم و قرص باشد تا در آينده دچار مشکلات ناشي از سست بوده پايه ها نشود. در حال حاضر کتب چاپ سنگي و چاپ سربي در حال اسکن شدن است و بر روي سي دي انتقال مي يابد. با توجه به اينکه با خريدهايي که کتابخانه دارد دائما به گنجينه نسخ خطي کتابخانه مجلس اضافه مي شود.

+ اولويت اول ، نسخ خطي است و اولويت دوم ، کتابهاي چاپ سنگي و سربي و اولويت سوم ، نشريات قديمي با بيش از 100 سال قدمت است و متعلق به پيش و پس از مشروطه است : اين کتابها را مرمت کرده ايم و در حال اسکن کردن هستيم. برخي از اين نسخ را با دوربين هاي مخصوص عکس برداري کرده و آنها به روي لوح هاي فشرده انتقال داده ايم.

+ از تعداد 10 هزار کتاب چاپ سنگي و چاپ سربي نيز تعداد 8 هزار نسخه ديجيتالي شده اند. اين امر نيز تحت يک برنامه منظم و زمان بندي شده در آينده نه چندان دور به اتمام مي رسد.

+ منبع : مهدي نياكي، خبرگزاري ميراث فرهنگي
September 04، 2006
ژانت میخائیلی تصویرگر برجسته کتاب کودک
زماني كه كوچك بودم با فرزندان خردسال فاميل خيلي بازي مي‌كردم، دوست داشتم كودكان شيرخوار را تر و خشك كنم و براي آنها لباس بدوزم.
روابط خانوادگي در آثار ميخائيلي بسيار خوشايند و توام با احساس و عاطفه تصوير شده، چراكه او به‌همين‌گونه زندگي كرده و در واقع زندگي خود را به‌تصوير كشيده است.


ژانت میخائیلی تصویرگر برجسته کتاب کودک ، بدرود حیات گفت .
+ این هنرمند تنها زندگی می کند و همین نکته سبب شد تا دیر متوجه بیماری او شویم . این هنرمند تحت هیچ بیمه ای نبوده است : برای تامین هزینه های بیمارستان با مشکل زیادی مواجه شدیم . وقتی بالای سر این هنرمند 70 ساله بودم حس کردم احساس دلتنگی می کند. دلخوری اش این بود که چرا وضعیت یک هنرمند، بعد از 30 سال باید چنین باشد. واقعا حق او نیست که بعد از کسب این همه موفقیت بین المللی در چنین وضعیتی باشد.
ایشان یکی از مشهورترین تصویرگران کتاب کودک است که تصاویرش در کتاب های درسی ، پیک های نوروزی ، مجلات رشد و کتاب های کودکان و نوجوانان آمده است . مصطفي رحمان دوست،‌كه ژانت ميخائيلي،‌تصوير گر چهار كتاب او بود.

+ ژانت میخائیلی که بیش از سی سال از عمر خود را به تصویرگری کتاب کودک اختصاص داده بود در سال 1315دیده به جهان گشود . او پیش از انقلاب اسلامی در مجلات پیک دانش آموز وابسته به انتشارات مدرسه به تصویرگری مشغول بود . پس از انقلاب هم در مجلات رشد ( دانش آموز ، رشد نوآموز ) همین کار را دنبال می کرد و موفق به دریافت چندین جایزه بین المللی شده بود . وی هم اکنون نامزد دریافت جایزه آسترید لیندگرند برای تصویرگری کتاب کودک است .

+ منبع : خبرگزاري مهر
Shelter

Photographer of the Year 2006, Round one
Max Pickering : This was inside the Arctic Circle in northern Finland. In the Arctic, when the temperature drops below -20C, everything stops. It's like nature is holding her breath
+ روي تصوير كليك كنيد، براي سايز بزرگتر
بيژن ترقي:اگر تففنن هم بوده، بس است
بيژن ترقي، ترانه سرا :
+ جوان‌ها ترانه را با رنگ‌آميزي بهتري ارايه دهند و تنها به يك مشت كلمات عاشقانه اكتفا نكنند. به‌نظرم اين‌طور عشق و اين‌طور ترانه‌ها ديگر خريداري ندارند، مگر اين‌كه از زبان‌هاي ديگري بيان شوند و با تصويرسازي‌هاي زيبايي همراه باشند.

+ ترانه را از وضعيت فعلي دربياورند و كلمات پيش پا افتاده را كنار بگذارند ، اگر اين كار براي تفنن هم بوده، بس است.

+ ترانه چون با موسيقي همراه است و روح آن‌ها توأم مي‌شود، هنري جاودانه خواهد بود.

+ منبع : ايسنا
چيستا يثربي
چيستا يثربي، نمايشنامه نويس :
+ وقتی به ما اطلاع دادند بودجه تئاتر افزایش پیدا کرده بسیار خوشحال شدیم، اما این به تنهایی کافی نیست و ما باید کارکردهای افزایش این بودجه را در بدنه تئاتر کشور ببینیم.

+ ما هنوز جلوه های افزایش بودجه را ندیده ایم و هنوز دولت تئاتر را جدی نمی بیند و برای این هنر برنامه ریزی کلان، بلندمدت و انسانی نکرده تا نیروی انسانی به شکل حرفه ای جذب تئاتر شود و از طریق این هنر امرار معاش کند. اتفاق خاصی در حوزه تئاتر هنوز رخ نداده و ما شاهد کارکرد افزایش بودجه در بدنه تئاتر نبوده ایم.

+ تئاتر برای همه ما هنرمندان شغل دوم شده و حتی بیشتر مدیران تئاتر دوشغله هستند و در کنار مدیریت تئاتر به تدریس در دانشگاه یا فعالیت در مراکزی چون جهاد دانشگاهی، حوزه هنری و ... می پردازند. در یک سال اخیر تئاتر از نظر کیفی نیز با تحول خاصی مواجه نبوده و حتی در بخش تولید نمایشنامه افت کرده است.

+ هنوز دغدغه های ما در مورد ناامنی شغلی باقی مانده و نمی دانیم این بودجه تئاتر کجا تزریق شده و تاکنون افزایش بودجه این امکان را برای گروههای حرفه ای تئاتر فراهم نکرده تا حداقل سالی یک بار کار ارائه دهند.

+ فضای کنونی تئاتر کشور ، مانند سال های 70 تا 75 است که متون نمایشی مورد بازخوانی و نظارت قرار می گرفت : به دورانی بازگشته ایم که متن نمایش خود را ارائه می دادیم و در همان مرحله اول رد می شد. در سال های بعد از 75 مدیران تنها نمایش ها را بازبینی می کردند و این به تولید نمایش بسیار کمک می کرد.

+ منبع : خبرگزاري مهر
بابك گرمچي، گرافيست
بابک گرمچي ، که يازدهم شهريور جايزه نخست بخش خلاقيت و نوآوري جشنواره صنعت چاپ را دريافت کرد، تلفيق گرافيک و چاپ را دليلي بر خلق آثار نوين مي‌داند.

+ يكي از آموزه‌هاي پايه‌اي گرافيك اين است كه طراح به هنگام طراحي بايد به شيوه‌هاي اجرا هم فكر كند. تشخيص چاپ خوب و بد را از مرحوم روحبخش فرا گرفتم. پس از آن دريافتم با چاپ مي‌توان بازي كرد و به روش‌هاي نويني دست يافت. به اين ترتيب براي نمايش بهتر كيفيت آثارم به راه‌هايي رسيدم كه خارج از شرايط معمول بود.

+ سيلك اسكرين و ويژگي‌هايش :اين روش كه نخستين بار توسط چيني‌ها به دنياي هنر عرضه شد، امكان چاپ روي مواد مختلف نظير شيشه، فلز، كاغذ، چوب و پارچه را فراهم مي‌كند. روش ابتدايي اين نوع چاپ كه در ابتدا با عنوان مومي شناخته مي‌شد، بعد از مدتي تكامل يافت و هنرمندان بزرگ دنيا از آن به عنوان يك زبان ويژه هنري بهره بردند. با اين وجود در حال حاضر سيلك اسكرين در آموزش‌هاي دانشگاهي ايران جايگاهي ندارد و مورد بي‌توجهي قرار گرفته‌است.
در چاپ سيلك اسكرين رنگ از پرده‌اي ابريشمي عبور داده مي‌شود. اين هنرمند عقيده دارد عبور رنگ از حايل ابريشمي امكانات گسترده‌اي را براي هنرمند پديد مي‌آورد.
+ حذف اين درس از رشته گرافيك در دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران، آسيب‌هاي بسياري به عمر و دوام اين رشته در ايران وارد مي‌كند: با ادامه اين بي‌توجهي‌ها، تنها ابزار بيان آثار گرافيكي پرينترهاي رنگي و چاپگرهاي افست خواهد بود. در حاليكه هنر گرافيك در تكثير توليد طراحان به بهترين شيوه ممكن است.

+ بيشتر :
بابك گرمچي، گرافيست از مدتي قبل يكي از شاهنامه‌هاي چاپ سنگي ميرزاعلي اكبر را از ميان مجموعه خصوصي كازروني انتخاب و تصاوير آن را مجددا به روش دستي چاپ كرد: شاهنامه ميرزا علي‌اكبر كه بيش از 100 سال از انتشار آن مي‌گذرد، 53 تصوير دارد كه آنها هم با روش چاپ سنگي منتشر شده‌اند. با بررسي اين آثار متوجه شدم ميرزاعلي اكبر درك درستي از پرسپكتيو و فضاسازي داشته و تصاوير اين كتاب را با مهارت خاصي چاپ كرده است. به همين دليل تصميم‌ گرفتم اين تصاوير را با توجه به ويژگي‌ها و نياز هنري امروز باز توليد كنم.
تصويرهاي ميرزا علي‌اكبر سياه و سفيد هستند اما گرمچي از رنگ اين تصاوير بهره برده است.

+ منبع : سارا امت علي،‌خبرگزاري ميراث فرهنگي
علي اصغر شيرزادي،‌نوشتن و نويسنده
علي‌اصغر شيرزادي، نويسنده :
+ بين درخشان‌ترين چهره‌هاي نسل اول، دوم، سوم و حتي جوان‌ترهايي كه هم‌اكنون مي‌نويسند و اصيل‌اند و شعبده‌باز نيستند، خط پيوندي نهاني وجود دارد و گويي گوياي اين است كه همه‌شان منادي شكست، تنهايي و نوعي به‌جان‌آمدگي‌اند.
يعني خاستگاهشان هرگز نقطه‌ا‌ي مثبت نبوده است؛ يعني به صداهاي منفي ذهنيت يك جامعه جواب مي‌دهند و تقريبا بهترين‌هاي‌شان مثل هم هستند و انگار رشته‌اي همه‌ي آن‌ها را به هم وصل كرده است.

+ هيچ‌كس نمي‌تواند به نويسنده بگويد كه پيچيده ننويس. اما در نظر هم بگيريم كه نويسندگان تعدادي از اين آثار بي‌آن‌كه مولفه‌هاي فرامدرن را در نظر بگيرند، با ذهنيت حتا پيشامدرن به تجربه‌اي صوري و صرفا سطحي در كار نوشتن داستان دست مي‌زنند و فكر مي‌كنند اگر مغلق بگويند و سرشار از ابهام، بهتر است؛ در‌حالي‌كه بايد بپرهيزند.

+ هيچ نويسنده‌ي حقيقي به‌معناي يك هنرمند تمام‌عيار فارغ از مقوله‌هاي مربوط به انسان نيست. چشم‌انداز هنر هر هنرمندي بدون انسان معنا ندارد؛ تهي، و به چشم‌اندازي خشك تبديل مي‌شود. بدون انسان هنر اصلا معنا ندارد.

+ درباره‌ي محفل‌گرايي در ادبيات و آثار منفي به‌جاي مانده از آن در فضاي ادبيات امروز : در همين تهران چندميليوني اگر بنگريم، هنوز نوعي طايفه‌گرايي و ذهنيت عشيره‌يي همچون نقابي بر چهره‌ي بسياري است. هنوز فهم شهري ضعيف است و عده‌اي درايت اين را ندارند كه مسووليت شهروندي را بپذيرند و اتفاقا به همين خاطر است كه ما رمان گردن‌كلفتي نداريم، چون رمان خاص جامعه‌ي شهري است؛ پس اين بليه گريبان داستان و شعر‌ ما را هم مي‌گيرد. طبيعي است كه عده‌اي بنا به دلايلي باند خود را دارند و به تشكيل محفل‌هايي دست مي‌زنند. اتفاقا كار ادبيات نبايد پستويي و نويسنده نبايد محفل‌گرا باشد، چون از محفل و پستو و باند هيچ چيز جز فساد و تباهي برنخواهد خاست.
+ از دلايل ابتر ماندن و لكنت زباني ـ ذهني در شاعران و داستان‌نويسان ما به همين محفل‌گرايي برمي‌گردد، چون آن‌ها توانايي مستقل فكر كردن را ندارند، اين هزينه دارد و بايد برايش زحمت كشيد. اغلب كساني هم كه به جاهايي دعوت مي‌شوند و از‌ اين طرف و آن طرف جايزه مي‌گيرند، درجه اول نيستند و متوسط‌اند و در اين ميان باز مي‌بيني كه در جاي ديگري همان عده‌ باز كنار هم هستند و اغلب مناسبات آلوده‌اي دارند. كجاي دنيا اين‌طور است؟

+ نوشتن حرفه‌يي نشده است و وقتي نويسنده يا داستان‌نويس حرفه‌يي نباشد، ناچار است داستان‌نويسي و نوشتن را بگذارد براي روز‌هاي تعطيلش.

+ درباره‌ي سياست‌گذاري‌ براي ادبيات و فرهنگ : دير يا زود همه‌ي آقايان بايد اين را دريابند كه ديگر عصر صدور احكام قطعي و قطعيت‌هاي برگشت‌ناپذير سپري شده است؛ عصر تساهل و پذيرش واقعيت‌هاست، بخصوص در حوزه‌ي فرهنگ. ما چون ملتي به‌شدت و عميقا فرهنگي هستيم، هميشه آسيب‌هايي كه در اين حوزه وارد مي‌آيد، به نوعي غم‌انگيز و به حق جبران‌ناپذير بوده و خواهد بود. عرصه‌ي توليد فكر و فرهنگ عرصه‌اي نيست براي ترك‌تازي به سوي سودا‌هاي صرفا سياسي.


+ علي‌اصغر شيرزادي متولد 28 آبان 1323 در شيراز است. او بيش از 30 سال سابقه‌ي فعاليت روزنامه‌نگاري را در مطبوعات مختلف ايران دارد كه سال گذشته از اين حرفه بازنشسته شد.
از آثارش به «مقدمه‌اي بر روزنامه‌نگاري»، «نشسته در غبار»، «غريبه و اقاقيا»، «طبل آتش»، «هلال پنهان» ،«يك سكه در دو جيب»، «زندگي و آثار ده نقاش بزرگ نوگرا»(با مقاله‌هايي از ميلان كوندرا و با همكاري حميدرضا زاهدي) مي‌توان اشاره كرد.

+ منبع : ايسنا
+ عكس از : امير پورمند ؛ عكسها به منابع لينك شده اند.
September 03، 2006
كه چگونه به خودم دروغ نگويم
جعفر پناهي :
+ وقتى كه نوجوان بودم، با دسترنج خودم، دوربين عكاسى خريده بودم و اين دوربين عكاسى را لاى پنبه نگاه مى‌داشتم و هر تصويرى را اجازه نمى‌دادم، وارد دوربينم شود، مگراينكه به آن عكسى كه مى‌گرفتم، باور داشتم. و برايم قداست خاصى داشت كه چه نوع تصوير و عكسى از اين دريچه‌ى دوربين مى‌گذرد و روى نگاتيو ثبت مى‌شود. پس نمىخواستم بيخود كار كنم، مى‌خواستم به كارى كه مى‌كنم، باور و ايمان داشته باشم. طبيعى است، وقتى با اين شكل رشد مى‌كنى و دنياى سينما اينقدر برايت قداست دارد، وقتى مى‌خواهند، در كارت دخل و تصرف كنند، به تو برمى‌خورد، احساس مي‌کنى به تو توهين مى‌شود. پس نهايتا مقاومت مى‌كنى. فرق نمىكند، كه كدام رييس‌جمهور باشد يا نباشد، چه كسى باشد و پشت مميزى چه هست. به هر شكل مميزى كارش اين است كه از فيلم‌هاى ما ايراد در بياورد و من با آن نگرش سينمايى با آن جهان‌بينى كه در مورد سينما دارم، معتقدم كه حتى اگر اجازه بدهم كه يك فريم از فيلمم كوتاه بشود، يعنى در واقع براى كار خودم ارزش قائل نبودم و اينجا دارم راحت از آن مى‌گذرم.

+ هنرمند در نهايت، كارى كه مى‌كند، اول اين است كه خودش را راضى كند. اگر خودش راضى شد، آن موقع مى‌تواند، ديگران را هم راضى كند. وقتى من مى‌گويم كه فيلم را براى خودم مى‌سازم، نه اينكه براى شخص خودم،‌ بلكه براى اينكه اول خودم، وجدان خودم را راضى كنم. اگر موقع ساختن به فكر اين باشم كه فيلمى که مى‌سازم بايد فلان منتقد، فلان مخاطب و فلان مسئول را راضى کند، آن موقع اين فيلم، فيلم من نخواهد بود. اگر فيلمى قرار است، فيلم من باشد، فيلم جعفر پناهى باشد، نهايتا فيلمى است كه اول از همه بايد خودش را راضى كند. پس من قبل از اينكه به فكر هر چيز ديگرى باشم، به فكر اين هستم كه چگونه به خودم دروغ نگويم، چگونه باور كنم، اين فيلمى كه ساختم، واقعا مال خودم هست‌، از درون خودم بيرون مىآيد. پس وقتى اين كار را كردم، در واقع با آن باورهايى كه دارم دروغ نگفته‌ام، براى هيچ كسى كار نكرده‌ام. يعنى فقط با يک اميد كار كرده‌ام، به اميد اينكه يك گزارش درستى از شرايط اجتماعى كشورم به تاريخ بدهم. به تاريخ بگويم كه در اين مقطع و موقعيت ما اينگونه زندگى مى‌كرديم و اين چيزى را كه مى‌بينيد، واقعيت محض است و هيچ سليقه‌اى به غير از سليقه‌ى من در آن دخل و تصرفى نكرده. اما وقتى كه فيلم ساخته و تمام شد، حالا از اينجا به بعد است كه آدم فكر مى‌كند، اين فيلم بايد بالاخره به نمايش در بيايد، بالاخره بايد اين فيلم يك جورى مطرح بشود. تا وقتى كه فيلم ديده نشود كه فيلم ارزشى ندارد. وقتى ديده شد، تازه معلوم مىشود كه چه كرده‌ايم. پس از اين به بعد دغدغه‌ام هم مردم و منتقدين هستند و هم سينما است، و اين که چطور از اين هزارتوها بگذرم و فيلم را به نمايش بگذارم. آن موقع مطرح است، اما در مرحله اول مطرح نيست و نبايد هم مطرح باشد.

+ به اين دليل است كه من نمى‌توانم بروم سراغ تهيه‌كنند‌ه‌ى ديگرى و او را شريك جرم خودم بكنم. مىدانيم كه تهيه‌كننده‌ در ايران فقط فيلم من را نمى‌سازد. او وقتى با من همکارى مي‌کند دارد روى دو سه فيلم ديگر هم كار مى‌كند. حالا اگر او بيايد سراغ من، با من كار كند،‌ فردا كه مى‌گويند، اينجا را كوتاه كن، من بگويم نه، او را تحت فشار مى‌گذارند و به دو سه فيلم ديگرش اجازه نمايش نمى‌دهند، و او تمام زندگى‌اش را از دست مى‌دهد. اين يك مسئله‌ى اخلاقى است. من فكر مى‌كنم كه صحيح نيست كه آدم يك نفر ديگر را در چاه بياندازد. و چه بهتر كه خودت بتوانى تمام مسئوليت‌ها را بر عهده بگيرى.

+ منبع : بهزاد كشميري پور، دويچه وله
برخي شرايط !
عليرضا سيف الديني،‌مترجم :
+ رمان نویسی و ادبیات در کشور ما با سوء تفاهمات بسیاری روبرو است. نویسنده ما همه آنچه را که در ذهن دارد نمی تواند پیاده کند. در ترکیه و سایر کشورها - حتی افغانستان - کتاب چاپ و سپس نقد می شود و اگر شکایتی هم از آن شود کاملا رسیدگی می شود ولی ما هنوز باید این نکته را بقبولانیم که رمان داستان است نه واقعیت و نمایانگر یک زندگی است که از ذهن نویسنده جوشیده است.

+
ما ادبیات را به عنوان یک محصول بشری جدی نگرفته ایم و به نظر می رسد که بیشتر با آن به عنوان شوخی برخورد می کنیم. پس کاملا طبیعی است وقتی صدای نویسنده و مترجم به جایی نمی رسد قدرت و تمرکزش را از دست می دهد و کار خوب تولید نمی شود. نویسنده کاری غیر از نویسندگی و مترجم هم کاری غیر از ترجمه ندارد .

+ با اشاره به این که داستان نمی تواند دروغ ببافد و غیر از واقعیت را بیان کند : یا باید داستان را قبول داشت و یا نداشت. ما در ترجمه هم مثل نویسندگی مان مدام در حال خودسانسوری هستیم. وقتی حکم به حذف صحنه ای از داستان می دهیم به این معنی است که آن را به عنوان داستان باور نداریم و دچار بدفهمی و سوءتفاهم شده ایم . بد نیست بدانید به همین دلایل است که نمی توانیم مشمول قانون کپی رایت شویم ، چرا که هم می خواهیم بخشی از آثارشان را حذف کنیم و هم پولی بابت حق التالیف به آنها ندهیم. در چنین شرایطی وقتی با صاحبان آثار در خارج از کشور برای برگرداندن آثارشان مراوده می کنیم آنها از این که ما کشوری نفت خیز و بالقوه ثروتمند، ولی در زمینه حق التالیف دچار چنین وضعیتی هستیم اظهار تعجب می کنند و ما احساس حقارت می کنیم.

+ پیوستن به قانون کپی رایت در شرایط امروز مضحک و نامعقول است.ما خود در مملکت خودمان با حق التالیف های پائین مواجهیم بنابراین اگر به کپی رایت بپیوندیم و شمارگان کتاب هایمان در همین سطح باشد ناشران خیلی زود ورشکست می شوند. چهل سال پیش شمارگان کتاب دو هزار تا بود و امروز با این رشد جمعیت هنوز در همان شمارگان هستیم.

+ کسانی که از راه ترجمه مشغول زندگی و کسب معیشت هستند باید تامین شوند تا کتابی را دست بگیرند و کار کنند. طبیعی است مادامی که مشغله های دیگر در میان باشد کیفیت اثر هم دستخوش تنزل می شود.
+ منبع : خبرگزاري مهر
تصويرگري كتاب كودك در ايران
نور الدين زرين كلك :
+ در واقع با ورود کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان رنسانسی برای فرزندان ما به وجود آمد که تاثیرات آن همچنان با گذشت سال ها ادامه دارد و اگر امروز شاهد نواقصی هستیم به مسئولین دولتی برمی گردد. گرچه کانون نیز با همت و سرمایه دولتی فعالیت خود را شروع کرد. اما ناگهان در برهه ای که باید شتاب می گرفت دچار افت شد. من خود شاهدم که چطور این سازمان پاکیزه که اهداف متعالی در سر داشت سقوط کرد و به دست افراد ناصالح افتاد و در نهایت به عضوی غیرفعال و خاموش مبدل شد.
+ بنابراین به تبع این مسئله رغبت کتابخوانی نیز همراه با شعله های سرکشی که داشت فروکش کرد. اکنون سه دهه از سقوط فرهنگی در زمینه کتاب کودک می گذرد و این مسئله باید پیگیری شود. بلکه در این راستا گوش شنوایی پیدا شود که بتواند این وضع را ساماندهی کند.

محمودرضا بهمن پور، هنرمند تصویرگر و مدیر نشر نظر :
+ در حال حاضر جمعیتی بالغ بر پانصد نفر در سطوح مختلف به تصویرگری حرفه ای مشغول اند. در این برهه نسل های سوم و چهارم نیز به تصویرگری روی آورده اند، اما این رشته نیز به دلیل نداشتن امکانات مالی مناسب مثل گرافیک بیشتر به سوی اقتصاد سوق داده شده است. در کنار اینها نیز طیف گسترده ای از دانشجویان در دانشگاههای هنر وجود دارند که در حال فارغ التحصیلی هستند. اگر بخواهیم تولید کتاب کودک را مورد ارزیابی قرار دهیم باید بگوئیم بازار کار تصویرگری کتاب کودک در حال حاضر مطلوب نیست و اگر هم در این زمینه رشدی وجود داشته تنها به انگیزه های شخصی هنرمندان برمی گردد.
+ البته یک نوع رشد بادکنکی در زیر سایه برخی حمایت های نظام فرهنگی افزایش یافته، ولی ضرورت ها و نیازهای واقعی جامعه را پاسخ نداده است. اقتصاد نشر دولتی به نوعی سایه بر نشر خصوصی انداخته که امکانات را از آن سلب کرده و ناشرخصوصی نمی تواند وضعیت اقتصادی خود را توجیه کند. به هر حال نظام فرهنگی جامعه هنوز به وظایف و عملکردهای خود آشنایی ندارد و باید در این راستا به برنامه ریزی سالمی دست زند.
+ نظام فرهنگی فعلی بودجه های حوزه کودک را صرف نمی کند. با این که در ردیف بودجه شان نامی از کودک هست، اما در عمل نتایج مطلوبی از این نام در پی ندارند. متاسفانه باید گفت امروز به ورزش رویکردهای افراطی نشان داده می شود، در حالی که سایر حوزه های هنر مهجور و بی حمایت و تشویق دولت و دست اندرکاران مانده اند.

کیانوش غریب پور، هنرمند تصويرگر :
+ تصویرگری نتیجه یک اتفاق خلاق است که به شکل یک حوزه مستقل به فعالیت خود در طی این سال ها ادامه داده است. ما ملتی هستیم که همواره میراث دار ارزشمندترین هنرها چون مینیاتور بوده ایم. البته میراث هایی که امروز فراموش شده اند و ما تنها در زیر سایه آنها زندگی می کنیم. امروز ما دچار نوعی بحران هویت هستیم. از طرفی می خواهیم هویت اسلامی و ایرانی را در آثارمان حفظ کنیم و از طرفی به تزریق هویت های شخصی در کار دست می زنیم.
+ ‌اما نکته مثبت در زمینه تصویرگری این است که تصویرگری کتاب کودک اگر در دهه های شصت و هفتاد در ایران در 10 شکل وجود داشت، امروز با سبک ها و روش های متنوع تری توام شده است. با این حال تصور می کنم اگر به ناشر و تصویرگر در یک ارتباط دوسویه مجال عملکردهای بیشتری داده شود، نتایج مثبتی در پی خواهد داشت. اما هر چه نسبت به این هنر بی توجهی نشان داده شود قطعا فضای تصویرگری روز به روز شخصی تر می شود و به تدریج سفارش دهنده های خارجی نیز به این میدان وارد می شوند.

+ منبع : خبرگزاري مهر
انصراف سراج از كنسرت سعدآباد
حسام الدين سراج :
+ بعد از سه سال كه ما به دنبال اجراي كنسرت در كاخ سعد آباد يا نياوران هستيم، چند روز مانده به اجرا به ما مجوز مي دهند در نتيجه نمي توانيم هيچ كاري كنيم.

+ چنين مجوزي به چه دردي مي خورد؟ بهتر بود كه اين مجوز را هم صادر نمي كردند ضمن اينكه برگزار كنندگان كنسرت و مسئولان پيگيري برنامه به من گفته اند كه نيروي انتظامي هم شبي چهار ميليون تومان براي تائيد برنامه و موافقت با آن درخواست كرده است. با اين وضعيت كنسرت برگزار نكنيم بهتر است.

+ كنسرت برگزار كردن يك كار هنري است زمان و برنامه ريزي مي خواهد ما حد اقل بايد چند هفته قبل بدانيم و مطمئن باشيم كه برنامه انجام مي شود و در اين فاصله تمرين كنيم، بليت بفروشيم، تبليغ كنيم و هر چه بهتري برنامه را اجرا كنيم اين طور مجوز دادن به درد كنسرت نمي خورد.

+ منبع : سپيده جديري، خبرگزاري ميراث فرهنگ
نجيب محفوظ، مصاحبه

پس در چه خيالي هستي؟
هيچي. تا تو دراين رويايي كه من در رويا هستم، قهوه مي‌خورم...


تو همين ديروز رمان تازه‌ات <صبحگاه گل سرخ> را تمام كرده‌اي. مگر اين رمان يك رويا نيست؟
رمان ديگري هم آماده چاپ دارم، به علاوه چند قصه كوتاه.

آيا همه اينها رويا و خواب نيست؟
منظورت روياهاي بيداري است؟

+ متن كامل مصاحبه با نجيب محفوظ را بخوانيد
September 02، 2006
سيمين سماواتي - CYMINOLOGY
CYMINOLOGY
خواننده اين گروه سيمين سماواتى است كه پدر و مادرش ايرانى هستند، اما خود او در آلمان متولد و بزرگ شده است.
اكثر قطعات آلبوم سيمينولوجى از خود سيمين است و در بيشتر آنها شعرهاى كلاسيك فارسى، از جمله از حافظ و خيام استفاده شده. سيمين كه در مدرسه عالى هنر در برلين در رشته آواز Jazz تحصيل كرده است، در بسيارى از قطعات از صدايش به عنوان ساز استفاده ميكند و به آنها تنوع ميبخشد.
+ گفتگوي شهرام احدي با سيمين، از دويچه وله
صالح سنگ بر
صالح سنگ بُر، ترانه سراي هرمزگاني و نويسندۀ وبلاگ پروند ..
با تشكر از سياورشن كه آخرين گفتگو ها و باقي مسائل را نوشته اند.


از نوشته هاي صالح سنگ بر
خسرو ناقد
خسرو ناقد، نويسسنده و مترجم :
+ اعتياد مردم به‌ کتابخواني، بهترين بلايي است که مي‌تواند بر سر فرهنگ و صنعت نشر ايران بيايد! به‌تجربه ثابت شده است که بسياري از خوانندگان به‌اصطلاح ادبيات عامه‌پسند به‌تدريج با آثار عميق و جدي نيز آشنا مي‌شوند.

+ در همه‌جا کم نيستند کساني که 10 تا 12 ساعت در روز کار بدني يا فکري مي‌کنند و بعد از کار و پيش از خواب، شايد با يک دو ساعت مطالعه کتاب‌هاي ساده‌خوان و باليني مي‌کوشند از خستگي کار روزانه اندکي بکاهند و با آرامش بيش‌تري سر بر بالين گذارند. اين چه گناهي دارد؟! هر جا تقاضايي هست، کالايي نيز توليد مي‌شود؛ خواه کالاي مصرفي يا کالاي فرهنگي. از عجايب روزگار است که برخي با تکبر شبه ‌روشنفکرانه مي‌توانند تصور کنند که اکثريت قريب به‌اتفاق جامعه، با بدني خسته و ذهني مشغول، حتما بايد رماني پيچيده و چندلايه و با موضوع عميق اجتماعي در دست بگيرند و بخوانند.

+ براي مثال کتاب «بامدار خمار» فتانه حاج سيدجوادي در ايران کمابيش مهر «ادبيات عامه‌پسند» خورده است؛ در حالي که ترجمه آلماني همين رمان با اقبال طيف وسيعي از خوانندگان فرهيخته در آلمان مواجه شد و مورد توجه منتقدان ادبي آلمان قرار گرفت. ناشر آلماني اين کتاب که به‌تازگي ترجمه کتاب «چراغ‌ها را من خاموش مي‌کنم» نوشته‌ي زويا پيرزاد را هم منتشر کرده، از ناشران معتبر آلمان است که کتاب‌هاي نويسندگاني چون هرمان هسه، پاول سلان، پتر هاندکه، ماريو وارگاس يوسا، امين مألوف و ايزابل آلنده را هم در فهرست پيشينه‌ي صدساله خود دارد. بنابراين انتخاب اين کتاب‌ها را قاعدتا مي‌بايد به‌حساب گزينش آگاهانه‌ي ويراستاران اين مؤسسه‌ي انتشاراتي و ارزيابي‌هاي بازاريابان آن گذاشت.

+ کتاب «بامداد خمار» در آلمان تاکنون دو سه بار ‌تجديد چاپ شده و حتا به‌چاپ کتاب جيبي و با شمارگان بالا هم رسيده است و لذا ناشر مجموعه داستاني از وي با عنوان «در خلوت خواب» را هم در دست ترجمه و انتشار گرفت. از انتشار ترجمه کتاب «چراغ‌ها را من خاموش مي‌کنم» مدت زيادي نمي‌گذرد و بايد منتظر بود. بنابراين آن‌چه در ايران شايد به‌ناحق مهر «ادبيات عام‌پسند» خورده است، دست‌کم در آلمان در کنار آثار نويسندگان نامدار عرضه مي‌شود.

+ حال نقطه‌ي مقابل اين روند: ناشري بزرگ‌تر و معتبرتر در آلمان ترجمه مجموعه داستان‌هاي هوشنگ گلشيري را با عنوان «مردي با کراوات سرخ» و همچنين داستان بلند «شازده احتجاب» را چند سال پيش منتشر کرد، ولي هنوز که هنوز است نسخه‌هاي چاپ اول آن روي دست ناشر مانده است. در حالي که براي اين دو کتاب‌ تبليغ فراوان شد بود و حتا نقدهايي هم درباره‌اش در روزنامه‌ها آمد. دو سه کتابي هم که از محمود دولت‌آبادي تا کنون به‌آلماني ترجمه و منتشر شده، چندان با اقبال خوانندگان آلماني‌زبان مواجه نشده است. يا کتاب‌هاي کساني كه الان سال‌هاست به‌هر دليل در خارج از کشور زندگي مي‌کنند و آزادنه مي‌نويسند و بهانه مانع مميزي هم ندارند، وقتي ترجمه و منتشر مي‌شوند، حداکثر در تيراژ هزار تا هزارو500 نسخه مي‌مانند و آن‌هم تازه چند سال لازم است که همين اندک به‌فروش رسد.

+ در تمام کشورها، شمارگان و فروش کتاب‌هاي عامه‌پسند بسيار بيش‌تر از داستان و رمان نويسندگان سرشناس است. حتا در کشورهايي که تنگنا و مانع و مميزي نيز بر سر راه مجوز انتشار وجود ندارد، باز بيش‌ترين تيراژ و بيش‌ترين فروش از آن «کتاب‌هاي راحت‌الحلقوم» است و تنها اقليت به‌سراغ آثار «سنگين و جدي» مي‌رود. اصلا چرا برخي از نويسندگان و روشنفکران ما با «نگاه عاقل اندر سفيه» به‌ خيل خوانندگان کتاب‌هاي به‌اصطلاح عامه‌پسند مي‌نگرند و با تحقير با نويسندگان چنين آثاري برخورد مي‌كنند؟

+ منبع عكس و خبر : ايسنا
September 01، 2006
11 شهريور، روز ملي صنعت چاپ
جليل غفاري رهبر ، رييس اتحاديه صحافان :
+ اقتصادي نبودن اين امر زياد بودن واسطه‌ها در امر توليد و توزيع است چراكه سفارش كار به طور مستقيم به صحافي‌ها، چاپخانه‌ها و ليتوگراف‌ها داده نمي‌شود. اگر واسطه‌ها از بازار صنعت چاپ حذف نشوند و ادامه يابد وضعيت واحدهاي چاپي از شرايط فعلي هم بدتر خواهد شد.

+ بي ثباتي قيمت مواد اوليه (كاغذ، مقوا، پلاستيك، چسب و غيره) كه هر روز در بازار نوسان دارد دليل ديگري براي غير اقتصادي بودن فعاليت در صنعت چاپ به شمار مي‌رود.

محمد كلاري ، رييس اتحاديه چاپخانه داران :
+ از بزرگترين مصيبت‌هاي اين صنف ، تصدي‌گري دولت در بخش چاپ و صنعت چاپ است. اگر اين تصدي گري‌ها كمتر شود بسياري از مشكلات به دست اتحاديه‌ها و نهادهاي مدني رفع خواهد.

+ كم كاري و بيكاري چاپخانه‌ها : اين وضعيت موجب ايجاد رقابت‌هاي ناسالم در بازار شده و چاپخانه داران به قبول سفارش زير تعرفه تصويب شده اقدام مي‌كنند. : اينكه گفته مي‌شود 75 درصد چاپخانه‌ها ورشكسته‌اند به اين معنا نيست كه همگي به تعطيلي كشيده شده‌اند بلكه چاپخانه‌ها ورشكسته سر پا هستند.

+ وجود اينكه تعداد ناشران رشد صعودي داشته است ولي در واقع نشر گسترش نداشته است و حتي ميزان نشر كه پنج هزار تا اعلام شده بود به دو هزار و 500 تا كاهش يافته است.

+ با اشاره به دستورالعمل چگونگي صدور مجوز تاسيس چاپخانه از سوي وزارت ارشاد : اتخاذ اين تصميم بدون هماهنگي با اتحاديه چاپخانه داران انجام شد و نقايصي در نحوه اجراي اين دستورالعمل ديده مي‌شود كه به نفع اين صنعت نيست.

سيدعلي مدني ، رييس اتحاديه ليتوگراف‌ها :
+ در يكي دو سال گذشته يك مدير علاقه‌مند به صنعت چاپ به وزارت ارشاد آمد و تا توانست شعار چاپ به جاي نفت را سر داد. جلسه گذاشت و بحث كرد و نظر گرفت. اهالي اين صنعت هم اندكي به آينده اميدوار شدند اما ديري نپاييد كه هم او خسته شد و هم عمر مديريت‌هاي دولتي كفاف اصلاحات را نداد.

+ در حال حاضر بحث اعطاي وام به واحدهاي ليتوگرافي به تعويق افتاده است و چون 95 درصد مواد اوليه ليتوگراف‌ها (فيلم، زينك، دارو) وارداتي است لذا تاخير در اعطاي اين وام‌ها صنف را دچار مشكل مي‌كند.

+ مطالعۀ متن كامل
August 31، 2006
63th Venice Int. Film Festival

شصت‌وسومين دوره جشنواره فيلم ونيز، 30 آگوست افتتاح شد.
+ محسن مخملباف، در هيات داوران اين دوره جشنواره فيلم ونيز حضور دارد و فيلم : باز هم سيب داري؟، ا‌ولين ساخته بلند بايرام فضلي تنها نماينده سينماي ايران در آن است.
+ رياست هيات داوري اين دوره جشنواره ونيز به عهده كاترين دونوو، بازيگر نامدار فرانسوي است و محسن مخملباف، لوييجي دلارنتيس و چند چهره سرشناس سينمايي نيز او را در اين امر مساعدت مي‌كنند.
+ متن كاملتر از روزنا
نور تجسم آزادي، الهام يزدانيان
فضاي اين آثار را تيره كار كرده ام براي اينكه مي‌خواستم ارزش نور را در آنها بيشتر نشان دهم. نور در اين كارها براي من از اهميت برخوردار است كه در فرهنگ پيشنيان ما نيز حائز اهميت بوده است در واقع نور در اين آثار براي من نوعي تجسم آزادي است.
الهام يزدانيان و اولين نمايشگاه انفرادي مجموعه آثار نقاشي خود با عنوان : هست
+ متن گزارش را از خانه هنرمندان بخوانيد
كتابهايي كه ميشود از گوگل دانلود كرد
مجموعه كتابهاي قابل دانلود كه روي گوگل قرار گرفته است، كتابهاي مشمول قانون كپي رايت را دربرنمي گيرد. در زمينه اين كتابها تنها اطلاعات مربوط به آنها و در بسياري از موارد بخش كوچكي از متن آنها روي اين سايت قرار گرفته است، مگر در مواردي كه ناشر كتاب اجازه نمايش دادن قسمت بيشتري از كتاب را داده باشد.
+ مطالعه متن كامل از سپيده جديري،‌ميراث خبر
August 30، 2006
نجيب محفوظ - Naguib Mahfouz
الداء الحقيقي هو الخوف من الحياة لا الموت

نجيب محفوظ، نويسندۀ مصری
، پس از يک دوره بيماری در قاهره درگذشته است.
نجيب محفوظ، که به خاطر داستان بچه های محله ما (اولاد حارتنا) در سال 1988 به دريافت جايزه نوبل در ادبيات نايل آمد، از اواسط ماه ژوئيه سال جاری به دليل آسيب ديدگی ناشی از زمين خوردن هنگام پياده روی در بيمارستانی در قاهره بستری بود.

اين داستان نويس مصری در سال 1911 در قاهره به دنيا آمد و در طول زندگی خود، کارمند وزارت اوقاف، بنياد حمايت از سينما و مشاور وزارت فرهنگ مصر بود.
وی نويسنده ای پر کار بود اما بيشتر به خاطر کتاب بچه های محله ما شهرت دارد که برای نخستين بار در سال 1959 به صورت پاورقی در روزنامه مصری الاهرام انتشار يافت؛ اعتراضات بسيار به اين كار، الاهرام را تا مرز تعطيلي پيش برد و مقامات دولت مصر را مجبور به واكنش و مداخله كرد.

تصميم به چاپ اين داستان به صورت کتاب در مصر با مخالفت گسترده مقامات مذهبی اين کشور مواجه شد که محتوای آن را کفرآميز می دانستند و در نتيجه، اولين چاپ اين کتاب در سال 1962 در لبنان صورت گرفت.

دريافت جايزه نوبل در ادبيات در سال 1988 باعث توجه مجدد به آثار نجيب محفوظ از جمله اين کتاب و در نتيجه، حملات شديد برخی از تندروها از نويسنده شد.
در 1994 يک تندرو اسلامگرا با کارد اين نويسنده را هدف حمله قرار داد و از ناحيه گردن زخمی کرد. بعد از اين ماجرا ،‌وضع سلامتي وي رو به افول گذاشت. در پی اين حمله، نجيب محفوظ به مدت هفت هفته در بيمارستان تحت درمان قرار گرفت اما تا پايان عمر، به دليل آسيب ديدگی اعصاب گردن، از دشواری در نوشتن و کاهش بينايی و شنوايی رنج می برد.

آخرين اثر اين نويسنده در سال 2005 منتشر شد كه شامل مجموعه داستان‌هايي درباره‌ي زندگي پس از مرگ با عنوان "آسمان هفتم" بود.
نجيب محفوظ در جشن 94 سالگي خود در ماه دسامبر 2005 گفته بود: بعد از مرگ شاهد رويدادهاي خوبي خواهم بود؛ به همين دليل بود كه كتاب "آسمان هفتم" را نوشتم. اهميت بالاي اين كتاب براي من الهاماتي بود كه به‌طور معنوي در من ايجاد مي‌كرد.

از نجيب محفوظ به عنوان يکی از نويسندگان برجسته و روشنفکران صاحب نام خاورميانه نام برده می شود. اين نويسنده با حدود 50 رمان، پنج نمايشنامه و تعدادي داستان كوتاه و مقاله، تعادلي ميان دنياي سنتي و مدرن با ترسيم رئاليسم مصري خيره‌كننده‌ي خود به‌وجود آورد.
ويژگی آثار او که تاکنون به 25 زبان ترجمه شده روايت تاريخ تحولات اجتماعی قرن بيستم مصر است.

قصر الشوق (کاخ هوس)، ثرثرة فوق النيل (شناور روی نيل) و أطفال الجبلاوی (بچه های جبلاوی) از جمله مشهورترين آثار نجيب محفوظ به شمار می روند.










تازه

براي ديدن عكس از سايت كسوف، روي تصوير كليك كنيد. *
صنعت چاپ ايران
+ گردش مالی سالیانه صنعت چاپ در جهان رقمی در حدود 600 میلیارد دلار است که از این رقم ما سهم ناچیزی را هم به خود اختصاص نداده ایم .
رئیس اتحادیه صنف لیتوگراف تهران، سيد علي مدني :
+ متاسفانه جایگاه صنعت چاپ در کشور ما در حد اتحادیه صنف تعمیرکاران سماور و صنف آرایشگر زنانه است درحالی که این صنف به دلیل مشکلات موجود هنوز نتواسنته است به جایگاه واقعی خود متناسب با شان واقعی یک صنعت سودآور دست یابد .

+ مساله دیگر این است که مطبوعات و رسانه های دیگر که حیات شان وابسته به صنعت چاپ است در انتقال این مشکلات هیچ اقدامی انجام نمی دهند و بدتر از همه رسانه صدا و سیما است که در میان برنامه های خود حتی چهار ثانیه هم به انعکاس مشکلات موجود در این صنف نمی پردازد .

+ مشکل دیگری که ما داریم این است که همیشه صنعت چاپ را در کنار نشر مورد بررسی قرار می دهند درحالی که نشر کتاب تنها درحدود 7 درصد از تولیدات این صنعت را شامل شده و بخش عظیمی از تولیدات صنعت چاپ به دیگر فرآوردهای چاپی اختصاص دارد . در تجارت جهانی 63 درصد از خدمات صنعت چاپ به تبلیغات ، سفارش های صنعتی ، پوشاک و لوازم منزل اختصاص دارد و صنعت چاپ مادر همه صنایع است.

+ فرهنگ یک کشور مدیون صنعت چاپ است و این صنعت نقش بی بدیلی در گفتگوی تمدن ها و فرهنگ ها دارد . در حالی که همه محصولات چاپی از کتاب تا حتی یک آدامس می توانند حامل پیام فرهنگی باشند . در جهان امروز محتوای یک بسته نیست که اهمیت دارد بلکه نوع بسته بندی و پیام چاپی که روی آن درج شده از آن با اهمیت تر است .

+ ما در فرصتی که با رئیس جمهور دیدار کردیم مشکلات ، مسائل و خواسته هایمان را به وی منتقل کردیم اما متاسفانه رئیس جمهور هم در گفتگو با ما تصور روشنی از صنعت چاپ ندارد و این صنعت را با چاپ کتاب مترادف می داند .

+ از: خبرگزاري مهر
سرويس جستجوي كتاب گوگل

كاربران اينترنت از امروز مي‌توانند به كمك گوگل، رمان‌هاي كلاسيك و ديگر آثار بزرگ جهان را به‌طور رايگان دانلود و يا چاپ كنند.

+ به كمك سرويس جست‌وجوي كتاب گوگل، كاربراني كه به دنبال دريافت نسخه‌ از آثار بزرگ دنيا مانند "افسانه‌هاي ايزوپ" يا "دوزخ" دانته هستند، قادر خواهند بود، فايل‌هاي PDF اين كتاب‌ها را دانلود كنند يا بر روي كاغذ چاپ كنند؛ اين در حالي است كه تا روز گذشته سرويس جست‌وجوي كتاب گوگل امكان مطالعه‌ي آنلاين كتاب‌هاي بدون حق كپي را مي‌داد.

+ به‌گفته‌ي سخنگوي گوگل، ارايه‌ي اين سرويس جديد با نشان دادن تبليغات متني كلمه‌اي در صفحات نتايج جست‌وجو انجام مي‌شود و چاپ و دانلود كتاب‌ها، شامل آثار تحت قانون كپي رايت نخواهد شد.

+ هم‌اكنون دانشگاه‌هاي‌ هاروارد، ميشيگان، استانفورد، ‌آكسفورد و كاليفرنيا كتابخانه‌هاي جامع خود را براي استفاده‌ي ديجيتالي در سرويس كتابخانه‌ي گوگل در اختيار آن گذاشته اند.
+ از : ايسنا
در ايران منتقد ادبي خوب داريم
رضا قنبري، شاعر و منتقد :
+ منتقدان خوبی داریم که دقیق ، موشکاف و مسلط به معرفی ونقد آثار ادبی کشورمان می پردازند و به جرات می گویم چیزی از منتقدان به نام آمریکا و اروپا کم ندارند ... نمی دانم چرا اکثر ما ایرانی ها دچار خود کم بینی هستیم و همواره فکر می کنیم در همه حال و هر شرایطی ازغربی ها عقب تر هستیم ؟! با جرات می گویم که درحال حاضر منتقدان قوی و حرفه ای داریم که چیزی از ناقدان آمریکایی کم ندارند و حتی درموارد شهودی و دریافتی ازآنها قوی ترند . کسانی که می گویند در ایران منتقد ادبی خوب وجود ندارد ، نویسندگان و شاعران ضعیف و دست چندمی هستند که کارهایشان مورد توجه منتقدان نبوده است .
+ متن كامل از : خبرگزاري مهر
August 29، 2006
Sofia

+ ‌پس از بارش باراني سنگين، زني در حال عبور از كنار كليساي جامع الكساندر نوسكي با گنبد طلايي
Bulgarian capital Sofia, Monday, Aug. 28, 2006- golden domed Alexander Nevski cathedral
+ عكس از : Petar Petrov/AP
آيدين آغداشلو
آيدين آغداشلو :
+ براي پرداختن به هنر مدرن ، چه در سطح جهاني و چه در سطح ملي ناگريز به استفاده از تاريخ هنر هستيم.

+ سعي هنرمندان ايراني بر اين بوده كه معناي بيگانه و غريبه را با معناي هميشگي گذشته خود آشتي دهند ؛ اگرچه در اين ميان هميشه با اين سوال نيز رو به رو بودند كه آيا آن ها مي توانند ، از اين مجموعه‌‏اي كه از مدرنيته و جهان غربي مي گيرند ، انتخاب و گزينش كنند؟
+ موضوع مهم ديگر بعد از اين مرحله، چگونكي مواجهه و برخورد با هنر غرب است : هنرمند ايراني سعي كرده تا هر اتفاق جديدي كه در جهان رخ داد را تقليد كند تا ثابت كند ، مي‌‏تواند مثل غربي ها نقاشي كند ؛ البته اين جريان منحصر به ايران نبود ، بلكه در كشورهاي ديگر نظير چين ، ژاپن ، هند ،‌‏ مصر ، تركيه نيز اين اتفاق افتاده ، امامتاسفانه از جانب محققان ما پژوهش كافي درباره وجوه اشتراك ما در مقابل اين جريان طوفاني و شديد انجام نشده بود.

+ چيزي كه در قرن نوزدهم همراه با گسترش استعمار غرب در سراسر جهان مطرح شد ، موضوع غربي كردن جهان بود. قرن بيستم ، دوره استقرار اين تفكر و دوره غربي شدن است و مساله اي كه ما در اين جا به آن مي پردازيم اين است كه نسبت ما با اين اتفاقات چگونه است . اتفاقاتي كه ايران قرن 19 و 20 با آن مواجه شد و آن را پذيرفت ؛ يعني نقاشي غربي را جايگزين نقاشي سنتي خود كرد.

+ دو جريان نقاشي‌‏خط و مكتب سقاخانه : هر كدام از اين دو جريان در تقابل با هنر مدرن شكل گرفتند و بيش از 15 سال دوام نياوردند ؛ اين دو جريان در حقيقت رفتارهاي عكس العملي بودند.
+ منبع : ايلنا - عكس : امير نريماني
عزت الله انتظامي

عزت اله انتظامی :
سالن هایی که در فرهنگسراها ساخته شده اند به درد تئاتر نمی خورند. باید با کمک متخصصان، سالن هایی ساخته شود که هم بتوان در آنها نمایش اجرا کرد، هم فیلم نمایش داد و هم ارکسترهای موسیقی در آنها فعالیت کند.

+ منبع : خبرگزاري مهر
ادبيات نمايشي در ايران
محمدرضا گودرزي، داستان نويس ‌‏:
+ تئاتر به نوعي هنر اشرافي است و از اين رو هر چقدر كه كشوري توسعه يافته‌‏تر باشد‌‏, تئاتر در آن از جايگاه ويژه‌‏تري برخوردار خواهد بود .در نتيجه در اين كشور، متن‌‏هاي نمايشي بيشتري خلق مي‌‏شوند. از اين رو در كشور ما با توجه به شرايط موجود نبايد انتظار خلق نمايش نامه‌‏ و رمان داشته باشيم .
+ تئاتر و نمايش نامه ارتباط دو سويه‌‏اي با سانسور و مميزي دارند , هر چه فضا بسته‌‏تر و اعمال نظر بيشتر باشد , نمايشي روي صحنه نمي‌‏رود و همين موجب مي‌‏شود كه نمايش‌‏نامه نويسان اقبالي به نوشتن نمايش‌‏نامه از خود نشان ندهند .
+ در كشور ما رمان نيز هنوز نتوانسته راه خود را پيدا كند : به نظرم نمايش‌‏نامه خوب جدا از رمان خوب نيست , تا زماني كه رمان خوبي به زبان فارسي خلق نشود كه ديالوگ هاي برجسته‌‏اي داشته باشد , نمي توانيم انتظار نمايش‌‏نامه خوب هم داشته باشيم .

كاوه ميرعباسي، مترجم ‌‏:
+ ادبيات نمايشي و تئاتر در ايران در مقايسه با ديگر هنرها از جمله موسيقي و سينما يتيم هستند و همانند تئاتر كشورهاي پيشرفته به حمايت‌‏هاي همه جانبه دولتي نياز دارند .
+ اگر وضعيت تئاتر در ايران در همين شرايط فعلي بماند, در آينده نزديك بايد فاتحه تئاتر و ادبيات نمايشي كه رابطه مستقيمي با تئاتر دارند را بخوانيم .
+ وضعيت نمايش‌‏هايي كه بر روي صحنه مي‌‏روند خوب نيست و در ميان آثاري كه بر روي صحنه مي‌‏روند گاهي تنها شاهد يك نمايش‌‏نامه خوب هستيم كه آن هم از نوادر است .
+ در حوزه ادبيات نمايشي و تئاتر عدم حضور نشريات تخصصي موجب مي‌‏شود كه مشكلات اين قشر كمتر انعكاس داده شود و فرصتي نيز براي آسيب شناسي اين جريان فراهم نشود

+ منابع به اسامي لينك شده‌اند.
+ عكس اول از: علي رفيعي، عكس دوم از ايران
با اين همه نابرابري...
ابوالفضل جليلي ، كارگردان سينما :
اگر اين چند سطرگلايه را نوشته ام ، فقط به اين دليل است كه مي‌‏خواستم حرفي زده باشم تا هواي نفسم آرام گيرد.

دست به ساخت فيلمي زده‌‏ ام كه از حد و شعور من هزاران گام بالاتر است . نبايد اين كار را مي كردم ! اما شايد خواست خدا بود كه به من حالي كند ، در مقوله مذهب و عرفان هيچم كه هزاران بار قبول كردم و اگر مشكل گشا شود ، فقط او ، نه هيچ كس ديگر.
اما يك مشكل ديگر هم هست و آن اين كه نمي‌‏دانم چرا با من چنين مي كنند . من كه از بدو پيروزي انقلاب تاكنون 13 فيلم ساخته ام . كمترين هزينه اي كه كرده ام اين بوده كه همه توانايي ها و همه دارايي هاي مادي ام را صرف كرده ام تا بتوانم به جايي برسم كه ادعا كنم ، ما نيز از طريق انديشه و تفكر مذهبي حرف هاي زيادي براي گفتن به جهانيان داريم .حالا موفق بوده ام يا نبوده ام ، قابل بوده ام يا نبوده ام را فقط خدا مي تواند معين كند . اين را هم بگويم كه مي دانم ، هر كس كه دچار مشكلي مي‌‏شود ، حتما اشكالي در كار دارد و من از اين قاعده مستثني نيستم . اما اين كه من هر دو سال يك فيلم بسازم و بابت هر فيلم يكسال و نيم عمرتلف كنم و هر بار با هزاران اميد و التماس به وزارت ارشاد بدهم و آن ها بعد از چندين ماه سرگرداني بدون هيچ توضيحي به من جواب "رد" براي نمايش دهند ، خيلي سخت است . آن هم بدون هيچ گونه كمك و يا پرداخت خسارتي . من سوال دارم كه چگونه مي توان زندگي را ادامه داد با اين همه نابرابري ها ؟ جايي كه دولت به هرگونه فيلمي وام مي دهد ، مجوز مي دهد ، كمك هاي نقدي غير نقدي مي‌‏كند . نوع فيلم ها رانيز خودتان ديده ايد ، از دولت اول تا دولت نهم كه همين حالا بر سر كار است .آن وقت به فيلم هاي " ابوالفضل جليلي" هيچ گونه كمكي كه نمي شود ،هزار مشكل آفريده مي شود و در نهايت برگه عدم نمايش .
چند سال پيش در يك جلسه مصاحبه با جوانان ، كسي از من سوال كرد : با اين وضعيت چگونه ادامه مي دهي؟ در بين جوانان يك جوان جانباز حضور داشت كه اجازه گرفت به اين پرسش پاسخ دهد .
روي تكه كاغذي نوشت :
خنك آن قمار بازي كه بباخت هر چه بودش
بنماند هيچش الا هوس قمار ديگر
به عشق همه جانبازان اين انقلاب و به واسطه ديني كه به همه شهدايش دارم ، قول مي دهم كه خسته نشوم و با همه مشكلات ،"حافظ" را به نحو احسن به پايان برسانم و اين شعر را هم براي آن ها كه در سختي ها صبر مي كنند ، بخوانم :
به كدام ملت است اين ، به كدام مذهب است اين
كه كشند عاشقي را ، كه تو عاشقم چرايي

+ منبع : ايلنا
+ عكس از : ايران
پودو براي جعفر پناهي
جعفر پناهي کارگردان سينماي ايران، جايزه ويژه يک عمر دستاورد هنري‌اش را با نام پودو، از جشنواره فيلم والديويا شيلي دريافت کرد

+ سيزدهمين جشنواره‌ي بين‌المللي فيلم والديويا كه از سه تا يازده شهريور ماه در كشور شيلي در حال برگزاري است برنامه‌ي مرور بر آثار جعفر پناهي را با نمايش 5 فيلم بلند اوبادكنك سفيد ، دايره ، آئينه‌، طلاي سرخ و آفسايد ترتيب داده و در يكشنبه شب گذشته طي مراسمي خانم لوسي برخوف مدير جشنواره جايزه‌ي ويژه‌ي جشنواره را با نام پودو به جهت مشاركت و نقش ارزشمند جعفر پناهي در فرهنگ و سينماي جهان به وي اعطا كرد.

+ بادكنك سفيد 13 جايزه، آينه 6 جايزه، دايره 18 جايزه، طلاي سرخ 4 جايزه و آفسايد 4 جايزه تاكنون دريافت كردند و جايزه‌ي جشنواره‌ي شيليايي اولين جايزه‌ي يك عمر دستاورد هنري براي پناهي است.

+ پودو ، نام كوچكترين آهوي جهان است، كه نسل آن در حال انقراض بوده و اينگونه تنها در جنوب شيلي زندگي مي‌كنند. اين جايزه چهل و هشتمين جايزه‌ي پناهي در عرصه‌هاي ملي و بين‌المللي است كه شامل هفت جايزه در ايران و 39 جايزه در جشنواره‌هاي بين‌المللي خارج از ايران بوده است.
+ مطالعه متن كامل
نياز خيلي زياد به ترجمه داريم
احمد تميم‌داري، مترجم و پژوهشگر :
+ ما نياز خيلي زيادي به تربيت مترجم و ترجمه‌ي آثار خارجي داريم.
+ غربي‌ها از تمام منابع و ميراث فرهنگي تمدن‌هاي اسلامي، ايران، كشورهاي عربي، آفريقاي شمالي و بين‌النهرين استفاده، و آن‌ها را ترجمه كردند تا رنسانس به وجود آمد. درواقع فرهنگ اسلامي تغيير و تحول پيدا كرد و فرهنگ وسيع اروپايي را شكل داد، ولي ما اين فرهنگ را به عربي و بخصوص به فارسي برنگردانديم، و حتي يك‌صدم كتاب‌هاي اروپايي درباره‌ي ايران، اسلام و علوم مختلف ترجمه نشده است. مثلا ايرانشناسي از قرن 18 در روسيه بسيار پررونق بوده، ولي ما اين آثار را درباره‌ي كشورمان ترجمه نكرده‌ايم.

+ ترجمه خيلي مهم است، در حالي كه ما سازماني براي ساماندهي اين امر نداريم. بايد در دانشگاه‌هاي مختلف انستيتوي زبان‌هاي خارجي تأسيس كنيم كه سال 79 اين پيشنهاد را به وزارت علوم دادم، اما گفتند زبان‌هاي بيگانه در اولويت نيستند؛ در حالي‌كه ترجمه هميشه در اولويت است و دايما به آن نياز داريم، هم براي ترجمه‌ي آثار غيرفارسي و هم براي ترجمه‌ي آثار خودمان به ديگر زبان‌ها كه بويژه در اين عرصه خيلي ضعيف‌تريم.

+ مطالعه متن كامل
ادبيات مهاجرت
جواد مجابي، شاعر و منتقد :
+ در خارج از كشور هم وضعيت ادبيات خوب است و انجمن‌هاي ادبي‌شان فعال‌اند، آن‌ها هم كار مي‌كنند و مرتبا آثار جديدي منتشر مي‌شود، و البته حادثه‌ي عجيب و غريبي اتفاق نمي‌افتد و يا با حركت تازه و متفاوتي روبه‌رو نيستيم.

+ اهالي ادبيات خارج از كشور، از وضعيت ادبيات اين‌جا مطلع‌اند و نشريات ادبي‌شان هرچند بيش‌تر به آثاري كه در غرب توليد مي‌شوند، مي‌پردازند، اما به آثار جالب توجه داخلي هم توجه دارند.

+ مطالعه متن كامل از ايسنا
+ عكس : حامد نوري، ايسنا
آثار اوليه نمايشنامه نويسي فارسي
دكتر عطا الله كوپال، مدرس دانشگاه، مترجم و محقق ادبيات نمايشي :
+ آثار آخوندزاده و ميرزاآقا تبريزي با توجه به نوع نگاهشان به رفتارهاي اجتماعي دوران قاجاريه و مثلا نشان دادن مراسم عروسي بيشتر مورد استفاده دانشجويان مردم‌شناسي قرار مي‌گيرند تا دانشجويان ادبيات نمايشي.
+ آخوندزاده هم‌نسلانش را به نقد و نظر توصيه مي‌كند. از طرف ديگر او نقد، استيضاح و تمسخر را در يك رديف قرار داده است و در نامه‌اي به ميرزاجعفر قراچه‌داغي مي‌نويسد: گويي شيخ اجل ظهور كرده و بوستان و گلستان را نوشته كه همه بخوانند و شفا پيدا كنند.
+ آخوندزاده خود نيز قائل به نقد نبوده است و به طور كلي توان پذيرش نقد و نظر را ندارد.
+ ما بيش از هر چيز به سمت و سوي فتوكپي كردن و برابر اصل ساختن گرايش داريم. در چنين شرايطي خلاقيت از نطفه خفه مي‌شود و تنها تقليد از يكديگر باقي مي‌ماند.
+ آثار اوليه نمايشنامه‌نويسي فارسي بيشتر بر اساس تقليد از آثار آستروفسكي روسي است، با اين تفاوت كه آثار آستروفسكي بيشتر حول و حوش آواز و رقص مي‌گردد و آثار آخوندزاده با نيش زدن‌هاي سياسي همراه است.

+ منبع : روزنا
August 28، 2006
داريوش شايگان؛ لغت، رمان، ايران
+ فرهنگستان هم لغت ابداع مي‌كند، اما تا جابيفتد، طول مي‌كشد. خيلي از اين لغات جديد در زمان رضاشاه آمد و بعد هم جا افتاد. خيلي‌هايشان را مردم مي‌گيرند و خيلي‌ها را هم پس مي‌زنند.

رمان
+ ما رمان نداشته‌ايم؛ رمان غربي است. ما حماسه و قصه مثل "هزارويك‌ شب" داشته‌ايم. رمان حماسه بورژوازي است و براي به‌وجود آمدن آن، بايد دنيا عوض شود و خيلي اتفاقات ديگر رخ دهد و نويسندگان به آن آگاه باشند.


+ صادق هدايت آدمي استثنايي است؛ با اين‌كه به فارسي روان مي‌نوشت و ضرب‌المثل‌ها را جمع مي‌كرد و طنز هم به كار مي‌برد، اما متفاوت بود.
+ دليل اين گفته‌، آخرين نامه‌هاي هدايت كه خطاب به شهيد نورايي نوشته و در فرانسه منتشر شده: اين‌ها نشان مي‌دهد كه اين آدم اصلا در يك دنياي ديگر زندگي مي‌كرده كه هيچ ارتباطي با ايران آن روز ندارد.
+ شايد در ايران هم روزي رمان بزرگي به‌وجود آيد.

ايران
+ در حال حاضر ايرانيان خارج از كشور نزديك به 600 ميليارد دلار سرمايه اندوخته‌اند؛ سرمايه‌اي كه خودشان درآورده‌اند، نه اين‌كه از ايران برده باشند و اگر احساس امنيت كنند، آن سرمايه را به ايران وارد كنند، ايران به لحاظ اقتصادي تكان مي‌خورد. البته اشتباه ايراني‌ها اين است كه فكر مي‌كنند چون ما نفت و گاز داريم، پول هم داريم. از يك جهت درست است، اما ثروت يك مملكت تنها اين‌ها نيست؛ شعور و تحقيقات و ماده‌ي خاكستري‌ و ابتكار از هر چيز ديگر مهم‌تر است. آقاي "بيل گيتس" فقط ايده مي‌فروشد؛ نه نفت، نه آهن و نه طلا. در ايران هم 80درصد صنايع دولتي است. كشور‌هايي پيشرفت مي‌كنند كه بخش خصوصي قوي دارند.

+ مسأله‌ي اخير لوح‌هاي گلي ايراني : اين لوح‌ها چون به خط ايلامي بود و در ايران هم متخصص اين خط نبود، آن‌ها را براي خواندن دانشگاه شيكاگو فرستادند و مقاديري از آن‌ها در مقاطع مختلف به دولت ايران پس داده شد و فكر مي‌كنم مسأله به‌هرحال حل شود. ولي گاه‌گاهي اين آثار در خارج بهتر نگهداري مي‌شوند. في‌المثل سراميك‌هاي دوره‌ي هخامنشي كه نشان‌گر گارد ويژه پادشاهي است، توسط ناصرالدين‌شاه به خانم "ديولا فوآ" داده شد و آن خانم آن‌ها هم برد و مرمت كرد كه امروز ذر موزه‌ي لوور در اتاق مخصوصي به نمايش گذاشته شده‌اند و شايد اگر در ايران مي‌ماندند، از بين مي‌رفتند.

+ تاريخ ايران باستان را غربي‌ها نوشته‌اند. حتا زبان اوستا را آن‌ها خواندند. تاريخي هم كه اخيرا توسط يك فرانسوي نوشته شده و از كورش تا اسكندر را دربرمي‌گيرد، بي‌نظير است و بدون تحريف. اين كار‌ها زحمت مي‌خواهد كه ما ايراني‌ها براي آن تنبل هستيم.

+ منبع : مريم كريمي، ايسنا
+ عكس : سامان اقوامي، ايسنا
Three-hour tour

+ ماجراجويي ساعت 5:30 صبح در ناپا شروع شد و 8:30 صبح، نزديك به ديكسون و در امنيت كامل به اتمام رسيد. يك تور سه ساعته.
+ عكس از : Frederic Larson, San Francisco Chronicle
August 28 2006
اگر غلامحسين ساعدي هم هنوز زنده بود..
ضياء‌الدين ترابي :
+ تئاتر و نمايش نامه، يكي از ابزارهاي مهم انتقاد از حكومت هاي ديكتاتوري است .
+ به عقيده عده اي از منتقدان و متفكران، سابقه ادبيات نمايشي در ايران به تعزيه باز مي گردد و تعزيه تنها شاخه اي از ادبيات نمايشي است كه در برگيرنده مفاهيم كلي نخواهد بود.
+ به دليل مهجور بودن نمايشنامه در ايران، افراد كمي به نمايش نامه نويسي روي آورده اند و با اين تعداد انگشت شمار نيز به تنهايي نمي توانند كار چشمگيري ارائه بدهند.
+ وضعيت نقدهايي كه بر روي خود نمايش نامه نوشته مي شوند، بسيار اسفناك است و در مطبوعات ما صفحه اي يا ستوني براي نقد نمايش نامه وجود ندارد و اين خود به تنهايي درد بزرگي است.

شاپور جوركش :
+ هيچ هنري همچون تئاتر در آتش مفاهيم اجتماعي نمي‌‏سوزد و تاثير نمي‌‏گذارد، شايد به همين دليل است كه خاندان‌‏هاي حكومتگر ايران چندان دل خوشي از تئاتر نداشته‌‏اند.
+ تئاتر هنري، اجتماعي و متناسب با الگوهاي اجتماعي يونان باستان است , اما هنر ملي ما شعر است كه در آن شاعر به عنوان گوينده متكم وحده به منبر مي‌‏رود و خطابه‌‏اي صادر مي‌‏كند كه در 2 سوي آن يكي گوينده همه چيز داني است و در سوي ديگر مخاطب هيچ ندان فرض شده است.
+ در چنين جامعه‌‏اي جايگاه تئاتر به قدري تنزل پيدا مي‌‏كند كه در گفت و گوي مردم كوچه و بازار به هر چيز مسخره‌‏اي تئاتر و ادا درآوردن بگوئيم. در فرهنگ عبوس و درون‌‏گراي ما، صورتك يا ماسك به عنوان يك مفهوم منفي تلقي مي‌‏شود و در حد "حجاب " و " ونگار "ي زنگاري فرونگري مي‌‏شود كه بر " آيينه " نشسته است، در حالي كه در فرهنگ هنر، صورتك به عنوان يكي از ابعاد شخصيتي انسان مورد توجه است و شيوا 3 شخصيت دارد .
+ فرهنگ ما از شكل تعزيه قدسي قدمي بيرون نگذاشته و تغزيه تيپ‌‏سازي و شعار و روايت اسطوره‌‏اي است كه بر صحنه حكومت مي كند و نه شخصيت پردازي و روايت دراماتيك؛ ويژگي‌‏هايي كه تئاتر معاصر ما را شكل مي دهد .
+ در ادبيات نمايشي ما تقليد كوركورانه اسطوره‌‏ها و ميراث عرفاني ما مطرح است، در حالي كه در يونان و رم باستان، نقد و پرسش از اسطوره‌‏ها و به محك زدن آنها در واقعيت , يك اصل اساسي براي خردمندان جامعه بوده است .
+ در عين حال آثار "غلامحسين ساعدي" واقع گرايانه‌‏ترين متون نمايش در دهه 40 و 50 است و "اكبر رادي" نيز با ديالوگ‌‏هاي شعرگونه بعد ديگري به شيوه‌‏هاي بياني نمايش ايران مي‌‏افزايد و به پرداخت شخصيت‌‏هاي فرهيخته مي‌‏پردازد. آخرين نمايش چاپ شده او، قدرت شگفت اين نويسنده را در بازآفريني ذهن و زبان مردم كوچه و بازار به نمايش مي‌‏گذارد .

علي بابا چاهي :
+ يكي از ويژگي هاي نمايش و تئاتر، حضور مستقيم تماشاچي است و با توجه به اينكه پس از انقلاب 57 ،مميزي در عرصه نمايش و تئاتر بيشتر شد، عملا در اين سال ها كار خلاقانه و موفقي روي صحنه نرفت و همين موجب دلزدگي مردم از تئاتر شد.
+ فضاي جامعه اگر بستر مناسبي براي اجراي نمايشنامه را فراهم بياورد، شوق نوشتن نيز رو به افزايش خواهد بود.

عبدالعلي دستغيب :
+ با توجه به شرايط بسته سياسي در ايران، كارگردانان و نمايش نامه نويسان بايد خودشان را با شرايط موجود وفق بدهند كه در اين صورت ديگر از اثر خلاقه چيزي باقي نمي‌‏ماند.
+ اگر در نمايش نامه نويسي و تئاتر حتي در دوره‌‏اي كوتاهي حرفي براي گفتن داشتيم؛ مديون "عبدالحسين نوشين" و "اسكويي" و "نامدار" هستيم .پس از آن هر چه از جمله نمايش نامه هاي "بهرام بيضايي"، "غلامحسين ساعدي" و "اكبر رادي" همه سياست زده و رمانتيك هستند و هنوز نمايش نامه هاي ايراني به مرحله دراماتيك نرسيده‌‏اند.


محمود معتقدي :
+ تئاتر در ايران در دهه 20 با توجه به فضاي سياسي و اجتماعي نسبتا رشد خوبي داشته اما در 50 سال اخير با اينكه ساختار فرهنگي و دانشگاهها تغيير كرده است به دليل عدم وجود امكانات لازم و عدم توجه مسوولان آنچنان كه بايد رشد و دچار دگرگوني نشده است .
+ تئاتر يك هنر بي واسطه است و آدم‌‏هاي بي واسطه بايد خودشان را با اين هنر تطبيق بدهند در سالهاي اخير با توجه به دولتي شدن تاتر , شاهد افت و خيزهاي بسياري در اين عرصه بوده‌‏ايم و البته صداهايي از گوشه و كنار تئاتر و نمايش نامه‌‏نويسي ما به گوش مي‌‏رسد كه اين صداها پاسخ درستي به شرايط امروز ما نيست .
+ با توجه به انگشت شمار بودن تعداد نمايش‌‏نامه نويسان نبايد انتظار داشته باشيم كه در تاتر شاهد رشد باشيم .

قاسم كشكولي :
+ با توجه به شرايط موجود، فضايي براي رشد و شكل‌‏گيري ادبيات نمايشي در ايران نيست و امكانات صحنه در ايران بسيار محدود است كه همين موضوع كساني را كه مي‌‏خواهند در اين حيطه كار كنند، دلسرد مي‌‏كند.
+ با توجه به شرايط موجود كه امكان اجراي نمايش در ايران بسيار محدود است، ترجيح مي‌‏دهم ننويسم تا انتظار بكشم كه آيا شرايطي فراهم مي‌‏شود كه متن به مرحله اجرا برسد .

فرزانه كرم پور :
+ نمايش‌‏نامه نويسي از سوي نويسندگان ايراني مورد استقبال قرار نمي‌‏گيرد؛ چرا كه حاضر نيستند متن هايشان سال ها زير تيغ مميزي بماند كه آيا مجوز اجرا خواهند گرفت يا نه‌‏؟ اگر "غلامحسين ساعدي" هم هنوز زنده بود، شايد با توجه به شرايط مميزي تئاتر , نمايش‌‏نامه‌‏اي نمي‌‏نوشت .
+ وقتي كه شرايط اجرا نباشد، بي شك كسي سراغ نمايشنامه نوشتن نمي رود .

+ كليه مطالب از ايلنا تحت عنوان : ادبيات نمايشي و لزوم بازگشت به دوران طلايي
+ عكسها به منابعشان لينك شده اند.
ميهن بهرامي، مردم خسته
ميهن بهرامي، نويسنده :
+ ادبيات عامه‌پسند خطر نيست؛ بنابراين حساسيت زيادي روي آن وجود ندارد.
من قصد توهين به كسي ندارم، اما ادبيات عامه‌پسند همان‌طور كه در گذشته پشت سر گروه حركت كرده، الان هم حركت مي‌كند و دنباله‌روست. من نمي‌گويم روشنفكر مي‌تواند تغيير دهد، ولي روشنفكر مي‌تواند آگاهي دهد؛ اين آگاهي خيلي سخت است و تنها سواد نمي‌خواهد، بلكه يك عمر عمق و ادراك وسيع مي‌خواهد كه نويسنده بايد آن را داشته باشد.

+ مردم امروز به فيلم‌هاي كمدي و طنز روي آورده‌اند و از سريال‌هاي بسيار كم‌ارزشي استقبال مي‌كنند؛ چراكه در جست‌وجوي نوعي سرگرمي‌اند. در گذشته نوشته‌هاي پاورقي بود و بسياري به آن‌ها علاقه داشتند؛ داستان‌هاي حسينقلي مستعان، ر. اعتمادي و غيره چاپ مي‌شد و مردم هم مي‌خواندند. اين داستان‌ها سرگرمي مردم‌اند؛ وقتي زندگي سنگين مي‌شود، دوست دارند كارهايي از اين دست انجام دهند.

+ امروز در ايران كارهاي بسيار جدي و باارزشي ترجمه مي‌شوند و توجه افرادي كه از ابتدا به مباحث جدي علاقه داشتند، نه تنها كم نشده، بلكه زياد هم شده است.

+ ادبيات جدي جا باز مي‌كند و ذره‌اي جاي خود را به چيز ديگري كه از خود متنزل باشد، نمي‌دهد؛ ولي اگر خوانده نمي‌شود، به‌دليل خستگي مردم است.

+ با اشاره به پيوند رمان و فلسفه: تقريبا در ايران اصلا فلسفه‌پرداز به مفهوم غربي نداريم؛ سال‌هاست كه نداريم. كساني كه استاد فلسفه‌اند و در عرصه‌ي كتاب‌ها شخصيت نماياني دارند، كم‌تر درباره‌ي فلسفه‌ي جهاني صحبت مي‌كنند. البته امروز كتاب‌هاي فوق‌العاده منتشر مي‌شوند كه در گذشته آرزو داشتيم انتشار يابند.

+ منبع : ايسنا
+ عكس از: سخن
August 27، 2006
آيدين آغداشلو : مميز،‌عشق ورزيدن اجرايي
آيدين آغداشلو در مراسم هفتادمين سال تولد مرتضي مميز و در افتتاح نمايشگاهي به همين مناسبت :
+ چه در حيات او وچه پس از درگذشتش اين اشاره‌ها را مكرر كرده‌ام كه حضور او در عرصه فرهنگي معاصر ايران حضور بسيار مغتنم و كارسازي بوده و هست. مميز از هنرمندان معاصري است كه ذره‌اي از حقش فروگذاري نشده و مردم اصيل فرهنگ دوست ما كساني كه در راه فرهنگ معاصر ايران كار كرده و زحمت كشيده‌اند را در قلب خودجا مي‌دهند و هرجا كه لازم باشد به خاطر آنها حاضر مي‌شوند. همه چيز آهسته آهسته كند خواهد شد ولي آنها در ياد خواهند داشت كه وام‌دار چه كساني هستند. آدم‌ها، سبك‌ها، مكتب‌ها و شيوه‌ها پديدار مي‌شوند، قامت بر مي‌افرازند و از ميان مي‌روند اين چرخه حيات است. اما آن چيزي كه باقي مي‌ماند معنا و مفهوم تداوم زندگي هنرمند يا اهل معنا و فرهنگ در طول آينده تاريخ كشورش است.

+ گرافيك ايران پيش از مرتضي مميز : گرافيك ايران قطعا يك امر مداوم و جريان دار بوده است. مميز آغاز گر نوعي از نگاه به گرافيك گذشته و نوعي جان بخشيدن به آن است. والا بودند چه كساني كه تصاوير زيباي كتاب‌هاي چاپ سنگي دوره قاجار را طراحي و حكاكي مي‌كردند و چه كساني كه به رغم نبودن وسايل و امكانات كافي با مشقت بسيار گرافيك را به عنوان هنري فرعي و در كنار نقاشي راه مي‌بردند. اكنون گرافيك جايگاه والاي خود را به تمامي ‌به دست آورده است.

+ گرافيك ايران در دهه بعد از شهريور 20 نوع جديدي شد و آفاق‌هاي جديدي را تجربه كرد. در جاهايي حتي حكاكي‌هايي قرن 19 را تقليد كرد و با مشقت و سعي بسيار به صورت خط‌هاي آشوري پياپي در آثار هنرمنداني ديگر بروز يافت. گرافيست‌هاي معتبر پيش از مميز نقاشان بزرگ دوران خود بودند مثل استاد بزرگوار من همچون جوادي‌پور.حركت موازي نقاشي گرافيك به صورت مرسوم وجود داشت. نقاشان بزرگ گاهي كارهاي گرافيك هم مي‌كردند مهم ترين عرصه گرافيكي بود كه در زمينه تصويرگري انجام مي‌شد. مهمترين وجه گرافيك قبل از مميز تصويرگري بود كه جريان داشت. اين بخشي است كه از ياد رفته و كمتر به آن دوره نگاه شده است. اين دوره يكي از دوره‌هاي تعيين كننده در تاريخ گرافيك معاصر ايران است.

+ مرتضي مميز يكي از اهميت عمده شخصيت اش در اين است كه در دوره مناسبي ظهور كرد. در دوره‌اي حضور او تعيين كننده بود. دوره انتظار و ورود، جريان هوا و خون تازه در رگ‌هاي گرافيك ايران. وقتي مرتضي مميز كار خود را شروع كرد به ناچار به خاطر اينكه فضاي خالي در اين مجموعه بسيار بود و شايد تنها بخشي كه درست كار مي‌كرد گرافيك تبليغاتي بود كه در خصوص آن هيچ گاه بحثي نشده و به آن كمتر توجه شده است. مميز در دوره‌اي كار خود را شروع كرد كه چند عامل و عنصر فراهم شده بود. اقتصاد قدري پيشرفته تر بود، امكان مبادله، مراوده با خارج بيشتر شده بود و امكانات فني و اجرايي افزون شده بود. فرهنگ ايران به خصوص در دهه 40 آمادگي اين را داشت كه براي اين هواي تازه جا باز كند. به همين دليل گرافيستي از نوع مرتضي مميز از همان دوره به عنوان اولين نمونه ذكر و شناخته مي‌شود و الا گرافيست‌هاي قدر و بزرگي كه كمي‌بعد از مميز كار خود را شروع كردند كم نبودند از فرشيد مثقالي تا قباد شيوا و‌... كه در جايگاه خود موجد و به وجود آورنده جريان‌هاي تازه‌اي بودند شايد كمي ‌بعد از مميز كار خود را آغاز كردند.

+ شايد اولين كسي كه يك تنه اين جريان را آغاز كرد و گرافيست حرفه‌اي فرهنگي را معرفي كرد مرتضي مميز بود. از اينجا مميز را بايد در اين عرصه جديد نگاه كرد. در اين عرصه چند مساله قابل بررسي است كه اهل تحقيق بايد با گسترش كافي و حوصله لازم دنبال كنند. اولين مساله‌، مساله آدمي‌بود كه اگر لفظ نبوغ آميز را براي كار او به كار بريم، غلو نكرده‌ايم. نبوغ فقط براي ديگران، بيگانگان و گذشتگان نيست. نبوغ در بسياري از اوقات در نزديكي ما حضور دارد و بسا اوقات كه ناديده و ناشناخته مي‌ماند. مميز قطعا نبوغ كافي براي اين آغاز گري را داشت. هيچ آغازگري را با گروه بندي و فرقه‌هاي تشكيلاتي نمي‌توان به وجود آورد. اگر هم درست شود دوام و عمر زيادي نخواهد داشت. تاريخ داور بسيار خشن و بي گذشتي است اين نبوغ نياز به جسارتي دارد كه بروز يابد و جسارت مرتضي مميز در هم شكستن مجموعه زيبايي شناختي پيش فرض شده‌اي بود كه گرافيك ايران به آن خو كرده بود. او اين زيبايي را در هم مي‌شكند و به همين علت اين شگفتي و تعجب همراه با كار او آغاز مي‌شود. او زيبايي شناسي دوران خود را انكار مي‌كند و با چيزهايي بسيار زشت با جابجايي اندام‌هاي صورت، خط خطي‌ها و غيره كار خود را شروع مي‌كند. او قطعا از جسورترين گرافيست‌هاي است كه در عرصه گرافيك ايران كار كرده است.

+ در كنار جسارت مميز جامع الاطراف بودن او خيلي مهم بود. مميز در عين حال كه يك گرافيست فرهنگي بود يك گرافيست تبليغاتي و تجاري نيز بود. در هر بخشي كه به طراحي گرافيك مطرح مي‌شد مميز كار كرد. هيچ گاه نه خود و نه ديگران را از حيث جامع الاطراف بودن با مميز دهه 40 نمي‌توانم مقايسه كنم.

+ مميز كسي بود كه از متن فرهنگ مردم زندگي كرد و از ميان مردم از ميدان مولوي بلند شد درست است كه مخاطب فرهنگي او در بسياري اوقات او را از عامه مردم دور مي‌كرد ولي هيچ گاه ريشه‌هاي مذهبي‌، معنوي و قومي‌خود را سست و دور نكرد. وقتي هنر خوشنويسي، نقش مايه‌ها و هنر اسلامي‌و هنر پيش از اسلام ايران را درست كشف كرد و به كاربرد، آن وقت تماميت او كامل شد كه هم رو در گذشته و هم رو در جهان، هم رو در گرافيك سوييسي و لهستان، هم در چاپ سنگي‌هاي دوره قاجاريه و كهن داشت.

+ مديريت مرتضي مميز : مميز عشق ورزيدن خود را اجرايي و تشكيلاتي كرد. دانشكده‌هاي متعددگرافيك با سعي و درخواست او شكل يافت. از معلمي‌كوتاهي نكرد و انجمن‌هاي متعددي را به وجود آورد. او گرافيك ايران را به جهان و گرافيك جهان را به ايران شناساند. مميز ناني در سفره داشت كه مي‌خواست آن نان را با جماعتي تقسيم كند. او آن چيزي كه به زحمت و مشقت به دست آورده بود به راحتي در بين ما تقسيم كرد.

+ منبع : خانه هنرمندان ايران
+ عكس از : كيان اماني
قطب الدين صادقي
قطب الدين صادقي، كارگردان تئاتر :
+ به دليل بحراني كه در تئاتر وجود دارد بازيگران حرفهاي را دو دستي تحويل سينما مي‌‏دهيم در نتيجه اولين مشكل بازيگر حرفهاي است و وجود متخصص در دنيا بدون تخصص يعني كاردان. يكي از بزرگترين بحرانهاي ما اين است كه متخصين را از دست مي‌‏دهيم.

+ به نظرم لازمه جريان تئاتر نيرومند وجود متخصص تراز اول است متأسفانه شرايط به گونهاي شده كه در يك مسابقه غم انگيز به نام به دست آوردن پول نام و اعتبار و سابقه خودرا با اولين قرارداد كنار ميگذاريم و مي بينيم هنرمنداني را كه مايه فخر هستند اما در سريالهاي نازل تلويزيوني بازي مي كنند و براي اين حرفه و تخصصشان به اندازه كافي وقت نمي گذارند.

+ به نظر من وظيفه مسئولين بسترسازي و حمايت است و نه هدايت، ما كارمان را بلديم و به شخصه معتقدم درك متقابل و مدارا كه مستلزم خلاقيت و آزادي است بايد جا بيافتد

+ هيچ كاري بدون بودجه شدني نيست همه كارها بودجه مي خواهند بودجه نامشخص و اندك است و با تبعيض پخش مي شود.

+ وجود مدعيان بسيار زيادي كه فارغ التحصيل ميشوند و دنبال كار ميگردند كه به نظر من مركز هنرهاي نمايشي به عنوان متولي تئاتر هيچ كاري در اين زمينه انجام نداده است. شش سالن وجود دارد براي 12 ميليون جمعيت و از طرف ديگر اين گروه فارغ التحصيلان اصلا برايشان مهم نيست كه سلسله مراتبي هم هست و سوابقي هم وجود دارد.
اين فارغ التحصيلان حق دارند، كار كنند و شايستگي هايشان را اثبات برسانند و البته وظيفه عملياتي ساختن اين مهم را بايد مركز هنرهاي نمايشي انجام دهد و حتما در اولين گام بايد سالن ها را توسعه بدهد در حال حاضر كه توسعه فيزيكي سالن تئاتر صفر است و اين مسئله سبب شده تا فارغ التحصيلان براي كار هجوم بياورند و اين جاست كه عرضه كم و تقاضا زياد است.

+ چيزي كه در اين ميان وحشتناك است اخلاق است يعني ارزش ها از بين رفته است ما در اين ميان به جاي اين كه داوري كنيم بايد همديگر را دوست داشته باشيم كه متاسفانه ما اين همبستگي را از دست داديم و در حال داوري همديگر هستيم و چيز خطرناك همين داوري‌‏ها است و اين باعث مي شود افراد گسيخته و دور از هم بشوند.

سومين نشست از سلسله جلسات راهكارهاي عملي در توليد تئاتر عصر روز شنبه با حضور دكتر قطب الدين صادقي و هرمز هدايت در خانه تئاتر، با حضور جمعي از هنرمندان و دست اندركاران از جمله جمشيد جهانزاده، اسماعيل شفيعي، عباس جهانگيريان، سهراب سليمي، ايرج راد و تعدادي از دست اندركاران رسانه هاي جمعي .

+ مطالعه متن كامل از ايلنا
+ عكس از : مهدي قاسمي
شمس آل احمد، ادبيات امروز
شمس آل احمد :
+ كتاب قطور نوشتن چندان مهم نيست؛ كيفيت اهميت دارد. گاهي خود من از كتاب قطور به‌عنوان سنگي استفاده مي‌كنم براي باز گذاشتن پنجره كه به هم نخورد و از خواب نپراندم. امروز به‌نظرم كتاب حجيم نوشتن رسم نيست و كم‌تر كسي اين ‌كار را مي كند .

+ امروز ديگر مانند گذشته نيست كه خواننده فرصت اين را داشته باشد كه بنشيند و اثري بلند بخواند. در كنار اين مسائل، ما نويسنده حرفه‌يي هم نداريم كه وقتش را صرف نوشتن كتابي حجيم كند .

+ در ايران به نويسنده پول درست و حسابي نمي‌دهند. در جاهايي كه نويسنده درست و حسابي مثل ژان ‌پل سارتر يا آلبر كامو سربر مي‌آورد، به اين دليل است كه به نويسنده‌شان توجه دارند و به او مي‌رسند. نويسنده از نظر مالي تامين است و كتابش هم بارها تجديد چاپ مي‌شود، ولي ما كي در ايران چنين چيزي داشته‌ايم؟ كتاب يك نويسنده به‌زور تجديد چاپ مي‌شود و تيراژ هم كه وضعيت اسفناكي دارد. پس ديگر نويسنده چه اميدي براي خلق اثر دارد؟

+ شمس آل احمد، نه تنها با سانسور بيروني، بلكه با خودسانسوري نويسنده نيز مخالف است : اين اصلا درست نيست كه نويسنده قبل از نوشتن، خود را سانسور كند. هنر اصلا با سانسور هم‌خواني ندارد. قلم بايد راحت بگردد و فعاليت مغزي يك نويسنده را روي كاغذ بياورد.

+ كسي كه نقد مي‌كند، بايد خود گردن‌كلفت‌تر از كسي باشد كه مي‌نويسد. ولي ما نه نويسنده‌اي با اين قدرت داريم و نه منتقدي كه قدر باشد و بتواند نقد ادبي جامعي ارايه دهد و پيشرفت ادبيات ما را موجب شود.

+ ادبيات، ادبيات است و هيچ ايسمي را برنمي‌تابد .

+ منبع : ايسنا
+ عكس از: آرش خاموشي
از جشن تولد 70 سالگي مميز
ساعد مشكي، كه پس از مميز سردبيري نشريه نشان را به عهده دارد، به عنوان مجري اين مراسم حاضر شد و پيش از دعوت سخنرانان، متني را خواند كه در ابتداي آخرين شماره اين نشريه چاپ شده‌است: آذرماه 1384 بود. مرتضي مميز رفته‌بود و هيچ يك از ما نمي‌خواستيم باور كنيم. او با خنده‌ها، نصيحت‌ها، عصبانيت‌ها، راهنمايي‌ها، انتقادها و همه وجودش در كنار ما بود. آن روزها همه جا حرف از مرتضي مميز بود. گستردگي انتشار خبر و پرداختن به آن در رسانه‌ها بيش از حد تصور بود. او رفته‌بود ولي ما بودنش را احساس مي‌كرديم. تا آن حد كه سرمقاله شماره بعد را خالي گذاشتيم. مي‌خواستيم در سوگش ننويسيم و نگوييم. در همان زمان، تصميم گرفتيم براي هفتادمين سال تولدش در سال 1385 ويژه نامه‌اي تهيه كنيم.
مشكي در بخشي از صحبت‌هايش در حالي كه به سختگيري‌هاي مميز درباره مجله نشان اشاره مي‌كرد، مي‌گريست: همه‌اش بر متانت و وقار نشريه تكيه داشت. مي‌گفت نشان سند خواهد شد ... بارها پس از چاپ هرشماره ما را به باد انتقاد مي‌گرفت. شايد به نوعي از خودش هم كه سردبير بود انتقاد مي‌كرد. حتي وقتي در منزل بود كوتاه نمي‌آمد. يك باز وسط جلسه تلفن كرد، خواست تا دستگاه را روي بلندگو بگذاريم. آنوقت شروع كرد به انتقاد از تك تك ما كه دور ميز نشسته بوديم. چندماه آخر در جلسه حاضر نمي‌شد اما در پايان هرجلسه تلفن يكي از ما زنگ مي‌زد. كم كم ما هم منتظر تلفنش بوديم.
اين گرافيست در بخش پاياني سخنراني‌اش به آخرين روزهاي زندگي مميز اشاره كرد:«درست دو شب قبل از رفتنش به ديدنش در بيمارستان رفتيم. درباره موضوع پنج شماره آينده صحبت كرد و توضيح داد. مي‌گفت اين دوره درمان كه تمام شود به جلسه مي‌آيم تا با هم آنها را كامل كنيم. قديمي‌ها مي‌گويند تنها كارهاي خوب و خاطره‌هاي خوش از انسان باقي مي‌ماند. حالا ما براي هفتاد سال از او خاطره‌هاي خوش داريم و هنوز هم با يادآوري حرف‌ها، شوخي‌ها و طنزهاي هوشمندانه‌اش لذت مي‌بريم. راستش را بخواهيد ديگر منتظرش نيستيم چون او مثل هميشه وقت‌شناس‌تر از همه ما است. هر هفته شنبه‌ها سر ساعت 17:30 به جلسه نشان مي‌آيد. صندلي‌اش خالي است ولي حضور دارد. هنوز هم در پايان هرجلسه به يكي از ما زنگ مي‌زند. كسي پشت خط نيست اما صدايش به گوش مي‌رسد. او در كنار ما است و در كنار ما خواهد‌بود.

آيدين آغداشلو، آخرين سخنران اين مراسم بود:«پس از درگذشت مرتضي مميز شايد براي دهمين بار است كه در جلسه‌اي به مناسبت تجليل و يادبود او سخنراني مي‌كنم. در همه اين برنامه‌ها اشاره داشتم به اين مسئله كه حضور او در عرصه فرهنگ معاصر ما حضوري مغتنم و كارساز بود و هست. مجموعه‌اي كه او به وجود آورد، در عين جهاني بودن، معنايي قومي داشت.»
اين نقاش به چند نكته درباره آثار و شخصيت مميز اشاره داشت:«كتمان نمي‌كنم كه گرافيك ايران با مرتضي مميز جاني دوباره گرفت اما پيش از او هم بودند افرادي كه در اين زمينه كار مي‌كردند. استمرار گرافيك ايران، پيش از مرتضي انكار نشدني است. مهم‌ترين وجه گرافيك، قبل از مميز تصويرگري كتاب‌ها و مجله‌ها و قصه‌ها بود كه متاسفانه تا كنون مغفول مانده‌است.»
او گفت:«مميز در دوره‌اي پا به عرصه هنر گذاشت كه گرافيك ايران نيازمند يك ظهور جديد و دوباره بود. دوره‌اي كه رگ‌ هاي گرافيك ايران به جريان و هوايي تازه نياز داشت. او در دوره‌اي كارش را شروع كرد كه چند عامل در كنار هم فراهم آمده بود، اقتصاد ايران پيشرفت كرده‌بود، امكان مراوده با خارج افزايش يافته‌بود، امكانات اجرايي فزوني گرفته‌بود و فرهنگ ايران آمادگي داشت براي هواي تازه جا باز كند. اولين كسي كه يك تنه اين جريان را آغاز كرد و گرافيك حرفه‌اي ايران را پايه‌گذاري كرد، كسي نبود جز مرتضي مميز.»
او براي معرفي مميز از لفظ نابغه استفاده كرد:«اگر اين صفت را به او بدهيم اغراق نكرده‌ايم. او نبوغ كافي براي آغازگري را داشت. در كنار آن جسارت كافي را هم داشت، جسارت كافي براي در هم شكستن زيبايي‌شناسي‌اي كه گرافيك ايران با آن خو گرفته‌بود. او اين ساختار را در هم شكست. علاوه بر اين مرتضي جامع‌الاطراف بود، در عين اينكه مي‌توانست يك گرافيست فرهنگي باشد، قابليت گرافيست تبليغاتي بودن را هم داشت. در دهه 1350 او با به كار بردن تاريخ هنر ايران در آثارش، به تماميت رسيد.»
يكي از مباحثي كه توسط آغداشلو مطرح شد، مديريت مميز بود:«مديري مانند او نديدم كه مثل او عشق بورزد و و بخواهد اين عشق‌ورزي را عملي كند. او از معلمي كوتاهي نكرد. از سويي يك شخصيت تشكيلاتي و اجرايي بود چون جز اين نمي‌توانست عشقش را با ديگران تقسيم كند. او عادت داشت ناني را كه با مشقت بسيار به‌دست آورده‌بود، به آساني با ديگران تقسيم كند.»
او در پايان حرف‌هايش آرزو كرد اين آخرين باري باشد كه درباره مرتضي مميز و ويژگي‌هايش صحبت مي‌كند:«مرتضي قبل از مرگش مي‌گفت آرزو دارد جشن 70 سالگي‌اش را مجلل و شلوغ برگزار كند. جشن امروز مجلل و شلوغ است، بدون حضور او. اما دوستانش، دوستدارانش، همسر و خانواده‌اش حضور دارند. كساني كه از جاي جاي اين شهر بزرگ آمده‌اند و در اين تالار گرم خود را با مقوا باد مي‌زنند، با حضور خود از او تجليل و يادآوري مي‌كنند، تا زماني كه مي‌آييم و هستيم، تكه‌هايي از اين فرهنگ ريشه‌دار و تراز اول خواهيم بود.»

+ مطالعه متن كامل، سارا امت علي، خبرگزاري ميراث فرهنگي
+ عكس از: كيان اماني
اخوان ثالث
مراسم شانزدهمين سالروز درگذشت مهدي اخوان ثالث، در محل آرامگاه شاعر، كنار آرامگاه فردوسي در توس برگزار شد.
+ متن كامل اين گزارش

+ عكس از محمد نجفي،‌ايسنا
نادر مشايخي: يك راه حل پيدا كنيم
نادر مشايخي، رهبر اركستر سمفونيك تهران :
+ پدرم گفت، برو دنبال آن كارى كه دوست دارى، ولى فقط آن كار را بكن، كار ديگرى نكن، براى اينكه مى‌‌دانست، من خودم خيلى علاقمند بودم به فيلم، با دوستام فيلم درست مى‌كردم، آن موقع‌‌ها سينماى آزاد بودجه مى‌‌داد، فيلم درست مى‌كرديم كه يك موقع پدرم ‌آمد و گفت كه تو بايد تصميم بگيرى، يا كار فيلم بكن يا موسيقى، جفتش زياد است و نمى‌شود، يكىاش را انجام بده و آن را پيگير دنبال كن و برو.

+ تا مى‌‌روم ايران، بعد از دو روز انگار اصلا در اتريش نبوده‌ام، همه چيز يادم مى‌‌رود، دوباره همان ايرانى مى‌شوم كه بودم، دوباره مى‌‌بينم كه براى من اصلا هيچ فرقى نكرده است.

+ من در جوان‌هاى ايرانى استعدادهاى سرشار ديدم. يعنى واقعا نوازنده‌هايى را ديدم كه چيره دست هستند. شما باورتان مى‌‌شود؟ طرف پيش خودش ويلون ياد گرفته و Sarasate مى‌‌زند، اين چيزها را اگر در اروپا بگوييد، فكر مى‌‌‌كنند، داريد دروغ مى‌گوييد، اصلا باوركردنى نيست،‌ ولى اين جريا‌ن‌ها در ايران هست، اين استعدادها در ايران وجود دارد. نيروى جوانى كه در ايران وجود دارد، نبايد هرز برود.

+ با اركستر جوانان كه كار مى‌‌كنيد، مى‌‌توانيد يكسرى تجربياتى را انجام بدهيد كه اينها را با اركستر حرفه‌اى نمى‌‌توان انجام داد، يعنى طرف مى‌‌‌آيد و مى‌گويد كه من موتزارت را اينجورى مى‌‌زنم، حالا تو آمدى ومىگويى آنجورى بزن، نمى‌‌شود، من بيست سال است كه دارم اينجورى مى‌‌‌زنم، ولى آن جوان اينطورى نيست، جوان حاضر است، تجربه كند، با يك تمپوى ديگر بزند، ديناميكش را تغيير دهد و يك جور ديگر از لحاظ تكنيكى بزند، اين تجربيات را شما فقط با اركستر جوانان مى‌‌توانيد، بكنيد.

+ به نظر من گفتن اينكه اركستر سمفونيك از لحاظ مالى اشكال دارد، بچه‌ها كم حقوق مى‌گيرند، چندان مهم نيست و خيلى ساده است، آدم بعد از سه روز به اين قضيه پى ميبرد، ولى موضوع اين است كه يك راه‌ حل پيدا كنيم، يك راه حل معقول پيدا كنيم، اينكه من بروم و به وزارت ارشاد بگويم، شما بايد ششصد ميليون تومان بدهيد، چيز مهمى نيست، آنها مى‌‌گويند، نه نداريم، تمام شد، ولى من مى‌‌خواهم يك راه حل پيدا كنم كه ما هم بتوانيم اين بودجه را پيدا كنيم، هم بتوانيم واقعا همه را راضى كنيم، هم شنونده‌ها را و هم خودمان و نوازنده‌ها را و اينها يك انگيزه‌‌اى براى كار داشته باشند، ما دو انگيزه احتياج داريم، انگيزه‌ى مالى و معنوى‌. اگر اين دو انگيزه در اركستر وجود داشته باشد، هر اركسترى پيشرفت مى‌‌كند، نباشد، پيشرفت نمى‌كند. من سعى مى‌‌كنم كه اين انگيز‌ه‌ى مالى را از بخش خصوصى تأمين كنم. يعنى مسئله‌ى من، هدف من اين است كه اركستر نيمه‌خصوصى بشود، يك سرى از كنسر‌ت‌هايش را مى‌‌گويند كنسرت‌هاى موظفى، اينها را اركستر موظف است، بخاطر حقوقى كه از وزارت ارشاد مى‌گيرد، انجام بدهد، خارج از آن را بخش خصوصى از لحاظ مالى تأمين كند.

+ منبع : شهرام احدي،‌ دويچه وله
ادبيات نمايشي،‌مشروطيت و باقي تاريخ
عطا الله كوپال، محقق و مدرس دانشگاه :
اگر چه ما در ايران سنتهاي مختلف نمايشي داريم اما بايد گفت كه نام اين سنتها را نبايد نمايش گذاشت زيرا بسياري از سنن كشورهاي ديگر هستند كه اگر بخواهيم از اين ديدگاه به انها نگاه كنيم مي تواند جنبه نمايشي داشته باشد .

+ حال اگر بخواهيم حتي در ادبيات ايراني نيز جستجويي داشته باشيم خواهيد ديد كه در اين تاريخ يك هزار و 200 ساله چيزي به عنوان ادبيات نمايشي مشاهده نمي شود .

+ ديالوگ در معنايي كه به زندگي باز مي گردد در ادبيات ما به معناي امروزه وجود نداشت .

+ ما امروزه متني در دست نداريم كه به ما نشان دهد زبان محاوره در طول تاريخ چه بوده است اين در حالي است كه زبان امروز فخيم، منبع و ادبي است و ما بي خبر از آنيم كه بدانيم الفاظ عاميانه در طول تاريخ چگونه بوده و در دوران مشروطيت مردم چگونه با هم صحبت مي‌‏كردند.

+ حتي تا ظهور نمايش نامه‌‏هاي ايراني هيچ اطلاعي در مورد حرف زدن مردم در آن دوران نداشتيم در حالي كه يكي ديگر از ارزش هاي كلان نمايشنامه ايراني پيدا كردن كيفيات سياسي انقلاب مشروطيت و چگونگي عملكرد حكومت قاجار و همچنين اوضاع سياسي حاكم در اوايل دوره پلهوي در زمان رضا شاه بوده است.

+ در آن دوران نمايشنامه مبنعث از رويدادهاي اجتماهي خود بوده است و به تخيل ارزش چنداني داده نمي شد و يك واقعيت اجتماعي بود كه به جايگاه مقدس مي رسيد و همين امر سبب مي شد نمايشنامه آغازين ايراني در حوزه نقد و پژوهش همواره ارزش هايي فراتر از بحث دراماتيك داشته باشد ضمن اين كه هر آغاز و نخستين براي كشوري كه هزاران سال فاقد درام بوده با ارزش است.

+ منبع : ايلنا
+ عكس از: هادي اصغري، ايلنا
دلايل لغو نمايشگاه مالباختگان هنري
برای من عجیب است که در صحبت‌‌ها عده زیادی از موضوع سوء استفاده از آثارشان ناراضی و شاکی‌اند اما برای چنین نمایشگاهی امروز و فردا می‌کردند. انگار ترسی در وجود افراد هست که دلیلش را نمی‌دانم. بعضی " ملاحظات ِ دوستانه و کاری" هم در این میان هست که باعث می‌شود انگیزه افراد برای اعتراض به سوء استفاده از آثارشان کم شود.
حدود بیست نفر آثارشان را ارائه کرده بودند. فعالیت این افراد عمدتا در زمینه عکس ، ادبیات، گرافیک و نیز فیلمنامه بود. عده‌ای هم بودند که مدارک لازم را برای اثبات مدعای‌شان در وقت لازم ارائه ندادند مثلا عکاسی که عکسش بدون اجازه روی جلد کتابی چاپ شده بود کتاب مورد نظر را ارائه نداد.
شادی قدیریان از مدیران سایت فانوس فتو و از اعضای کمیته اجرایی برگزاری نمایشگاه مالباختگان هنری،دربارۀ دلايل لغو برگزاري اين نمايشگاه.
+ منبع : كارگاه
خورخۀ اديب
به خاطر كتاب "ترس از صحنه و زمين خوردن ها"، خورخه آلبرتو والدانو؛ نامزد نهايي يكي از مهم ترين جوايز ادبي آلمان شده است. نامزد شدن والدانو در اين جايزه ادبي در پي نامگذاري ترجمه آلماني كتاب او به عنوان يكي از 11 كتاب برتر در زمينه فرهنگ فوتبال رخ داده است. انتخاب نامزدهاي نهايي اين جايزه ادبي توسط جمعي از خبرنگاران برجسته ورزشي و كارشناسان نشر فرهنگي صورت گرفته كه برنده نهايي خود را روز 7 اكتبر (15 مهر) در مراسمي در نورمبرگ اعلام خواهند كرد. والدانو در كتاب خود به فوتبال به عنوان يك حوزه فرهنگي، حسي و اجتماعي نگاه كرده است. او تحليلي عميق را از منظر يك بازيكن فوتبال كه در هر مسابقه اميدش به دنبال كردن رؤياهايش بيشتر مي شود، ارائه داده است. ناشر اين كتاب،بمبوس سوئد است .
+ منبع : سپيده جديري، خبرگزاري ميراث فرهنگي
August 26، 2006
Srinagar, Kishmir

Srinagar, Kishmir, Aug 25
AFP , Taseef Mustafa
August 25، 2006
از نمايشگاهي براي بزرگداشت فرهاد مهراد
در نمايشگاهي كه خانم پوران گلفام، همسر فرهاد مهراد، برگزار مي كنند ؛ شما ميتوانيد ببينيد كه فرهاد چه كتابهايي ميخوانده و در حاشيه‌شان چه مينوشته . ميتوانيد تعدادي از وسايل شخصي مورد استفادۀ فرهاد را ببينيد و عكس ها را تماشا كنيد و اگر هم دوست داشته باشيد آثار صوتي و تصويري فرهاد را در فرمت هاي مختلف خريداري كنيد.
+ وقتي خبر وجود اين نمايشگاه را خواندم، خب بايد بگويم كه وسوسه كننده بود. اگر شما هم علاقه اي به فرهاد و آثارش داشته باشيد، از ديدن نمايشگاه راضي خواهيد شد. خب مگر ما چند نفر داريم كه بخوانند ، موزيسين باشند و همچنين كلي چيز هم بدانند ، مقيد به اصول و كيفت در كار بمانند و همچنين دغدغۀ انسان را هم داشته باشند.
+ فرهاد نسبت به فلسفه و الهيات ، مذهب ،موسيقي كلاسيك و قرن بيستمي و شعر و ادبيات ، شناخت داشته و از آنچه كه خانم گلفام گفتند ، استنباط كردم كه هنرمندي كمال‌گرا بوده، و هميشه معتقد و مقيد به بالاتر رفتن . ياد ابراهيم گلستان افتادم، كه ميگفت هنرمند هيچ وقت از كارش رضايت ندارد و به بالاتر چشم دارد، آنجايي كه جاهد پرسيد از كارهايي كه كرده راضي ست؟ و گلستان با تاخير جواب داد من كاري نكرده ام. همين ديدگاه را فرهاد نسبت به خودش داشته . ديگر اينكه فرهاد مهراد، هيچ وقت حواشي كار برايش اهميت نداشته، بلكه هميشه توجه كامل ميكرده تا كار با كيفيت بالا به انجام برسد. اهل مصاحبه و سر و صدا ميان نشريات نبود. و چه بهتر كه خودش را با آنهايي كه الگو و استاد ميدانسته مقايسه ميكرده نه با بازار روز و در عوض براي كارش انرژي زيادي ميگذاشته، كه اين را هر كسي ميتواند بفهمد.
+ يك نكتۀ ديگر از فرهاد كه براي خود من هميشه معيار و متر بوده در اين موارد، اين است كه فرهاد مولف بود، از الف تا ياء كار . شايد ممكن نباشد كه همه خودشان آهنگ را تنظيم كنند ، اجرا كنند و بخوانند، اما براي من اين اشخاص اهميت دارند و كارشان با كار ديگران فرق دارد ، بسيار هم فرق دارد؛ يك نگاه كوتاه به سياهه اسامي اكثر موزيسين ها و خوانندگاني كه همه جا محبوبند و نه ميان يك قشر سني خاص و آنهم در يك بازۀ زماني؛ يادمان مياورد كه بزرگان همه اينگونه بوده‌اند؛ از دورۀ بتهوون، باخ و موتسارت كه مورد علاقۀ شديد فرهاد بوده‌اند تا جاني كش، كانتري و مكتب جاز و پينك فلويد و اكثريت هنرمندان راك تا همين لينكين پارك؛ همه و همه محصول كار خودشان را درو مي كنند .
غير از اينها ، خواننده خوب هم داريم، منظورم كسي است كه فقط ميخواند، بسيار خوب هم ميخواند و حضور و عدم حضورش در يك اثر،‌از آسمان تا زمين تفاوت دارد، اما مگر چند نفر داراي اين مشخصات هستند داخل و خارج از كشور ؟
+ خلاصه اينكه وقتي به خانه رسيدم اولين كاري كه كردم كامپيوترم را روشن كردم و فرهاد را تماشا كردم. وقتي كلاويه ‌ها را لمس كرد و شروع كرد به خواندن؛ چقدر لذتش با هميشه فرق داشت، يك لايه در پس اجرايش بود كه برايم قابل ديدن شده بود، چيزي كه هميشه به آن فكر ميكردم در بارۀ فرهاد، اينكه آن حالتي در او هست و تاثير ميگذارد ، اما نميدانم چيست را ، تا حدي ، آنقدر كه بتوانم ببينم، مي ديدم. و راضي هستم.
+ فرهاد يك هنرمند حقيقي بود و اين در جوامعي مثل ما كه هنوز توليد اثر هنري بيمه و رعايت حقوق معنوي مادي ندارد ، كاري ست بسيار سخت و ناگفته پيداست كه در اين ميان چه خون دلي خورده شده . چرا كه نانوايي ، بيل زدن و نجاري تا تعليم و مهندسي و پزشكي، ‌ در حد متوسط تا بالا ، حق و حقوق مادي و معنوي و بيمه و قبول عامه و دولت دارند، اما يك شاعر ندارد يك موسيقيدان ، يك نويسنده چطور؟
+ از ميان نوشته ها، يادداشتي از طرف فرهاد بود كه به انتشار كاست موسيقي با نام داش‌آكل اعتراض كرده بود كه در آن اثري از او را بدون اطلاع منتشر كرده اند، آن مرحوم به كيفيت و شيوه اي كه از كارش استفاده شده بود اعتراض داشت، و اين نشان ميدهد كه او حداقل انتظار را داشت و اينكه انتظارات و توجهش به چه بخشي از كار بوده .
+ خانم گلفام گفتند كه تلويزيون اثر فرهاد با نام وحدت را با زيرنويس به زبان خارجي پخش ميكند . من خودم نديده‌ام اما شنيدم كه راديو هم از آثار فرهاد پخش كرد، اما نامي از صاحب اثر در ميان نبود . خب اگر اينقدر اين آثار دلپذير و مقبولند و منعي وجود ندارد براي پخش‌شان، حداقل نام صاحب اثر را بنويسند يا بگويند . نام هزار نفر، از متصدي سيم و برق و آشپز و راننده ميني بوس سريال ها به اضافۀ نام خانواده هايي كه همكاري كردند در ساختن اين سريال و ياراني كه اين سريال اين شاهكار بي بديل بدون ياري ايشان عملي نميشد ، هميشه در يكربع ساعت تيتراژ هست! خب نوشتن نام يك نفر ديگر مضاف بر ده هزار نفري كه هر هفته با توجه به تيتراژها در برنامه ها همكاري كرده اند ، ايرادي ندارد!
+ چند تا عكس تهيه كرده‌ام از اين نمايشگاه، اگر دوست داشته باشيد ميتوانيد روي تصاويري كه انتخاب ميكنيد، كليك كنيد تا در ابعادي بزرگتر ببينيد. نا گفته پيداست كه هنوز كلي كار دارد تا من با دوربينم عكس خوب بياندازم، اولين تجربه‌ام بود و كار دارد تا ياد بگيرم نور فلاش را چطور تنظيم كنم و باقي قضايا را هم.
باز هم از خانم پوران گلفام كه با حوصله و توجه، به سئوالات من پاسخ دادند، تشكر ميكنم.
+ همچنين ، براي اطلاع بيشتر از كم و كيف و اهداف اين نمايشگاه

+ سايت رسمي فرهاد مهراد









Italy, August 23

+ Riva del garda, Northern italy, August 23
+ REUTERS , Giampiero Sposito
ماجراهاي تنديس گل آقا
در واكنش به ساخت تنديس گل‌آقا و نصب آن در شهرستان فومن ضمن مخالفت با اين اقدام آن را مصداق حيف و ميل كردن بيت‌المال برشمرد و از مسؤولان خواست در صورتيكه قصد تقدير و زنده نگه داشتن نام گل‌آقا را دارند هزينه‌هايي را صرف ساختن مدرسه، فرهنگسرا و يا كتابخانه براي شهرستان محروم فومن كنند. وي با اشاره به اينكه كيومرث صابري ـ گل‌آقا ـ در وصيتنامه خود اختيارات و مسؤوليت كليه اقدامات مربوط به گل‌آقا را به وي سپرده، تأكيد كرد كه اين اقدام بدون رضايت خانواده صابري و عدم اطلاع‌رساني به مؤسسه گل‌آقا كه به عنوان مركز رسمي و قانوني مربوط به گل‌آقا فعاليت مي‌كند، صورت گرفته است.پوپك صابري با ابراز تأسف از اين اقدام،‌ اذعان داشت كه گل‌آقا همواره از اينگونه تقديرها و بزرگداشتها دوري مي‌جست و اقدام اخير نيز قطعاً مورد رضايت او و ما نخواهد بود.
كيومرث صابري فومني ـ گل‌آقا ـ در ارديبهشت ماه 1383 پس از دو دهه حضور تأثير گذار در عرصه طنز، به ديار باقي شتافت.

+ منبع : گل‌آقا ، پوپك صابري فومني ؛ گلنسا
تصوير : پوستر برنامه گلخند، بزرگداشت زنده ياد كيومرث صابري فومني، گل‌آقا
+ اثر : ابوالفضل همتي آهويي
چهرۀ شكسپير؟

اين نقاشي موسوم به "پرتره كاندوس" كه دقيقا چهره‌ي شكسپير را نشان مي‌دهد، هنوز مورد شك است؛ چرا كه هيچ پرتره‌اي وجود ندارد كه متعلق به زمان حيات اين نويسنده‌ي بزرگ جهان باشد.
مركز ييل، اين اثر هنري را كه درعين مورد شك بودن ارزشمند است، در معرض ديد علاقمندان به هنر و ادب قرار دهد.
+ منبع : ايسنا
رمانهاي پرفروش 14 سال اخير
گزارشي از رمان‌هاي پرفروش ايران در 14 سال گذشته.
رمان‌هاي "بامداد خمار"، "چراغ‌ها را من خاموش مي‌كنم" و "دالان بهشت" از سه نويسنده‌ي زن، پرفروش‌ترين رمان‌هاي ايراني در 14 سال اخيرند.
گزارش كامل را اينجا ميتوانيد بخوانيد
عمران صلاحي ، گردهمايي شاعران جهان
عمران صلاحي در گردهمايي شاعران جهان در چين درباره شعر امروز ايران صحبت مي‌كند.
انجمن شاعران چين در يك برنامه‌ي 10روزه، شاعراني را از سراسر دنيا گردهم مي‌آورد. در اين گردهمايي كه به مدت 10 روز در سپتامبر (شهريورماه) و به صورت همزمان در دو شهر پكن و كاشغر برگزار مي‌شود، شاعراني ازجمله فارست گاندر و كارولين دوريس رايت از آمريكا، آشوك واچ پي از هند، امجد ناصر از سوريه، وولفگانگ كوبين از آلمان، يانگ ليانگ از نيوزيلند، ويليام بر از انگلستان، ويل تايل و شانگ دلانگ از فرانسه، ماريام فاكوندو از اسپانيا و الگا از روسيه به همراه شاعران ديگري از كشورهاي ويتنام، كره، اندونزي و مالزي شركت مي‌كنند.
+ منبع : ايسنا
+ عكس از : خبرگزاري ميراث فرهنگي
از بالا نگاه كنيم، مرتضي مميز
بايد از بالا به ‌قضايا نگاه‌ كنيم‌ نه‌ از پهلو. چون‌ از پهلو ترسناك‌ مي‌شود، از بالا آن‌ را مثل‌ يك‌ آزمايشگاه‌ مي‌بينيم. دنيا يك‌ آزمايشگاه‌ بزرگ‌ است،‌ در آزمايشگاه‌ بايد بيشتر فكر كرد نه‌ تماشا. مرتضي مميز .
فردا سالروز هفتادسالگي مرتضي مميز است.
+ خانواده مميز و نشريه‌ي نشان به مناسبت هفتادمين سال تولد پيرگرافيك ايران، با انتشار ويژه‌نامه‌اي مراسمي را فردا چهارم شهريورماه از ساعت 17 تا20 در سالن ناصري خانه هنرمندان ايران تدارك ديده است. در اين مراسم، بن باس، طراح گرافيک هلندي و آلن لوکرنک، طراح گرافيک فرانسوي، با آيدين آغداشلو درباره‌ي ديپلمات فرهنگي ايران سخنراني مي‌كنند. نمايش 41 پوستر از 36 طراح گرافيک از سراسر جهان و 41 طراح گرافيک ايراني در نگارخانه‌ي مرتضي مميز ديگر اين مراسم است.
+ منبع : ايسنا
+ عكس از: خانه هنرمندان ايران
بزرگداشت فرهاد، پوران گلفام
پوران گلفام ، همسر فرهاد : من می‌خواهم کسی که به صدای فرهاد گوش می‌کند اگر علاقمند است فرهاد واقعی را هم بشناسد. بداند که چه کسی را دوست دارد و به کی گوش می‌کند. دلیلش دقیقا همین است. من سعی می‌کنم. مثلا نمایشگاهی هم گذاشته‌ایم از کتابهایی که فرهاد خوانده، حاشیه‌نویسیهایی که توی کتابها کرده. اینها را هم گذاشته‌ایم تا آنها که دوست دارند بیایند و تماشا کنند. ببینند که اصولا فرهاد به چه چیزهایی علاقه داشته، چه کتابهایی می‌خوانده، طرز فکرش چه بوده. دلم می‌خواهد اینها را برای مردمی که دوستش دارند روشن کنم.

+ فکر می‌کنم کارهای فرهاد هیچ شبیه موسیقی پاپ یا هر آنچه الان به عنوان موسیقی پاپ عرضه می‌شود نیست. چون فکر پشت آن است، یعنی هر شعری که فرهاد می‌خواند دقیقا با یک منظور و اندیشه خوانده شده. من فکر نمی‌کنم همه کسانی که این شعرها را می‌خوانند یا این آهنگها را گوش می‌کنند متوجه باشند یا توجه کنند به این که این حرفها چه هستند. ممکن است تعداد خیلی کمی باشند. به‌خصوص که من اینجا می‌شنوم که فرهاد را با دیگر حواننده‌ها حتا قاطی می‌کنند. یعنی فکر می‌کنند هر کس بلند بخواند یا فریاد بکشد فرهاد است. در حالی که فرهاد از جوانی تا انتها تکامل پیدا کرده است. علاقه‌ها و سلیقه‌هایش در مورد موسیقی هم همینطور. یکی منظورم این بوده و دیگر این که بله معتقدم قدر فرهاد را هیچ وقت، هیچ‌کس ندانست. و حالا که دیگر حضور فیزیکی ندارد از نظر رادیو و تلویزیون شده گنجینه‌ی ملی، از نظر رسانه‌ها شده اسطوره ...

+ در آستانه‌ی چهارمین سالروز درگذشت فرهاد، در مجموعه‌ی هنری فرهنگی تهران (سینما ایران) برنامه‌ای برای بزرگداشت او برگذار شد. در این برنامه، در کنار فیلمی که درباره‌ی زندگی او به نمایش گذاشته شده، نمایشگاهی از عکسها و وسایل شخصی او نیز به علاقمندان عرضه می شود. نمایشگاه تا روز یکشنبه برپا خواهد بود. این برنامه را همسر او پوران گلفام با همکاری چند تن از دوستداران این خوننده سازمان داد‌ه‌اند.
+ منبع : بهزاد كشميري پور ، دويچه وله
+ عكس از طريق : يك پزشك
August 24، 2006
Indonesia, Aug 20

+ فستيوال دو روزه‌اي كه بيست و دو ايالت در اندونزي و يازده كشور ديگر در آن مشاركت داشتند، ازجمله مالزي، هند، چين و ژاپن .
+ عكس از REUTERS
August 23، 2006
نواختن شه ناي در برابر گنگ چون نيايش پروردگار Ustad Bismillah Khan Shehnai Maestro
1

بسم الله خان، تا دلتان بخواهد، جايزه و نشان طراز اول برده بود؛ حتي باهارات راتنا ، بالاترين نشان اجتماعي را كه يك شخص در هندوستان ميتواند نصيب ببرد. او را جزو سه موزيسين كلاسيك هند ميدانند؛ بسم‌الله خان، شانكار و لاكشمي . دوشنبه 21 آگست كه ايشان از اين دار مكافات، جان بدر بردند، مدتها بود كه با بيماري سر ميكرد . هفتۀ آخر در بخش مراقبت‌هاي ويژه شهر بنارس و سپس، روز رحلت ايشان، در ايالت اوتارپرادش، عزاي عمومي اعلام شد،‌پرچم ها نيمه افراشته شدند، مدارس و دانشگاهها تعطيل و نخست وزير و رئيس جمهور هند، آن روز را اندوهبار خواندند. نخست وزير گفت كه او نوازندۀ محبوبش بوده و رئيس جمهور گفت كه شهناي بسم‌الله خان نماد كشور هندوستان بود.


2

بسم‌الله خان،صاحب مقام كنوني ساز شهناي است . او بيش از 90 سال در اين دنيا عمر كرد، در اكثر مراكز هنري جهان كنسرت داد ، مورد تقدير و تمجيد بسيار قرار گرفت، شهرت محلي‌اش را جهاني كرد؛ مقام سازش شه‌ناي را از سازي پيش پا افتاده و كم مقدار در مجالس، به پايه‌اي رسمي و بلند در بدنۀ موسيقي غني هندوستان رساند. حالا ديگر اهميتي ندارد كه نواي شهناي او، مترادف با نواي هند در روز استقلال اين كشور است،‌اجراي او در روز استقلال هندوستان، چند دهه پيش، برايش شهرت و محبوبيت به ارمغان آورد؛ اما نه آنقدر كه گذران زندگي را برايش سهل‌تر سازد.براي گريز از فقر مطلقي كه در آن زندگي ميكرد، بارها از مقامات بلند پايه- واجپايي و نارايانان، نخست وزير و رئيس جمهور- درخواست كمك كرد، تا براي خانوادۀ پرجمعيتش، اندك مستمري يا حق بازنشستگي فراهم كند، اما متاسفانه به علت اينكه اين مقامات پايه‌شان خيلي بلند بود، صداي اين استاد به گوش گرانشان نميرسيد.


3

خانه‌اش در حاشيه شهر بنارس بود و تا وقتي كه ميتوانست؛ با وسيلۀ نقليه‌اي كه خودش ركاب ميزد به اينجا و آنجا ميرفت. زندگي اين مقام عاليقدر، اين انسان، به قول عليرضا طاهري،گويندۀ راديو؛ پژواك اين بيت هاست:
اسب تازي شده مجروح بزير پالان
طوق زرين همه بر گردن خر مي‌بينم
ابلهان را همه شربت ز گلاب و قند است
قوت دانا همه از خون‌جگر مي بينم


4

5سال پيش ، در 85 سالگي، وقتي از دريافت حمايتهاي دولتي نااميد شد : تقاضاي كوچك و اندكم، از سوي نخست وزير و رئيس جمهور ، نشنيده گرفته شد. من شخصا براي واجپايي تشريح كردم كه چطور مشكلات مالي‌ام، روند فزاينده‌اي يافته و برايم مشكل شده كه خانواده پرجمعيتم را اداره كنم . چند ماه بعد، با پرزيدنت نارايانان ملاقات كردم، تقاضايم را تكرار كردم كه ايشان قول داد به زودي رسيدگي ميشود، حالا يك سال ميگذرد و من هنوز منتظرم ار مقامات چيزي در اين باره بشنوم. طعنه و تلخي درين است كه به درخواست مشابهي از يك مامور شركت گاز، پاسخ داده ميشود و توصيه هاي مختلفي برايش وجود دارد ، اما درخواستي مشابه از طرف هنرمندي چون من اعتباري ندارد. اعضاي خانوادۀ من حامل هيچ ارج و ارزشي نيستند. نميخواستم اين مسائل را در سطحي عمومي مطرح كنم، اما شرايط مرا مجبور كرده، شرايطي كه واقعا دردناك است.در خانه ،‌جايي را به جوايز و مدالها و تحسين نامه ها اختصاص داده‌ام، تمام اين جوايز كمك نكرد كه ملاقاتهايم به جايي برسد، اما چه‌كسي اهميت ميدهد؟


5

اگر موسيقي را جزو درسهاي كودكان در مدارس بگذاريم، انسانهاي بهتري تربيت خواهيم كرد ؛ مطمئنم شما نميتوانيد مثالي بياوريد از اينكه جايي موسيقي بوده باشد و اختلاف بين انسان و انساني ديگر را سبب شده باشد .
اين موسيقيدان مسلمان در مورد دو چيز برخود سخت ميگرفت، عبادت و تمرين موسيقي: در واقع،‌موسيقي براي خودش مذهبي‌ست. بينشي بسيار عالي مرتبه، كه انسان را به انساني ديگر پيوند ميدهد، همچنان كه رود گنگ.
نواختن در برابر گنگ، چون نيايش خداوند است.
محل مورد علاقه؟ اتاق قديمي‌اش در خانه و در طبقۀ بالا كه به تراسي باز ميشود و آنجا در بعد از‌ظهر هاي زمستان از آفتاب لذت مي‌برد.


6

زير يكي از صفحاتي كه در يك رسانه به بخشي از اين مشكلات اشاره شده بود، يك نفر از عربستان نوشته بود كه برادر بگذاريد خدا خودش تصميم بگيرد كه به چه كسي چه بدهد يا ندهد.

7



شرايط مفلسانه تئاتر، حميد سمندريان
حميد سمندريان :
ما با این شرایط مفلسانه تئاتر کار تولید می کنیم. ما هنرمندان تئاتر در یک مجموعه قرار گرفته ایم اما نمی گذارند در کنار هم کار کنیم.

+ تئاتری‌ها اولین و آخرین رنج‌ها را برای تئاتر می‌کشند. ما از کسانی که باید تئاتر را حمایت کنند حرکت‌های خوبی نمی‌بینیم. تئاتر ایران استعداد کم ندارد، اما شاهد حرکت‌های خوبی در این حوزه نیستیم.تئاتر ما تئاتر خوبی است، اما ممتاز نیست. استعداد تئاتری کم نداریم اما شاهد حرکت های خوبی در این حوزه نیستیم.

+ ما منتقدان خوبی در تئاتر داریم، اما می دانیم آنها برای بیان حرف های ما با مشکل مواجهند و برخی انتقادهای ما را نمی توانند بنویسند.

+ از رویا تیموریان بازیگر حرفه ای تئاتر ایران تقدیر شد. وی هنگام دریافت هدایای خود که به همراه تصویری از استاد نوشین به این بازیگر زن اهدا شد، گفت: یکی از رویاهای جوانی من به حقیقت پیوست و از دست استادم حمید سمندریان جایزه گرفتم.

+ منبع : خبرگزاري مهر
هنر، طالب نيروي كاري و فعال، نه با سهل انگاري و ساده انديشي
+ وقتى اسفنديار را از چوب ساختم، اين گل‌ميخ را به جاى مردمك چشمش گذاشتم كه ديگر اسفنديار كشته نشود به دست رستم و به دستور پدر. يعنی به نوعى با پدركشى مقابله كردم. اين كل قضيه بود. ما آن زمان نزديك فلورانس بوديم. سه‌ربعى به من وقت صحبت دادند. من راجع به ايران صحبت كردم. راجع به فردوسى صحبت كردم، راجع به شاهنامه و گفتم كه تراژيك‌ترين تراژدى ميتولوژى ايران اسفنديار است. اين را گفتم و رفتم. وقتى برگشتم ايران، ۲۵­-۲۰ روز بعد يك ايميلى برايم آمد كه خيلى هيجان‌انگيز بود. در آن گفته شده بود كه اسفنديارى كه شما ساخته‌ايد دارد گريه مى‌كند و از جاى آن گل‌ميخى كه من داخل چوب زده بودم، صمغ درخت از صورت مجسمه جارى شده بود پايين و مردم در شهر «پشيا» مجسمه را گذاشتند توى كليسای شهرشان و از من خواسته‌اند به مجسمه سربزنم، براى اينكه مثلا اشكش بند بيايد. اين مربوط به ولانو بود.

+ در کشور چين كاری ۲مترى از برنز نصب كردم كه نماد يك زن است، زنی شرقى با دو بازوى قوى و كارى و زير بغلش يك فضاى خالى‌ست. يعنى دستاورى ندارد. اين كار هم اکنون آنجا نصب است.

جمشید مرادیان ، مجسمه‌ساز؛ به تازگی برای شرکت در سمپوزیوم بین‌المللی چوب کوردو به ایتالیا سفر کرد. اين سمپوزيم با حضور ۱۵ هنرمند از سراسر دنيا و با موضوع «چوب، زندگی دوباره» برگزار گشته و مراديان با الهام از افسانه‌های ایرانی اژدهایی را برای این سمپوزیوم می‌سازد. این چهارمین سفر او برای شرکت در سمپوزیوم‌های چوب ایتالیا است. این مجسمه‌ساز تا کنون برای نمایش و ساخت آثارش به کشورهای مختلفی از جمله چین و ژاپن سفر کرده.

من هيچ‌وقت سعى نمى‌كنم كار كسى را تقليد كنم. من كار خودم را مى‌سازم. خوب، بد، كم، زياد، زيبا، زشت و هرچه هست خودم را نجوا مى‌كنم، خودم را فرياد مى‌زنم. تمام آن كسانى كه در عرصه هنر به ناخودآگاه خودشان دست يافته‌اند، کسانی هستند که مى‌توانند صاحب سبك شوند. ويژگى يك اثر شرقى روحی است معنوى كه از مكان طلوع خورشيد سرچشمه مى‌گيرد و این کیفیت براى اين‌ها شيرين است. به‌خاطر همين، ۴ سال پیاپی است که من در اين فصل سال در ايتاليا هستم و دارم كار مى‌سازم.

+ اطلاعات تئوريك من اينجا گاهى اوقات اينها را واقعا تحت‌‌ الشعاع قرار داده است. مجسمه‌سازی بلژيكى از من مى‌پرسيد، مگر در ايران هم هگل مى‌خوانند، تو چقدر كانت بلدى! تو چقدر از ژاك دريدا وغیره خوانده‌ای. گفتم از نظر من هنرمند يعنى انديشه. اگر تئورى و انديشه را از او بگيريد، مى‌شود تكنيسين. من تکنیسین نيستم!

+ در عرصه هنر ايران هميشه دو جور هنر رشد كرده است. يكى خودجوش بوده، ايرانى بوده و با استناد به تاريخ ايران، استناد به اسطوره‌هاى ايران، استناد به آنچه ما هستيم پيش رفته است. يك وجه ديگر هنر ما، هنرى‌ست كه تقليدى بوده. خوب، از خارج متاثر شده و مى‌دانيد كه الان جهان، جهان ارتباطات و كامپيوتر و اينجور چيزهاست. يك عده دلشان خوش است به اينكه خوب حالا يك كارهايى را بسازند كه مثلا بزنند روى دست هنرمند پست‌‌مدرنيستى كه در آمريكا زندگى مى‌‌كند كه اينها بايد بدانند این از محالات است. آن طرف در فضايى دارد نفس مى‌كشد كه با ما متفاوت است. ما بايد خودمان را بسازيم. اين دو جريان در نقاشى، در مجسمه‌سازى و ساير رشته‌هاى هنرى ما وجود دارد. البته مى‌توانيم بگوييم به غير از شعر، چون شعر تنها وجهى از هنر ماست كه خودش واقعا از ساده به پيچيده مى‌رسد و براى تمام دقايقش مردان بزرگى را دارد. شعر ما تا مرحله نامزدى جایزه نوبل ادبى هم می‌رسد. بقيه هنرهايمان رشد همگن و هماهنگی با اين جريان نداشته است. برای پیشرفت آنها نيروى اصلى كارى و فعال طلب مى‌كند. هنر با سهل‌انگارى و ساده‌انديشى پيش نخواهد رفت.

+ منبع : مريم افشنگ ،‌دويچه وله
+ منابع عكسها به خود تصاوير لينك شده
استاد غلامحسين اميرخاني
استاد غلامحسين اميرخاني : رساله‌ي تحليل مسائل فني و خوشنويسي ايران را تا پايان پاييز سال جاري منتشر مي‌كند.
+ اين استاد خوش‌نويس كه از گذشته تدوين اين رساله را آغاز كرده است، با برخوردي تازه نسبت به خوش‌نويسي، به تحليل فني و تاريخي و سير تطور و تحول خوش‌نويسي از موقعيت تاريخي عمدتا سه استاد تراز اول، عمادالكتاب - ميرعماد حسني -، ميرزارضا اصفهاني و ميرزا رضا كلهر، از ابتداي كار تا كمال بلوغ هنري آنان پرداخته است.
+ هدف اصلي اميرخاني در تاليف و تدوين اين رساله، در اختيار گذاردن اين اطلاعات براي هنرمندان و هنرجويان شهرستاني بوده است. ملاحظه و مشاهده اين دوره تطور و تحول كه از حالت جواني تا حد پختگي و كمال مي‌رسد، در ذهن اميرخاني بوده و در كنار هم آمده است.
+ منبع : ايسنا
+ عكس از : فخرالدين فخرالديني، جام جم
مشكلات معيشتي، انديشه و خلاقيت
شهرام اقبال زاده ،‌نويسنده : متاسفانه شرایط فرهنگی و اقتصادی ما طوری نیست که هنرمندان را به سمت خلق آثار ادبی برجسته سوق دهد و اگر تا به حال هنرمندان دراین زمینه حضور فعالی داشته اند به دلیل اندیشه معنوی و تعهد اخلاقی شان است ، چرا که در شرایط امروز هنرمند نمی تواند نیازهای (مسکن ، معیشت و ...) خود را از طریق هنر برآورده کند .

+ برجسته کردن جنبه های دست نیافتنی شخصیت حضرت رسول (ص) بیشتر درآثار کودک و نوجوان مشاهده می شود ، در صورتی که باید آن جنبه هایی برجسته شود که بتواند راهکاری برای تحقیق مخاطب باشد که حداقل اگر کودک و نوجوان را به نقطه اوج نمی رساند راه کمال را هم نبندد. باید آثارمان راه کمال را به مخاطب نشان دهد چرا که حضرت محمد (ص) هم می گوید من هم بشرم مانند همه مردم ، در نتیجه باید ابعادی از شخصیت پیامبر(ص) که برای نسل حاضر ملموس و قابل درک است برجسته شود .

+ منبع : خبرگزاري مهر
اغراق زيانبار
محمد كاظم كاظمي،‌شاعر : نباید چهره ای ماورایی و خیلی دوردست از شخصیت های دینی خود ترسیم کنیم. این کار به اغراق منجر می شود و در نهایت زیان بار است ، چرا که این شخصیت ها از زندگی مردم دور شده و افراد در زندگی عادی فرصت الگوپذیری از آنان را نمی یابند.
+ متن كامل از خبرگزاري مهر
نقاشي قهوه خانه اي
+ نقاشی قهوه خانه پرمعنا و زیباست و با نگاههای جدی می توانست رونق بیشتری داشته باشد. این نوع نقاشی در مقطعی در ایران مورد توجه بود، ولی الان نمی تواند پاسخگوی نیازها باشد. گرچه پرده خوانی، تعزیه و ... هنوز جایگاه رفیعی دارند و تا اینها به قوت خود باقی هستند نمی توان خط بطلان روی نقاشی قهوه خانه ای کشید.
احمد خلیلی، هنرمند نقاشی قهوه خانه ای

+ این نوع نقاشی گرچه نمی تواند در چارچوب نوتری ارائه شود، اما می توان آن را با عناصر امروزی پیوند داد. اما گرچه نمی توان به لحاظ محتوایی در نقاشی خیالی سازی دخالت کرد، اما می توان در فرم و تکنیک به نوآوری های زیبایی دست یافت. نقاشی خیالی سازی نوعی نقاشی است که سال های سال با پیوند با فرهنگ عامه و سوژه های مذهبی هنری جاودان و ارزشمند در کارنامه هنرهای تجسمی ایران ثبت شده است.
+ منبع : خبرگزاري مهر
عامه ، بازاري و جدي
مي‌نويسد و اثرش را در صندوق‌خانه مي‌گذارد، و حتا اگر چاپ نشود، او بايد بنويسد.
خاطره حجازي ،‌نويسنده
+ كساني كه مميزي مي‌كنند، ادبيات بازاري‌خوان نيستند؛ آن‌ها ادبيات جدي‌خوان‌اند، و به اين دليل اين ادبيات را جدي‌تر مي‌خوانند و آن‌را جدي مي‌گيرند.
+ بهتر است كه از عنوان ادبيات عامه‌پسند استفاده نكنيم، چرا كه اين‌طور به سليقه عوام و توده مردم بي‌احترامي كرده‌ايم. بهتر است لفظ ادبيات بازاري را به كار ببريم كه در حد نازل‌تري قرار دارد.
+ منبع : ايسنا
+ عكس از : ايران
August 22، 2006
Aug 21, Melbourne

+ AFP
راه‌هاي توليد ادبيات خلاقه در ايران ...
كشوري كه 20هزار دانشجوي ادبيات فارسي دارد، تيراژ كتاب‌هايش زير دوهزار است؟! در كشوري كه نه‌هزار ناشر داريم، چرا بايد هزارو200 كتابفروشي باشد؛ در حالي كه اين موضوع بايد برعكس شود. وقتي تمام اين راه‌ها براي توليد ادبيات خلاقه بسته است، چگونه ادبيات جدي توليد شود؟
عباس قاسم زاده، نويسنده.
+ چند دهه پيش، دره عميقي ميان ادبيات جدي و عامه‌پسند وجود داشت، ولي امروز مرزها مخدوش شده‌است .

+ داستان‌ها و رمان‌هايي كه در دو دهه اخير نوشته شده، جزو بهترين داستان‌هاي 80 سال اخير ايران‌اند. البته ما هنوز "بوف كور"مان را چاپ نكرده‌ايم و با آن بايد به‌عنوان يك استثنا برخورد كرد و كنارش گذاشت، اما به لحاظ زباني، نويسندگان اين دو دهه قوي‌تر از نويسندگان گذشته‌اند.

+ يكي از مشكلات ما اين است كه نقد در اين كشور مرده است. اگر كسي تاب تحمل عقيده ديگري را ندارد، نبايد سراغ ادبيات داستاني بيايد، نه به عنوان نويسنده و نه به عنوان منتقد؛ زيرا ادبيات جاي سبك‌ها و صداهاي متنوع است.

+ ادبيات عامه‌پسند كه در كودكي ما وجود داشت، كم‌تر به مطبوعات جدي راه مي‌يافت و حتا ناشري كه ادبيات خلاقه توليد مي‌كرد، سراغ اين كتاب‌ها نمي‌رفت. درواقع اين نوع كتاب‌ها ناشران خاص خود را داشتند، ولي حالا اين‌طور نيست. امروز نه‌هزار ناشر داريم كه براي انتشار كتاب به هر سمت‌وسو مي‌روند و حتي ناشران جدي ما هم به چاپ كتاب‌هاي عامه‌پسند روي مي‌آورند.

+ ادبيات خلاقه راه‌هايي براي ايجاد جاذبه دارد، ولي آن راه‌ها در ايران مسدود است. در كشورهاي ديگر اين راه‌ها در راديووتلويزيون وجود دارند، كه در اين‌جا اين‌گونه نيست. در كشور ما تبليغ كتاب نيست يا در دانشكده‌هاي ما به زحمت پس از حافظ، شاعر و نويسنده‌اي مطرح مي‌شود و اصولا استادان ما ادبيات جديد را نمي‌شناسند. وقتي ادبيات به دست مردم نمي‌رسد، چگونه انتظار داريم كه آن‌ها كتاب بخوانند؟

+ ادبيات معاصر سال‌هاست در دانشگاه‌هاي ما جا ندارد. مجلات ادبي هم تقريبا وجود ندارند، يعني با اين تعداد جمعيت، يك يا دو مجله ادبي، يعني هيچ و صفر.

+ بايد به مخاطب اطلاعات داده شود و روي كتاب تبليغ شود كه اين كار بي‌شك تاثير دارد. چگونه است روي اثري كه تبليغ مي‌كنند، به چاپ دهم يا يازدهم مي‌رسد؟ اين يكي از راه‌هايي است كه مي‌تواند در جذب مخاطب و توليد ادبيات جدي تاثير داشته باشد. روزنامه‌ها مي‌توانند اين كار را انجام دهند، ولي متاسفانه آن‌ها هم پاتوق چند نفر شده است.

+ منبع : ايسنا
Abbas
كار شخصي كه با عشق انجام مي‌گيرد، اهميت دارد نه آنچه كه به‌عنوان وظيفه و مسووليت برعهده‌ي عكاس است. استفاده‌ و كاربري عكس مهم نيست .

عباس عطار ، عكاس آژانس عكاسي مگنوم اينجا بود.
ادبيات دچار ادبار، منيرو رواني پور
منيرو رواني پور :
+ ادبيات داستاني دچار ادبار است؛ادبار سانسور،ادبارتسلط حلال ها و ثواب ها، كاري جز نوشتن نبايد كرد. نوشتن و خواندن تا برهوت سكوت بشكند و افسردگي كه از فضاي ملتهب و بحران زده مي آيد دست از گريبانم بردارد.

+ به حكم سرنوشت آسيايي‌‏ام نصيبم از اين قاره بزرگ، فرهنگ، تاريخ و سنت هاي خاورميانه اي است. در اين ديار به دنيا آمده ام، وارث تاريخي هستم كه ربط چنداني به من ندارد.همين تاريخ و فرهنگ مرا غير خودي كرده است، در ديار خود غريبه ام.

+ همه سرنوشت مرا ،آسياي خاورميانه اي و ايراني بودنم رقم نمي زند .مي توانم هنوز به بالا نگاه كنم و گستره پهناور جهان را ببينم .پس مي نويسم و مي گويم نويسنده مستقل چراغ ها را خاموش نمي كند تا به تاريكي عادت كند.

+ با توجه به شرايط موجود انتشار كتاب در ايران و تعداد بي شماري از آثارم كه هنوز وضعيت شان مشخص نيست بايد افسرده باشم، اما نيستم و همچنان مي نويسم.

+ منبع : ايلنا
بالاترين نشان لياقت ايتاليا براي فريده دامغاني
فريده دامغاني، با ترجمه 120 اثر مهم ادبيات منظوم و منثور ايتاليا به زبان فارسي كسب اين نشان را به خود اختصاص داد.

+ منبع : ايلنا
مشايخي و اركسترسمفونيك درآلمان، استقبال بالا
باورم نميشد که مردم در اين کنسرت چقدر ما را تشويق ميکردند. براى من غيرقابل باور بود، چون فکر نميکردم که موسيقى مدرن و موسيقى اصيل ايرانى تا اين اندازه براى شنوندگان جالب باشد که حتى بلند شوند و اينطور براى ما کف بزنند.
نادر مشايخي بعد از اجراي اركستر سمفونيك تهران در آلمان

+ ارکستر سمفونيک در خارج کشورظاهرا ارکستر ديگرى ميشود. خيلى عالى بود. اين صداى ارکستر را شما در ايران نميشنويد! خود بچه ها هم راضى و خوشحال بودند.

+ متن كامل از : DW
مارك هادون ، نويسنده
+ من كتابي نوشته ام كه فروش زيادي داشته، اين جالب است چرا كه تنها كاري را كه مي خواستم در زندگي ام انجام دهم، انجام داده ام يعني نوشتن يك رمان ادبي موفق. اگر من بدون انجام دادن اين كار به سن 65 سالگي مي رسيدم، فكر مي كنم يك آدم عبوس و تندخو مي شدم كه بايد زندگي اش را در تيمارستان به پايان مي برد! بنابراين هيچ وقت انكار نمي كنم كه اين موفقيت در حكم يك تسكين براي من بوده است.
+ اما اگر موفقيتم به همين يكي خلاصه شود، باز هم وحشتناك است چون من هنوز خودم را به اثبات نرسانده ام. تنها چيزي كه مي خواهم اين است كه كتاب ديگرم كه ماه آينده به چاپ مي رسد سبب شود كه مردم احساس نكنند من نويسنده يك كتاب خوب هستم، بلكه احساس كنند در كل نويسنده خوبي هستم.

مارك هادون، نويسنده رمان مشهور و پرفروش : ماجراي عجيب سگي در شب، كه 10 ميليون نسخه فروش داشته .
+ او مي گويد كه عاشق توجهي كه ناشران سراسر جهان به او نشان داده اند، دعوت به جشنواره هاي ادبي و ظاهر شدن در تلويزيون آمريكا بوده. وقتي ميليونر شده، به سادگي براي همسر و دو پسرش يك خانه بزرگتر در آكسفورد خريده است.
+ هادون از معدود رمان نويساني است كه با يك كتاب، خود را در سطح برترين رمان نويسان بريتانيايي مطرح كرده اند. حالا او روي سراشيبي ايستاده و نمي داند كه مي تواند تمام اينها را دوباره انجام دهد يا نه.
+ هادون مي گويد كه پيش از موفقيتش عادت داشته ادبيات جدي بريتانيا را مثل يك خانه تصور كند كه او در خارج آن مي ايستاده، دماغش را به شيشه آن مي چسبانده و بخار نفسش آن را كدر مي ساخته. كازئو ايشيگورو و يان مك ايوان را در حال نزاع تماشا مي كرده و ژينت وينترسون را در حال انتقاد از آنها.
او به سادگي مي گويد: آن وقتها از اين كه روزي به اين خانه بپيوندم، نااميد بودم.

+ منبع : سپيده جديري، خبرگزاري ميراث فرهنگي
پوستر تئاتر، ابراهيم حقيقي
ابراهيم حقيقي :
متن را در دست مي‌گيرم و گاهي نيزبر سر تمرين‌ها حاضرمي‌شوم. مخصوصا سعي مي‌كنم درتمرين‌هاي نزديك به اجرا كه در آن همه چيز شكل گرفته است حضور پيدا كنم.بعد از ديدن مراحل نهايي تمرين تئاتر، طراحي نهايي را انجام مي‌دهم. به اعتقاد من پوستر تئاتر بايد نمايشگر شيوه نمايش نيز باشد.

+ محتواي متن نمايشنامه و شيوه اجراي آن بايد درون پوستر لحاظ شود.

+ به دليل بضاعت كم تئاتر در ايران كه معمولا بودجه كمي‌برايش گذاشته مي‌شود و يا ممكن است از گيشه درآمد مناسبش حاصل نشود، توان پرداخت دستمزد مناسب به طراح حرفه‌اي وجود ندارد.


+ منبع عكس و خبر : خانه هنرمندان ايران
جايزه كاوه گلستان، بدون مراسم
ليلي گلستان :
+ به دليل عدم دريافت مجوز انتشار كاتالوگ اين مسابقه به پيشنهاد ما مراسم اين مسابقه نيز لغو شد و در شرايط فعلي امكان برگزاري آن وجود ندارد.
+ مسابقه عكاسي مطبوعاتي كاوه گلستان لغو نشده و اسامي‌‌برگزيدگان آن طي اطلاع‌رساني در مطبوعات اعلام خواهد شد. جوايز برگزيدگان نيز براي آنها فرستاده خواهد شد.
+ از طرف برگزار كنندگان جايزه سالانه عكاسي مطبوعاتي كاوه گلستان از تمام عكاسان جواني كه با اميد و آرزو در اين مسابقه شركت كرده‌اند به خصوص عكاسان شهرستاني عذرخواهي مي‌كنم و اميدوارم در سال‌هاي آتي بتوانيم درخدمت آنها باشيم.

+ منبع : فرزانه ابراهيم زاده، خبرگزاري ميراث فرهنگي
+ عكس از : كيان اماني
August 20، 2006
اگر فقط يك هفته...!
+ توضيح: طبق قوانين ، فيلم آفسايد، براي راهيابي به ليست فيلمهايي كه براي جايزه اسكار بررسي ميشوند؛ نياز دارد كه حداقل يك هفته در ايران اكران شود. فقط يك هفته.

مايكل باركر مدير كمپاني سوني پيكچرز كلاسيك ، پخش كنندۀ فيلم آفسايد در آمريكا؛ از مسوولان سينمايي ايران خواست تا فيلم آفسايد را به عنوان نماينده سينماي ايران در بخش خارجي اسكار معرفي كنند.
+ برخوردهاي اشتياق‌آميز تماشاگران در نمايش‌هاي آزمايشي فيلم در آمريكا به ما نويد مي‌دهد كه منتقدان فيلم و مهم‌تر از آن تماشاگران آمريكايي به شدت از اين فيلم استقبال خواهند كرد. وي از برگزيده شدن فيلم آفسايد در چهل و چهارمين دوره جشنواره نيويورك خبر داده و مي‌گويد: اين فيلم چندي ديگر در جشنواره تورنتو نيز به نمايش در مي‌آيد. مدير كمپاني سوني پيكچرز كلاسيك خاطرنشان كرده است: ما به شما اطمينان مي‌دهيم كه فيلم را چه در نمايش عمومي در آمريكا و چه در راه دستيابي به جايزه اسكار حمايت خواهيم كرد.
+ آفسايد برخلاف بسياري از فيلم‌هاي ايراني كه به جنبه‌هاي تاريك شرايط انساني مي‌پردازند، داستان روحيه‌بخشي را بيان مي‌كند.

جعفر پناهي كارگردان فيلم :
+ واقعا مهم نيست كه اين فيلم توسط چه كسي كارگرداني شده است، نكته مهم‌تر اين است كه اين فيلم متعلق به سينماي ايران است و موفقيت آن، موفقيت سينماي ايران به حساب مي‌آيد.

+ هر بار فيلمي از سينماي ايران در عرصه‌هاي بين‌المللي به موفقيت مي‌رسد، سبب مطرح شدن دوباره بدنه سينماي ايران مي‌شود و متعاقب آن، فيلم‌هاي ديگر نيز در جاهاي ديگر راحت‌تر به نمايش در مي‌آيند.

+ ما در مورد اين فيلم‌ها، اغلب يك نكته را فراموش كرده بوديم و آن پخش جهاني فيلم مربوطه است. اگر فيلمي در آمريكا پخش‌كننده نداشته باشد، كمتر ديده مي‌شود و اين مي‌تواند درصد موفقيت فيلم را پايين بياورد.

+ جعفر پناهي سپس در مورد اعضاي 4 هزار نفره آكادمي اسكار عنوان مي‌كند كه حتي اگر اين عده نتوانند فيلم را در سينما ببينند، مي‌توانند آن را در ويدئوهاي خانگي تماشا كنند. وي مي‌افزايد: يك تهيه‌كننده قوي بسته‌اي شامل پوستر، DVD فيلم و سابقه كاري كارگردان را تهيه مي‌كند و آنها را به در خانه داوران مي‌فرستد و آنها فيلم را مي‌بينند. آنها همچنين تبليغاتي انجام مي‌دهند تا فيلم بيشتر به چشم بيايد. خوشبختانه با وجود اينكه كمپاني سوني پيكچرز كلاسيك پخش‌كننده‌اي معتبر در آمريكاست، اين شرايط را براي سينماي ايران به وجود آورده است.

+ سينماي ملي بايد بيشترين اهميت را براي ما داشته باشد و ما بايد ببينيم كه چطور مي‌توانيم از اين موقعيت براي معرفي بيشتر سينماي ايران به جهان استفاده كنيم.

+ يكي از مشكلاتي كه سر راه آفسايد براي نامزد شدن در بخش اسكار بهترين فيلم خارجي وجود دارد، عدم اكران آن در سينماهاي ايران است. پناهي به اين نكته اشاره مي‌كند و مي‌گويد:
+ بعد از پخش يك‌هفته‌اي، همه متوجه خواهند شد كه هيچ اتفاق خاصي نمي‌افتد و فيلم را تا مدتي كه تماشاگران بخواهند مي‌توان نمايش داد.

+ در مورد ساير فيلم‌هاي ايراني كه در آمريكا پخش شده‌اند: اين نكته بسيار مثبت است. در كنار اين قضيه، هيات انتخاب ما بايد به كارشناسي بپردازد كه كدام فيلم نامزد شايسته‌تري براي سينماي ايران است. اما عدم پخش و اكران داخلي يك فيلم، امكان رقابت را از همه فيلم‌ها كه داراي شرايط مناسب هستند مي‌گيرد و نهايتا آكادمي راه را بر انتخاب فيلم‌هاي ايراني مي‌بندد و شرايطي به وجود مي‌آيد كه اعضاي آكادمي از ميان چند فيلمي كه چندان مناسب نباشند مجبور شوند يك فيلم را انتخاب كنند.

+ منبع : روزنا
محمد محمد علي
محمد محمد‌علي، نويسنده :
+ این که می گویند در خانه هر ایرانی همراه قرآن، حافظ و شاهنامه وجود داشته دروغ و ریاکاری بزرگی است؛ اگر هم بوده در حد تفال بوده است و نه خواندن آن. ما اگرحافظ می خواندیم ...

+ منظور این نیست که نباید سیاسی نوشت بلکه مرعوب و خدمتگزار سیاست شدن را باید کنار گذاشت.

+ طلیعه این نوع تفکر که چنانچه یک اثر را خوب و هنرمندانه خلق کنیم تاثیر بیشتری بر مخاطب دارد، در دهه سی شمسی به وجود آمد... که تنها و تنها ادبیات پیراسته و فاخر و ارزشمند واجد ادبیت و تاثیرگذاری و ماندگاری است و نه مشتی شعارپراکنی و تهییج افکار عمومی به قصد ارائه بیانیه و به جوش آوردن مردم. نویسندگان متوجه شدند مادامی که مبنا را بر شورانگیزی بگذارند نا آگاهی و فقدان پختگی فکری و فرهنگی بر جای می ماند ، پس تصمیم گرفتند ادبیات دم دستی و شعاری و نازل را کنار بگذارند و هنری و خوش نقش بنویسند.
+ این تحول کم کم در سینمای ایران نیز پدیدار شد و فیلم هایی مثل گاو، آرامش در حضور دیگران شب قوزی و ... آثاری متفاوت و هنرمندانه لقب گرفتند که البته غیرسیاسی هم نبودند. در واقع قوت آن آثار باعث می شد که اگر مضمونی سیاسی را نیز حمل می کنند با اثرگذاری و مانایی بیشتری در ذهن مخاطب بنشینند.

+ ما بعد از 32 نویسندگانی چون آل احمد و گلستان را داریم که هر دو عضو حزب توده هستند اما آل احمد به گونه ای می نویسد و گلستان به گونه ای دیگر. با این وجود امروز آل احمد را به خاطر نثر مقالاتش تمجید می کنیم و گلستان را به خاطر داستان هایش. آل احمد هرگز داستان نویس خوبی نبوده و اگر نیک بنگریم حتی بخشی از تئوری های اجتماعی و سیاسی اش نیز رنگ باخته و زیر سوال است؛ در حالی که داستان ها و نثر گلستان هیچ وقت از یادمان بیرون نمی رود.

+ پس ادبیات گلستان است که او را ماندگار می کند و نه منش سیاسی اش. به هر شکل ما امروز گلستان را ترجیح می دهیم چرا که معمولا کسی که تفکر سیاسی را ارجح می داند و آن را جلوتر از ادبیات روایت می کند تفکر ادبی را عقب انداخته است؛ دلیل آن این است که به ندرت می توان هم مبارز سیاسی خوبی بود و هم نویسنده ای برجسته. این همزمانی بسیار نادر اتفاق می افتد چون هر یک از آن دو شاخه کاری مجزا و تفکیک شده از یکدیگرند.

+ نویسندگانی که به زبان و ساخت اثر توجه نکرده اند و برای مقاصد روز خود داستان نوشته اند با کسانی که تفکر ادبی را سرلوحه قرار داده اند متفاوت هستند. شما نمی توانید بگوئید ابراهیم گلستان مبارز نبوده است. او در سراسر آثارش به زبان و ساخت آثارش پرداخته اما به رنج و آلام مردم هم توجه داشته است ولی زبان آثارش به دلیل پائین بودن میزان کتابخوان و باسواد در جامعه و آمریت تشکیلات سیاسی نتوانسته مطرح شود ولی با این وجود امروز برای ما مطرح است. بر خلاف او آل احمد ادبیات را در خدمت سیاست می داند. و من جدا از ادبیات، عاشق روش و منش های شجاعانه او هستم.

+ عكس و خبر از: خبرگزاري مهر
از تئاتر امروز ما، ايرج راد
ايرج راد :
+ تئاتر بدون گروه اصلاً معنا ندارد و تا يك گروه منسجم ايجاد نشود، توان و قدرت پيدا نمي‌كند. گروهي كه كارش با مخاطب ارتباط برقرار نكند بايد از رده خارج شود. طبيعتاً تفكر و انديشه سازي تاثيرات خود را به تدريج نشان مي‌دهد و انتظارات مخاطب نيز از هنرمند بيشتر مي‌شود. آن زمان تئاتر معنا و مفهوم واقعي خود را پيدا كرده و اثرات مثبت آموزشي را نشان مي‌داد. در آن ايام نيز محدوديت‌هايي براي اجرا وجود داشت و كار تئاتر هرگز راحت نبود.

+ همه ما دلمان مي‌سوزد و مي‌خواهيم كشورمان را در زمينه مسائل فرهنگي و هنري بارور كنيم. بر مسائل و نيازهاي اجتماعي، افكار و نگاه مردم واقف هستيم. بايد توانايي اثرگذاري داشته باشيم. تئاتر امروز ما اثرگذار نيست، حرفي براي گفتن ندارد و گاه‌گاهي است. اگر جايگاه‌ها معلوم و سياست‌گذاري هدفمند باشد، براي چگونگي سرمايه‌گذاري و حركت برنامه‌ريزي مي‌شود. اميدوارم با توجه مسئولان و دلسوزان مسائل فرهنگي بتوانيم به بي‌سر و ساماني تئاتر سامان داده و آن را نهادينه كنيم، به طوري كه در سبد خانوار قرار گيرد. روزي برسد كه اگر كسي تئاتري را نديد از نديدنش احساس كوچكي كند و تئاتري منزه، در خور، با ارزش و به گستردگي سراسر مملكت داشته باشيم.

+ منبع عكس و خبر : خانه هنرمندان
نويسنده، حتي اگر بنويسد ...
محمدرضا بايرامي ، نويسنده :
+ به‌گواه رمان‌هايي كه نوشته و منتشر مي‌شوند، نويسندگان هيچ دغدغه‌ي اساسي ندارند و به‌نظر مي‌رسد كه يا از حرف زدن مي‌ترسند و يا از نزديك شدن به موضوعي؛ به همين دليل، اغلب آثار نه زمان حال را دارند و نه چهره‌ي واقعي جامعه را نشان مي‌دهند.

+ نويسنده حتي اگر بنويسد، اما جلو چاپ كارش را خيلي چيزها مي‌گيرد. نويسندگان ايراني، بايد ملاحظه‌ي خيلي چيزها را بكنند، چون مسائل ما خيلي خاص است؛ درحالي‌كه در كشورهاي ديگر، چنين نيست. ‌اين‌جا درباره‌ي خيلي از مسائل نمي‌توان نوشت؛ تا مبادا صداي كسي درآيد يا به گروه يا فرد و نهادي بربخورد.

+ وضعيت امروز جامعه‌ي ايراني به‌نوعي پيچيده است. شعر تقريبا مي‌تواند هم‌پاي زمان پيش برود، ولي داستان نمي‌تواند و اگر بتواند هم نمي‌شود. ازسوي ديگر، سيستم فرهنگي ما همچون كشوري مثل تركيه هنوز آن‌قدر دورانديش نشده است كه براي نوشتن سرمايه‌گذاري كند و اصلا تاب خيلي مسائل را هم ندارد.

+ در همه جاي دنيا كشتگان در راه ميهن مقدس‌اند. همين آثار متفاوتي را كه سروصدايي هم ايجاد كردند، كساني نوشتند كه در زماني ديگر به گونه‌اي ديگر مي‌نوشتند؛ زماني كه هنوز جنگ از ما دور نشده بود و برخي اشكال‌ها را نبايد برجسته مي‌كرديم. پس آثار نوشته‌شده به ادبيات تشويقي و تبليغي نزديك مي‌شدند و خالق اين آثار خالق همان آثارند؛ نه تغيير موضع داده‌اند و نه از اعتقادات خود برگشته‌اند. هر دو روي سكه را بايد ديد. ما وقتي مي‌توانيم از اتفاقي مثل جنگ درس بگيريم كه جوانب مثبت و منفي‌اش را توأمان در نظر بگيريم.

+ منبع عكس و خبر: ايسنا
ERAGON
+ من و خانواده‌ام تصميم گرفتيم به دليل مسائل مالي و نيز كنترل بر كتاب خودمان آن را به چاپ برسانيم. همچنين انجام اين پروژه به صورت گروهي توسط خانواده هيجان خاص خود را داشت.
كريستوفر پائوليني، نويسندۀ كتاب " اراگون " يكي از پر خواننده ترين كتابهاي نوجوانان.

+ موفقيت اين ژانر در ميان اقشار مختلف و سنين مختلف يك دليل خاص ندارد؛ بلكه دلايل زيادي در آن دخيل هستند. تصور مي‌كنم كه يكي از مهم‌ترين دلايل آن قدرت تخيل قوي است كه خواننده به آن دست پيدا مي‌كنند و ذهن خود را با خواندن اين داستان‌ها به پرواز درمي‌آورد.

+ از تخيلات لذت مي‌برم؛ زيرا اين كار به من قدرت مي‌دهد تا سرزمين‌هايي را ملاقات كنم و چيزهايي را ببينيم كه هرگز وجود نداشته است. تجربه سرگذشت‌هاي جسورانه و از همه مهم‌تر وجود جادو در جهان از ديگر دلايل علاقه من به داستان‌هاي تخيلي است.

+ سال‌هاي بسياري بود كه تصميم به گفتن داستان از طريق كتاب، فيلم و تئاتر داشتم. در حقيقت اراگون ايده اوليه ساخت يك فيلم بود. من هرگز تصميم نداشتم نويسنده شوم و نوشتن اراگون چالش دروني بود براي نوشتن داستاني كه هرگز قصد چاپ آن را نداشتم. البته وقتي فهميدم كه مي‌توانم نويسنده خوبي شوم، به اين كار ادامه دادم.

+ نويسندگان در هر سني بايد به سه چيز ساده توجه داشته باشند: درباره چيزي بنويسيد كه باعث هيجان شما مي‌شود و شما را به حركت وامي‌دارد، سخت‌كوش و منظم باشيد؛ در غير اين صورت شخص ديگري جاي شما را خواهد گرفت و در آخر متواضع باشيد و از نظرات و انتقادات ديگران استفاده كنيد.
+ منبع : ايسنا
جويس كرول اوتس
جايزه ادبي نشريه شيكاگو تريبون به خاطر يك عمر فعاليت ادبي جويس كرول اوتس، نويسنده آمريكايي و رمان هاي اجتماعي اش به اين نويسنده رسيد.
آن ماري ليپينسكي، سردبير نشريه شيكاگو تريبون در اين باره گفت: انتخاب جويس كرول اوتس براي دريافت اين جايزه، اجتناب ناپذير بود. آثار اين نويسنده ريشه اي عميق در سنتهاي ادبي و روشنفكري آمريكايي دارد. او ديدگاه هاي برجسته اي درباره فرهنگ معاصر آمريكا دارد.آثار او خواندني و لذت بخش هستند و خواندن آنها بسيار سرگرم كننده و هيجان انگيز است.

+ اوتس علاوه بر رمان نويسي، شعر، نقد ادبي و داستان كوتاه نيز مي نويسد. او تاكنون بيش از 70 كتاب را به رشته تحرير درآورده است.
+ منبع : سپيده جديري، خبرگزاري ميراث فرهنگي
داريوش فرضيايي، عمو پورنگ

نتایج نظرسنجی از کودکان و نوجوانان تهرانی درباره برنامه‌های فصل بهار نشان می‌دهد برنامه "عمو پورنگ" با اجرای داریوش فرضیایی بهترین برنامه کودک و نوجوان فصل بهار بوده است.


+ متن كامل گزارش از خبرگزاري مهر
زهره قاييني، رئيس هيئت داوران جايزۀ هانس كريستين اندرسن
+ بنابر تصميم دفتر بين المللي کتاب براي نسل جوان، زهره قاييني، عضو شوراي کتاب کودک و کارشناس برجسته ادبيات ايران به عنوان رييس هيات داوران جايزه هانس کريستين اندرسن 2006_2008 پيشنهاد و پذيرفته شد.
+ در زمينه ادبيات کودکان اين مهمترين مقامي است که به يک ايراني پيشنهاد شده است. از زمان آغاز جايزه هانس کريستين اندرسن در سال 1956 تاکنون هيات داوران همواره از کشورهاي اروپا و آمريکا بوده اند.
+ جايزه هانس کريستين اندرسن هر دو سال يکبار برگزار مي شود.
+ مقر دفتر بين المللي کتاب براي نسل جوان در کشور سوييس و در شهر بازل است.

+ منبع: مهدي نياكي، خبرگزاري ميراث فرهنگي
August 19، 2006
افزايش كاذب قيمت كاغذ
رحيم‌‌زاده، رييس اتحاديه فروشندگان كاغذ و مقوا : دو ماه آخر تابستان به دليل هجومي كه براي خريد كاغذ و ساخت دفتر شكل مي‌گيرد به طور طبيعي قيمت افزايش مي‌يابد اما تفاوت قيمتي كه ايجاد شده كاذب است و نمي‌تواند تنها مربوط به اين افزايش تقاضا باشد. هم‌اكنون مدتي است كه تعاوني‌هاي نشر كاغذ توزيع نمي‌كنند.
برخي افراد در تلاشي واهي سعي دارند قيمت را افزايش دهند تا شايد مسئولان را متقاعد كنند كه قطع يارانه‌ها در بازار، آشفتگي و گراني ايجاد مي‌كند اما تمام اين تلاش‌ها بي‌ثمر است.

يكي از ناشران نيز كه نمي‌خواست نامش فاش شود : با اتفاقاتي كه اخيرا از سوي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي رخ داده و حواله كاغذ صادر نمي‌شود، گهگاه شنيده مي شود كه افرادي كه ارتباط نزديكي با بازار دارند قصد دارند قيمت كاغذ را افزايش دهند. در هر حال در اوج مصرف كاغذ براي توليد دفتر، عدم صدور حواله زياد منطقي به نظر نمي‌رسد.
+ منبع : بهروز واثقي،‌ خبرنگار بخش كتاب ميراث خبر
آغازگر فستيوال موسيقى شرق
گروههاى مختلفى از خاورميانه در جشنواره موسيقى شرقى در شهر اوسنابروك آلمان حضور دارند، آغازگر اين فستيوال اركستر سمفونيك تهران است كه با هشتاد نوازنده و موزيسين عازم آلمان گرديده و با اجراى آثارى از چايكوفسكى، بتهوون، حسن رياحى، نادرمشايخى و همچنين قطعاتى از فرانك زاپا، يكى از چهره‌هاى اسطوره اى موسيقى راك اين جشنواره را در روز يكشنبه (بيستم ماه اوت) افتتاح می‌كند.
+ متن كامل گزارش ازشهرام احدي، DW
نوذر پرنگ، نازك انديش و ظلم ستيز
محمد معلم : آن كه زبان فارسي را بشناسد و با ويژگي ها و ظرايف آن آشنايي داشته باشد ، بي گمان از بعضي سروده هاي "نوذر پرنگ" به حيرت مي افتد. "نوذر" استعداد شگرفي بود كه دل به كار جدي در عرصه شعر و نويسندگي نبست و از اين رو ظرفيت هاي او در اين عرصه هرگز به تمام و كمال، مجال ظهور نيافت. من از 18 سالگي با او دوست ، همراه و همنشين بودم و شايد بهتر از ديگران بدانم كه " نوذر پرنگ" چه مايه شور ، شيدايي و توانايي بديع سازي داشت. در آغاز براي امرار معاش به ترانه سرايي رو آورد ، اما به جز چند ترانه معروف مانند "اسب ابلق" نام خود را بر هيچ كدام از ترانه ها نگذاشت. در زمينه ترانه سرايي بيشتر و شايد عمدتا با "همايون خرم" كار مي كرد.
غزل هايي كه در سال هاي نوجواني و آن گاه كه در دبيرستان دارالفنون درس مي خواند ، سروده است ، از بهترين و ماندگارترين سروده هاي اوست.
درود باد به رندي كه چون پياله گرفت
نخست ياد حريفان خسته جان افتاد
به حافظ عشق و ارادتي بي مثال داشت و او را تك سوار عرصه شعر در تمام اعصار و قرون مي دانست.
به غير خواجه كه اين بنده از حواشي اوست
كسي نگفته ازاين شعر ناب نازك‌‏تر
در ميان شاعران و نويسندگان معاصر بيشتر با " نصرت رحماني"، "حسين سرفراز" ، " احمد سروش"، " فريدون مشيري"، "منوچهر نيستاني"، "ولي الله دروديان" و من محشور بود.
شعر "نوذر" ، مجموعه اي از همه ظرايف و دقايق بود و اگر چه دور از عوالم سياست سير مي كرد ، اما ظلم ستيز و انسان دوست بود.
روزگار ظالم از مظلوم باشد تيره تر
خانه اي تاريك تر از خانه شمشير نيست
در كنار آن به آزادانديشان و آنان‌‏كه جان بر سرعشق و ايمان مي گذارند حرمت مي ورزيد و حق شان را اين‌‏گونه ادا مي كرد :
آبروي جان پاكان بين كه هرجا مي روند
مي رود شمشير دشمن هم به استقبال‏شان
نوذر پرنگ بسيار نازك انديش و نازك خيال بود :
چه شكوه هاست به دل ريگ جويباران را
كه در ترانه‌‏ي آب روان نمي گجد
تا سر زلفت چه رنگي رو كند حالي دلم
بر گشاده بادبان چون لاله در توفان تو
" نوذر" در اوج شكوفايي به همت مادرش كه بانويي بسيار هوشمند و فداكار بود به آمريكا رفت . از مدت 15 سال اقامت او در آمريكا اطلاع درست و روشني در دست نيست ، اما آن چه مسلم است و من بارها از او شنيده ام ، به تحقيق در زبان فارسي و واژه شناسي سرگرم بوده است .
" نوذر" بعد از بازگشت به تهران مدت ها بيمار و بستري بود و سرانجام روزي كه سلامت تقريبي خود را باز يافت ، سراغ دوستان را گرفت . در فاصله بازگشت "نوذر" از آمريكا تا خاموشي او ، "بيژن ترقي"، شاعر و ترانه سراي معاصر نهايت دوستي و مراقبت را در حق "نوذر" مبذول داشت.
چندي بود كه دوشنبه هاي هر هفته اصحاب بزرگ موسيقي و شعر در خانه "ترقي" گرد هم مي آمدند و "نوذر" نگين آن حلقه بود و به خواست "بيژن" شعر مي خواند و سخن مي گفت . من به عنوان قديمي‌‏ترين دوست "نوذر" وظيفه خود مي دانم تا از همت و بزرگواري اين مرد سخن شناس كه قدر و بهاي" نوذر" را بهتر از همه دريافته بود ، سپاسگزاري كنم.
مجموعه غزل هاي "نوذر" به نام "آن سوي باد" نيز به همت اين بزرگوار فراهم آمد و به دست چاپ سپرده شد و اگر نبود ، "بيژن ترقي" دوستداران غزل هاي ناب "نوذر"، از ديدن و خواندن سهم بزرگي از آثار او محروم بودند . هم چنين بايد از "مهدي برهاني"، شاعر ، نويسنده و منتقد بزرگ معاصر سپاسگزار بود كه با دو نقد روشن و بسيار مستدل ، چهره واقعي "نوذر" را به جامعه ادبي عرضه كرد و نام "نوذر" را بر سر زبان ها انداخت.

+ منبع : مريم آموسا، گروه فرهنگ و انديشه ايلنا
سيامك گلشيري، دربارۀ ادبيات جدي
سيامك گلشيري : ادبيات بازاري به هيچ عنوان نمي‌تواند تاثيرگذار باشد، چرا كه شخصيت‌ها در اين داستان عمق ندارند و زبان نيز پيش پا افتاده است و حتا عناصر داستاني نيز در آن غلط است. اين داستان‌ها ماندگار هم نخواهند بود و در دوره‌ي بعدي، خود و نويسندگان‌شان محو مي‌شوند. در اين ميان نويسندگان جدي و آثار جدي مي‌مانند كه روي مخاطب تأثير زيادي مي‌گذارند.

+ نويسنده‌ي جدي در ايران نمي‌تواند از راه نوشتن و كتاب زندگي‌اش را بگذراند. ممكن است كتابي بنويسد و يك سال هم طول بكشد تا تمام شود، ولي بعدا نمي‌داند كه اين اثر با چه سرنوشتي روبه‌رو خواهد شد. اين مي‌شود كه توليد ادبيات بازاري در ايران بيش‌تر مي‌شود.

+ نويسنده وقتي حرفه‌يي شد، احتياج به نوشتن دارد، و اين نياز به نوشتن باعث مي‌شود كه بنويسد. ممكن است در كوتاه‌مدت اثرش را چاپ نكنند، ولي بعدها چاپ خواهد شد و نوشتن براي تمام نويسندگان جدي اهميت فراواني دارد، حتا اگر اثرشان چاپ نشود.‌
+ منبع : ايسنا
رسول مرادي، خوشنويس
چند سالي است نرم افزارهاي رايانه اي به بازار آمده اند که مي توان با آنها خوشنويسي کرد...
+ نرم افزارهاي موجود لطمه اي به خوشنويسي هنري نمي زند. به دليل اين که بيشتر مورد استفاده تبليغات و نيازهاي معمولي روزمره است و اين حتي به نفع هنر خوشنويسي است ، چون هنرمند خوشنويس ديگر به اين گونه مباحث نمي پردازند و به اين طريق ارزش و جايگاه خط و خطاطي حفظ مي شود. همان طور که وقتي فرش ماشيني وارد بازار شد چيزي از ارزش فرش دستباف کاسته نشد و با جايگزيني نسبي فرش ماشيني در استفاده هاي روزمره به جاي فرش دستي ، اين فرش به عنوان يک اثر هنري از زيرپاها روي ديوارها رفت. پيش از به وجود آمدن اين ابزار در خوشنويسي ، خطوط ضعيفي در استفاده هاي روزمره به کار مي رفت ؛ اما با روي کارآمدن اين نرم افزارها شاهد کارهاي بهتري در اين حيطه هستيم به شرط آن که افرادي که با اين نرم افزارها کار مي کنند، خود خوشنويسي را تاحدي دانسته و کار کرده باشند، چون ترکيب کلمات ، کرسي ها، کشيده ها و همجواري آنها نکاتي است که اجراي آن براي يک ناآشنا به اصول مقدور نيست.
+ متن كامل گفتگو با رسول مرادي، خوشنويس.ازجام جم،محمدرضا تحقيقي احمدي
August 18، 2006
Pakistan, Karachi, Aug 18
+ پاكستان، كراچي، 18 آگوست
+ عكس از : Zahid Hussein / Reuters
آئين نكوداشت استاد جليل شهناز و درويش خان
آئین نکوداشت استاد جلیل شهناز و زنده‌یاد درویش‌خان، نوازندگان برجسته تار، عصر روز چهارشنبه با حضور جمعی از بزرگان هنر موسیقی در فرهنگسرای هنر برگزار شد.
استاد شهناز را با آمبولانسي که جلوي در بود به آنجا منتقل کرده بودند.

+ استاد محمدرضا شجريان : ساز شهناز خاص اوست. درست مثل اثر انگشت. پيام او را کسي نمي تواند تقليد کند. من تنها خواننده اي هستم که استادم را يک نوازنده مي دانم. من به او مديون هستم.

+ پيام استاد حسن كسايي : موسيقي کار هر کسي نيست. همه موسيقي را گوش مي دهند اما کساني که سره را از ناسره تشخيص دهند زياد نيستند. افراد زيادي نيستند که بتوانند موسيقي استاد شهناز را درک کنند. خيلي ها ساز مي زنند اما ساز شهناز چيز ديگري است.

+ استاد داريوش پيرنياكان با اشاره به وجوه مشترک درويش خان و استاد شهناز : اين دو هنرمند بزرگ در دو دوره مختلف تاريخي نوآوري هاي زيادي را در ساز خود ارائه کردند.
من با ساز شهناز به موسيقي علاقمند شدم.
رديف شيوه آموزش موسيقي است. اگر کسي آن را نياموزد به درجاتي که بايد نمي رسد. موفقيت اين دو هنرمند به اين دليل است که هر دو با اشراف بر رديف دست به نوآوري و ابداع مي زنند. او بخش هايي را وارد موسيقي کرد که تا به آن روز در موسيقي وجود نداشته بود.

+ متن كامل از: آزاده شهمير نوري، خبرگزاري ميراث فرهنگي
+ عكس از: خبرگزاري مهر و ميراث فرهنگي،عكس در سايت منبع با كليك روي عكسها
بهمن جلالي، عكاسي خبري
بهمن جلالي : وظيفه و رسالت عكاسي مستند، ديدن و نماياندن چيزهايي است كه مردم يا نمي‌بينند و يا سانسور و سيستم‌هاي ناظر اجازه‌ي ديدن آن‌ها را نمي‌دهد.
+ اين كه مي‌گويند عكاس‌ها قدرت ايجاد تغيير ندارند، درست نيست، من مي‌گويم شما سانسور را از عكس خبري برداريد تا بگويم چه تاثيري دارد.
+ نمي‌توانيم عكاس خبري شويم تا وقتي‌كه عكس هرچه مقابلمان است را بگيريم، بدون آن‌كه چرايي آن‌را بدانيم. خيلي وقت‌ها عكاس‌ها به‌خاطر نوع كارشان در مطبوعه و خبرگزاري خواه‌ناخواه آدمي در خدمت رسانه مي‌شوند؛ اما بايد حواستان باشد كه دقت كنيد از طريق انتخاب عكس‌هاتان استيل ديدگاه شخصي‌تان را از دست ندهيد. اكنون سيلي از عكاسان خبري هستند كه ديدگاه شخصي ندارند اما دارند كار مي‌كنند وعكس مي‌گيرند.
+ منبع : دومين كارگاه عكاسي خبري ايسنا
28 مرداد، ادبيات سياه و كافه نشيني
عبدالعلي دستغيب ، نويسنده و منتقد ادبي : با کودتای 28 مرداد 32 ادبیات سیاه و کافه نشینی رواج یافت و تنها چند نفر مثل شاملو و نصرت رحمانی و بهرام صادقی از این گرداب نجات یافتند . ادبیات در این دوره صورتی تراژیک به خود می گیرد و مثل ادبیات بعد از هجوم مغول سرشار از غم شکست می شود که تا دهه پنجاه نیز امتداد می یابد .

+ هر واقعه سیاسی و اجتماعی مهم در روحیات و اندیشه های عموم مردم و به ویژه روشنفکران ، اهل قلم و صاحبان فکر تاثیر می گذارد.

+ بطور کلی جامعه ما تحولات زیادی را بعد از هجوم مغولان از سر نگذرانده و آنچه بوده مربوط به سیاست های خارجی در ایران بوده است؛ چرا که ساختار فئودالی اجازه حرکت از پائین را به مردم نمی داد و تحولات در بالا رخ می داد.

+ در شرح وضعیت روشنفکران در آن دوره : در چنین موقعیتی روشنفکر ما که خیلی تند و باشتاب حرکت کرده بود و می خواست همه جا را اصلاح کند خود را کنار کشید و اینها ناشی از ناپختگی جریان روشنفکری ما بود. ما نیز که در آن دوره فعالیت می کردیم خام و ناپخته بودیم. در این مدت ادبیات سیاه در ایران رایج شد و " نکبت " امیر گل آرا نوشته شد. خودآزاری، خودزنی، محتوم دیدن قضایا، تیرگی فضاها، پناه بردن به افیون و ... باب روز ادبیات شد.

+ تاثیر کودتای 28 مرداد به هیچ فرم و شکل ادبی خاصی منجر نشد و تنها در محتوا رخ داد. پیش از آن داستان و شعر ما دگرگونی های خود را صورت داده بود و نیما و هدایت هر یک در مقطعی دست به ابتکارات جدید در ادبیات ایران زدند. در واقع این محتوا بود که به تراژدی نزدیک شد و به عنوان نمونه در آثار توللی و نادرپور و نصرت رحمانی به تاسی از بودلر ادبیات سیاه را پایه گذاردند .

پيشرو يا هنرمند كسي نيست كه به تنهايي يك جريان را بوجود آورد، بلكه او يك جريان را زودتر از ديگران تشخيص ميدهد و به آن شكل و انسجام مي‌بخشد. از گفتگو با عبدالعلي دستغيب در سال 80، متن كامل

+ منبع : خبرگزاري مهر
+ عكس از: همشهري
حرف زدن از برشت، فهمیدن برشت
ما شاید از برتولت برشت خیلی حرف می‌زنیم، اما تجربه ثابت کرده ما پدیده‌هایی را که درباره‌شان خیلی حرف می‌زنیم، خوب نمی‌شناسیم.

دویچه‌وله : تاثیرگرفتن برشت از تئاتر شرق مورد قبول خودش هم بوده، اما در ایران بعضی‌ها معتقدند که او حتي از تعزیه هم تاثیر گرفته. نظر شما در این مورد چیست؟
علي اصغر دشتی: تکنیک برشت را به گونه‌های نمایشی که در ایران وجود دارد نسبت می‌دهند، به گونه‌های نمایش سنتی. اما علل پیدایش این گونه‌های نمایشی در ایران به‌شدت متفاوت است با علل پیدایش تکنیک‌های برشت. یک مسئله‌ مهمی که وجود دارد این است که او همه‌ چیزهایی را که از آنها الگو می‌گیرد با یک اندیشه تلفیق می‌کند. برشت برای انتقال اندیشه‌اش راهی را انتخاب می‌کند که به نظرش می‌رسد از آن راه بهتر اندیشه منتقل می‌شود. راهش هم این است که می‌گوید من هیچ علاقه‌ای ندارم به اینکه تماشاگر در احساسم غرق بشود. من می‌خواهم تماشاگر غرق در اندیشه و تاملش بشود. و این در واقع تحریک تعقل تماشاگر انگیزه اصلی پدیدآمدن آن تکنیکی‌ست که به لحاظ اجرایی برشت از آن استفاده می‌کند و به‌کلی با آن چیزی که در تعزیه ایرانی اتفاق می‌افتد مغایرت دارد. برشت ایجاد تعقل و اندیشه می‌خواهد بکند، ولی تعزیه ایرانی تلاش می‌کند که ایجاد همذات پنداری و سوگواری کند و عقاید دینی را تحریک بکند.
متن كامل اين گفتگو را اينجا بخوانيد +
شهلا پروين روح
شهلا پروين‌روح، نويسنده : خواننده عام روي كلمات چندان دقيق نمي‌شود ‌و نگاهش روي آن‌ها سر مي‌خورد و تنها داستان را دنبال مي‌كند؛ در واقع كلمه بهاي چنداني در ادبيات عامه‌پسند ندارد، در حالي كه در داستان جدي خواننده كتاب چون مي‌خواهد حرفه‌يي بخواند، عميق مي‌خواند و تا كلمه يا جمله‌اي را درك نكند و مانند خانه‌هاي پازل آن را تكميل نكند، نگاهش به كلمه بعدي نمي‌رود. او كلمه كلمه را مثل قطره قطره آب جذب مي‌كند و همان كلمه‌اي كه از نگاه مخاطب داستان عامه‌پسند گذشته است، در نگاه خواننده جدي جلوه و عمق ديگري دارد؛ به اين دليل روي ادبيات جدي سخت‌گيري بيش‌تري وجود دارد تا ادبيات عامه‌پسند.
+ مطالعه متن كامل از ايسنا
+ نگفتن ؛ گفتگو با شهلا پروين‌روح، از همشهري سال82
+ عكس از : همشهري
Live Writer
نويسنده زنده ويندوز نام نرم افزار جديدي از كمپاني ميكروسافت است كه كاربر خود را قادر مي‌سازد قابليت‌هاي وبلاگش را افزايش دهد و آن را براي بازديدكننده اش سرگرم كننده‌تر سازد.اين نرم افزار، كاربر را قادر مي سازد كه مطلب خود را بنويسد و پيش از انتشار آن بداند كه پس از انتشار، دقيقاً به چه شكلي درخواهد آمد. نويسنده زنده ويندوز، ساختار وبلاگ شما را مي شناسد، مثلاً كاملاً با مدل تيتربندي، فونتها، رنگها، تصاوير پس زمينه، پاراگراف بندي ها، فاصله ها و حاشيه هاي آن آشنايي دارد و شما را قادر مي سازد كه مطلب خود را با استفاده از اين ساختار ويرايش كنيد.
كاربر اين نرم افزار همچنين مي تواند با استفاده از آن تصاويري را نيز در وبلاگش منتشر كند.
+ سايت دانلود و تصاويري از نرم افزار
+ منبع : سپيده جديري از CHN
شهر سوخته، پيوستن به فهرست ميراث جهاني
شهرسوخته به رغم اهميت بسيار تاريخي آن، تاكنون براي جهاني شدن كانديدا نشده بود و اكنون مسئولان سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري با اعلام شايستگي پيوستن اين محوطه باستاني به فهرست ميراث جهاني، خواستار آماده‌سازي پرونده آن براي انجام اين مهم شده‌اند.
نخستين گام‌هاي آماده‌سازي پرونده محوطه باستاني شهر سوخته براي ثبت در فهرست ميراث جهاني برداشته شد.
+ مطالعه متن كامل از حسن ظهوري،خبرگزاري ميراث فرهنگي
August 17، 2006
Scarlett Johansson

+ اسكارلت يوهانسون، بازيگر سينما، در موزۀ هنرمدرن،‌نيويورك
REUTERS/Eric Thayer Pictures of the month,July 2006
خلوت بازار مي‌خواند سرودي خيس
گياه خواب مي‌بيند كه در باد
پلنگي از درختي ناگه افتاد

پيكر نوذر پرنگ - غزل‌سراي معاصر - از مقابل تالار وحدت به سمت قطعه هنرمندان تشييع، و طبق وصيت نامبرده، در جوار علي تجويدي به خاك سپرده شد. اين مراسم با حضور تعداد محدودي از شاعران و نزديكان وي انجام شد.
+ سجادي : تاسف مي‌خورم به حال كساني كه داعيه‌ي فرهنگ و هنر دارند، ولي در اين مراسم حضور پيدا نكرده‌اند و هرچند كه كميت اهميت ندارد، اما حضور همين عده نيز نشان از اداي احترام به اين شاعر بزرگ است.

+ موسوي گرمارودي : نوذر يكي از آخرين نمايندگان نئوكلاسيك در غزل معاصر بود و غزل را به تعبير خودش با گلچرخي رنگين، جلوه و نماي ديگري داد.
مهم‌ترين تجلي بزرگي و يگانگي نوذر اين است كه پيشاپيش هر كلمه‌اي كه گفته بود، ايستاده بود؛ همچنان كه فروغ [فرخزاد] مي‌گفت.
واقعا متاسفم كه به جز چند نفر از شاعران، كسي را اين‌جا نديدم. ما اين دردهاي دروني را كجا ببريم؟

ولگرد هاي باد،
غافل ز شهر و قصه‌ي باران و آنچه رفت
در كوچه باغها
مستانه، پشت پنجره ها سوت مي‌زنند
از: باران، تقي حاج آخوندي، " نوذر پرنگ"

+ مهدي ستايشگر موسيقي‌‏دان و مدير مجلۀ هنر موسيقي با اشاره به مراسم بزرگداشتي كه براي پرنگ در خانه شاعران برگزار كردند ‌‏: وقتي قرار شد كه مراسم بزرگداشت او در خانه شاعران برگزار شود ، او به من گفت كه تو در اين مراسم سخن بگو و پس از مراسم به من گفت كه آيا در مراسم خاكسپاري من به همين خوبي حرف خواهي زد كه ديشب به ياد حرف او افتادم.
با بيان اين مطلب كه بسياري از بزرگان ما پس از مرگشان شناخته مي شوند : حافظ 100 سال پس از مرگش در حاشيه ديوان "سلمان ساوجي" كشف شد . ما بارها از پرنگ در زمان حياتش خواستيم كه گفت و گويي با او ترتيب بدهيم و عكس او را روي مجله چاپ كنيم . اما هرگز به عكس گفت و گو تن نداد. به نقل از ايلنا

+ عمران صلاحي ‌‏: بسيار متاسف شدم ؛ من با اين كه با همه بزرگان نشست و برخاست داشتم ، هرگز با نوذر پرنگ ديداري نداشتم و اين گوياي عزلت گزيني وي است. از ايلنا

+ سهيل محمودي نيز به‌عنوان آخرين سخنران مراسم : براي نسل ما، نسلي كه شايد چهل‌وچندساله باشد، پرنگ يكي از معلمان جدي هنري است؛ حتا اگر گوشه‌نشين بود و در خلوت خودش. سال 65 او را در گوهردشت ديدم و به او گفتم كه شعرش معلم ماست و سال گذشته هم همين را به او گفتم كه شما معلم ما بوده‌ايد، شعر شما براي ما معلمي كرده است و الان هم ياد مي‌كنم كه نوذر از شاعراني بود كه به مفهوم پرنده به عنوان مضمون توجه داشت كه اين هم از روح بزرگ و رهاي او حكايت مي‌كند.

+ پيشنهاد مطالعه در همين زمينه

+ عكسهايي از اين مراسم: يك و دو و سه
منبع خبر: ايسنا
+ عنوان و ديگراشعار برگرفته ازسروده هاي نوذر پرنگ.
فعاليتهاي برشت در سينما
شايد بسيار کسانى که با نام برتولت برشت بعنوان شاعر و نمايشنامه‌نويس آشنا هستند، ندانند که او در زمينه فيلم و سينما نيز فعاليت‌هايى داشته است. برتولت برشت در سال ۱۹۲۳ براى نخستين‌بار به سينما روى آورد. فيلم «تجربه‌ى اسرار يک آرايشگر» که روابط پوچ و بيهوده روزمره‌ را در يک سالن آرايش بازتاب داده است.
+ فيلمنامۀ فيلمهاي جهان از آن كيست ؟ و اثر ضد فاشيستي بسيار مشهور، جلادان هم مي ميرند.
+ برتولت برشت در زمينه فيلم مستند نيز فعاليت کرد. فيلم مستند و شاعرانه «ترانه‌ رودها» بازتاب‌دهنده نيروى سياسى جنبش جهانى سنديکاهاست که ترانه‌هاى آن را نيز برشت ساخته بود.
مطالعۀ متن كامل مروري بر فعاليتهاي برتولت برشت در سينما، از پرويز حمزوي، DW

+ پيشنهاد مطالعۀ مطالب مرتبط : ويژه پنجاهمين سالگرد مرگ برشت و برتولت برشت، اينگونه
چهار هزار سال...
سد كارون دو، دشت باستاني ايذه كه خاستگاه تمدن ايلامي و هخامنشي بوده است را زير آب مي‌برد. قرار است اين سد در 45كيلومتري شمال غربي شهر ايذه در دشت سوسن ايذه و سوسن سرخاب مسجد سليمان ساخته شود. مسئولان ميراث فرهنگي فرصت دارند تا پيش از آبگيري، كاوشهاي اين منطقه را به پايان برسانند !
سد كارون 3 بسياري از آثار دورۀ ايلامي را در خود غرق كرد.
+ فرامرز خوشاب، مسئول انجمن دوستداران ميراث فرهنگي و گردشگري ايذه : با ساخت اين سد، 4 هزار سال تاريخ براي هميشه از بين مي‌رود. مجريان سد، زمين‌هاي كشاورزي اين محدوده را از اهالي خريداري كرده‌اند و به اهالي گفته‌اند با ساخت اين سد تمامي زمين‌هاي اين محدوده زير آب مي‌رود. دشت سوسن داراي آثار بسيار اررشمندي از دوره ايلامي‌ها است.
مطالعه متن كامل از خبرگزاري ميراث فرهنگي، زهرا كشوري +
August 16، 2006
آيدين آغداشلو

بنا به تصويب شوراي سياست‌گذاري دو سالانه هفتم و انجمن هنرمندان نقاش ايران آيدين آغداشلو به عنوان دبير دو سالانه هفتم نقاشي برگزيده شد.

+ منبع : خانه هنرمندان ايران
ادبيات جدي و ...
هوشنگ عاشورزاده : وقتي به كتاب‌هاي جدي با زمينه‌هاي اجتماعي اجازه انتشار داده نمي‌شود، طبيعي است كه ادبيات عامه‌پسند جاي آن را پر كند.
ممكن است كه گفته شود توليد ادبيات جدي فرقي نكرده است و ميزان انتشار كل كتاب‌ها را درنظر مي‌گيرند؛ اما بايد گفت كه سانسور مانع ادبيات جدي روزگار ماست.
داستان‌نويسان جدي ما كه ادبيات جدي خلق مي‌كنند، ترجيح مي‌دهد براي چاپ اقدام نكنند و آ‌ن‌ها هم كه خوش‌بين‌ترند، ممكن است اثرشان را براي چاپ بدهند، ولي در انتظار مجوز بماند؛ بنابراين وقتي سانسور شدت يابد، ادبيات رمانتيك، جوان‌پسند و عامه‌پسند كه كم‌تر سانسور مي‌شود، بيش‌تر توليد خواهد شد.
ادبيات جدي هرگز كم‌رنگ نخواهد شد و اين كم‌رنگ شدن مقطعي است، تنها در مقطعي مي‌توان مانع ادبيات جدي شد؛ همان‌طور كه زماني جلو انتشار آثار صادق هدايت و صادق چوبك گرفته مي‌شد و فكر مي‌كردند كه با مانع شدن، مي‌توانند آثار اين افراد را از اذهان پاك كنند، ولي ديديم به محض اين‌كه آثار آن‌ها اجازه انتشار يافت، به چاپ‌هاي متعدد رسيد؛ بنابراين هرگز با سانسور و اجازه ندادن، نمي‌توان ادبيات يك ملت را محو كرد.
در تمام ادوار ادبيات عامه‌پسند همواره مورد استقبال بيش‌تر بوده است، اين كه امروز در كشور ما ادبيات عامه‌پسند مورد استقبال بيش‌تري نسبت به ادبيات جدي قرار مي‌گيرد، امر تازه‌اي نيست و تنها به كشور ما مربوط نمي‌شود، بلكه در تمام دنيا اين‌گونه است كه ادبيات عامه‌پسند بيش‌تر مورد اقبال است. زماني كه آثار هدايت با تيراژ پاييني چاپ مي‌شد، آثار حسينقلي مستعان يا جواد فاصل را روي دست مي‌بردند. ولي امروز آثار كدام‌يك مانده؛ جز هدايت كه آثارش بارها تجديد چاپ شده است.
ادبيات جدي خوانندگان جدي مي‌خواهد كه ديدگاه اجتماعي داشته باشند. ممكن است تعداد خوانندگان ادبيات جدي نسبت به ادبيات عامه‌پسند كم باشند، ولي خوانندگان ادبيات جدي آگاهي دارند.
‌تيراژ ادبيات جدي به صورت خجالت‌آوري رسيده است. با تمام اين احوال ممكن است كه ادبيات عامه‌پسند تيراژ زيادي داشته باشد، ولي ادبياتي ماندگار نيست و بعدها نيز كسي دنبال آن نمي‌رود. در واقع ادبيات جدي ادبياتي هميشگي است و مي‌ماند، و ادبيات عامه‌پسند ادبياتي كه مي‌آيد و مي‌رود.
+ منبع : ايسنا
+ عكس از : Rooholla Vahdati, Isna
نويسندگان
محمود گلابدره‌‏اي : البته در حال حاضر رمان من چيزي در حدود 7 ماه است كه در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در انتظار مجوز مانده است و معلوم نيست وضعيتش چه مي شود.
گلابدره‌‏اي با بيان اين مطلب كه با اين كه وزير فرهنگ و ارشاد قول‌‏هايي در حوزه فرهنگ و هنر مبني بر مبارزه با هر گونه قلع و قمع فرهنگي داده بود ، گفت ‌‏: شرايط و اتفاقاتي كه در يك سال اخير رخ داده است نشان مي دهد كه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي كاري براي هنرمندان و مولفان نكرده‌‏ ، بلكه شرايط صدور مجوز و انتشار كتاب نيز دشوارتر شده است.
انجمن‌‏هايي كه از سوي نهادهاي دولتي راه انداخته شده‌‏اند نيز هيچ كاري براي نويسندگان نكرده و نمي كنند و با اين شرايط هيچ انتظاري از مسوولين نمي‌‏توان داشت.
+ منبع : ايلنا
August 15، 2006
از ناشر تا صفحه بند
عمران صلاحي : متاسفانه جامعه ما خيلي حساس شده و اين حساسيت به قدري است كه ديگر مردم تحمل هيچ چيزي را ندارند چه برسد به اينكه شما طنز در مورد كسي بنويسيد به همين خاطر نوشتن طنز و كشيدن كاريكاتور عوارض جانبي بيشتري پيدا كرده است مثلاً نويسندگان و كاريكاتوريستهاي ما در مجموع چيزهايي مي نويسند كه به جايي بر نخورد و اين اصلاً مطلوب نيست چرا كه طنزپرداز بايد بتواند حرف بزند و آيينه را همچنان جلوي جامعه نگه دارد و اتفاقاً اين به نفع جامعه است كه عيبهايش گفته شود.

+ طنزپرداز بايد بتواند زندگي اش را بچرخاند و نه اينكه احياناً با نوشتن چيزهاي خط قرمزي، زندگي اش را از دست بدهد و اتفاقاً به همين خاطر است كه يكي از آفات طنز نويسي يعني خودسانسوري كه بدترين آنها هم هست به سراغ نويسندگان ما مي آيد. يعني در شرايطي مي افتيم كه نويسنده خودش دست و پاي خودش را مي بندد. از طرف ديگر روز به روز خط قرمزهاي ما زيادتر و پررنگ تر مي شوند و تنبيه ها نيز زيادتر مي شوند. در اين ميان فقط كتاب، نويسنده اي كه قصد و غرضي هم در نوشتن مطلبي نداشته، توقيف مي شود. اين اتفاق فقط به او لطمه نمي زند بلكه به كل صنعت نشر از ناشر گرفته تا صفحه بند آسيب مي رساند.

+ برخلاف برخي كشورهاي ديگر كه طنزپردازانشان از نبود سوژه گله مندند، جامعه ما سرشار از سوژه براي نوشتن طنز است و همين موضوع، مرا به آينده اين نوع نگارش اميدوار مي كند. با وجود تمام مشكلاتي كه در اين زمينه وجود دارد، معتقدم كه ممكن است شكل طنز عوض شود و اين مشكلات مانند دست اندازهاي خيابان آهنگ آن را آرام كند اما جريان طنز هيچ گاه متوقف نمي شود.

+ متن كامل را اينجا بخوانيد
از: كمال صادقي ، خبرگزاري ميراث فرهنگي
برتولت برشت، اينگونه
موفقیت نمایش عظیم است، اما من نه الان و نه آن اوائل فکر نمی‌کنم و نمی‌کردم که در برلین و یا هر شهر دیگری که نمایش در آن اجرا شده، آن را درک کرده باشند. آنها نفهمیدند که منظور نویسنده این است که ننه دلاور از جنگ هیچ درسی نگرفته. متوجه منظور نمایشنامه نویس نشدند: این که انسان‌ها هیچوقت از جنگ درس نمی‌گیرند.
برتولت برشت، پس از شش سال اجراي نمايش ننه دلاور و فرزندانش

+ گرچه آثار برتولت برشت در کنار کتابهای اشتفان تسوایگ و کافکا بیش از آثار هر نویسنده‌ی آلمانی زبان به فارسی ترجمه شده، بسیاری معتقدند که این ترجمه‌ها تنها معرف بخشی از جنبه‌های کار او هستند. ظاهرا گرایش اغلب مترجمان آثار برشت به اندیشه‌های مارکسیستی و چپ در دهه‌های ۴۰ و ۵۰ انتخابهای آنها را تحت تاثیر قرار داده و بیشتر جمبه‌های سیاسی و ایدئولوژیک آثار او را برجسته دیده‌اند.
+ متن كامل را اينجا بخوانيد
از: بهزاد كشميري پور، DW
بزرگترين ركن ترانه
فريدون شهبازيان : بزرگترين ركن ترانه مطرح كردن مسائل اجتماعي است.
+ يكي از بزرگترين ضعف ترانه‌ها در كشور ما، مناسبت‌هايي است كه در كنارشان اين آثار توليد مي‌شوند. بيشتر اين آثار كم‌اهميت و بي‌هويت هستند، زيرا كساني كه در صدا و سيما مجري برنامه‌هاي مختلف هستند به خودشان اين اجازه را مي‌دهند كه ذهن موسيقي مردم را منحرف كنند.
+ متن كامل از روزنا
موزۀ نت، از هفتۀ آينده
از آنجا كه بسياري از نت‌ها و آهنگ‌هاي بزرگان موسيقي ايراني در حال نابودي است اختصاص محلي به نام "موزه نت" و صدا اين آثار موسيقي را از ورطه نابودي نجات خواهد داد.

+ در اين موزه افزون بر نت‌هاي از آثار و قطعات موسيقي، كپي‌هاي آثار بزرگان نيز به منظور معرفي در معرض ديد علاقه‌مندان قرار خواهد گرفت. دست اندركاران موزه ابتدا سراغ آهنگسازاني كه در قيد حيات هستند، رفته و كارهاي آنها را پس از كامپيوتريزه شدن براي چاپ آماده مي‌كنند. همچنين آثار آهنگسازاني نيز كه از دنيا رفته‌اند نيز براي اين موزه جمع‌آوري مي‌شوند.
+ از: ايسنا
كپي رايت و نشر ايران
مدیر نشر توس : حمایت از ناشران در پرداخت کپی رایت ، آبروی نشر ایران را در جهان حفظ کرده و به وضعیت آشفته کنونی سرو سامان می دهد و نشر ما را یک گام به جلو می برد .
+ اگر قرار است این مساله و حمایت از کپی رایت به شکل قانون در آید ، باید وضعیت کتابهایی که قبلا چاپ شده و کتابهایی که هم اکنون در دست انتشار است ، به صورت شفاف در آن مشخص شده باشد تا اشکالی در کار نشر کتاب به وجود نیاید .
+ در نمایشگاه فرانکفورت که با ناشران آلمانی صحبت می کردم آنها از این موضوع به شدت گلایه داشتند که کتابی که هنوز در بازار عرضه نشده ، در ایران افست و منتشر می شود ! این نوع نگاه به ناشران ایرانی که در میان ناشران غربی وجود دارد برای نشر ما بسیار بد است و آنها به ما بد گمان هستند .
+ متن كامل از خبرگزاري مهر
August 14، 2006
حسين دهلوي
حسين دهلوي، استاد موسيقي ايراني :
+ تخصص ، موضوعي است كه در موسيقي ايران هيچ گاه به آن توجه نمي شود.

+ من زماني به يكي از مديران گفته بودم كه ميز سالاري درمديريت موسيقي حاكم است ووقتي مديري از كار بيكارمي شود، او را به عنوان مدير بخشي در حوزه موسيقي منصوب مي كنند.

+ با اشاره به اينكه از زمان تصدي رييس دفتر موسيقي ،مدتي است مي گذرد وهنوز او برنامه هاي خودرا اعلام نكرده :موسيقي از مدتها قبل بلاتكليف بوده و رييس جديددفتر موسيقي ،بايد هرچه زودتر برنامه هاي خودرااعلام كند.

+ درحالي كه امروزه ،همه چيز تخصصي شده ،تنهاچيزي كه در موسيقي اهميت ندارد تخصص است.

+ از: ايسنا
+ عكس از: ايران
ويژه پنجاهمين سالگشت مرگ برتولت برشت
+ امروز ۱۴ اوت برابر است با پنجاهمين سالگشت مرگ برتولت برشت.

+ اويگن برتولت فريدريش برشت

+ فوريه‌ى ۱۸۹۸ در شهر آگسبورگ آلمان زاده شد

+ برشت در سال ۱۹۱۷ به تحصيل فلسفه در دانشگاه مونيخ پرداخت، اما يك ترم بعد رشته‌ى تحصيلى خود را به پزشگى تغيير داد. مدت كوتاهى پس از آن، در جريان ناآرامى‌هاى انقلاب ۱۹۱۸ آلمان، دست از تحصيل كشيد و به عنوان بهيار به خدمت سربازى رفت.

+ او كه هرگز تحصيلات دانشگاهى را جدى نگرفته بود، در سال ۱۹۲۱ از دانشگاه اخراج شد.

+ در سال‌هاى ۱۹۲۲ و ۱۹۲۳ اجراى دو نمايشنامه به نام‌هاى «بال» و «آواى طبل‌ها در شب» از او در لايپزيگ و مونيخ، با اقبال و ستايش منتقدان روبرو و باعث شهرت وى به عنوان درام‌نويس شد. اين موفقيت براى برشت قرارداد همكارى با تئاتر مونيخ را به همراه آورد و باعث شد كه وى بتواند خود را يكسره وقف فعاليت ادبى و نمايشنامه‌نويسى كند.

+ برتولت برشت در سال ۱۹۲۴ از مونيخ به برلين رفت. در آنجا نيز در ارتباط با محافل مهم ادبى و تئاتر جمهورى وايمار قرار داشت. برشت در «تئاتر آلمان» در برلين، به عنوان نمايشنامه‌نويس و كارگردان مشغول به كار شد. وى در اين ايام براى دستيابى به سبك خاص خود، به تجربه‌ها و آزمايش‌هاى گوناگونى در زمينه‌ى تئاتر روى آورد.

+ برشت كه با انديشه‌پردازان ماركسيست و هنرمندان چپ زمانه‌ى خود در ارتباط تنگاتنگ و تبادل‌نظر بود، سرانجام دست به طراحى تئاتر «روايى ـ ديالكتيكى» زد و در همين راستا در سال ۱۹۲۸ قطعه‌ى «اپراى سه پولى» را با موزيك «كورت وايل» به روى صحنه برد. اين قطعه موفق‌ترين نمايشنامه تا پايان عمر جمهورى وايمار در سال ۱۹۳۳ در آلمان بود و بيش از ۲۵۰ بار بر روى صحنه رفت.

+ با برآمد ناسيونال‌سوسياليسم در آلمان، دوره‌ى آوارگى برشت نيز آغاز شد. يك شب پس از آتشسوزى در «رايشستاگ» كه با صحنه‌سازى ناسيونال‌سوسياليست‌ها و براى پيگرد دگرانديشان صورت گرفته بود، برشت به همراه خانواده‌اش از برلين گريخت و از طريق پراگ، وين، زوريخ و پاريس، سرانجام به دانمارك رفت.

+ بين سال‌هاى ۱۹۳۴ تا ۱۹۳۹ در مهاجرت اشعار، قطعات و نيز طنزهاى زيادى براى راديوى آلمانى‌زبان «فرستنده‌ى آزادى» نوشت و همزمان جزو گردانندگان مجله‌ى «مهاجرت چپ» بود كه در مسكو منتشر مى‌شد.

+ با شروع جنگ جهانى دوم، برتولت برشت محل اقامت خود را به نزديكى استكهلم منتقل كرد و در سال ۱۹۴۰ از بيم پيگرد ناچار به هلسينكى گريخت و از آنجا از طريق مسكو به كاليفرنيا در آمريكا رفت.

+ كميته‌ى فعاليت‌هاى ضدآمريكايى در اكتبر ۱۹۴۷ برتولد برشت را به دليل فعاليت‌هاى كمونيستى براى بازجويى دعوت كرد. برشت يك روز پس از آن خاك آمريكا را ترك كرد و به زوريخ رفت. نخست درخواست تابعيت از دولت اتريش كرد. و از آنجا كه ورود به منطقه‌ى اشغالى غرب آلمان براى او ممنوع شده بود، در پاييز ۱۹۴۹ دعوت اتحاديه‌ى فرهنگى شرق آلمان را پذيرفت و در برلين شرقى ساكن شد. در آنجا تا پايان عمر خود در سال ۱۹۵۶ به كار تئاتر پرداخت. در عين حال برشت همواره موضع مستقل و انتقادى خود را نسبت به رهبران كمونيست در آلمان شرقى حفظ كرد.

+ جايگاه ادبى او را به عنوان يكى از تاثيرگذارترين نمايشنامه‌نويسان آلمانى سده‌ى بيستم به رسميت شناخته‌اند.

+ از مهم‌ترين نمايشنامه‌هاى برشت مى‌توان به: «آواى طبل‌ها در شب»، «آدم آدم است»، «اپراى سه پولى»، «عروج و سقوط شهر ماهاگونى»، «آنكه گفت آرى و آنكه گفت نه»، «تدبير»، «مادر»، «ننه دلاور و فرزندان او»، «زندگى گاليله» «انسان نيك سچوان»، «دايره‌ى گچى قفقازى»، «ارباب پونتيلا و نوكرش ماتى» و... اشاره كرد. افزون بر آن، برشت صاحب ده‌ها جلد كتاب در زمينه‌هاى نظم و نثر و نيز مقالات و نوشته‌هاى تئوريك است.‌

+ از: بهرام محيي ، DW
کتابدار، حد واسطي بين بازار نشر و مراجعه کننده ها

ميزگرد بررسي وضعيت كتابداري ايران

متن كامل را اينجا بخوانيد.
+ از خبرگزاري ميراث فرهنگي ، مهبود مهرنوش
نقش و اصل ادبيات
اسدالله امرايي ، مترجم : عمده آثاري كه در دنيا چاپ مي‌شوند، آثاري هستند كه حرفي‌ براي گفتن دارند و نويسنده‌ها به هر حال حرف‌هايشان را مي‌زنند، اما گاهي گوش شنوا پيدا نمي‌شود. در بسياري از آثار خلق‌شده، طنز موجود در آثار، حماقت‌ها را به تصوير مي‌كشند و به طور كلي آثاري برد دارند كه در مجموع به درد انسان مي‌پردازند.

+ البته در دنيا آثاري هم توليد مي‌شوند كه در همان‌جا هم مدفون مي‌شوند و انعكاسي پيدا نمي‌كنند؛ كشورهايي مثل نروژ و بلژيك كه دغدغه‌شان ادبيات براي ادبيات است. اين نشان مي‌دهد علاوه بر ايران كه وضعيتش در اين زمينه خاص است، كشورهاي ديگري هم وجود دارند كه دچار اين مساله باشند.

+ جهان بيرون و درون انسان جدانشدني است؛ نه مي‌توان نقش ادبيات را پرداختن به جهان بيرون انسان به تنهايي تعريف كرد و نه پرداختن به جهان درون؛ اين دو جداي از هم نيستند.

+ از زبان ديگران ، وبلاگ اسدالله امرايي

+ عكس از وبلاگ اسدالله امرايي
+ منبع : ايسنا
نوذر پرنگ
اين قلم ديري است در جهل مركب مانده است
كو يد بيضا و انگشت ورق‌گردان تو

+ پيكر نوذر پرنگ چهارشنبه از مقابل تالار وحدت تشييع مي‌شود.
پرنگ ، وصيت كرده تا در جوار علي تجويدي به خاك سپرده شود.
اين شاعر و محقق در سن 69سالگي در كرج درگذشت.
دو مجموعه‌ي شعر "فرصت درويشان" (65) و "آن‌سوي باد" (82)، از آثار منتشرشده‌ي او هستند.

+ منوچهر آتشي سال 84 در نشست نقد و بررسي شعر پرنگ درباره‌ي او گفته بود: غزل‌هايي كه من از او خوانده بودم، با حافظ و صائب پهلو مي‌زد؛ بي هيچ اغراقي.
پرنگ از قديم هم شعر نيمايي مي‌نوشت. هرچند اين شعرها اغلب ذهني و تاريك بودند، و بيش‌تر در قالب دوبيتي‌هاي پيوسته ظاهر مي‌شدند، اما نگاه امروزي نيمايي متداول آن سال‌ها را داشتند، بويژه همان تيزبيني گرايشي نيهيليستي، كه تا حدودي در شعرهاي نصرت رحماني و يكي دو شاعر آشنا و نه چندان نام‌آشنا هم تجلي مي‌كرد. در شعر نوذر اما همه چيز صميمي و بي‌تصنع بود. نوعي پيري زودرس از همان ابتدا، گريبان اين شاعر دردمند را گرفته بود و شايد همين روحيه بود كه نمي‌گذاشت او قرار گيرد و آرام شود و به حال و هواي سني و جواني و جهان‌بيني امروزين خود برسد. شعر "گربه‌ي سنگي" او در اين حال و هوا ساختي استوار دارد و تصويرها نو، ولي دردآلود هستند.

+ عباس سجادي ، شاعر: در زماني كه خيلي‌ها روي آوردن شاعران را به ترانه كاري سطحي مي‌پنداشتند، اما پرنگ با شناخت و ايماني كه به اين موضوع داشت، به ترانه پرداخت و كارش هم از جوهره‌ي قوي برخوردار بود.


+ محمد علي بهمني ، شاعر : جايگاه او در غزل هم‌تراز كساني است كه در طول تاريخ غزل والا گفته‌اند و تأثيرش هم در غزل امروز انكارنشدني است.
+ كسي تا گسترده‌ي كاري پرنگ را از ترانه‌ها، كارهاي سپيد، مثنوي‌ها، ساقي‌نامه‌ها و غزل‌ها مرور نكند و تا از درون نوذر و زندگي‌اش كه بسيار شنيدني است و براي سوختگان، آتشي ديگر، شناسه‌اي نداشته باشد، شايد جايگاه او را درك نكند.

+ موسوي گرمارودي با اشاره به جلسه‌ي نقد و بررسي شعر پرنگ در خرداد سال گذشته با حضور خود شاعر و مرحوم منوچهر آتشي، يادآور شد: آن‌جا به اين موضوع اشاره كردم كه اشيا هم ناطق‌اند و گويا؛ ليكن به زبان بي‌زباني. اما اين‌طور نيست كه پديدار‌هاي عالم با همه سخن بگويند؛ شاعران و بخصوص شاعراني مثل پرنگ محرم رازهاي پديدار‌ها هستند و پديدار‌ها با كساني مثل او بيگانه و نامحرم نيستند.

+ عكس و گفتگوها از ايسنا
+ بيت ابتداي متن از نوذر پرنگ است
نرم افزاري براي وبلاگنويس ها
مایکروسافت قصد دارد در تاریخ 14 ماه آگوست سال جاری میلادی نرم افزار جدیدی را به مجموعه برنامه های Live خود اضافه نماید.
این برنامه ی جدید "نویسنده زنده ویندوز" یا Windows Live Writer نام گذاری شده است.
هدف از طراحی این برنامه از طرف مایکروسافت آن است که کاربران پس از استفاده بتوانند مطالب و نوشته های خود را در وبلاگهایشان پست نمایند. تا این لحظه، اطلاعات دقیقتری پیرامون این نرم افزار منتشر نشده و تنها به امکان غلط یابی املایی آن اشاره شده است.

+ منبع خبر: WinBeta.Net
ايران درودي
+ در آستانه‌ي 70 سالگي بانوي هنرمند نقاش مدرنيست ايراني - ايران درودي -، فيلم مستند و داستان زندگي و آثار وي تا چهل روز ديگر در سينماهاي آمريكا اكران مي‌شود.
+ اين فيلم را بهمن مقصودلو طي پنج سال گذشته بر اساس كتاب "در فاصله‌ي دو نقطه (خاطرات ايران درودي)"، تهيه و كارگرداني كرده و قرار است مهرماه سال‌جاري بر پرده‌ي سينماهاي آمريكا به‌نمايش درآيد.
+ آخرين كتاب منتشر شده از وي با عنوان "چشم شنوا"، كه خود آن‌را وصيت‌نامه‌اش مي‌داند، به سه زبان، در ايران، اروپا و آمريکا منتشر شده است.

+ از: ايسنا
+ تصوير از: ايران
منوچهر معتبر
+ به عنوان يک شهروند از شرايط پيرامونم تاثير مي گيرم و ناخودآگاه اين تاثير بر آثارم سايه مي اندازد. به نظرم آثار همه هنرمندان در سراسر دنيا ريشه در جامعه اطرافشان دارد.

+ طراحي تصوير کردن است. اما وقتي رنگ را وارد مي کنيم، به اين معني است که مي خواهيم تصوير را توصيف کنيم. سيب را قرمز نمي کنم، چون مي خواهم توصيفش را به ذهن مخاطب واگذار کنم. شايد مخاطب سيب سبز دوست داشته باشد، يا زرد. مي خواهم ذهن بيننده را آزاد بگذارم. از سوي ديگر براي خودم زيبايي تصوير بيشتر اهميت دارد تا رنگ و زينتش.

40 سال پيش کار کردن در اماكن عمومي در اتوبوس و پياده رو جرات مي خواست. شنيده بودم در فرانسه طراحان همين کار را مي کنند، مي خواستم طراحي لحظه اي اجتماعي را در ايران رواج دهم.
براي مردم خيلي عجيب بود، مي ايستادند و نگاه مي کردند. بعضي ها اعتراض مي کردند که چرا عکس ما را مي کشي و بعضي ها هم مي ايستادند و تقاضا مي کردند صورتشان را بکشم. طراحي از چيزي جز چهره براي مردم غير قابل درک بود. اول کار خجالت مي کشيدم اما بعد از مدتي عادت کردم. از همان زمان شيفته طراحي بودم.

+ متن كامل اين گفتگو را اينجا بخوانيد
از: خبرگزاري ميراث فرهنگي، سارا امت علي
كه از چه راههايي گذشتيم
مهرداد ضيايي : چيزي كه برايم مهم است اين است كه خيلي چيزها در خواندن اين كارها ياد گرفتم.
فهميديم كه از چه راه‌هايي گذشتيم‌،چه شيوه‌هايي را تجربه كرديم، چه گونه بيان كرديم، چه قدر در آن شكست خورديم و چه قدر كامروا شديم. اين كه اساسا آدم‌ها در آن زمان چه طور از يك وسيله‌اي كه به عنوان رسانه‌اي نو بود مثل همين ادبيات نمايشي به سبك فرنگي، استفاده مي‌كردند تا بتوانند مسايل سياسي خودشان را مطرح كنند. با اين كه مطبوعات وضعيت بدي نداشتند‌، در آن زمان تعداد مطبوعات زياد بود، تلويزيون، مجله كار خودشان را ادامه مي‌دادند و نسبتا آزادانه مي‌توانستند فعاليت رسانه‌ايي‌ خودشان را انجام دهند.
پس از روخواني چند نمايشنامه از دورۀ قاجار، به كارگرداني مهرداد ضيايي

+ متن كامل را از خانۀ هنرمندان بخوانيد
پاپ ها

گزارشي ازفعاليتهاي هنرمندان موسيقي پاپ ايران

متن گزارش را اينجا بخوانيد +
August 12، 2006
Greece, Aug 9

The moon rises behind the Temple of Poseidon, at cape Sounion, some 60 kilometers south of Athens
+ عكس از : AFP
نقد هاي بهمن جلالي بر دوسالانه‌ و نمايشگاه‌هاي عكس
+ بهمن جلالي:
مركز هنرهاي تجسمي حق و وظيفه ندارد كه از انجمن‌هاي صنفي دفاع كند. انجمن‌هاي صنفي به‌ عنوان يك حرفه كارشان را دارند انجام مي‌دهند؛ آن‌ها در ازاي توليد كارشان براي خود درآمد ايجاد مي‌كنند. حالا بگويند تكليف دانشجو و هنرمندي كه دارد كار خلاقه مي‌كند، به چه كسي مربوط مي‌شود؟ از بحران و دفاع از ميراث فرهنگي گرفته تا دفاع از ...؛ همه‌ي اين‌ها بسيار خوب است، اما راهي هم براي آدم‌هايي كه از دانشگاه‌ها فارغ‌التحصيل مي‌شوند و در جست‌وجوي عكاسي به‌عنوان هنر تجسمي مستقل هستند، پيدا كنند. چه كسي مي‌تواند از اين‌ها دفاع كند؟

+ وردپرس فتو، با 50 سال سابقه‌ي برگزاري، حدود 10 نفر داور دارد. تازه آن‌ها 10 نفري هستند كه همه‌شان در عكاسي خبري كار كردند.

+ دوسالانه‌اي درست كرده‌اند كه كسي نقدشان نكند و حرفي نگويد، وقتي نخود و لوبيا را در يك ديگ مي‌ريزيد كسي نمي‌ماند كه به شما اعتراض كند. يك نمايشگاه، يك مسابقه و يك دوسالانه به من نشان دهيد كه 27 داور با شاخه‌هاي مختلف داشته باشد. اين هم از آ‌ن كارها و حرف‌هاي عجيب و غريب است. اين دوسالانه، بازار مكاره شده است.

+ متاسف و ناراحت مي‌شوم، غمم مي‌گيرد كه در موزه‌ي هنرهاي معاصر اين مملكت، عكس كارخانه و صنعت و تبليغات ببينم، اما آقايان گويا مي‌خواهند راي و حضور داشته باشند و حرفي هم نشنوند؛ پس بهترين راه، شراكت است ديگر؛ و نتيجه هم اين مي‌شود كه مي‌بينيم.
+ مي‌توان نمايشگاهي فراگير از همه‌ي شاخه‌هاي عكاسي كه در اين مملكت وجود دارد، برگزار كرد، اما نام آن‌را بي‌ينال نگذارند. چراكه بينال تعريف دارد.


+ مسابقه‌اي به‌نام هنر و نيايش راه انداختند، چند ميليارد تومان هزينه برداشت. تنها مسابقه در ايران بود كه غرفه‌اي در فتوكينا داشت؛ فتوكينا نمايشگاه صنعتي بود، اما اين‌ها غرفه‌اي را اجاره كردند. جوايز چند ميليون توماني را هم دادند، اما چه اتفاقي در عكاسي ما انداخت، چه بازتابي در دنيا و حتا ايران داشت؟ چندصدميليون تومان هزينه كردند، اگر موفق بود چرا ادامه ندادند؟ اين بودجه را تلف كردند؛ درحالي كه با اين بودجه مي‌توانستند 20 كتاب را به يك مترجم سفارش ‌داده و به‌عنوان منابع دانشگاهي مورد استفاده‌ي دانشجويان باشد.
مي‌توانستند اين بودجه را صرف شهرستاني‌هايي ‌كنند كه حتي پول قاب كردن عكس‌هاشان را ندارند.

+ تنها سوالم از برنامه‌ريزان نمايشگاه اين است كه چه دستاوردي پيش آورد؟ آيا در دنيا موفق شد، آيا در ايران موفق شد، اين پول صرف چه شد؟ همين بازي را داريم سر دوسالانه در مي‌آوريم؛ شعار مي‌دهيم، جايزه مي‌دهيم و ... مبادا كسي از ما برنجد! حالا مي‌خواهم از كساني كه سه سال پيش چنين تاختند، فحاشي كردند و بدوبي‌راه به ما گفتند و معلوم نيست الان كجا هستند، بپرسم حالا چرا درباره‌ي اين مقولات حرفي نمي‌زنند، آيا مشكلشان من بودم؟

+ منبع: مطالعه متن كامل از ايسنا
قواعد بازي
محمد آزرم، شاعر :
+ قدرت‌ها با كنترل و تصميم‌گيري به جاي ديگران، يك نكته اساسي را فراموش مي‌كنند؛ انسان‌ها خودشان داراي شعور هستند و مي‌توانند به تنهايي يا با مشورت ديگران تصميم بگيرند، اما نيازي به اقدام ديگران ندارند. به جاي محدود كردن يا ايجاد مانع در برابر اطلاعات بايد به گسترش جهاني و تحليل اطلاعات بپردازيد، در غير اين صورت بازنده جنگ تكنولوژي اطلاعات قطعا شما خواهيد بود.

+ زماني يك قدرت امكان مخفي كردن آنچه را نمي‌خواست ديگران يا قدرت‌هاي ديگر از آن مطلع شوند، داشت، اما امروز قدرت آشكارسازي اطلاعات و مهم‌تر از آن قدرت تحليل اطلاعات در رسانه‌ها آن قدر زياد است كه اجازه چنين كاري را نمي‌دهد. امروز به هيچ وجه نمي‌توانيد آنچه كه نيستيد يا آنچه را كه نداريد، مدعي بودن و داشتنش باشيد. شرايط بازي كاملا تغيير كرده و براي اين كه بازنده آن نباشيد، نه فقط مثل آن‌هايي كه بازي بلدند، بلكه بارها بهتر از آنها بايد بازي كردن را ياد بگيريد.

+ اگر جلوي انتشار يك كتاب، فيلم يا هر اثر هنري و غير هنري گرفته شود، از هر نوعي كه باشد، بلافاصله و با شدت بيشتر، از مسيرهاي غير قابل كنترل منتشر مي‌شود. اين مسيرهاي كنترل نشدني چون پاسخ‌گو به هيچ قانوني نيستند، براي برخي افراد سودهاي بادآورده‌اي به دنبال دارند.

+ كتابي به هر دليل توقيف يا سانسور مي‌شود و هنوز خبر اين اتفاق منتشر نشده، قيمت آن در بازار آزاد چندين و چند برابر مي‌شود. فيلمي از روي پرده سينماها جمع مي‌شود يا حتي اجازه نمايش پيدا نمي‌كند و بعد در تيراژ بسيار وسيع دستفروش مي‌شود. جلوي سايت‌هاي اينترنتي گرفته مي‌شود، ولي فيلترشكن‌ها اين موانع را پشت سر مي‌گذارند.

+ از‌: ايلنا
+ عكس از: ايلنا، سولماز پور عبدا..
ترجمه

عباس پژمان ، مترجم :
+ تاثیرترجمه درفرهنگ و ادب هر ملتی یک امر بدیهی است و در همه زبانها به دنبال هر نهضت ترجمه شاهد یک شکوفایی ادبی نیز بوده ایم .

+ ترجمه یک اثر پرارزش و ارائه یک ترجمه با ارزش کارراحتی نیست و حتی گاهی سخت تر از کار مولف خواهد بود .
+ متن كامل از مهر
+ عكس از مهر
نمايش كودك : كمبود بودجه

آزاده پورمختار، مدرس تئاتر و عروسك گردان :
+ بودجه‌ای که برای اجرای یک نمایش کودک در نظر گرفته می‌شود، یک سوم کار بزرگسال است.

+ اگر بودجه مناسب در نظر گرفته شود می‌توان در همین سالن‌های فرهنگسراها که اصولا برای اجرای نمایش هم شاخته نشده‌اند، نمایش‌های ساده در ژانرهای مختلف کودک روی صحنه برد و دست‌اندرکاران تئاتر کودک را با برخورد مناسب برای کار در این سالن‌ها تشویق کرد.

+ در حال حاضر بسیاری از نمایش‌هایی که در این محل‌ها به عنوان نمایش کودک روی صحنه می‌روند، ویژگی‌های کار کودک را ندارند و تنها با موسیقی و آواز می‌خواهند آن را به عنوان نمایش کودک مطرح کنند. اما این نوع نمایش‌ها حتی بر اساس کار کودک شکل نگرفته است.

+ دولت باید اجازه بدهد سالن‌های نمایش خصوصی توسط سرمایه‌داران این بخش ساخته شود و در کنار آن دولت نیز از تئاتر کودک و نوجوان حمایت کند. چون در تمام دنیا از سوی دولت حمایت قوی از تئاتر صورت می‌گیرد.

+ منبع عكس و خبر : مهر
كدام ادبيات جدي؟

قاسم كشكولي، نويسنده:
+ اين يك ضعف و شكست خواهد بود كه ادبيات عامه‌پسند بر ادبيات جدي - از نظر كمي - غلبه يابد. اگر اين امر صادق باشد، نشان از سقوط و نزول جامعه خواهد بود؛ چراكه ادبيات با انسان و معرفت‌شناسي سروكار دارد و وقتي سقوط مي‌كند، انسانيت نيز سقوط مي‌كند و به ادبيات باسمه‌يي مي‌رسد.

+ دليل اين‌را ‌كه ادبيات جدي در مقابل ادبيات عامه‌پسند كم شده است، بايد در ساختارهاي جامعه جست و دقيق شد.

+ امروز كدام ادبيات جدي باقي مانده است؟ آن‌ها كه اين نوع ادبيات را توليد مي‌كردند، يا به خارج از كشور مهاجرت كرده‌اند، يا از دنيا رفته‌اند يا كارشان پشت در سانسور مانده است؛ پس آن‌چه مي‌ماند، مشتي كار است كه تارهاي حس‌گر كسي را تحريك‌ نمي كند.

+ در تلويزيون و سينما هم اين قضيه صادق است. سينماگران جدي‌ ما ‌كدام‌شان كار جدي و خاص مي‌كنند؟ درواقع فضايي براي سرگرمي و ابتذال را در فيلم و ادبيات به‌وجود مي آورند.

+ وقتي ادبيات جدي كم‌رنگ شده است، و وقتي تيراژ ادبيات خاص ما هزارتاست و تيراژ كتاب‌هاي عامه‌پسند به 500هزار تا هم مي‌رسد، يعني اين‌كه موفق شده‌اند ادبيات جدي را كم‌رنگ كنند. در بلندمدت اين انسان ايراني است كه زيان مي‌بيند. بچه‌هاي ما و تمدن ايراني آسيب خواهند ديد، چراكه ادبيات مستقيما با انسان سروكار دارد.

+‌ منبع: ISNA
+ عكس از ايسنا
August 11، 2006
شب كامبيز درم بخش
مجله‌ی بخارا، مراسم بزرگداشت «كامبيز درم‌بخش» كاريكاتوريست معاصر را با عنوان«شب كامبيز درم‌بخش» پنجشنبه نوزدهم مردادماه درتالار بتهون خانه‌ي هنرمندان ايران برگزار كرد.
در اين برنامه، آيدين آغداشلو ، جمشید ارجمند، شهرزاد اسفرجاني، ابراهيم حقيقي، ناصر نيرمحمدي و مسعود شجاعي طباطبايي سخنراني كردند.

+ آيدين آغداشلو به عنوان نخستين سخنران، ابتدا به جمله اي از اومبرتو اکو اشاره کرد:اين هنرمند مي گويد براي ماندگار شدن، دو راه هست يکي اينکه آدم بچه دار شود و يا اثر هنري خلق کند. تعداد زيادي از ما هر دو را انجام داده ايم اما زماتي که به مجموعه آثار کامبيز توجه مي کنم، مي بينم با اين انبوه درخشان که حاصل مکالمه او با جهان است، ماندگاري او تام و تمام خواهد بود.
- او مثل همه ما در جواني شروع کرد و اکنون 50 سال از شروع فعاليت هنري اش مي گذرد، حرفه اي بودن محض او سبب شد بدون دست و پا زدن هاي بيهوده و هرز رفتن، راهش را بيابد و ادامه دهد. او از ابتدا در جست و جوي معنا و مفهوم خودش بود و در نهايت زبان خود را پيدا کرد. زباني که پيدا کرد به مفهوم نوعي جهان بيني بود که به مرور زمان صيقل يافت و تبديل به اثر هنري شد.