SahelHa
ساحل ها
September 16، 2006
داوينچي؛ تجربه، آزمايش و طراحي
موزه‌ي ويكتوريا - آلبرت انگلستان، نمايشگاهي با عنوان "‌لئوناردو داوينچي؛ تجربه، آزمايش و طراحي"، دربر گيرنده‌ي حدود 60 اثر از نقاشي‌هاي لئوناردو داوينچي است كه از مجموعه‌هاي خصوصي انگليسي كه گفته مي‌شود براي نخستين‌بار، گردآوري شده‌اند.
در اين نمايشگاه نقاشي‌هايي در سايزهاي بزرگ به‌نمايش درآمده و براي وضوح بخشيدن به آنها از انيميشن‌هاي كامپيوتري نيز استفاده ‌شده و نيز به جنبه‌هاي اساسي و بنيادي آثار داوينچي، چگونگي انتقال افكارش را به كاغذ و نيز تصاويري از دفترچه‌هاي داوينچي كه سرشار از ايده‌هاي مختلف و بي‌همتاست، پرداخته شده است.

وبسايت نمايشگاه

دبير نمايشگاه - پروفسور "مارتين كمپ": لئوناردو داوينچي در نسخه‌هاي دست نوشت خود، فرايند فكري‌اش را به ما نشان مي‌دهد. او برخلاف هنرمندان ديگر از دفترش به‌عنوان ابزاري براي شناسايي دنياي اطرافش استفاده مي‌كرد و نه به‌عنوان دفتري براي جمع‌آوري نقاشي‌هايي كه به پايان رسيده‌اند.

وبسايت موزۀ ويكتوريا - آلبرت





آثار انيميشن در اين نمايشگاه با بزرگنمايي دياگرام‌هاي ظريف و پيچيده مسير فرايند ذهني داوينچي را به‌تصوير مي‌كشد و به بازديدكندگان اين فرصت را مي‌دهد تا راه‌هاي جديدي از درك و نگرش او را تجربه كنند. مدل‌هايي از طراحي‌هاي او كه در اندازه‌هاي بزرگ هستند، نظير ماشين پرواز و كمان تفنگي غول‌آسا، در اطراف و فضاي باز موزه‌ي ويكتوريا - آلبرت عرضه شده.ايسنا
تصویری نادرست از دین اسلام
رونزی مارتینلی در فیلم جدیدش تحت عنوان "تاجر سنگ" تصویری نادرست از دین اسلام ارائه داده و به انتقاد شدید از پیروان این دین می پردازد. " تاجر سنگ " شرح حال جوان ایتالیایی را روایت می کند که پس از گرایش به دین اسلام به خدمت القائده در می آید.
زمانی که رسانه های ایتالیا از فیلم "تاجر سنگ" به عنوان یک اثر ضد اسلامی یاد کردند ، کارگردان بار دیگر با اظهارات ضد اسلامی اش به جنجال های موجود دامن زد و خشم مسلمانان را بیش از پیش برانگیخت.
صنعت چاپ، قوانين دست و پاگير
مهران شهریاری، فعال صنعت چاپ، مدير ليتوگرافي پارس: صنعت چاپ کشور توان بالقوه ای برای فتح بازارهای جهانی دارد اما موانع و قوانین دست و پاگیر مانع از توسعه صادرات خدمات چاپ می شود .اگر این موانع که به نظر من چندان هم توجیه منطقی ندارد برداشته شود بسیاری از چاپخانه های ما می توانند از دیگر کشورهای همسایه سفارش های چاپی زیادی دریافت کنند .

در زمینه واردات ماشین آلات جدید و پیشرفته موانعی وجود دارد ، ازجمله می توان به موانع قانونی برای دریافت تسهیلات اشاره کرد. متاسفانه تسهیلات بانکی که برای گشایش اعتبارات اسنادی برای ورود ماشین آلات جدید در نظر گرفته می شود مقررات دشواری دارد و به عنوان مثال ماشین آلاتی که ساخت پنج سال قبل باشند را شامل نمی شود. این مسئله باعث می شود که ما نتوانیم با توجه به موجودی خود اقدام به خرید دستگاه های مناسب کنیم . سودهای کلانی که فعالان صنعت چاپ باید به بانک ها بپردازند با سود حاصل از فعالیت های آنها برابری نمی کند و این مسئله باعث ورشکستگی بخش زیادی از فعالان این صنف شده و کمر آنها را خمیده کرده است .

+ اغلب واحدهای لیتوگرافي برای توسعه کار خود مایل به استفاده از دستگاه های چاپ و واردات این نوع ماشین آلات هستند اما برای این کار سرمایه کافی در اختیار ندارند .

+ هم اکنون امور برخی از بخش های صنعت چاپ در انحصار یک گروه خاص قرار گرفته است و اجازه ورود دیگران را نمی دهد که خوشبختانه با وضع قوانین جدید این مشکل در حال رفع است . با وضع قوانین جدیدی که در حوزه چاپ صورت گرفته است جلو برخی از این انحصارها گرفته شده است و وضعیت رو به بهبودی خواهد گذاشت . خبرگزاري مهر
حق كودكان
اسدالله شعبانی، شاعر و عضو شورای انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان:
برخی از ما صرفا " زبان بچه گانه " را در ادبیات به کار برده ایم ، در تصویرگری کتاب کودک هم این خطا را مرتکب شده ایم ، برخی از تصویرگران ما حتی جایزه های جهانی هم گرفته اند ، اما بچه ها آنان را پس زده اند و آز آثار آنان خوششان نیامده است .
+ کودکان ما حق دارند شعر و نقاشی محض خودشان را داشته باشند ؛ نه اینکه ما فقط با نگاه آموزشی و دستوری برایشان بنویسیم و تصویرگری کنیم .
+ تا به حال ، نامه های زیادی در اعتراض به محتوای کتابهای درسی و شعرهای سخیفی که برای بچه ها در کتابهای درسی چاپ می شد برای مسئولان آموزش و پرورش نوشته ام تا اینکه بالاخره قبول کردند شعرهای مناسب وارد کتابهای درسی شود ، پیشتر به این موضوع اهمیت نمی دادند و این دقیقا نقض حقوق کودکان بود .
+ کودکانه سرایی با بچه گانه شعرگفتن ، تفاوت های زیادی دارد و بچه ها خودشان این نکته را تشخیص می دهند ، متاسفانه نگاهی فئودالی در همه ما وجود دارد و آن این است که هنوز نتوانشته ایم در جامعه خودمان کودکان را به رسمیت بشناسیم .
+ یکی از عوامل بازدارنده شعر کودک ، نگاه عوامانه است ، خانواده ها از تشخیص کتابهای خوب ، عاجزند ، ناشران نیز به چاپ هر کتاب سطحی ، بی مایه و مبتذلی تن می دهند ، زیرا متاسفانه مردم ما تلقی ابتدایی و ناچیزی از کتاب کودک دارند ، خانواده های ما باید بپذیرند که همه چیز " یاددادن " نیست ، شعری که بخواهد صرفا آموزش بدهد ، دیگر شعر نیست ، چرا که نیاز نیست در شعر کودک ، به آموزش مستقیم بپردازیم .
+ اگر حرفمان را با ریتمی دل انگیز و آهنگی خوش به بچه ها بزنیم ، حرفمان تاثیرگذارتر است ، زیرا با بچه ها پیوند برقرار می کند ، البته در این میان ، سوء استفاده تجاری هم می شود و آثاری آهنگین ، اما مبتذل و بازاری تولید و منتشر می شود . خبرگزاري مهر
چوب و احساس
نخستين كار گروه تخصصي مجسمه‌سازي با چوب در ايران، با حضور هفت مجسمه‌ساز در پارك جمشيديه تهران
منصور طبيب‌زاده، مدرس دانشگاه و مجسمه‌ساز: در اين سمپوزيوم به مدت هفت روز هنرمندان در حضور مردم روي هفت تنه‌ي درخت به‌اجراي كار مي‌پردازند و با تراشيدن چوب هفت مجسمه‌ي كامل را خلق خواهند كرد.
اجراي زنده‌ي خلق آثار هنري به‌ويژه آثار حجمي براي مردم مي‌تواند بسيار جالب توجه و هيجان‌انگيز باشد. درعين حال حضور مردم و ارتباط و تعامل آنان براي هنرمندان نيز مي‌تواند تجربه‌اي تازه و خاص در ارتباط با درك سليقه و ذائقه‌ي زيبايي‌شناختي جامعه به‌شماربرود.
+ با وجود اين كه كشور ما در زمينه‌ي معماري و شهرسازي از پيشينه‌ي درخشان و منحصر به فرد برخوردار بوده است، متاسفانه وضعيت كنوني شهرهاي ما از اين منظر بسيار اسفناك است و گونه‌يي از تلقي - بساز و بفروش - تمام هويت فرهنگي شهرهاي ما را ضايع و نابود كرده است. منبع خبر
بلاگفا فروخته نشده
مطلبي در برخی سایتهای خبری منتشر شده است مبتنی بر فروش سایت بلاگفا که قاعدتا يا حقیقت ندارد يا مرتبط با سايت بلاگفا دات كام نمي باشد. همانطور که قبلا نیز ذکر شده. سایت بلاگفا دات کام BLOGFA.COM فروخته نشده است و هيچگونه قصدي هم براي فروش يا واگذاري آن وجود ندارد. قاعدتا اگر فردي به غير آقاي عليرضا شيرازي مدعي مالكيت سايت BLOGFA.COM ميباشد مي بايست از طريق مراجع قضايي اقدام نمايد. اين ادعا ميتواند در مورد يك برند يا دامنه ديگري با اين نام باشد اما مديريت BLOGFA.COM تاكيد مي كند كه سايت بلاگفا دات كام همچنان تحت مالكيت و مديريت آقاي عليرضا شيرازي است. از: اخبار سايت بلاگفا
September 15، 2006
سانسور به معني دور شدن از واقعيت ها
هر نظام سیاسی محتاج منتقدین محکم ، استوار و ثابت قدمی است که تعادل را در جامعه ایجاد نموده و با طرح نظرات و نمایش نقاط ضعف موجود زمینه پایداری و دوام قدرت را فراهم می آورند.
محمد ابراهیمیان، نويسنده: هر عصری بواسطه آثار مکتوب زمان خودش به نسل های آینده شناسانده می شود. اگر ما آثار حافظ و مولانا و تاریخ بیهقی و شاهنامه را نداشتیم چگونه می توانستیم به فرهنگمان ببالیم و یا از پیشینه مان مطلع شویم؟ اصولا اگر این آثار را از ما بگیرند چیزی برای ما باقی می ماند؟

نویسندگان و شعرا در هر دوره زبان گویای جامعه و انتقال دهنده تاریخ و فرهنگ به آینده هستند. اگر دولت ها و حاکمیت ها نویسندگان را مجاب کنند که حزبی و مطابق میل آنان بنویسند فاتحه فرهنگ را باید خواند و عطایش را به لقایش بخشید. نویسنده چه در حوزه شعر و رمان و چه نمایشنامه و ... در فضایی کاملا خلاقانه و برای آیندگان می نویسد؛ از این رو در برابر نسل بعد باید پاسخگو باشد.

+ ممیزی و سانسور به معنی دور شدن از واقعیت هاست. البته این امر طبیعی است که فعالیت ها در چارچوب و قاعده ای خاص انجام شود. بنابراین آزادی نشر در ایران نیز تعریف خاص خود را دارد و در همین فضا نیز می توان اثر هنری خلق کرد. اما آیا تاسف بار نیست در جامعه ای که تکیه گاهش زبان و فرهنگ است، تیراژ کتاب هایش بیش از سه هزار تا نیست و در همین سطح هم نویسندگانش باید با ترس و لرز فعالیت کنند؟ آنچه مبرهن است این که ناشران در این وضعیت به سمت کارهای بازاری و بی مایه می روند.

+ شرایط سختی که به لحاظ فرهنگی و اقتصادی برای نویسنده بوجود آمده به وضعی منجر می شود که سلایق مردم پائین آمده و نویسندگان نیز از نوشته های خلاقانه و پرداختن به حساسیت های روز پرهیز می کنند.

+ ادبیات امروز نیاز نسل های آینده : دولتی که راجع به فرهنگ صحبت می کند باید ارتش ادبی خود را تقویت کند و این ارتش ادبی نیز نیاز به حمایت و تقویت دارد. باید بدانیم تنها کتاب ها و آثار هنری هستند که باقی می مانند. آیا کسی می داند که در عصر شکسپیر و هومر و حافظ چه کسانی روسا و وزرای قوم بوده اند؟ این آثار هنری است که می ماند نه یاد سیاستمداران.

+ اهمیت نقد پذیری نزد حکومت ها : اگر خصیصه اعتراض را از ناصرخسرو بگیریم از ادبیات او چه می ماند؟ آیا شعر او را می توان با منوچهری و فرخی سیستانی همسطح دانست؟ دلیل این امر این است که ناصرخسرو بانگ اعتراض را به گوش ما می رساند. اگر جنبه های اعتراضی و انتقادی نویسنده را حذف کنیم او را تبدیل به رباتی کرده ایم که تنها باید مطابق میل ما عمل کند.
نویسنده با شعور و فرهنگش می نویسد بنابراین باید چه از حیث معیشت و چه امنیت در آرامش به سر برد. او به هر دلیل اگر بترسد یا بلرزد خلاقیت است که مکتوم می ماند. آنچه مهم است این که منزوی شدن نویسندگان و روشنفکران خلاق به انزوای کل جامعه و نظام منجر می شود. منبع : خبرگزاري مهر
دكتر عبدالحسين زرين كوب
هفتمين سالگرد درگذشت دكتر عبدالحسين زرين‌كوب، اديب، مورخ، محقق، نويسنده و استاد دانشگاه تهران، پرينستون آمريكا و كاليفرنيا؛ در سال‌ 1301 هجري‌ شمسي‌ در شهرستان‌ بروجرد به‌دنيا آمد و در سن 77 سالگي در 24 شهريورماه سال 1378 درگذشت.
برخي از آثار ايشان: تاريخ مردم ايران پيش از اسلام، تاريخ مردم ايران بعد از اسلام، بامداد اسلام، كارنامه اسلام، ارزش ميراث صوفيه، پله‌پله تا ملاقات خدا، سر ني، با كاروان حله، پير گنجه در جست‌وجوي ناكجاآباد، شعر بي‌دروغ، شعر بي‌نقاب، زندگي‌ و انديشه‌ سعدي، انسان‌ الهي، روزگاران‌ ديگر، از ‌صفويه تا عصر حاضر، نقش‌ برآب، سيري‌ در شعر فارسي و تاريخ‌ مردم‌ ايران‌، از پايان‌ ساسانيان تا پايان‌ آل‌ بويه، از جمله آثار منتشرشده‌ي زرين‌كوب هستند .

+ عبدالعلي دستغيب: زرين‌كوب از پژوهشگران مهم 50 سال اخير است كه رساله‌ي دكتري‌اش را با نقد ادبي گذراند. او هم درباره‌ي نظريات تاريخ‌نويسي صحبت كرده است كه اين موضوع در كتاب "تاريخ در ترازو" منعكس شده است و هم مقالات متعددي در زمينه‌هاي گوناگون نوشته است. او همچنين در زمينه‌ي نقد ادبي و ترجمه نيز كارهايي را صورت داده است. اما از كارهاي بسيار مهمش كه در دو زمينه شكل گرفته، تاريخ‌نويسي و همچنين نقد ادبي است؛ كه در تاريخ‌نويسي مهم‌ترين كار او همان اثر "دو قرن سكوت" است. درباره‌ي نويسندگان و شاعران هم كتاب‌هايي نوشته است كه "با كاروان حله" از جمله‌ي اين آثار و البته اثري ابتدايي است. در دوره‌هاي بعد نيز درباره‌ي حافظ، نظامي، منصور حلاج و مشاهير ديگر كتاب‌هاي مستقلي نوشته است.

+ عبدالحسين فرزاد: او في‌البداهه حرف نمي‌زد. پشت هر بحث او مطالعات زيادي نهفته بود و در آثارش نيز فشرده‌ي آثار متفاوتي بود. زرين‌كوب، در حوزه‌ي ادبيات و كتاب‌هاي اسلامي، مطالعات فراواني داشت؛ در واقع مطالعات او در تمام زمينه‌ها گسترده بود و به مرور در آثارش از آن‌ها استفاده مي‌كرد. او همچنين معتقد بود آثار برجسته ادبي دنيا را بايد به زبان اصلي خواند و زماني كه مدير گروه ادبيات دانشگاه شد، بر روي زبان اصلي يعني انگليسي تاكيد فراواني داشت، چرا كه معتقد بود وقتي اثري را ترجمه‌شده بخوانيم، قدرت آن كم شده است و اصل اثر تاثير بيش‌تري دارد. زرين‌كوب در نقد ادبي كارهاي فراواني كرد. من برخلاف بسياري، با كتاب‌ "دو قرن سكوت" بسيار موافقم، چرا كه او دو قرن ادبيات فارسي را بعد از حمله‌ي اعراب به ايران، نقد كرده است و واقعيت‌هاي تاريخي را بيان كرده است. ايسنا

در همين زمينه : به مناسبت هفتمين سالگرد خاموشي " عبدالحسين زرين كوب

تداوم در طول سال
عادل بزدوده ، كارگردان؛ که با نمایش"گلی گلی جون"در جشنواره یازدهم تئاتر عروسکی تهران حضور داشت: برپایی یک جشنواره یک‌هفته‌ای سودی برای نمایش عروسکی ندارد و تئاترهای عروسکی باید در طول سال اجرای عمومی شوند.

+ من چون خودم در جشنواره امسال کار داشتم، فرصت زیادی برای دیدن آثار این جشنواره نداشتم، اما از متخصصان تئاتر عروسکی شنیدم کیفیت اکثر کارهای ایرانی بالاتر از خارجی ها بوده و آثار خارجی به لحاظ تکنیک و بار فرهنگی چندان قابل توجه نبوده اند. این گروهها جزو گروههای رده چهارم و پنجم کشورهای خارجی دعوت شده به جشنواره بودند که به علت نیامدن گروههای درجه یک جایگزین آنها شدند. آقای ذوالفقاری دبیر شورای سیاستگذاری یازدهمین جشنواره تئاترعروسکی اعلام کرد قرار است 10 اثر برگزیده این جشنواره در طول سال در سالن های وزارت ارشاد اجرای عمومی شوند که این برای هنرمندان عروسکی امیدوارکننده است.

+ مبلغ کمک هزینه پرداخت شده در این جشنواره اندک بوده و تنها صرف آماده سازی نمایش برای اجرا شد. ما امیدواریم با اجرای عمومی این نمایش ها و حمایت مالی مسئولان از ما بتوانیم کمی از زحمات اعضاء گروه را جبران کنیم.

+ بخش پژوهش و آموزشی جشنواره امسال نسبت به سال های قبل متفاوت بود و هنرمندان داخلی و خارجی تجارب خود را در زمینه تئاتر عروسکی به دیگران منتقل می کردند و این به نظر من اتفاق بسیار خوبی بود که امیدواریم تداوم یابد. خبرگزاري مهر
جادو در ادبيات فارسي
مجتبی دماوندی مولف کتاب " جادو در اقوام ، ادیان و بازتاب آن در ادبیات فارسی " :
برخلاف آنچه تصور می کنند ، مباحث جادویی در ادبیات غرب و آنچه در چند دهه اخیر مطرح شده است به هیچ وجه چیز تازه ای نیست . سابقه طرح این موضوعات در زبان فارسی هم وجود دارد و ادبیات ما مملو از داستان های جادویی است .
ادبیات فارسی تا چه میزان دربردارنده داستان های جادویی است؟ داستانی که مباحث متافزیکی و فراواقعی در آن مطرح شده باشد داستان جادویی است . اما برخی از این ها با تعریفی که از گونه های جادو وجود دارد تطبیق می کند و برخی از این تعاریف فراتر می رود . در ادبیات فارسی داستان های جادویی بسیاری وجود دارد. در متونی مانند شاهنامه ، سمک عیار ، سندباد نامه و .... داستان های جادویی بسیاری وجود دارد .
+ پژوهش حاضر در ادبیات فارسی کم سابقه است ؛ یعنی در زمینه جادو و ارتباط آن با ادبیات تحقیقات کمی انجام شده و با توجه به اینکه رویکرد ادبیات معاصر جهانی به این زمینه ها بیشتر است و در ادبیات غرب و جهان نسبت به مسائل متافیزیکی که جنبه های جادو ، شگفتی ها ، عجایب و موضوعاتی شبیه به این ، تحقیقات بسیار زیادی انجام شده و تاثیر آن در ادبیات آشکار است ، دست به انجام این تحقیق و انتشار این کتاب زدم . خبرگزاري مهر
ویرایش کتاب بدون هماهنگی با نویسنده
نویسنده کتاب " نمی خوام قد دراز شم " که برنده مسابقه قصه نویسی کودک و نوجوان نشر علمی و فرهنگی بوده است از نحوه ویرایش و تغییرات اعمال شده در اثر خود شکایت می کند. حامد حبیبی ، نویسنده کتاب، ضمن انتقاد از شیوه تصویرگری کتاب که بدون مشورت و هماهنگی با او انجام شده و خالی از ارتباط های درون متنی با محتوای داستان است: اگر در خصوص تصویرگری کتاب و اضافات و سبک ناهمگونی که در آن بکار رفته گذر کنیم، به هیچ وجه از تغییرات محتوایی جملات نمی توان گذشت. متاسفانه به نظر می رسد این قبیل ویرایش ها و اعمال سلیقه های ناشران به خصوص در بخش کودکان و نوجوانان که به بهانه اصلاح و کارشناسی انجام می شود باب روز شده است.

+ بیست جمله در نظر گرفته شده برای کتاب که کاملا همسطح و مطابق با روحیات کودکانه و شخصیت اصلی اثر نوشته شده بود به اندازه ای دچار تحریف و اعمال سلیقه از سوی ناشر شده است که در یکی از موارد " دیدن بدی ها را از پنجره اتاق " به دیدن " غول های سیاه و ترسناک " تبدیل کرده است. چنین تحریف و دست بردن در جملات علاوه بر ایجاد خدشه در داستان و شیوه شخصیت پردازی، موجب به دست دادن توصیفاتی خارج از روحیات کودکانه برای مخاطب شده است. ضمن اینکه چند صفحه از کتاب هم حذف شده و به جای آن جملات تازه ای قرار داده اند.

+ " نمی خوام قد دراز شم " یکی از آثار برگزیده نویسندگان و تصویرگران در نخستین دوره مسابقه قصه نویسی و تصویرگری برای کودکان بوده است. در این مسابقه که با حضور بیش از 700 قصه نویس و 150 تصویرگر برگزار شد، 14 اثر برگزیده شدند. تصویرگر این کتاب سید حسام الدین طباطبایی است. از : خبرگزاري مهر
ابراهيم گلستان
چهار كتاب از ابراهيم گلستان در انتظار كسب مجوز نشرند.
«نامه به سيمين دانشور» گلستان كه به گفته‌ي ناشر مدت دو سال است در انتظار مجوز نشر به‌سر مي‌برد، آثاري ازجمله «جوي و ديوار و تشنه»، «گفته‌ها» و «شكار سايه» نيز منتظر دريافت اجازه‌ي انتشارند. همچنين داستان «خروس» و «نوشتن با دوربين» (گفت‌وگوي پرويز جاهد با ابراهيم گلستان) به‌زودي تجديد چاپ مي‌شوند.
چاپ‌ اول و دوم «نوشتن با دوربين» و چاپ اول «خروس» سال گذشته انجام شده بود كه حالا چاپ‌هاي سوم و دوم‌شان ازسوي نشر اختران منتشر خواهد شد.
از آثار اين نويسنده و فيلم‌ساز ساكن خارج از كشور، به‌تازگي «اسرار گنج دره‌ي جني» (كه گلستان فيلمي را هم با همين عنوان ساخته است) و «آذر، ماه آخر پاييز» نيز به چاپ‌هاي سوم و دوم رسيده‌اند.
+ ايسنا
برگزاري كنسرت كار سختي‌ است
من بعد از اينكه حدود سي سال پيش كار با ساز تنبور را شروع كردم به نوعي اين ساز را به ديگر مردمان معرفي كردم و در فكر اين بودم كه ساز "ديوان" را نيز كه مهجور مانده و در بين فرهنگ و موسيقي كردي و مقامهاي كردي جايگاه ويژه‌اي دارد و در تركيه نيز از اين ساز استفاده مي‌كنند را معرفي كنيم به اين دليل در اين بخش ساز ديوان نيز نواخته مي‌شود.
گزارشي از اولين شب اجرا
نشست مشترك
نخستين نشست مشترك اهل ادب، هنر و فلسفه به ميزباني فرهنگستان هنر و با حضور افرادي چون رضا سيدحسيني، محمدرضا شجريان، محمود عزيزي، سيدمحمد بهشتي و احمد مسجد‌جامعي در مجموعه فرهنگي - هنري آسمان فرهنگستان هنر.

محمد بهشتي : شايد يكي از گرفتاري‌هاي ما در حوزه‌ي فعاليت هنري، نداشتن حشر و نشر و رفاقت اهل رشته‌هاي مختلف هنري با يكديگر باشد. هر كدام از ما در حال كار كردن در غرفه‌ي خودمان هستيم و تماس مستقيم بين ما چندان رايج نيست. نمي‌توان تصور كرد كه در يك رشته‌ي هنري بيماري‌اي وجود دارد، اما رشته‌هاي ديگر در سلامت كامل به سر مي‌برند. بايد علائم بيماري در ساير رشته‌ها هم مشهود باشد و شايد بتوان گفت امروز اين بيماري مشترك، وجه تشابه و نقطه‌ي تلاقي رشته‌هاي هنري با هم است كه بايد به ما كمك كند تا اين ديوار حايل برداشته شود.

رضا سيدحسيني : هم در سخناني كوتاه با تاكيد بر اين مطلب كه بايد به ضرورت همراهي هنر، ادبيات و فلسفه بيش از اين پرداخته شود، اظهار اميدواري كرد كه با اين حركت شاهد توفيقات خوبي در اين راستا باشيم.

يوسف اباذري، جامعه‌شناس به نمايندگي از اهل فلسفه از طرف مجله‌ي ارغنون: در غرب، اول هنر، ادبيات و فلسفه تغيير پذيرفت و بعد تكنولوژي جديد پا به عرصه‌ي وجود گذاشت؛ درست عكس آن‌چه در ايران اتفاق افتاد و البته ما ضررهاي بسياري از اين ناحيه ديده‌ايم و اميدواريم كه نشست‌هاي اين‌چنيني برطرف‌كننده‌ي اين سوء تفاهم‌هاي تاريخي باشد. به نظر من صرفا گردهمايي هنرمندان و ادبا و فيلسوفان ناكافي است و در اين نشست‌ها بايد از اهالي علوم پزشكي و مهندسي نيز خواست كه حضور پيدا كنند. موضوع را بايد جدي بگيريم. در دنيايي چند‌رشته‌يي زندگي مي‌كنيم كه امثال آدورنو و هايدگر راه گشايش از اين آشفتگي را نه در جامعه‌شناسي و فلسفه، كه در هنر مي‌بينند.

محمود عزيزي، كارگردان تئاتر: در همه جريانات اجتماعي - تاريخي شاهد حضور تئاتر براي جبران برخي كاستي‌ها هستيم، اما در ايران هيچ‌گاه اين اتفاق نيفتاد. اهميت اين نشست‌ها همين است كه به اين موضوع بپردازند كه چرا ما هيچ‌گاه يك جريان نداشته‌ايم. در تاريخ معاصر ايران هم مشاهده مي‌شود كه تئاتر در زمان‌هاي مختلف، رسالت فيلسوفان گروه‌هاي سياسي و حاكميتي كه مسووليت ملتش را فراموش كرده، به دوش كشيده است، اما هيچ‌گاه نتوانسته به صورت يك جريان به حيات خود ادامه دهد.
+ ايسنا
because we are members
"We don't read and write poetry because it's cute. We read and write poetry because we are members of the human race. And the human race is filled with passion. And medicine, law, business, engineering, these are noble pursuits and necessary to sustain life. But poetry, beauty, romance, love, these are what we stay alive for. To quote from Whitman, 'O me! O life!... of the questions of these recurring; of the endless trains of the faithless--of cities filled with the foolish; what good amid these, O me, O life?' Answer. That you are here--that life exists, and identity; that the powerful play goes on and you may contribute a verse. That the powerful play goes on and you may contribute a verse. What will your verse be?"

Tom Schulman from "Dead Poets Society"

The Temple of Apollo, Greece, Naxos

The Temple of Apollo is located on the islet of Palatia, very close to the Hora of Naxos.
Photo: Hugh Martin
Luxor, Egypt

LUXOR, EGYPT: Dating back to the 14th century B.C., the Luxor temple complex on the west bank of the Nile River--which includes the Valley of the Kings, the Valley of the Queens, more than 40 temples and the tombs of thousands of nobles--is threatened not only by the ravages of tourism and theft but by the Nile itself. The construction of the Aswan Dam 40 years ago has caused salt to build up in the newly fertile soil around the temples, eroding their ancient foundations and filling many tombs with water. The World Monuments Fund is currently devising a management plan for the site and hopes to give the complex its biggest renovation since Alexander the Great.
Khaled Desouki / AFP-Getty Images
PERU

MACHU PICCHU, PERU: The ancient Inca city of Machu Picchu is in danger of becoming a victim of its own popularity. Built around 1460 and discovered by American historian Hiram Bingham in 1911, the breathtaking and well-preserved mountain ruins have become Peru's most popular tourist attraction, drawing half a million visitors every year. The site's 200 buildings, located in a geological fault zone, are in a precarious position to begin with. Constant foot traffic has made matters worse, wearing down and destabilizing the ancient stone foundations. Development near the site is exacerbating the problem of landslides, which threaten to dislodge Machu Picchu from its alpine perch. To stem the tide, Peru recently limited the number of visitors to 500 per day and closes the site for one month every year to repair damaged trails. But that may be too little too late.AFP
September 14، 2006
During the past 100 years
Tim Berners-Lee
You are, of course, reading this because of Tim Berners-Lee, the computer scientist who single-handedly invented the World Wide Web. His invention was initially an exercise in how to gather different elements--words, pictures--stored on a computer and display them in the same place; his essential achievement was to write the software protocols that allow you to gather those elements from different places all over the world and display them in a Web browser. Few inventions have so fundamentally changed the world





Willis Carrier
The birth of cool. With more than 80 patents, most of them related to devices to solve problems of overheating, the father of air conditioning was a topnotch engineer. Though most of his early products were designed for industrial use, by the 1920s it had been adapted to cool people in hot movie houses; the invention changed the American landscape and made the Sunbelt possible





Henry Ford
His assembly-line techniques revolutionized the auto industry and made a mass-produced car possible. But it was his decision to pay his workers a minimum of $5 a day (more than double the going rate) that created a mass who could afford to buy his cars--and expanded the U.S. middle class





Bill Gates
Though he spent much of the '90s reviled by computer programmers and haunted by U.S. antitrust lawyers, it is important to remember the singular achievement of Microsoft: it was the first company to produce a PC operating system that was reliable enough for business use, easy enough to understand and with a lot of applications that worked well together. The combination made the desktop computer, for the first time, a truly practical, personal device and made Gates the richest man in the world





Andy Grove
Intel's cofounder helped bring to market the silicon-wafer infrastructure that fuels the digital age. The company's chips were the hardware brains behind the PC revolution, and Intel still controls 80 percent of the microprocessor market





Ray Kroc
In 1954 Kroc bought out brothers Richard and Maurice McDonald, took their simple idea (limited menu, fast service) and through far-sighted planning (he used to fly a plane over rural areas near towns to pinpoint where the suburbs would sprawl next, then buy what would be prime locations cheap) and nonstop salesmanship supersized it into a fast-food behemoth that changed the American way of eating





Charles Merrill
The man who brought Wall Street to Main Street. Merrill had already amassed a sizable fortune as an investment banker when, in 1940, he founded the company known today as Merrill Lynch & Co. At the time, stocks were owned mainly by a wealthy few; his vision of an America in which the masses are shareholders continues today





Akio Morita
Sony's cofounder had a lifelong fascination with American youth culture. Morita moved his family to New York in the 1960s to better understand the American market. In the '70s, he pushed hard for what would become Sony's biggest success, the Walkman, in part because his keen observations of the U.S.--and his own children--told him a portable tape player would be a hit





John D. Rockefeller
The founder of the American oil business and creator of one of the first major multinational corporations, Rockefeller (seated) was so supremely successful that at one point he controlled 90 percent of the U.S. oil market. In 1913 his net worth peaked at $900 million--the equivalent of more than 2 percent of the U.S. gross national product at the time. That success was founded on anticompetitive practices--he secretly owned 'competitors' and bribed legislators




Sam Walton
Few retailers have had as great an impact on America's physical and social landscape as Sam Walton. The company he grew from a small chain of drug stores in Arkansas, Oklahoma and Texas is now the largest retailer in the world. With more than 1 million people, Wal-Mart is also the largest private employer in the United States

برگي ديگر از...
پابلو نرودا، سه روز پس از كودتادي شيلي كه موجب مرگ پرزيدنت آلنده شد :
من دارم اين سطرهاي شتابزده را تنها پس از سه روز از وقوع حوادث ناگفتني كه باعث مرگ رفيق كبيرم پرزيدنت آلنده شد، در دفترچه يادداشت‌‏هايم مي نويسم. قتلش مسكوت نگاه داشته شد و به طور پنهاني دفن شد و تنها به زن بيوه‌‏اش اجازه داده شد تا اين جسم فنا ناپذير را همراهي كنم. زني كه اندوه همه جهان را با خود حمل مي‌‏كرد. اندوه همه جهان را، آن شكل بي‌‏جان شكوهمند را، سوراخ سوراخ و پاره پاره شده از مسلسل‌‏هاي سربازان شيلي، سربازاني كه براي بار دوم به شيلي خيانت كردند.

+ نرودا كه خود نيز روزگاري نامزد رياست جمهوري بود و به نفع آلنده از رقابت رياست جمهوري كناره گيري كرده بود، درباره دليل كودتا آورده است: آلنده به سبب ملي كردن ثروت زيرزميني شيلي- مس-به قتل رسيد. شركت‌‏هاي آمريكايي شمالي بودجه اقدامات نظامي را تامين كردند و به تحريك آنها پرداختند كارها و اعمال آلنده، كه ارزش آنها براي ملت زدوده شدني نيست دشمنان آزادي ما را خشمگين كرد.
+ عشق به آلنده، زندگي را پس از فراق يار براي شاعر سخت كرد و او تنها 12 روز پس از كودتاي پينوشه و مرگ آلنده، با زندگي وداع كرد. همسر نرودا : ما خبر مرگ آلنده را از ايستگاه منروزاي آرژانتين شنيديم اين خبر او را كشت آري او را كشت...

+ آيين شب احياء نرودا، در ميانه آب و گل انجام گرفت در اتاقي كه روزگاري كتابخانه شاعر بود.
كتاب‌‏ها، مدارك وكاغذها به همراه ميز و صندلي ها در آب و گل غوطه‌‏ور بودند؛ چرا كه روز قبل ارتش به جرم عشق به آلنده، با برگرداندن مسير نهر آبي به داخل خانه، آن را به آب بسته و هر چه را كه بود در هم شكسته و خرد كرده بود.
+ از : ايلنا
فضاي كتاب زيرزميني
محمدرضا فرزاد ، مترجم : فضای فرهنگی بسته موجب پدید آمدن کتاب های زیراکسی و زیرزمینی و البته در دوران جدید الکترونیکی و اینترنتی و نیز نشر کتاب های داخلی در خارج از کشور می شود که اگر خوب به آن بنگریم متوجه می شویم که این روند نه خواسته دولت ماست و نه ناشر و نویسنده.

+ وضعیتی که امروز ادبیات ما دچار آن شده است هیچ شبیه و نظیری در تاریخ مان ندارد. می توان گفت نعل به نعل و مشابه آن برای ما تا به حال رخ نداده است اما بیرون از ایران اگر بخواهیم نظیری برای آن بیابیم تا حدودی می توانیم به شرایط اوایل قرن بیست در اروپای شرقی و مرکزی اشاره کنیم. آن شرایط موجب شکل گرفتن پدیده ای به نام کتاب های زیرزمینی شد که آثار کوندرا و هرابال و .. هم در آن زمره بودند. اصطلاح کتاب های زیرزمینی زمانی رایج شد که کتاب ها فرجام ناپیدایی پیدا می کردند . این اصطلاح به عنوان آثار زیراکسی و غیرقانونی هم تعبیر شد. تصور نمی کنم وزارت ارشاد هم علاقه داشته باشد که آثار ایرانی به صورت غیرقانونی یا خارج از کشور چاپ شود چرا که اصولا با شعارهای فرهنگی اش همخوان نیست.. ضمن این که در این صورت نویسنده و ناشر هم از بهره مندی مادی و مخاطب و خواننده جدی و .. وا می ماند.

+ چنین روندی اگر در درازمدت امتداد داشته باشد اتفاقات ناخوشایندی را دامن می زند. والتر بنیامین نقلی دارد که می گوید " کتاب یک کالاست و خیلی ها از طریق آن امرار معاش می کنند ". باید گفت گرچه سطح دستمزدها و درآمدهای این شغل نازل است اما به هر حال وضعیت اشتغال عده ای مختل شده است. به عنوان مثال بسیاری از ویراستاران کارمند نشر نیستند اما از طریق سفارشاتی که دریافت می کنند امرار معاش دارند و از آن جایی که کتاب ها امروز به مرحله ویرایش نمی رسند بنابراین آنها هم بیکار می مانند. در اینجا ناشر در نوع خود حق دارد چون از سرنوشت کتاب مطلع نیست و آن را مسکوت نگه می دارد.

+ بیشترین خسران ناشی از رکود نشر متوجه مولف و مترجم است: گاهی حتی این طور برمی آید که چنین شرایطی بطور هدفمند برای مایوس ساختن نویسنده و اهل قلم فراهم شده است. چرا که به هر حال ناشر راه های زیادی برای زمین نخوردن و زنده ماندن دارد ولی صاحب قلم این گونه نیست.

+ اگر این وضعیت ادامه یابد با پدیده رواج اینترنتی و زیراکس کتاب های ممنوعه و یا چاپ آنها در خارج مواجه می شویم که از رهگذر آن ، نه جامعه منتفع می شود ، نه نفع مادی به هنرمند می رسد و نه دغدغه ها و شعارهای فرهنگی دولت محقق می شود. اصولا این اتفاق برای دولت موجب نقض غرض است ؛ یعنی اگر دولت بر آن است که به فرهنگ و دانش و کتابخوانی بها دهد پس این نتایج را نمی تواند پذیرا باشد، مگر این که این امر هدفمند باشد. در وضعیتی که با سریال های تلویزیونی نازل و دم دستی، سرگرمی های مضحک و سرانه پائین مطالعه دست به گریبان هستیم چنین وضعیتی اوضاع را بدتر و ظالمانه تر می کند. در این شرایط وزارت ارشاد و نهادهای فرهنگی باید به رشد فرهنگ مطالعه بیندیشند ولی سیاست های موجود عکس این روند را دامن می زند.

+ با اشاره به نشر 68 در کانادا که با هدف چاپ آثار غیرقابل چاپ نویسندگان چک تاسیس شد و نیز نشر باران در سوئد که آثار ممنوعه ایرانی را به چاپ می رساند : آیا می خواهیم نشر باران و 68 داشته باشیم؟ بهتر است زودتر فکری به حال قوانین ممیزی کنیم و ساختار بوروکراتیک موجود را هم بهینه سازیم. ضمن این که به نظر هم نمی رسد راه انداختن بنگاه هایی برای ممیزی اقدام کارشناسانه ای باشد چرا که می تواند مجددا به اعمال سلیقه های متکثر و تفاسیر و اجتهادهای گوناگون بینجامد و وضع را آشفته تر از حالا کند. قوانین این حوزه باید روشن و مشخص باشند. حتی اگر به خط قرمزها و معیارهایی خاص می اندیشیم می بایست تصمیم عاجلی برای کتاب بگیریم و آن را از حال بلاتکلیفی خارج کنیم. متاسفانه کتاب امروز در کما به سر می برد.
+ از : خبرگزاري مهر
همچون كتابها
مريم نجفي، نماينده كتابداران استان تهران ‌: در اجراي قانون تامين و نحوه اداره كتابخانه هاي عمومي كشور از مورخ 1/1/84 كليه كتابداران رسمي و پيماني باحفظ پست سازماني با نام به نهاد و كتابخانه هاي عمومي كشور مامور شده اندكه خود مشكلات عديده‌‏اي را به همراه داشته و به توصيه مديران ارشد امور دائم از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و نهاد كتابخانه ها و اداره كل , كتابداران صبر پيشه نموده كه شايد در سال 85 انتظاراتشان تحقيق يابد .
بر اساس مصوبه هيات محترم وزيران حقوق و مزاياي سال 1385 كتابداران رسمي مامور به نهاد كتابخانه هاي عمومي يابد از محل كمك‌‏هاي دولت به نهاد كتابخانه هاي عمومي كشور كه هر ساله در بودجه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي منظور مي شود پرداخت گردد كه متاسفانه با گذشت 5 ماه از سال هيچ تصميمي مبني بر تامين اعتبار حقوق كتابداران رسمي و پيماني اتخاذ نگرديده و مقامات مربوط پاسخگو نيست .
قرار بود از اول فروردين از محل كمك‌‏هاي دولت به نهاد كتابخانه‌‏ها و بودجه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي حقوق و مزاياي كتابداران تامين شود اما در آخرين پي گيريها, بودجه اي از سوي سازمان مديريت براي كتابداران در نظر گرفته نشد .
در حال حاضر پس از گذشت 6 ماه در تنظيم بودجه سال 85 از 800 نفر كتابدار رسمي فقط براي 418 نفر در بودجه و وزارتخانه و 116 اداره كل فرهنگ و ارشاد استان ها , اعتبارات حقوق و مزايا پيش بيني شده است و براي 383 نفر كتابدار 114 استان ديگر از محل اعتبارات بودجه اي در نظر گرفته نشده است از سوي ديگر از محل اعتبارات بودجه اي در نظر گرفته نشده است از سوي ديگر از براي اين تعداد در اعتبارات كمك به نهاد كتابخانه ها عمومي نيز اعتباري منظور نشده است .
در شرايط موجود هيچ مسوولي پاسخ گو نيست و در صورتي كه اين امر تا 25 شهريور رسيدگي و حل نشود كتابداران در نظر دارند طي تجمعي در مقابل مجلس شوراي اسلامي نسبت به تامين اعتبارات و لغو ماموريت كتابداران رسمي اعتراض خود را به مقامات عالي رتبه اعلام كنيم.
+ از : ايلنا
حكمران زن

در دنياي قديم مصر اين امكان وجود داشت كه يك زن فرعون شود و حكمراني كند.
هتشپسوت تنها پادشاه زن مصر نبود، اما دوره‌ي سلطنت او طولاني‌ترين و موفق‌ترين به‌شمار مي‌رفت
September 13، 2006
عكاسي، كشف با نگاه
اسعد نقشبندي، عكاس ؛ در يازدهمين نمايشگاه عكاسي ايرانشهر :
من در نوع عكاسي خود اعتقاد دارم در زمان عكاسي هر اتفاقي كه هست بايد در عكس بيفتد. بعد از عكاسي خيلي رغبت ندارم روي آن كاري انجام دهم. ترجيح مي‌دهم همه اتفاقات در همان زمان عكاسي روي دهد.



+ انديشه عكاس در زمان عكاسي : از نظر من عكاسي نوعي كشف است. من بايد اين كشف را با نگاهي كه در طي سال‌ها كاركردن و تجربه به دست آورده‌ام، تقويت و باور پذير كنم. وقتي در عكس اين اجازه را به خود دهم كه در حيطه واقعياتي كه خارج از وجود و حضور من اتفاق مي‌افتد دست ببرم، آن وقت ارتباطم با بيننده اثر دستخوش نوعي نابسماني مي‌شود.
براي من بسيار مهم است كه بيننده اثر باور كند كه من آنجا (محيط عكس) حضور داشته‌ام و آن صحنه را ديده‌ام و در همان شرايط و موقعيت آن را ثبت كرده‌ام. با اينكه بعد از گرفتن عكس، روي آن كارهايي انجام شود، مخالفتي ندارم. بعضي از اين آثار را هم دوست دارم ولي احساس مي‌كنم دايره و حيطه اين كار از عكاسي فاصله مي‌گيرد. آن وقت مرز عكاسي و گرافيك و يا عكاسي و تصويرسازي كمي‌‌مخدوش مي‌شود.
عكاسي تعاريفي دارد كه يكي از آنها به معناي حضور است. حتما عكاس پشت دوربين خود تصوير را ديده و شاترزده است. دانسته‌ها و ذهنيات عكاس در آن لحظه تبديل به يك هزارم ثانيه شده و شعور او به دستش فرمان داده و شاتر را زده است. اين يك باوراست و در دنيا شاخه‌اي مهم از عكاسي است كه اكنون هم حضور دارد.

+ انجمن عكاسي ايرانشهر : انجمن ايرانشهر اين ويژگي مثبت را داشته كه توانسته مستقل عمل نمايد و درآمدش از حق عضويت اعضايش تامين شده است. تعداد اعضاي گسترده‌اي هم ندارد. تنوع سليقه‌هاي مختلف در اين انجمن همواره وجود داشته است. ما بيش از پنج سال است كه در اين انجمن در كنار هم بوده‌ايم و توانسته‌ايم با نقدها و گفت و گو‌هاي خود كلي چيز ياد بگيريم.
+ متن كامل گفتگو با اسعد نقشبنديان، خانه هنرمندان
شيون فومني



شيون فومني ( مير احمد سيد فخري نژاد )سال 1325 ه.ش در شهرستان فومن ديده به جهان گشود . تحصيلات مقدماتي اش را در رشت سپري كرد و بعد از آن به كرمانشاه رفت و سه ساله دوم دبيرستان را تا اخذ ديپلم طبيعي 1345 در آنجا گذراند.
شيون در سال 1346 وارد سپاهي دانش در طارم زنجان شد و يك سال بعد به استخدام اداره آموزش و پرورش استان مازندران درآمد و در سال 1348 ازدواج كرد. او در كوچي عهده دار مديريت و تدريس در يكي از مدارس فولاد محله ساري شد . او در سال 1374 مبتلا به بيماري نارسايي كليه شد و يك سال بعد براي درمان اين نارسايي به وسيله دياليز به تهران كوچ كرد و در همين سال با توجه به بيماري كه داشت موفق به اخذ فوق ديپلم تجربي از دانشگاه تربيت معلم شد.شيون در سال 1376 ه . ش پس از سال ها تدريس بازنشسته شد . سرانجام او در23 شهريورماه 1377 پس از يك دوره بيماري مزمن كليوي و پيوند كليه در يكي از بيمارستان هاي تهران روي از نقاب خاك كشيد. آرامگاهش در بقعه سليمان داراب رشت ، بنا به وصيتش در كنار سردار بزرگ ميرزا كوچك جنگلي ، است.
شيون فومني يكي از شاعران توانمند عصر ما است . به دو زبان فارسي و گيلكي شعر مي سرود . او با اقبالي كه به شعر گيلكي از خود نشان داد . شعر محلي و بومي گيلكي را كه داشت در محاق فراموشي قرار مي گرفت به اوج رساند. تحقيق و پژوهش در زمينه فرهنگ, و ادب گيلان و ارائه مجموعه اشعار گيلكي در قالب غزليات, منظومه ها و دو بيتي هاي محلي است از جمله آثار قابل تأمل و ماندگار اوست.
علاوه بر اينها , ترانه سرايي يكي از جنبه هاي ادبي و هنري شيون است كه با مهارت , چيرگي و تسلط بر موسيقي, آواها و ملودي هاي محلي و فارسي از وي بعنوان موفق ترين شاعر ترانه سرا ساخت كه در اين حوزه ترانه هاي متعددي از وي به وسيله خوانندگان نامور خوانده شده است. شيون در كنار شعر گيلكي و شعر فارسي، فعاليت هاي پر دغدغه اي در ساير حوزه هاي ادبي داشته است . از آن جمله: شعر و ادبيات كودكان, قصه, داستان كوتاه و فيلمنامه (سناريو) از ديگر آثار ارزشمند اوست كه طبعاً برشي ديگر از توانايي هاي وي به شمار مي رود.
شيون فومني در شعر فارسي در دو شيوه كلاسيك و نو اشعار ماندگاري را از خود به يادگار نهاده است. غزل هاي شيون از برجسته ترين غزل هاي معاصر شعر فارسي است كه وي را در رديف ممتازترين شاعر غزلسرا در حوزه غزل امروز نئوكلاسيك قرارداده است.

آثار فارسي شيون فومني:
پيش پاي برگ, برگزيده اشعار اين مجموعه شعر برگرفته و برگزيده اشعار فارسي شاعر از قالب غزل, مثنوي, رباعي, دو بيتي, نو و سپيد از اواخر دهه چهل تا اوايل دهه هفتاد سالهاي شاعري شيون است.
يك آسمان پرواز,از تو براي تو,رودخانه در بهار اين مجموعه در برگيرنده اشعار سپيد شاعر همراه با مقدمه اي از شيون در باب ديدگاه وي از شعر و زبان شعري است, به كوشش حامد فومني توسط انتشارات خجسته منتشر شده است. كوچه باغ حرف كه دربرگيرنده رباعي هاي شيون است .
شيون با شناخت عميق و وسيع از مردم، فرهنگ و فولكلور گيلان تشخيص داد كه اشعار گيلكي خود را در قالب نوار كاست با دكلمه و صداي خود ارائه دهد كه در اين راه نوارهاي كاست گيلكي شيون با عنوان گيله او خان، زبانزد خاص و عام است.
+ منبع : ايلنا
پيرامون روز شعر و ادب پارسي
موسوی گرما رودی : در تمام دنیا " روز شعر" اول فروردین معرفی شده است ومن معتقدم بهتراست که ما هم دراین روزبا دنیا هماهنگ باشیم . به طور قطع ، با یک روزنمی توان فرهنگ و شعرخود را به جهانیان شناساند ، چرا که تنها با شعر خوب این امر تحقق می یابد .

دکتر میر جلال الدین کزازی : نباید تنها به این روز بسنده کنیم ، چراکه پیداست سودی چندان دربرنخواهد داشت ، دست بالا درآن روزباید همایشی برگزار کنند و تنی چند سخنی برانند و کار به پایان رسد .

محمد علي بهمنی : درحال حاضراین روزحالتی نمادین دارد و تنها یک روزاست که هیچ اتفاقی هم پیرامون آن رخ نمی دهد ، بنابراین تنها یک اسم ونماد است اما اگربرنامه ریزی هایی شود و بر اساس آن اتفاقات فرهنگی و ادبی خاصی صورت بگیرد ، بسیارمناسب تر است .

محمود شاهرخی : درایران با وجود پیشینه بلند فرهنگی و ادبی ، متاسفانه روز شعر و ادب فارسی حالتی نمادین دارد ، اما باید حالتی حقیقی به خود بگیرد که البته با کمک افراد اهل فن ، این امرتحقق خواهد یافت .
كتابخوان

محصول جديدي با عنوان Amazon Kindle به زودي توسط سايت آمازون ارائه مي شود كه در حقيقت يك كتابخوان الكترونيكي است.
ابعاد صفحه نمايش اين محصول، 800 در 600 اينچ است و حافظه اي 256 مگابيتي دارد.
ارائه چنين محصولي در بزرگترين سايت فروشنده كتابهاي كاغذي بيانگر اين است كه به زودي نسخه هاي الكترونيكي كتابها به طور مستقيم و به جاي نسخه هاي كاغذي در سايت آمازون به فروش خواهد رسيد چرا كه هم روند فروش كتاب به اين شيوه آسانتر خواهد شد و هم اين تمهيد جوابگوي نياز كتابخوانهاي سراسر جهان خواهد بود كه كتاب الكترونيكي در ميان آنها از محبوبيت بيشتري نسبت به كتاب كاغذي برخوردار است.
البته هم اكنون نيز چند كتاب الكترونيكي از ناشران مختلف در سايت آمازون ارائه مي شود اما قدرت كتابفروش بزرگي چون آمازون بيشتر در فروش گسترده كتابهاي كاغذي به چشم مي خورد.
رويكرد جديد آمازون به كتابهاي الكترونيكي كه در طراحي محصول جديدش به چشم مي خورد مي تواند گام نخست براي اين سايت مشهور در ترغيب ناشران سراسر جهان به انتشار كتاب هاي الكترونيكي به جاي كاغذي محسوب شود.
سپيده جديري، ميراث خبر +
پيرامون نسخه هاي خطي
عبدالله انوار: پيشنهاد ندهيد که دولت آماري از نسخ خطي خانواده ها بدست بياورد چون آن وقت هر فردي مي خواهد به خانه هاي مردم برود و از نسخه هاي آنها سردربياورد.

احمد منزوي : واقعا" زبان فارسي مظلوم واقع شده است و بيشتر توجه به کتابهاي عربي بوده است. آقاياني با بودجه مردم به واتيکان مي روند و فهرستي از نسخه هاي موجود در کتابخانه هاي آن کشور تهيه مي کنند و در مقدمه مي نويسند که:« هزار و پانصد کتاب عربي بود و پانصد تا هفتصد کتاب، فارسي بود و ما از تعداد کتابهاي عربي، پانصد کتاب را عکسبرداري کرديم و اين فهرست آنهاست.» من معتقدم ظالمانه است که آقايان با بودجه مملکت ما به مسافرت بروند و بعد از ميان کتابهاي عربي، پانصد کتاب را انتخاب و فهرست کنند. به نظر من اين آقايان بايد به کتب فارسي توجه نشان دهند نه آنکه بي اعتنا از کنار آنها بگذرند بنابراين بيشتر از اين نمي توانم بگويم که کتابهاي فارسي مورد ظلم واقع شده است و فقط من هستم که به کتابهاي فارسي توجه نشان داده ام.

+ متن كامل گزارش از مهبود مهرنوش، ميراث خبر :
اجبار خانواده ها در جمع آوري و ثبت نسخ خطي نتيجه اي جز فرار نسخه ها از کشور ندارد
لغو مجوز پس از تجديد چاپ
جلدهاي هفتم و هشتم "فرهنگ افسانه‌هاي مردم ايران" علي‌اشرف درويشيان، پس از تجديد چاپ، لغو مجوز شدند. هجده جلد از اين فرهنگ 20جلدي تاكنون انتشار يافته است و جلد نوزدهم آن يك سال است كه در انتظار دريافت مجوز نشر به سر مي‌برد. درويشيان جلد بيستم اين اثر را نيز به پايان رسانده است كه گفت، تا مشخص نشدن وضعيت جلد نوزدهم، آن‌را به ناشر نخواد سپرد.
علي اشرف درويشيان : بعد از چاپ دوم، اعلام شده كتاب‌ها ديگر چاپ نشوند و مجوز آن‌ها لغو شده است.
اين روزها همچنان داستان مي‌نويسم، ولي وقتي مجوز گرفتن اين‌قدر سخت شده است، ترجيح مي‌دهم داستان‌هايم را در نشريات و سايت‌هاي ادبي منتشركنم .
ضوابط نامشخص
ميترا الياتي، نويسنده : ما نويسنده‌ها نمي‌دانيم ضوابط چيست و كجا را بايد سانسور كنيم يا نكنيم. نمي‌دانيم نقطه نظرات مسؤولان مربوط چيست و روي چه بخش‌هايي حساسيت وجود دارد؛ و مادامي كه خط مشي روشن نباشد، نويسنده نداند چه كند، از چه چيزهايي فاصله بگيرد و بر روي چه چيزهايي خط قرمز بكشد، نمي‌شود كار كرد.
+ شخصا ترجيح مي‌دهد كارش را براي انتشار ندهد تا اين‌كه خط مشي‌ها روشن شود : در دوره‌ي قبلي ضوابط و مقررات روشن‌تر بود، ولي الان روي مميزي قبلي هم سانسور مي‌شود و متأسفانه كارهاي چاپ‌شده هم دوباره مميزي مي‌شوند.
+ منبع : ايسنا
طالبان و لوركا
+ پپ روبيانز، نويسنده و بازيگر اسپانيايي ، پس از اعلام زمان اجراي نمايش " آن ها همه لوركا بودند" ، چندين بار به مرگ تهديد شد. روبيانز پس از اين تهديدها ، اجراي نمايش را لغو كرد.

+ اين نمايش ، ماجراي اعدام لوركا و هزاران نفر از ديگر اسپانيايي‌‏ها توسط نيروهاي جناح راستي ژنرال " فرانسيسكو فرانكو " در جنگ داخلي است. در حالي كه گروه هاي راستي در خارج سالن تئاتر به اعتراض مشغول بودند ، گروه هاي چپ سياسي دولت مادريد را به سانسور متهم كردند.

+ پس از اين كه "روبيانز" در ماه ژانويه در تلويزيون حاضر شد و درباره اين نمايش و برخي نظرات سياسي صحبت كرد ، تئاتر مذكور و شهر مادريد صدها شكايت و تهديد دريافت كردند.

+ روبيانز كه در منطقه ثروتمند كاتالونيا در شمال شرقي اسپانيا زندگي مي كند ، گفت : آزادي بيان وي در مادريد مورد تهديد قرار گرفته است وي همچنين اسپانيا را با طالبان افغانستان مقايسه كرد.
+ منبع : ايلنا
ابوالفضل جليلي
ابوالفضل جليلي - كارگردان سينما؛جلسه نقد و بررسي "گل يا پوچ" در فرهنگسراي نياوران :
+ سينما براي من يك ابزار و قلمي است كه واقعيتها و چيزهايي را كه مي‌خواهم، مي‌توانم با آن بنويسم.

+ من در اين عرصه همه كار ياد گرفته‌ام. چون در سينما به كسي اعتماد نمي‌كنم سعي كرده‌ام همه كار ياد گرفته و خودم انجام دهم.

+ دوست دارم به من بگويند اين فرد آماتور است چون در اين حالت است كه مي‌توانم پيشرفت كنم و هيچ وقت محتوا را به خاطر تكنيك از دست ندهم.

+ در سينما تكنيك را رد نمي‌كنم، ولي نمي‌خواهم به رخ بكشم و فيلمي جنگي و شلوغ داشته باشم.

+ زماني فيلم مي‌تواند راست باشد كه شخصيتهاي داستان طوري باز كنند كه انگار با نقش خود در حال زندگي هستند و هيچ توجهي هم به دوربين ندارند.

+ من تلاش مي‌كنم حقيقت را پيدا كنم و فرق بين حقيقت و واقعيت را نشان دهم. حقيقت چيزي است كه وجود دارد ولي واقعيت چيزي است كه آن را مي‌بينيم و من سعي كردم به حقيقت برسم.

+ در پاسخ به اينكه تماشاگر به فقر در اين فيلم مي‌خندد : ما فكر كرديم فيلمي در بلوچستان بسازيم تا برخي ذهنيتهاي كه نسبت به اين منطقه وجود دارد تغيير كند. با خود نگفتيم كار مي‌كنيم كه مردم بخندند اينكه مردم به فقر بخندند، من به اين موضوع دقت نكردم.

+ در مورد بازتاب نمايش فيلمهايش در خارج از ايران: تا آنجايكه من با آنها برخورد كردم تماشاگران در آنجا بيشتربه دنبال پيام فيلم هستند.

+ تكنيك مهم‌تر است يا محتوا : اينها داخل هم هستند و اين يك حس شخصي است، مثلا وقتي به شمال يا جنوب مي‌روم حس و حال آنجا را پيدا مي‌كنم و روحيات‌ام در فضاي آنجا شكل مي‌گيرد.

+ با "گل يا پوچ" زندگي مي‌كرديم و همين‌طور است كه بازي نابازيگرها، طبيعي شده و مردم نيز باور كردند. ما نيز سعي كرديم به بازيگران القا كنم كه فكر كنيد دوربيني وجود ندارد.

+ درباره نحوه انتخاب بازيگرانش : مي‌روم در خيابان و جامعه مي‌بينم بين كساني كه عبور مي‌كنند شخص خوبي براي بازيگري هست با او صحبت مي‌كنم و نظر او را مي‌خواهم.

+ درباره فيلم "حافظ" : من از وزارت ارشاد خواستم لااقل نگاتيو به نرخ دولتي به من بدهند كه ندادند. اين درحالي است كه به خيلي‌ها كمك مي‌شود ولي هيچ‌كس به من كه از 15 سالگي وارد سينما شدم نمي‌گويد از كجا نان مي‌خورم.

+ منبع : ايسنا
+ عكس : مرتضي فرج‌آبادي
دربارۀ روز شعر و ادب فارسي
محمد علی بهمنی - شاعر :
درهمین اندازه که ما درشرایط موجود به معاصراندیشی پرداخته ایم و به یک شخصیت معاصر بها داه ایم ، عمل بسیار زیبایی است و انتخاب روز تولد استاد شهریار به عنوان روز شعر و ادب فارسی بسیار مناسب است ؛ اما اگر بخواهند یک روز را برای شعر انتخاب کنند ، دوست داشتم برگرفته از پیشینه داران ما همچون فردوسی و حافظ و ... باشد .

+ طبیعی است که در چنین روزی بهانه ها و انگیزه های بسیاری خواهد بود که رسانه ها کارهایی که در این روز صورت می گیرد را انعکاس دهند و نشان بدهند که چه کارهایی بهتراست انجام شود .

+ درحال حاضراین روزحالتی نمادین دارد و تنها یک روزاست که هیچ اتفاقی هم پیرامون آن رخ نمی دهد ، بنابراین تنها یک اسم ونماد است اما اگربرنامه ریزی هایی شود و بر اساس آن اتفاقات فرهنگی و ادبی خاصی صورت بگیرد ، بسیارمناسب تر است .

+ منبع :خبرگزاري مهر
September 11، 2006
Atlantis Docked with the ISS
Atlantis docked with the international space station
شاتل آتلانتيس در ايستگاه فضايي - امروز 11 سپتامبر
تصويري از درون شاتل آتلانتيس
سمت راست، كريس فرگوسن، خلبان شاتل

بايا

جواد مجابي
: انتشار نشريه در سرزميني كه كتاب خواندن تفنن است كار بسيار دشواري است‌. بايا از جمله نشرياتي است كه همه هم و غم خود را براي نشر آگاهي درجامعه گذاشته است. از اين رو قدر شناس اين نشريات هستم.

عمران صلاحي : مطالب بايا، وزين، سنگين و عميق است. هر زمان كه بخواهند سطحش را پايين بياورند از ما استفاده مي‌كنند.

علي دهباشي : تمام طراواتي كه در دوره معاصر در حوزه ادبيات داريم، مديون نشريات ادبي هستيم و در دوره‌اي نيز وظيفه اين نشريات بيش از پيش دشوار شده است. در كشورهاي ديگر وقتي يك نشريه چند سال از عمرش ‌مي‌گذرد انتشارش راحت تر مي‌شود اما در ايران برعكس است. تا يك نشريه به مرحله زينگ و فيلم برسد و منتشر شود تا به دست مخاطبانش برسد، زمان بسيار طولاني سپري مي‌شود. در اين شرايط تنها دلخوشي يك مدير مسوول رسيدن نشريه به دست مخاطبانش است.

مفتون اميني ؛ پشت هر نشريه موفق ادبي يك زن ايستاده است : نشريات ادبي را زن‌ها مي‌چرخانند ودليلش اين است كه ادراك واحساس در زن‌ها توام است. اگر مقايسه كنيم در برخي از نشريات ادراك بر احساس برتري دارد. در نشريه بايا عقلانيت ظريفي به چشم مي‌خورد كه آن را از نشريات ديگر متمايز مي‌كند.

اسدالله امرايي: انتشار نشريه در شرايط موجود كار بسيار دشواري است . وقتي از تداوم نشر 8 ساله يك نشريه ابراز خوشحالي مي‌كنيم به قول « خوان رولفو» به اين دليل است كه ما بسيار فقير هستيم. وقتي به تيراژ و عمر نشرياتي چون نيويورك كه 100 سال از عمرش مي‌گذرد و نشريه‌اي ديگر كه 180 سال از عمرش مي‌گذرد نگاه مي‌كنيم مي‌بينيم كه براي انتشار هيچ يك از آنها جشني گرفته نمي‌شود.

+ مطالعه متن گزارش كامل از جشن هشتمين سال انتشار فصلنامه بايا
عكس : كيان اماني
مشكلات مالي منطق الطير
هادی مرزبان، كارگردان "منطق الطیر سلیمانی" و سرپرست گروه تئاتر "حركت" :
مسئولان مرکز هنرهای نمایشی سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران به دنبال نمایش های معمولی هستند. در حالی که این نمایش کار بزرگ وخاصی است و چند گروه هنری در این کار حضور خواهند داشت. زمانی که نمایش روی صحنه برود، آنها نیز متوجه عظمت این نمایش می شوند.

متاسفانه برآورد مالي مسوولان شهرداري با ما بسيار متفاوت بود و با آنچه براي ما برآورد كردند حتي نمي‌توان با هنرمندان مورد نظر وارد گفتگو شد.اين پروژه نه تئاتر است و نه نمايش بلكه آميخته‌اي است از نور، صدا و حركت است. ما آن را با ايمان و اعتقاد شروع كرديم و به نتيجه خواهيم رساند.

+ دلایل همکاری نکردن مرکزهنرهای نمایشی سازمان فرهنگی هنری شهرداری با این گروه: این مرکز با برآورد هزینه های ما مخالفت کرد. این نمایش یک کارمعمولی نیست و با معیارها و ارزش های مربوط به خود مورد ارزیابی قرار گرفته است، درحالی که مسئولان این مرکز بیشتر طالب کارهای معمولی هستند.

+ قرار بود منطق الطیر سلیمانی در تالار وحدت روی صحنه برود اما با مشکلاتی که در حال حاضر بوجود آمده، زمان ومکان اجرای نمایش مشخص نیست. این نمایش ترکیبی از نور، موسیقی، حرکت و بیان است که امیدوارم با همکاری مسئولان فرهنگسرای قرآن بزودی زمان اجرای نمایش مشخص شود.
+ "منطق الطیر سلیمانی" نوشته امیر دژاکام است که هادی مرزبان کارگردانی آن را بر عهده دارد. مجید میرفخرایی طراح صحنه و جهانسوز فولادی آهنگساز این نمایش هستند.
+ منبع : خبرگزاري مهر
ميراث چروكيده
گاهي نجات نسخه به تهيه فقط يك كپي كاغذي يا ديجيتالي از آن است.
گاهي نجات نسخه به جابجايي فيزيكي آن و قرار دادن در شرايط مناسب‌تر است.
گاهي نجات نسخه به آفت‌زدايي، مرمت و صحافي است.
گاهي نجات نسخه به اهداي آن به كتابخانه‌اي امين و مطمئن است.
و گاهي نجات يك نسخه به زنده كردن آن يعني معرفي و تحقيق آن اثر است.
و شما تا به حال چند نسخه را نجات داده‌ايد و قصد داريد چند نسخه را نجات دهيد؟
+ مطالعه متن كامل
وضعيت امروز ادبيات
فیروز زنوزی جلالی ، نويسنده :
متاسفانه در حال حاضر شرایطی ایجاد شده است که اهل قلم را دچار معضلاتی فراوان کرده، به گونه ای که تمام آنها را در یک گفتگوی چند دقیقه ای نمی توان بیان کرد.

مجموع اتفاقاتی که حول و حوش ادبیات داستانی امروز در جریان است باعث شده تا ادبیات جدی کشور با ضعف عمده ای مواجه شود. اگر به همان ارقام دهان پرکنی هم که هر از چند گاه ارائه می شود نگاهی بیندازیم می بینیم که اثری از کارهای خلاقانه قائم به ذات وجود ندارد. اهل قلم تا زمانی که با معضلات معیشتی و ... دست به گریبان است و از آرامش فکری و روانی برخوردار نیست چطور می تواند به تولید اثری فاخر و شایسته که از فقدانش دم می زنیم اقدام کند.

نتیجه محتوم این قضیه این است که اهل قلم به سهل ترین و دم دستی ترین کارها روی می آورند و کتابسازی می کنند و ادبیات مان هم به همین روز می افتد. اگر وضعیت به همین منوال پیش برود دیر یا زود اتفاقات ناخوشایندتری را در عرصه ادبیات شاهد خواهیم بود.

برخی مسئولان می پرسند " پس شاهکارهای ادبی ما کجاست؟ " سوال جالبی است. آیا بهتر نیست اگر واقعا آثار درخور توجهی وجود ندارد، در حیطه مسئولیت شان برنامه ای بگذارند و شرایط را بررسی کنند و دلایل فقدان آثار مطلوب را بجویند.

اگر حرف هایی که عنوان می شود تنها شعاری و علی السویه باشد روز به روز بر تشتت موجود افزوده می شود. نکته اصلی این است که نویسنده باید آرامش خاطر داشته باشد. زمانی که کتاب من مدت هاست آماده شده ولی عرضه نمی شود و مرا تامین نمی کند مجبورم تن به سریال نویسی و برنامه های نازل بدهم تا پولی به دست بیاورم و گذران زندگی کنم.

آیا مسئولین از نحوه زندگی نویسندگان مطلع اند؟ : چرا هیچ کس راجع به دلایل ننوشتن و نبود آثار جدی ادبی سوالی نمی پرسد؟ به نظر می رسد همچنان مایلیم که آمار ارائه دهیم. نمی توان بدون داشتن جدیت و دغدغه خاطر، منتظر پدید آمدن شاهکار ادبی نشست.

وضعیت نویسندگان در چاپ و نشر و پخش و حق التالیف کتاب بسیار نا امید کننده است. نویسنده کارش را که نوشتن است انجام می دهد ولی وقتی پخش مناسبی ندارد و حق التالیف پانزده درصد از پشت جلد دریافت می کند این سوال را باید پرسید که نویسنده برای چه باید بنویسد؟

بازیگر درجه دو سینما برای سی روز کار دستمزدی می گیرد که یک نویسنده در طول چند سال فعالیتش می گیرد. من نمی گویم دستمزد آنها باید کاهش یابد ولی جایگاه و حرمت نویسنده و کار ادبی را می توان از دستمزد آنها سنجید. با این وضعیت نوشتن به هیچ وجه کار عاقلانه ای نیست.

همه چیز در حد شعار است. همیشه مناسبتی و بخشنامه ای صحبت کرده ایم. حرمت اجتماعی اهل قلم امروز رعایت نمی شود، بنابراین مجبوریم رنج ببریم و تن به کارهای نازل بدهیم.

+ منبع : خبرگزاري مهر
+ عكس از : همشهري
دربارۀ گرافيك ما
آيدين آغداشلو :
+ درباره سطح کیفی و جایگاه طرح های گرافیکی روی جلد نشریات و کتاب ها : این مسئله بستگی دارد که طراحی روی جلد نشریات و کتاب ها به دست چه گرافیستی انجام شود. بخش عمده اینگونه طرح ها با سرعت و بدون خلاقیت کافی انجام می شود. این امکان را رایانه در اختیار برخی گرافیست ها قرار داده که می توانند به سرعت هر شکل سرهم بندی شده ای را بسازند.

+ کم نیستند گرافیست های جوان و بسیار بااستعدادی که هر سفارشی را با علاقه و صرف وقت به عنوان یک اثر هنری تلقی می کنند و نمونه های درخشانی از یک اثر گرافیکی معاصر را به وجود می آورند. اما تعداد آنها چندان زیاد نیست و متاسفانه گرافیک معاصر ما به سرعت به سمت و سوی سرهم بندی و به وجود آوردن نمونه های پیش پاافتاده پیش می رود که نه ماندگار خواهند بود و نه نماینده جریانی قابل توجه و قابل قبول در گرافیک معاصر ما.

+ اما ظاهرا به دلیل حجم انبوه سفارش ها و حجم انبوه تر گرافیست های جوانی که از دانشکده های هنری فارغ التحصیل می شوند، این سهل انگاری دارد رسم روز می شود. اما من به عنوان یک بییننده و تعقیب کننده جریانات هنری کشور ناچار دل می بندم به کار گرافیست هایی که جایگاه هنری خودشان را با دقت حفظ می کنند.

+ درباره دو بعد هنری و تجاری گرافیک : گرافیک در طول تاریخ و در هر جای دنیا هر دو بعد فرهنگی و تجاری را هم در شاخه های مختلف و هم در آن واحد به همراه داشته است. گرافیک فرهنگی ایران ابعاد و توان قابل ملاحظه ای داشته و شاید گرافیک تجاری ما در قیاس با گرافیک تجاری و تبلیغاتی معاصر جهانی بسیار عقب مانده باشد، اما گرافیک فرهنگی ما در بسیاری نمونه ها پا به پای گرافیک جهانی پیش رفته است.

+ تجاری بودن عیب گرافیک محسوب نمی شود، بلکه بخشی از آن را تشکیل می دهد و گرافیک واقعی فرهنگی ایران از دهه 1340 شمسی گسترش پیدا کرد و به جایگاه حقیقی خود دست یافت.
+ منبع : خبرگزاري مهر
کارگاه آموزش تخصصی مستندسازی
منوچهر مشیری، طراح و مدیر امور نخستین دوره کارگاه آموزش مستندسازی:
کارگاههای آموزش تخصصی مستندسازی با روندی مناسب و خوب برگزار شد و شرکت کنندگان هم از کار عملی در کارگاه اظهار رضایت کردند. در پایان هر روز هم یک نظرسنجی از شرکت کنندگان انجام می دادیم تا با برطرف کردن کاستی ها کیفیت کار را افزایش دهیم.

+ اخبار نخستین دوره کارگاه تخصصی آموزش مستندسازی از سايت انجمن

سودابه مرادیان، مدیر اجرایی کارگاههای آموزش مستندسازی:
در گذشته هیچگاه مستندسازی به صورت گسترده و کامل در دانشگاه تدریس نشده، چند واحد محدود وجود داشت و کمبود این مورد در فضاهای آکادمیک احساس می شود. مباحث طرح شده در این کارگاهها در سطح بالایی است و خودم هم احساس می کنم به حضور در این کلاس ها نیاز دارم. هر چند کلاس ها کوتاه مدت و قشرده است، اما قطعاً تاثیر آنها در سال های نزدیک در کار هنرجویان آشکار خواهد شد.

علی لقمانی، مدرس تجربه های یک فیلمبردار مستند:
کارگاههای آموزش مستندسازی حتماً شناخت جدیدی از حیطه و گستره متنوع سینمای مستند برای شرکت کنندگان به ارمغان خواهد آورد. اکثر بچه های مستندساز به صورت تجربی در این حیطه فعالیت می کنند و استاتید این دوره انتخاب با پیشینه خود می توانند بچه ها را با هنر سینمای مستند آشنا کنند.

فرید فرخنده کیش، معاون آموزش و پژوهش مرکز گسترش سینمای مستند و تجربي:
تمام هنرجویان، نیروهایی بودند که آموزش های پایه ای را دیده بودند. ما در این کارگاهها کمک می کنیم دیدگاه هنرجویان به سینمای مستند و تجربی تقویت شود و ارتقاء یابد که این امر از طریق انعکاس اطلاعات و تجربیات فیلمسازان باتجربه حاصل می شود.در ابتدای برپایی این کارگاه احساس می کردیم این آموزش فشرده 14 روزی باعث خستگی هنرجویان می شود. اما این جوانان با شور و اشتیاق در سر تمام کلاس ها چیزی حدود 150 ساعت آموزش را سپری کردند و حتی اصرار داشتند روز جمعه هم به برگزاری کلاس ها اضافه شود تا با حضور اساتیدی نظیر طیاب یک نشست داشته باشیم و شاخص فیلم های مستند ایران و جهان را مرور کنیم. برای برگزاری این دوره چهار سال برنامه ریزی کردیم و امیدواریم این کارگاهها در سال های آینده در مراکز استان ها تداوم یابد و با آسیب شناسی و پژوهش برگزاری این کارگاه یک برنامه ریزی مدون برای دوره های بعدی با گسترش بیشتری انجام دهیم. هدف غایی ما تربیت صد فیلمساز جوان و مستعد برای سینمای مستند کشور است.

+ منبع: خبرگزاري مهر
طنز در ادبيات تعزيه
منوچهر احترامي، نويسنده :
تعزيه جزو ادبيات نمايشي ـ آييني ماست كه 200 سالي در ايران خيلي پررونق بوده و شايد چيزي حدود 200 موضوع را در تعزيه‌نامه‌هاي متعدد كه متن‌هاي اصلي آن به 300، 400 عنوان مي‌رسد، بتوان پيدا كرد. در اين متن‌ها هر تعزيه‌سازي بنا بر ذوق خود، فضاهاي طنزآميزي را چه به‌صورت كلامي و چه موقعيتي، به‌وجود آورده كه او در كتابش به اين طنزهاي كلامي و حركتي پرداخته است.
انتشار كتاب طنز در ادبيات تعزيه، اثر منوچهر احترامي
+ منبع : ايسنا،‌عكس: روح اله وحدتي
فرياد از حنجرۀ ديگران
هادي مهري خوانساري ، شاعر:
+ الگوبرداري از شاعران گذشته چندان منفي نيست؛ چراكه ما اينك پا بر شانه بزرگان نهاده‌ايم و قبلا نيز گفته‌ام "به آن‌هايي كه روح‌هاي بلند و سينه‌هاي گشاده‌اي ندارند، مي‌گويم اگر نمي‌توانيد پرچمي را برافرازيد، لااقل به پرچم‌هاي برافراشته جسارت نكيند تا حقارت‌تان هرچه بيش‌تر آشكار نگردد." پيشرو و اسطوره‌ براي نسل‌ها هميشه لازم است و ما بايد از حنجره ديگران فرياد بكشيم تا حنجره خودمان شكل بگيرد و از حنجره خودمان فرياد بزنيم تا روزي ديگران از حنجره خود فرياد زنند.

+ در تمام دوران‌ و در اين زمان و زمان‌هاي آينده در ژانرهاي مختلف فكري و هنري، انقلابي، حركت‌هاي مختلف حتي مذهبي، به اسطوره، پيشرو و رهبر و قله‌هايي نيازمنديم. اما در گذشته و در طول تاريخ هر چه به عقب برگرديم، اسطوره جايگاه محكم‌تري مي‌يابد. اما امروز روزبه‌روز جايگاه اسطوره‌ها پايين‌تر مي‌آيد، ارتفاعشان كم‌تر مي‌شود و جايگاه آن قله‌ها تحليل مي‌رود و به قله‌هاي كوتاه‌تر تبديل مي‌شود و بعد به زماني مي‌رسيم كه ديگر قله نخواهيم داشت. به واسطه پيشرفت سيستم جهاني و ارتباطات، تقسيم قله‌ها به تپه‌هاست و هرچه جلوتر رويم، آن تمركززدايي را بيش‌تر خواهيم ديد.

+ هر نسلي به اسطوره‌، پيشرو و پيش‌قراول احتياج دارد: جايگاه اسطوره‌ها تغيير مي‌كند، اما اصل قضيه تغيير نخواهد كرد و مبنا نبايد بر اين باشد كه شاعران زنده الگو باشند. همان‌طور كه بسياري از پيشكسوتان تاريخ ادبيات زنده نيستند، ولي هنوز از آن‌ها الگوبرداري مي‌شود؛ از شاعران درگذشته نيز بايد الگو گرفت.

+ جهاني بودن اسطوره ها: اسطوره‌ها مي‌توانند متعلق به همه جهان باشند و مبنا و اصل هنر، تفكر و خلاقيت‌هاي آنان است. الان به گونه‌اي شده كه ژانرها آن‌قدر شاخه‌هاي كوچك‌تري براي خود تشكيل داده‌اند و هر كدام داعيه‌دارند و خيلي‌ها هم قله‌هاي اين زمان را كم‌تر قبول دارند؛ اين قضيه آن‌قدر با سرعت پيش مي‌رود كه دهه به دهه مي‌توان آن‌را بررسي كرد. آن‌ها فكر مي‌كنند با رد ديگران و مشخص كردن جبهه مي‌توانند پيشرفت كنند.

+ متن كامل از : ايسنا
+ عكس : مهدي قاسمي
September 10، 2006
واقعيت هاي صنعت چاپ
محمد افجه اي، مدير چاپ بيات :
+ واقعیت این است که ما درمورد یک صنعت ورشکسته و نیمه جان سخن می گوییم که سه دهه قبل با وجود اینکه توان بالقوه امروز را نداشت اما در منطقه حرف اول را می زد . حالا باید دید که چه بر سر این صنعت آمده است که حال و روز آن چنین است .در آن زمان در چاپ دایکات و جعبه های لوازم خانگی ما حتی برای کشورهای عربی هم سفارشاتی را انجام می دادیم و چاپخانه های ما حتی به صورت شبانه روزی کار می کردند . با سیاست گذاری های غلط و حمایت های بی حساب ، افرادی را وارد این صنف کردند و ماشین های خارجی را به کشورآورند و اسمش را هم رشد تکنولژی صنعت چاپ گذاشتند . امروزه اکثر دستگاه هایی که ده سال قبل وارد کشور شده است بی کار است و یا دارد با یک دهم ظرفیت خود به کار ادامه می دهد .

+ وقتی می گویند صنعت چاپ ورشکسته است به این معنا است که بسیاری از این واحدها دارند با مقیاسی بیسار کمتر از ظرفیت اسمی خود کار را ادامه می دهند .
وقتی یک چاپخانه دار سفارشی برای چاپ ندارد چگونه می تواند به کارگرانش حقوق پرداخت کند .
من خود چاپخانه دارانی را می شناسم که پول نزول می کنند تا بتوانند حقوق کارگران خود را بدهند . با این وضعیت سخن گفتن از بیمه کمی خنده دار است .

+ صنعت چاپ از نشر، به کار گیری و استفاده از دستگاه ها و ماشین آلات پیشرفته از دیگر کشورها چیزی کم ندارد و حتی گاهی سفارش های چاپی مربوط به لوازم آرایش و دیگر اقلام چاپی را از دیگر کشورهای قبول می کنند اما مسئله ای که در این میان وجود دارد به کارگیری همه توان موجود در این عرصه است .
این که مشکلات کنونی صنعت چاپ را بتوان یک شبه حل کرد رویایی است که هیچ وقت به حقیقت نمی پیوندد زیرا این مسائل در مدتی نزدیک به سه دهه ایجاد شده است و برای حل آن باید سالها تلاش کرد .

+ منبع : خبرگزاري مهر
نظام آموزشي و كارگاه ادبي
علي اصغر شيرزادي، نويسنده :
+ اگر نظام آموزشی روزآمد و پاسخگوی نیازها و خواسته شود خواه ناخواه به مساله ادبیات داستانی نیز توجه صورت می گیرد . اما از آن جایی که این نظام در هیچ سطحی پاسخگو نیست ، بوی عقب ماندگی از آن به مشام می رسد و چندین دهه از ضرورت های دورانی که در آن قرار دارد عقب تر است پرداختن به موضوعات ادبی و هنری هم در آن جایگاهی ندارند.

+ در چنین فضایی کارگاه های ادبی هستند که جایگزین نظام آموزشی در پرداختن به ادبیات می شوند.
تجربه شخصی من در مورد کارگاه ها این است که اگر نویسنده صاحب قریحه و ذوق باشد و در کارگاه ها نیز با دید باز و نگاهی پویا و دینامیک شرکت کند و وضعیت هم به گونه ای باشد که همه هم شان و هم تراز با یکدیگر حاضر شوند کارکرد واقعی آموزش جلوه گر می شود. باید این نکته را در نظر داشته باشیم که کارگاه ها متعلق به دوره معینی هستند و زمانی که نویسنده خود صاحب سبک و روشی مطلوب شد دیگر نیازمند چنین محافلی نیست .
+ منبع : خبرگزاري مهر
نشر، كار بدون بازنشستگي
داوود رمضان شیرازی ، مدير نشر سنايي :
+ من متولد سال 1311 شمسی هستم و از سال 1327 که کتابخانه ( کتابفروشی ) سنایی را تاسیس کردم تاکنون به فعالیت در حوزه نشر کتاب فعالیت داشتم و به تازگی خود را بازنشسته کرده ام . هم اکنون روزانه دو ساعت به دفتر نشر سنایی در خیابان جمهوری اسلامی و انقلاب مراجعه می کنم و به هیچ وجه قصد ندارم خانه نشین شوم ؛ می خواهم در کنار جوان ها به امور مربوط به نشر سنایی بپردازم و جوانان را در زمینه تولید کتاب راهنمایی کنم و تاجایی که ممکن باشد همراهی شان کنم . کار نشر هیچ گاه بازنشستگی ندارد و بازنشستگی من هم بیشتر فرصتی برای جوان ها است که قابلیت های خود را در این کار نشان دهند و دورا دور کارها را زیر نظر دارم . اولین کتاب که من به چاپ رساندم در سال 1333 و دیوان اشعار عراقی بود . انتشار این کتاب را از سال 1332 آغاز کردم و چاپ آن یک سال به طول انجامید و تاکنون مکرر به چاپ رسید و هم اکنون عناوین کتابهای سنایی از 600 عنوان فراتر رفته است .

+ به گفته برخی از افراد با سابقه در این صنف ، داوود رمضان شیرازی کار خود را با دستفروشی کتاب در پله های مسجد شاه سابق در بازار تهران و زمانی که نوجوانی بیشتر نبود شروع کرد و بعد از آن در حالی که هفده سال بیشتر نداشت کتابخانه سنایی را تاسیس کرد و پس از آن به طور جدی به فعالیت در این بخش پرداخت . وی تا پیش از انقلاب در سال 1357 با ناشران گوناگونی مانند امیرکبیر (جعفری ) ، توس ( باقرزاده ) ، ابن سینا ( رمضانی ) ، کلاله خاور ( محمد رمضانی ) و دیگران همکاری نزدیک داشت . حوزه مورد علاقه او در زمینه نشر کتاب ، دیوان اشعار شاعران کلاسیک و آثاری بود که پیش از این گمنام مانده بود .
او بیش از چهار دوره در هیات مدیره اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران حضور داشت و در دوره های هفتم و هشتم به مدت هشت سال رئیس هیات مدیره اتحادیه بود .
+ منبع : خبرگزاري مهر
هشتمين سالگرد انتشار مجله بايا
+ فرخنده حاجي زاده، مدير مسئول و سردبير بايا :
در فروردين ماه سال 78 و پس از مدت زمان زيادي که صرف گرفتن مجوز براي بايا کردم، بالاخره نخستين شماره آن منتشر شد که همان شماره واکنش هاي متفاوتي ايجاد کرد و علتش هم جسارتي بود که در چاپ مطالب به خرج داده بود. از آن روز به بعد علاوه بر فشارهايي که اعمال مي شد، از طرف برخي از دوستان نيز محاکمه مي شدم. من بايد مدام تاوان پس مي دادم در مورد اينکه مثلاً چرا در بايا، نام فلان نوجوان شهرستاني در کنار نام اساتيد صاحب قلمي آمده است و موارد بي شمار ديگر. اما با وجود تمام اين مشکلات و مسائل ديگر، بايا که روي ميز آشپزخانه منزل من شکل گرفت، به پيش مي رفت و خوشحالم از اينکه الان که به کارنامه آن مي نگريم، مي بينيم که در مدت انتشار 24 شماره از اين مجله، مجلات بسياري چه در ايران و چه در کشورهاي همجوار مانند ترکيه از قطع، فرم، شيوه نگارش و سبک ادبي بايا تاثير گرفته اند.

+ پيام رضا براهني به مناسبت هشتمين سال انتشار مجله بايا:
براهني در پيام خود به تاريخ پيدايش مجله ادبي جدي در ايران پرداخته و آن را همزمان با تاريخ پيدايش تجدد در اين کشور توصيف کرده : مجله بايا، نماد يگانه تجدد امروزين ماست. نماد اين جلوه گاه اصيل تاريخي که هيچ تجددي ابدي نيست و اگر ابدي خوانده شود، يعني اصلاً نيست.
آناني که به صورت سنتي به ملامت ما برخاسته اند، آناني که به صورت تشبه به مدرنيته و عصر به ظاهر روشنگري، منتها با ارجاعات غربي آن از کانت تا پوپر، کلمه را به مرجوع خارجي منتسب کرده اند و خود را به زنجير اسارت بخشي از تاريخ غرب مباهي کرده اند، بي آنکه به اصل ناموزوني تاريخي و بحرانهاي ناشي از آن ناموزوني که انعکاس آن را در چند رگگي، چند جنسي، چندين نوعي ،وقوف يافته باشند، بايد روشن کنند که چرا ديگر کسي از فرهيختگان جديد و جوان کشور به راه آنان نمي رود و چرا اين همه کتاب در ايران و در رسانه هاي پرتنوع جهاني به شکل و شيوه زبان و بيان قراردادي و شناخته شده آنان در نمي آيد.
نيما ثابت کرد که از هر سه بزرگ شعر فارسي- نظامي، مولوي و حافظ- مي توان عبور عرضي کرد. او عبور کرده بود تا فاصله گذاري را يادمان دهد. او به ما ياد داده که فراموش کردن بخشي از گذشته، در زمان حاضر نه تنها به ما لطمه نمي زند بلکه ما را بر منطق حرکت به سوي آينده پرواز مي دهد. اهميت مجله بايا نيز در اين است که به اين عبور پيشنهادي فضا داده است.
بايا مجله اي سياسي نيست. همه چيز را نمي توان بر زانوي سياست انبوه کرد. امکان دادن به تجدد تا پايان تجدد، تا بي پاياني ورم کرده آن و تا بيان عطشي روزافزون و تسکين ناپذير و طاقت سوز، که بايا اين کار را انجام داده، و روح زمان را در خود غرق کرده است.

+متن كامل گزارش از كمال صادقي،‌خبرگزاري ميراث فرهنگي
شيون فومني
مراسم هشتمين سالگرد درگذشت شيون فومني
آرامگاه اين شاعر مردمي معاصر، واقع در سليمان‌داراب رشت، ساعت 17 روز جمعه 24 شهريورماه ازسوي دوستداران شعر و ادب گلباران مي‌شود.
شيون فومني (ميراحمد سيدفخري‌نژاد)، 23 شهريورماه 1377 در سن 52 سالگي در اثر نارسايي كليه درگذشت و در آرامگاه سلمان‌داراب رشت در جوار ميرزا كوچك خان جنگلي به خاك سپرده شد.
مجموعه‌هاي شعر "پيش پاي برگ"، "يك آسمان پرواز"، "از تو براي تو"، "كوچه‌باغ حرف" و نوارهاي كاست "گيله اوخان"، از جمله آثار منتشرشده‌ي اين شاعرند كه جاني دوباره به ادبيات بومي گيلان بخشيد.
+ وبسايت اختصاصي شيون فومني

+ منبع : ايسنا
September 09، 2006
On its way to station

روزها تاخير به دليل هواي نامساعد و سفري كه تا مقصد، تنها چند دقيقه طول كشيد.
فقط چند دقيقه بعد از اين صحنه، شاتل آتلانتيس و سرنشينانش در جو زمين و بسوي ايستگاه .
AP
September 07، 2006
آتلانتيس روي سكوي پرتاب

+ شاتل آتلانتيس روي سكوي پرتاب، مركز فضايي كندي، كيپ كاناورال،‌ فلوريدا
Sep. 5, 2006
washingtonpost
زائران اتريشي

+ زائران اتريشي
نطق هفتگي پاپ بنديكت، ميدان سن پيتر، واتيكان
sep. 6 ,2006
washingtonpost
زن و رسانه، شيرين احمدنيا
شيرين احمد نيا ،‌برگزاركننده كارگاهي با موضوع : زن و رسانه
+ آنچه حائز اهميت است اين است كه چه كسي توليد كننده است و تا آنجا كه به رسانه‌هاي جمعي مربوط مي شود همچنان عمدتا اين مردان هستند كه توليدكنندگان اصلي رسانه اي هستند و عمده مناصب مديريتي را در اختيار دارند و بررسي آمارهاي اشتغال زنان و مردان در سطوح بالاي شغلي در عرصه رسانه‌ها نشان دهنده موقعيت نابرابر آنهاست. با تغيير تدريجي درصدها به نفع زنان اميد مي رود محتواي رسانه‌اي در جهت منعكس كردن شرايط واقعي زنان ونيز اهميت دادن و تاكيد بر نقش هاي مدرن زنان در كنار نقش‌هاي سنتي ايشان عمل كنند. تلاش توليدكنندگان رسانه‌اي تغيير ارزش ها وهنجارها براي‌ تشويق وتقويت نقش فعال و مشاركت بيشتر زنان در سطح جامعه هماهنگ با آنچه در عمل در سطح جوامع مختلف اتفاق افتاده و مي افتد.
+ هدف اين است كه زنان در انتقال فرهنگ نقش موثرتري را برعهده گيرند و چنانچه توزيع مناصب و موقعيت هاي شغلي در عرصه رسانه ها با توجه به مسائل جنسيتي عادلانه تر امكان پذير و متحقق شود زنان بهتر بتوانند نقش موثر و مسئوليت خود را در اعتلاي محتواي رسانه اي ايفا كنند.

+ مطالعه متن كامل از خبرگزاري ميراث فرهنگي
حميد زيارتي
چندى پيش در ايتاليا کتاب «سلام مامان» نوشته حميد زيارتى منتشر شد كه با استقبال مواجه گرديد و جوايز مختلفى را از آن خود کرد. اين کتاب درباره تاريخ چند دهه اخير ايران به ويژه وقايع قبل و بعد از انقلاب است. زيارتى در اين کتاب از زبان پسر بچه يک خانواده ۵ نفره اتفاقات مهم تاريخى اين سالها را مطرح مى کند.

حميد زيارتي :
+ اين اولين رمان من است. قبل از اين چند داستان كوتاه و چند سناريو براى سينما نوشته بودم، ولى هيچ كدام به غير از يكى دو تا سناريوها که براى فيلم‌ کوتاه نوشته بودم تبديل به فيلم نشد.

+ بايد بگويم، كه از كتاب خيلى خوششان آمد، بخاطر اين كه كتاب زير چاپ سوم است. اين كتاب در ماه مارس چاپ شد و در حقيقت حدود ۵ ماه است که از چاپ آن مى گذرد. در ماه آوريل به عنوان بهترين كتاب ماه در تمام کتابفروشى ها انتخاب شد. بعد از آن از طرف راديو راى تر‌ه‌ ايتاليا برنده يك جايزه به عنوان بهترين كتاب ماه از طرف خوانندگان شد. به همين علت بمدت يك ماه كامل در ماه ژوئن در تمام كتابفروشى‌هاى فلترينلى (Feltrinelli ) در تمام ايتاليا بود. بعد از اين جايزه‌ى پرنيوبرت را برد. من چهارشنبه‌ى ديگر هم بايد بروم به استان کالابريا تا جايزه‌ى ديگرى كه الان اسمش يادم نيست را دريافت كنم.

+ كار اصلى من مهندسى است. من نانم را با مهندسى مكانيك و اتوماتيك درمى‌آورم. كارم نقشه‌كشى است، نقشه‌كشى ماشين‌هاى روباتى، وقت زياد دارم، بخاطر اينكه بين يك نقشه‌كشى با نقشه‌كشى بعدى بايد مدتها صبر كنم تا بتوانند، ماشين‌آلات را درست بكنند كه بعد ما امتحان بكنيم. قراردادهايى كه من مىبندم دوساله است، ولى در اين دو سال اين کار در حقيقت، دو ماه بيشتر وقت من را نمى‌گيرند، ولى دو سال دستم بند است، بخاطر اين وقت زياد بود، تصميم گرفتم، جاى كوچكى را ايجاد كنم که هم بشود، غذاى ايرانى خورد، هم بشود، غذاى يهودى و عربى خورد، غذاى تمامى كشورهايى كه با يكديگر يك جورى ربط دارند و با همديگر از نظر غذايى خط مشتركى دارند، با همديگر حرف مى‌زنيم، راجع به خبرها، كتاب‌هايى كه جديدا درآمدند و اينها خوانده‌اند، يك جمع دوستانه است، عمومى نيست، بين دوستانى كه علاقه به كتاب و ادبيات و اين قبيل چيزها دارند.

+ متن كامل از: مريم افشنگ، دويچه وله
September 06، 2006
دهۀ سعدي ، 1385-1395
مرکز سعدی شناسی هر یک از سال های 85 تا 95 را به نام سعدی و آثار این شاعر پرآوازه ایران نامگذاری کرد.

بر این اساس سال 85 به دوران شناسی سعدی، 86 عصر سعدی، 87 سال گلستان، 88 بوستان ، 89 غزلیات سعدی، 90 قصاید و مجالس، 91 نسخه شناسی و چاپ کلیات، 92 سعدی و فرهنگ ایرانی و معارف اسلامی، 93 سعدی و مسائل اجتماعی و ادبیات معاصر، 94 هنر سعدی، زیبایی شناسی و فرهنگ مردم و سال 1395 سعدی در آثار دیگران و دیگران در آثار سعدی نامیده شده است.

همچنین قرار است در پایان دهه سعدی کلیات این شاعر ایرانی به ده زبان از جمله آلمانی، چینی، ژاپنی، اسپانیولی، مالیایی، فرانسوی، ایتالیایی و ... ترجمه و منتشر شود.
کوروش کمالی سروستانی مدیر مرکز سعدی شناسی

+ منبع : خبرگزاري مهر
هوشنگ مرادي كرماني، 62 سالگي
هوشنگ مرادي كرماني :
+ هنگام نگارش داستان به جنبه‌هاي سينمايي آن فكر مي‌كنم. درواقع داستان را به صورت تصويري مي‌بينم و به همين دليل در رابطه با‌ آثاري كه از روي داستان‌هايم ساخته شده، كم‌ترين مشكل را داشته‌ام.

+ جذابيت كتاب‌هاي درسي هر سال كم‌تر مي‌شود و سعي مي‌شود پيام‌هاي زوركي، سياست‌زده و اخلاقي در آن‌ها گنجانده شود.

+ ادبيات تلخ را براي بچه‌ها: نوشتن ادبيات تلخ با ظرف ديگري كه بيان تلخي‌ها را از قالب مستقيم‌گويي خارج كند و همچون پوشش مناسب، تلخي‌ها را تحت‌الشعاع قرار دهد، بدون اشكال است. وي "قصه‌هاي مجيد" را مثال مي‌زند كه در آن با پوشش ساده‌دلي مجيد، شيريني خاصي را بر حوادث تلخي كه او پشت سر مي‌گذارد، كشيده است و يادآور مي‌شود: اگر "قصه‌هاي مجيد" آن‌طور نوشته نمي‌شد و مستقيما به تشريح سختي‌هاي نوجوان شخصيت محوري داستان مي‌پرداخت، شايد به سرنوشت فيلمي از آثار تلخ كه به بي‌مخاطبي محكوم‌اند، مبتلا ميشد.

+ ما (نويسنده‌ها) از بچه‌ها عقب افتاده‌ايم و آنان ديگر كتاب‌هاي ما را نمي‌خوانند. بايد علت اين مسأله را پيدا كنيم. آيا شعار داده‌ايم يا چيزهايي را در داستان‌هاي‌مان گفته‌ايم كه بچه‌ها دوست ندارند؟ آيا مشكل، آموزش و پرورش است و ما ايدئولوژي‌زده شده‌ايم؟ بايد بر روي اين مسائل فكر كرد.

+ هرگز سعي نمي‌كنم براي كودكان بنويسم؛ موقع نوشتن پايه‌ي واژگاني خوانندگان را درنظر نمي‌گيرم. هرچه دل تنگم مي‌خواهد، روي كاغذ مي‌گذارم و مي‌بينم بچه‌ها دورم جمع شده‌اند. "قصه‌هاي مجيد" مال بچه ها نبود.

+ متن كامل :
شانزدهم شهريورماه جاري شصت‌ودومين سالروز تولد هوشنگ مرادي كرماني - نويسنده‌ي كودكان و نوجوانان - است
+ منبع عكس به تصوير لينك شده
تئاتر عروسكي،‌ميراث شفاهي
ماسيمو شوستر رئيس اتحاديه بين‌المللي نمايشگران عروسكي، يونيما:
در زمان پس از جنگ جهاني دوم، دنيا به دو بلوك شرق و غرب تقسيم‌ شده بود و به همين دليل نمايشگران عروسكي با هم متحد شدند تا اين ديوار آهني را از بين ببرند.

وظيفه‌ي "يونيما" ايجاد ارتباط بين نمايشگران عروسكي در تمام دنيا است و بر اين مبنا استوار است كه انديشه‌ي توليد فرهنگي به تمام ملل تعلق دارد و يونيما با اين هدف قصد دارد تا افراط‌ گرايي مضمن موجود در جامعه را تعديل كند.

در اوايل قرن 20 توليد كننده‌هاي نمايش عروسكي با مجسمه‌سازان و نقاشان ارتباط برقراركردند و در نتيجه كم كم تئاتر عروسكي از يك هنر پيش پا افتاده به وضعيتي دست يافت كه معناي واقعي هنر را ابزار مي‌كرد. لذا نمايشهاي عروسكي، دنبال‌رو تئاترها شدند.

تئاتر عروسكي حركت رو به جلويي دارد، هرچند كه در تمام دنيا يك نقش اصلي را بازي مي‌كند و همان هدفي را دنبال خواهد كرد كه "مبارك" سنتي شما نيز به آن توجه دارد.

با اشاره به تكنيك هاي جديد و پيچيده‌ي نمايش عروسكي در عصر حاضر: امروزه تكنيك هاي جديدي آمده‌اند كه اصلا جالب نيستند و نمايش عروسكي را از اصل خود جدا مي‌كنند در حاليكه عروسك بيان كننده احساسات است و اين مسئله الزامي به پيچيده‌ بودن نمايش عروسكي ندارد و به همين دليل مي‌بايستي نمايشهاي سنتي و اصيل خود را حفظ كنيم و با ارتباط و همكاري متقابل ميان هنرمندان، ‌آينده و پيشرفت اين هنر را تضمين كنيم.

+ متن كامل از : ايسنا
+ عكس: رئوف رستمي
الفباي فارسي در مدارس ارمنستان
+ چاپ سوم کتاب "آموزش الفباي زبان فارسي" براي تدريس در مدرسه‌هاي ارمنستان در اختيار آموزش و پرورش اين کشور قرار گرفت.

+ کتاب "آموزش الفباي زبان فارسي" که زير نظر پروفسور گارنيگ اساطوريان به رشته تحرير درآمده است، دانش‌آموزان را با الفبا و رسم‌الخط زبان فارسي آشنا مي‌کند.

+ در حال حاضر بيش از 19 مدرسه و مرکز دانشگاهي در ارمنستان آموزش زبان فارسي را در برنامه‌هاي آموزشي خود قرار داده‌اند.
+ منبع : ايسنا


عروسك‌ها طرفدار ضعفا و فقرا هستند
ماسيما شوستر، رئيس يونيماي جهاني :
+ عروسك‌ها هميشه طرفدار ضعفا و فقرا هستند و هميشه قدرتمندان دنيا را به سخره مي‌گيرند چون قدرتمندان همه جاي دنيا يك جور هستند. اين نقش اجتماعي عروسك براي من خيلي مهم است.

+ يونيما در سال 1929 در پراگ توسط نمايشگران عروسكي از كشورهاي مختلف كه مي‌خواستند با هم ارتباط داشته باشند، تشكيل شد. در جنگ جهاني دوم اين ارتباطات متوقف و از سال 1957 از سر گرفته شد. من علاقه‌ي زيادي به يونيما دارم چون فكر مي‌كنم ‌انديشه‌ي توليد فرهنگي به تمام ملل تعلق دارد. ما بايد به فرهنگ و ايده‌هاي يكديگر احترام بگذاريم و آنها را منتقل كنيم.
+ من در طول چهل سال فعاليت حرفه‌اي‌ام، در نقاط مختلف دنيا كار كرده‌ام. كتاب مقدس مردم اتيوپي را ترجمه كرده‌ام كه داستان سليمان و ملكه‌ي صبا است كه هم انجيل و هم قرآن درباره‌اش حرف زده‌اند. در همين راستا بر روي «مهاباهارتا»ی هندي هم كار كردم. روياي من اين است كه با شاهنامه هم كار كنم. چون اشعاري است كه دوست دارم و در مسيري است كه مي‌خواهم.

+ هنرمندان هر كشوري بايد به درون خود ، به كشور و فرهنگ خود نگاه كنند. البته بيگانه بعضي اوقات كمك مي‌كند كه خودمان را بهتر بشناسيم. نمي‌گويم بيرون از مرزها را اصلا نبايد در نظر گرفت. برخورد با يك آدم متفاوت مي‌تواند ما را در شناخت خود یاری دهد. اين مساله اهميت فستيوال‌هاي بين المللي را بيشتر نشان مي‌دهد.

+ منبع : خانه هنرمندان ايران
+ عكس : كيان اماني
September 05، 2006
قصر تابستان

لو يه، بدون اجازه دولت، فيلم "قصر تابستان" را به فستيوال فيلم كن ارائه كرده و سانسورهاي چين در موردش اعلام نشده بود ؛دولت هم " لو يه" كارگردان را براي پنج سال از ساخت فيلم منع كرده.


+ بيشتر و بخش جالبتر قضيه! :
اداره محترم سانسور چين، دو بار تقاضاي نايي آن، تهيه كننده فيلم را بدلايل واهي رد كرده : فيلم يكبار تسليم اداره سانسور شد كه رسيدگي نكردند ! و بعد هم كه براي بار دوم اعلام آمادگي كرديم فيلم را براي سانسور تقديم كنيم، گفتند كه باشد براي وقتي ديگر،خيلي ساده ‌ميگويند تصميم گيري در اين باره به زمان بيشتر نياز دارد.
در حاليكه فيلم براي فستيوال كان انتخاب شده و فقط يكروز مانده به مهلت تعيين شده يك نسخه آن را به اداره سانسور تسليم كرديم . سانسور پاسخ داد كه موارد مورد نظر در اين فيلم،‌شامل بخشهايي صوتي و هم تصويري است و از بررسي آن خودداري كردند . روز ديگر شركت لارل فيلم، نسخه ديگري از آن را به كميته سانسور ارائه داد كه آن را هم رد كردند !

نتيجه داستان! چه شد ؟ عوامل به همراه فيلم به كان فرانسه كه رفتند هيچ، قصر تابستان، به بيش از بيست كشور و توزيع كننده فروخته شد، آمريكاي شمالي، اروپا و ژاپن؛ كره جنوبي هم خواهان فيلم است ! .

قصر تابستان،‌محصول 2006، اثري رمانتيك و توليد مشترك چين و فرانسه است.
تخت جمشيد
مهدي فتحي نژاد ، سازندۀ ماکت عظيمى از تخت جمشيد ، که به لحاظ دقت در جزييات، ظرافت و توجه به يافته‌هاى باستان‌شناسى و محاسبات علمى کم‌نظير و ويژه است و ده سال وقت صرف آماده سازي آن شده.

ابعاد : کمتر از ۴متر در بيشتر از۵ متر که حدودا ۲۱ متر مربع مساحت خود صفه تخت جمشيد است و مقياس‌اش هم يک ۷۵ام است.

تعداد قطعات بكار رفته : براى ساختن اين کار نزديک به ۱ميليون قطعه را درست کردم، که خيلى‌هايش تعويض شده. بارها و بارها قطعات عوض شده. اما تعداد قطعاتى که نصب شده‌اند و در نهايت، اين ماکتى که ديده مى‌شود را ساخته‌اند، چيزى کمتر از ۱۰۰هزار قطعه است.

مقصد و منظور : از ابتداى کار نظر من موزه‌ها بوده. يعنى حتما اين اثر بايد در موزه باشد که هم ثبت بشود و هم حفاظت بشود. جاى ديگر، يعنى يک نمايشگاه محدود، يا نمايشگاه موقت جوابگوى يک چنين کارى نيست. مثلا الان مشتريانى براى اين کار وجود دارند؛ براى مجتمع تجارى، براى سرسراى هتل، ولى خودم فکر مى‌کنم يک کارى که تمام پايه‌هايش علمى‌ست، و فقط براى نکات علمى‌اش اين‌همه زحمت کشيده شده جايش آنجاها نيست. براى ساختن اين ماکت صدها بار مقالات بررسى شده و تمام نقشه‌ها ريز به ريز تطبيق داده شده است، حتا نقشه‌هايى هم که قبلى‌ها کشيده‌اند. چون ما توى شيراز هستيم و نزديک‌ايم به تخت جمشيد، بارها و بارها رفتيم آن جا و اين نقشه‌ها را کنترل کرديم و چه اشکالات مفصلى هم از توى آن‌ها بيرون آمده. من اين کارها را کرده‌ام تا مبناى ساختن اين ماکت کاملا علمى باشد. اگر من مى‌خواستم اين را در سراسرى يک هتل به نمايش بگذارم، اين کارها را انجام نمى‌دادم.

پيشنهاد خريد؟ خريدارى فقط يک مورد داشتيم که آن‌هم موزه شيکاگو بود که در ابتدا، حدود ۳ـ۲ سال پيش جلو آمدند و خيلى هم ابراز علاقه کردند. الان که ديگر روابط موزه شيکاگو با ايران خيلى بد شده.

محل نمايش : سفارت مکزيک بانى شده که اواخر شهريور، ۲۵شهريور، يک نمايشگاهى از بعضى قطعات نمايشگاه، چون آنها هم جاى کافى ندارند، يک قسمت‌هاى برگزيده‌اى را که معرف کار باشد به مدت يک هفته در سفارت مکزيک به نمايش بگذارند.

+ منبع : بهزاد كشميري پور، دويچه وله
دموكراسي شعري
عمران صلاحي : امروز شعر در جامعه بيش‌تر وارد شده و از حالت سلطنت به دموكراسي شعري تبديل شده است. ديگر شعر در دست چند ابرشاعر نيست كه عده‌اي هم از آن الگوبرداري كنند. امروز همه شعر مي‌گويند. ممكن است چهره شاخص هم نداشته باشيم، ولي در آينده آن چهره شاخص پيدا مي‌شود و شعرهايش هم ماندگار خواهد بود.

+ با اعتقاد بر اين‌كه نمي‌توان در زمينه شعر پيش‌بيني داشت : امروز نمي‌توان پيش‌بيني كرد، كه چه شعري ماندگار است؛ چراكه تلقي ما امروز با گذشته فرق دارد. حتا خود من نيز معيار تشخيص شعر را از دست داده‌ام و نمي‌دانم به چه چيز بايد بگويم شعر و چه چيز شعر نيست.

+ با اميدواري به حركت شعر جوان امروز : از ميان كساني كه امروز شعر مي‌گويند، كساني خواهند ماند؛ مثل شاعراني كه از گذشته مانده‌اند و شعرشان همچنان خوانده مي‌شود، شعر آن‌ها نيز خوانده خواهد شد.
+ منبع : ايسنا
+ عكس از امير پورمند، ايسنا
ديجيتالي كردن منابع نفيس كتابخانه مجلس
مهدي کريميان، معاون فني :
+ در حال آماده سازي بستر براي ديجيتالي شدن نسخ خطي و چاپ سنگي و چاپ سربي در کتابخانه هستيم. زير ساختهاي اين کار بايد مستحکم و قرص باشد تا در آينده دچار مشکلات ناشي از سست بوده پايه ها نشود. در حال حاضر کتب چاپ سنگي و چاپ سربي در حال اسکن شدن است و بر روي سي دي انتقال مي يابد. با توجه به اينکه با خريدهايي که کتابخانه دارد دائما به گنجينه نسخ خطي کتابخانه مجلس اضافه مي شود.

+ اولويت اول ، نسخ خطي است و اولويت دوم ، کتابهاي چاپ سنگي و سربي و اولويت سوم ، نشريات قديمي با بيش از 100 سال قدمت است و متعلق به پيش و پس از مشروطه است : اين کتابها را مرمت کرده ايم و در حال اسکن کردن هستيم. برخي از اين نسخ را با دوربين هاي مخصوص عکس برداري کرده و آنها به روي لوح هاي فشرده انتقال داده ايم.

+ از تعداد 10 هزار کتاب چاپ سنگي و چاپ سربي نيز تعداد 8 هزار نسخه ديجيتالي شده اند. اين امر نيز تحت يک برنامه منظم و زمان بندي شده در آينده نه چندان دور به اتمام مي رسد.

+ منبع : مهدي نياكي، خبرگزاري ميراث فرهنگي
September 04، 2006
ژانت میخائیلی تصویرگر برجسته کتاب کودک
زماني كه كوچك بودم با فرزندان خردسال فاميل خيلي بازي مي‌كردم، دوست داشتم كودكان شيرخوار را تر و خشك كنم و براي آنها لباس بدوزم.
روابط خانوادگي در آثار ميخائيلي بسيار خوشايند و توام با احساس و عاطفه تصوير شده، چراكه او به‌همين‌گونه زندگي كرده و در واقع زندگي خود را به‌تصوير كشيده است.


ژانت میخائیلی تصویرگر برجسته کتاب کودک ، بدرود حیات گفت .
+ این هنرمند تنها زندگی می کند و همین نکته سبب شد تا دیر متوجه بیماری او شویم . این هنرمند تحت هیچ بیمه ای نبوده است : برای تامین هزینه های بیمارستان با مشکل زیادی مواجه شدیم . وقتی بالای سر این هنرمند 70 ساله بودم حس کردم احساس دلتنگی می کند. دلخوری اش این بود که چرا وضعیت یک هنرمند، بعد از 30 سال باید چنین باشد. واقعا حق او نیست که بعد از کسب این همه موفقیت بین المللی در چنین وضعیتی باشد.
ایشان یکی از مشهورترین تصویرگران کتاب کودک است که تصاویرش در کتاب های درسی ، پیک های نوروزی ، مجلات رشد و کتاب های کودکان و نوجوانان آمده است . مصطفي رحمان دوست،‌كه ژانت ميخائيلي،‌تصوير گر چهار كتاب او بود.

+ ژانت میخائیلی که بیش از سی سال از عمر خود را به تصویرگری کتاب کودک اختصاص داده بود در سال 1315دیده به جهان گشود . او پیش از انقلاب اسلامی در مجلات پیک دانش آموز وابسته به انتشارات مدرسه به تصویرگری مشغول بود . پس از انقلاب هم در مجلات رشد ( دانش آموز ، رشد نوآموز ) همین کار را دنبال می کرد و موفق به دریافت چندین جایزه بین المللی شده بود . وی هم اکنون نامزد دریافت جایزه آسترید لیندگرند برای تصویرگری کتاب کودک است .

+ منبع : خبرگزاري مهر
Shelter

Photographer of the Year 2006, Round one
Max Pickering : This was inside the Arctic Circle in northern Finland. In the Arctic, when the temperature drops below -20C, everything stops. It's like nature is holding her breath
+ روي تصوير كليك كنيد، براي سايز بزرگتر
بيژن ترقي:اگر تففنن هم بوده، بس است
بيژن ترقي، ترانه سرا :
+ جوان‌ها ترانه را با رنگ‌آميزي بهتري ارايه دهند و تنها به يك مشت كلمات عاشقانه اكتفا نكنند. به‌نظرم اين‌طور عشق و اين‌طور ترانه‌ها ديگر خريداري ندارند، مگر اين‌كه از زبان‌هاي ديگري بيان شوند و با تصويرسازي‌هاي زيبايي همراه باشند.

+ ترانه را از وضعيت فعلي دربياورند و كلمات پيش پا افتاده را كنار بگذارند ، اگر اين كار براي تفنن هم بوده، بس است.

+ ترانه چون با موسيقي همراه است و روح آن‌ها توأم مي‌شود، هنري جاودانه خواهد بود.

+ منبع : ايسنا
چيستا يثربي
چيستا يثربي، نمايشنامه نويس :
+ وقتی به ما اطلاع دادند بودجه تئاتر افزایش پیدا کرده بسیار خوشحال شدیم، اما این به تنهایی کافی نیست و ما باید کارکردهای افزایش این بودجه را در بدنه تئاتر کشور ببینیم.

+ ما هنوز جلوه های افزایش بودجه را ندیده ایم و هنوز دولت تئاتر را جدی نمی بیند و برای این هنر برنامه ریزی کلان، بلندمدت و انسانی نکرده تا نیروی انسانی به شکل حرفه ای جذب تئاتر شود و از طریق این هنر امرار معاش کند. اتفاق خاصی در حوزه تئاتر هنوز رخ نداده و ما شاهد کارکرد افزایش بودجه در بدنه تئاتر نبوده ایم.

+ تئاتر برای همه ما هنرمندان شغل دوم شده و حتی بیشتر مدیران تئاتر دوشغله هستند و در کنار مدیریت تئاتر به تدریس در دانشگاه یا فعالیت در مراکزی چون جهاد دانشگاهی، حوزه هنری و ... می پردازند. در یک سال اخیر تئاتر از نظر کیفی نیز با تحول خاصی مواجه نبوده و حتی در بخش تولید نمایشنامه افت کرده است.

+ هنوز دغدغه های ما در مورد ناامنی شغلی باقی مانده و نمی دانیم این بودجه تئاتر کجا تزریق شده و تاکنون افزایش بودجه این امکان را برای گروههای حرفه ای تئاتر فراهم نکرده تا حداقل سالی یک بار کار ارائه دهند.

+ فضای کنونی تئاتر کشور ، مانند سال های 70 تا 75 است که متون نمایشی مورد بازخوانی و نظارت قرار می گرفت : به دورانی بازگشته ایم که متن نمایش خود را ارائه می دادیم و در همان مرحله اول رد می شد. در سال های بعد از 75 مدیران تنها نمایش ها را بازبینی می کردند و این به تولید نمایش بسیار کمک می کرد.

+ منبع : خبرگزاري مهر
بابك گرمچي، گرافيست
بابک گرمچي ، که يازدهم شهريور جايزه نخست بخش خلاقيت و نوآوري جشنواره صنعت چاپ را دريافت کرد، تلفيق گرافيک و چاپ را دليلي بر خلق آثار نوين مي‌داند.

+ يكي از آموزه‌هاي پايه‌اي گرافيك اين است كه طراح به هنگام طراحي بايد به شيوه‌هاي اجرا هم فكر كند. تشخيص چاپ خوب و بد را از مرحوم روحبخش فرا گرفتم. پس از آن دريافتم با چاپ مي‌توان بازي كرد و به روش‌هاي نويني دست يافت. به اين ترتيب براي نمايش بهتر كيفيت آثارم به راه‌هايي رسيدم كه خارج از شرايط معمول بود.

+ سيلك اسكرين و ويژگي‌هايش :اين روش كه نخستين بار توسط چيني‌ها به دنياي هنر عرضه شد، امكان چاپ روي مواد مختلف نظير شيشه، فلز، كاغذ، چوب و پارچه را فراهم مي‌كند. روش ابتدايي اين نوع چاپ كه در ابتدا با عنوان مومي شناخته مي‌شد، بعد از مدتي تكامل يافت و هنرمندان بزرگ دنيا از آن به عنوان يك زبان ويژه هنري بهره بردند. با اين وجود در حال حاضر سيلك اسكرين در آموزش‌هاي دانشگاهي ايران جايگاهي ندارد و مورد بي‌توجهي قرار گرفته‌است.
در چاپ سيلك اسكرين رنگ از پرده‌اي ابريشمي عبور داده مي‌شود. اين هنرمند عقيده دارد عبور رنگ از حايل ابريشمي امكانات گسترده‌اي را براي هنرمند پديد مي‌آورد.
+ حذف اين درس از رشته گرافيك در دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران، آسيب‌هاي بسياري به عمر و دوام اين رشته در ايران وارد مي‌كند: با ادامه اين بي‌توجهي‌ها، تنها ابزار بيان آثار گرافيكي پرينترهاي رنگي و چاپگرهاي افست خواهد بود. در حاليكه هنر گرافيك در تكثير توليد طراحان به بهترين شيوه ممكن است.

+ بيشتر :
بابك گرمچي، گرافيست از مدتي قبل يكي از شاهنامه‌هاي چاپ سنگي ميرزاعلي اكبر را از ميان مجموعه خصوصي كازروني انتخاب و تصاوير آن را مجددا به روش دستي چاپ كرد: شاهنامه ميرزا علي‌اكبر كه بيش از 100 سال از انتشار آن مي‌گذرد، 53 تصوير دارد كه آنها هم با روش چاپ سنگي منتشر شده‌اند. با بررسي اين آثار متوجه شدم ميرزاعلي اكبر درك درستي از پرسپكتيو و فضاسازي داشته و تصاوير اين كتاب را با مهارت خاصي چاپ كرده است. به همين دليل تصميم‌ گرفتم اين تصاوير را با توجه به ويژگي‌ها و نياز هنري امروز باز توليد كنم.
تصويرهاي ميرزا علي‌اكبر سياه و سفيد هستند اما گرمچي از رنگ اين تصاوير بهره برده است.

+ منبع : سارا امت علي،‌خبرگزاري ميراث فرهنگي
علي اصغر شيرزادي،‌نوشتن و نويسنده
علي‌اصغر شيرزادي، نويسنده :
+ بين درخشان‌ترين چهره‌هاي نسل اول، دوم، سوم و حتي جوان‌ترهايي كه هم‌اكنون مي‌نويسند و اصيل‌اند و شعبده‌باز نيستند، خط پيوندي نهاني وجود دارد و گويي گوياي اين است كه همه‌شان منادي شكست، تنهايي و نوعي به‌جان‌آمدگي‌اند.
يعني خاستگاهشان هرگز نقطه‌ا‌ي مثبت نبوده است؛ يعني به صداهاي منفي ذهنيت يك جامعه جواب مي‌دهند و تقريبا بهترين‌هاي‌شان مثل هم هستند و انگار رشته‌اي همه‌ي آن‌ها را به هم وصل كرده است.

+ هيچ‌كس نمي‌تواند به نويسنده بگويد كه پيچيده ننويس. اما در نظر هم بگيريم كه نويسندگان تعدادي از اين آثار بي‌آن‌كه مولفه‌هاي فرامدرن را در نظر بگيرند، با ذهنيت حتا پيشامدرن به تجربه‌اي صوري و صرفا سطحي در كار نوشتن داستان دست مي‌زنند و فكر مي‌كنند اگر مغلق بگويند و سرشار از ابهام، بهتر است؛ در‌حالي‌كه بايد بپرهيزند.

+ هيچ نويسنده‌ي حقيقي به‌معناي يك هنرمند تمام‌عيار فارغ از مقوله‌هاي مربوط به انسان نيست. چشم‌انداز هنر هر هنرمندي بدون انسان معنا ندارد؛ تهي، و به چشم‌اندازي خشك تبديل مي‌شود. بدون انسان هنر اصلا معنا ندارد.

+ درباره‌ي محفل‌گرايي در ادبيات و آثار منفي به‌جاي مانده از آن در فضاي ادبيات امروز : در همين تهران چندميليوني اگر بنگريم، هنوز نوعي طايفه‌گرايي و ذهنيت عشيره‌يي همچون نقابي بر چهره‌ي بسياري است. هنوز فهم شهري ضعيف است و عده‌اي درايت اين را ندارند كه مسووليت شهروندي را بپذيرند و اتفاقا به همين خاطر است كه ما رمان گردن‌كلفتي نداريم، چون رمان خاص جامعه‌ي شهري است؛ پس اين بليه گريبان داستان و شعر‌ ما را هم مي‌گيرد. طبيعي است كه عده‌اي بنا به دلايلي باند خود را دارند و به تشكيل محفل‌هايي دست مي‌زنند. اتفاقا كار ادبيات نبايد پستويي و نويسنده نبايد محفل‌گرا باشد، چون از محفل و پستو و باند هيچ چيز جز فساد و تباهي برنخواهد خاست.
+ از دلايل ابتر ماندن و لكنت زباني ـ ذهني در شاعران و داستان‌نويسان ما به همين محفل‌گرايي برمي‌گردد، چون آن‌ها توانايي مستقل فكر كردن را ندارند، اين هزينه دارد و بايد برايش زحمت كشيد. اغلب كساني هم كه به جاهايي دعوت مي‌شوند و از‌ اين طرف و آن طرف جايزه مي‌گيرند، درجه اول نيستند و متوسط‌اند و در اين ميان باز مي‌بيني كه در جاي ديگري همان عده‌ باز كنار هم هستند و اغلب مناسبات آلوده‌اي دارند. كجاي دنيا اين‌طور است؟

+ نوشتن حرفه‌يي نشده است و وقتي نويسنده يا داستان‌نويس حرفه‌يي نباشد، ناچار است داستان‌نويسي و نوشتن را بگذارد براي روز‌هاي تعطيلش.

+ درباره‌ي سياست‌گذاري‌ براي ادبيات و فرهنگ : دير يا زود همه‌ي آقايان بايد اين را دريابند كه ديگر عصر صدور احكام قطعي و قطعيت‌هاي برگشت‌ناپذير سپري شده است؛ عصر تساهل و پذيرش واقعيت‌هاست، بخصوص در حوزه‌ي فرهنگ. ما چون ملتي به‌شدت و عميقا فرهنگي هستيم، هميشه آسيب‌هايي كه در اين حوزه وارد مي‌آيد، به نوعي غم‌انگيز و به حق جبران‌ناپذير بوده و خواهد بود. عرصه‌ي توليد فكر و فرهنگ عرصه‌اي نيست براي ترك‌تازي به سوي سودا‌هاي صرفا سياسي.


+ علي‌اصغر شيرزادي متولد 28 آبان 1323 در شيراز است. او بيش از 30 سال سابقه‌ي فعاليت روزنامه‌نگاري را در مطبوعات مختلف ايران دارد كه سال گذشته از اين حرفه بازنشسته شد.
از آثارش به «مقدمه‌اي بر روزنامه‌نگاري»، «نشسته در غبار»، «غريبه و اقاقيا»، «طبل آتش»، «هلال پنهان» ،«يك سكه در دو جيب»، «زندگي و آثار ده نقاش بزرگ نوگرا»(با مقاله‌هايي از ميلان كوندرا و با همكاري حميدرضا زاهدي) مي‌توان اشاره كرد.

+ منبع : ايسنا
+ عكس از : امير پورمند ؛ عكسها به منابع لينك شده اند.
September 03، 2006
كه چگونه به خودم دروغ نگويم
جعفر پناهي :
+ وقتى كه نوجوان بودم، با دسترنج خودم، دوربين عكاسى خريده بودم و اين دوربين عكاسى را لاى پنبه نگاه مى‌داشتم و هر تصويرى را اجازه نمى‌دادم، وارد دوربينم شود، مگراينكه به آن عكسى كه مى‌گرفتم، باور داشتم. و برايم قداست خاصى داشت كه چه نوع تصوير و عكسى از اين دريچه‌ى دوربين مى‌گذرد و روى نگاتيو ثبت مى‌شود. پس نمىخواستم بيخود كار كنم، مى‌خواستم به كارى كه مى‌كنم، باور و ايمان داشته باشم. طبيعى است، وقتى با اين شكل رشد مى‌كنى و دنياى سينما اينقدر برايت قداست دارد، وقتى مى‌خواهند، در كارت دخل و تصرف كنند، به تو برمى‌خورد، احساس مي‌کنى به تو توهين مى‌شود. پس نهايتا مقاومت مى‌كنى. فرق نمىكند، كه كدام رييس‌جمهور باشد يا نباشد، چه كسى باشد و پشت مميزى چه هست. به هر شكل مميزى كارش اين است كه از فيلم‌هاى ما ايراد در بياورد و من با آن نگرش سينمايى با آن جهان‌بينى كه در مورد سينما دارم، معتقدم كه حتى اگر اجازه بدهم كه يك فريم از فيلمم كوتاه بشود، يعنى در واقع براى كار خودم ارزش قائل نبودم و اينجا دارم راحت از آن مى‌گذرم.

+ هنرمند در نهايت، كارى كه مى‌كند، اول اين است كه خودش را راضى كند. اگر خودش راضى شد، آن موقع مى‌تواند، ديگران را هم راضى كند. وقتى من مى‌گويم كه فيلم را براى خودم مى‌سازم، نه اينكه براى شخص خودم،‌ بلكه براى اينكه اول خودم، وجدان خودم را راضى كنم. اگر موقع ساختن به فكر اين باشم كه فيلمى که مى‌سازم بايد فلان منتقد، فلان مخاطب و فلان مسئول را راضى کند، آن موقع اين فيلم، فيلم من نخواهد بود. اگر فيلمى قرار است، فيلم من باشد، فيلم جعفر پناهى باشد، نهايتا فيلمى است كه اول از همه بايد خودش را راضى كند. پس من قبل از اينكه به فكر هر چيز ديگرى باشم، به فكر اين هستم كه چگونه به خودم دروغ نگويم، چگونه باور كنم، اين فيلمى كه ساختم، واقعا مال خودم هست‌، از درون خودم بيرون مىآيد. پس وقتى اين كار را كردم، در واقع با آن باورهايى كه دارم دروغ نگفته‌ام، براى هيچ كسى كار نكرده‌ام. يعنى فقط با يک اميد كار كرده‌ام، به اميد اينكه يك گزارش درستى از شرايط اجتماعى كشورم به تاريخ بدهم. به تاريخ بگويم كه در اين مقطع و موقعيت ما اينگونه زندگى مى‌كرديم و اين چيزى را كه مى‌بينيد، واقعيت محض است و هيچ سليقه‌اى به غير از سليقه‌ى من در آن دخل و تصرفى نكرده. اما وقتى كه فيلم ساخته و تمام شد، حالا از اينجا به بعد است كه آدم فكر مى‌كند، اين فيلم بايد بالاخره به نمايش در بيايد، بالاخره بايد اين فيلم يك جورى مطرح بشود. تا وقتى كه فيلم ديده نشود كه فيلم ارزشى ندارد. وقتى ديده شد، تازه معلوم مىشود كه چه كرده‌ايم. پس از اين به بعد دغدغه‌ام هم مردم و منتقدين هستند و هم سينما است، و اين که چطور از اين هزارتوها بگذرم و فيلم را به نمايش بگذارم. آن موقع مطرح است، اما در مرحله اول مطرح نيست و نبايد هم مطرح باشد.

+ به اين دليل است كه من نمى‌توانم بروم سراغ تهيه‌كنند‌ه‌ى ديگرى و او را شريك جرم خودم بكنم. مىدانيم كه تهيه‌كننده‌ در ايران فقط فيلم من را نمى‌سازد. او وقتى با من همکارى مي‌کند دارد روى دو سه فيلم ديگر هم كار مى‌كند. حالا اگر او بيايد سراغ من، با من كار كند،‌ فردا كه مى‌گويند، اينجا را كوتاه كن، من بگويم نه، او را تحت فشار مى‌گذارند و به دو سه فيلم ديگرش اجازه نمايش نمى‌دهند، و او تمام زندگى‌اش را از دست مى‌دهد. اين يك مسئله‌ى اخلاقى است. من فكر مى‌كنم كه صحيح نيست كه آدم يك نفر ديگر را در چاه بياندازد. و چه بهتر كه خودت بتوانى تمام مسئوليت‌ها را بر عهده بگيرى.

+ منبع : بهزاد كشميري پور، دويچه وله
برخي شرايط !
عليرضا سيف الديني،‌مترجم :
+ رمان نویسی و ادبیات در کشور ما با سوء تفاهمات بسیاری روبرو است. نویسنده ما همه آنچه را که در ذهن دارد نمی تواند پیاده کند. در ترکیه و سایر کشورها - حتی افغانستان - کتاب چاپ و سپس نقد می شود و اگر شکایتی هم از آن شود کاملا رسیدگی می شود ولی ما هنوز باید این نکته را بقبولانیم که رمان داستان است نه واقعیت و نمایانگر یک زندگی است که از ذهن نویسنده جوشیده است.

+
ما ادبیات را به عنوان یک محصول بشری جدی نگرفته ایم و به نظر می رسد که بیشتر با آن به عنوان شوخی برخورد می کنیم. پس کاملا طبیعی است وقتی صدای نویسنده و مترجم به جایی نمی رسد قدرت و تمرکزش را از دست می دهد و کار خوب تولید نمی شود. نویسنده کاری غیر از نویسندگی و مترجم هم کاری غیر از ترجمه ندارد .

+ با اشاره به این که داستان نمی تواند دروغ ببافد و غیر از واقعیت را بیان کند : یا باید داستان را قبول داشت و یا نداشت. ما در ترجمه هم مثل نویسندگی مان مدام در حال خودسانسوری هستیم. وقتی حکم به حذف صحنه ای از داستان می دهیم به این معنی است که آن را به عنوان داستان باور نداریم و دچار بدفهمی و سوءتفاهم شده ایم . بد نیست بدانید به همین دلایل است که نمی توانیم مشمول قانون کپی رایت شویم ، چرا که هم می خواهیم بخشی از آثارشان را حذف کنیم و هم پولی بابت حق التالیف به آنها ندهیم. در چنین شرایطی وقتی با صاحبان آثار در خارج از کشور برای برگرداندن آثارشان مراوده می کنیم آنها از این که ما کشوری نفت خیز و بالقوه ثروتمند، ولی در زمینه حق التالیف دچار چنین وضعیتی هستیم اظهار تعجب می کنند و ما احساس حقارت می کنیم.

+ پیوستن به قانون کپی رایت در شرایط امروز مضحک و نامعقول است.ما خود در مملکت خودمان با حق التالیف های پائین مواجهیم بنابراین اگر به کپی رایت بپیوندیم و شمارگان کتاب هایمان در همین سطح باشد ناشران خیلی زود ورشکست می شوند. چهل سال پیش شمارگان کتاب دو هزار تا بود و امروز با این رشد جمعیت هنوز در همان شمارگان هستیم.

+ کسانی که از راه ترجمه مشغول زندگی و کسب معیشت هستند باید تامین شوند تا کتابی را دست بگیرند و کار کنند. طبیعی است مادامی که مشغله های دیگر در میان باشد کیفیت اثر هم دستخوش تنزل می شود.
+ منبع : خبرگزاري مهر
تصويرگري كتاب كودك در ايران
نور الدين زرين كلك :
+ در واقع با ورود کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان رنسانسی برای فرزندان ما به وجود آمد که تاثیرات آن همچنان با گذشت سال ها ادامه دارد و اگر امروز شاهد نواقصی هستیم به مسئولین دولتی برمی گردد. گرچه کانون نیز با همت و سرمایه دولتی فعالیت خود را شروع کرد. اما ناگهان در برهه ای که باید شتاب می گرفت دچار افت شد. من خود شاهدم که چطور این سازمان پاکیزه که اهداف متعالی در سر داشت سقوط کرد و به دست افراد ناصالح افتاد و در نهایت به عضوی غیرفعال و خاموش مبدل شد.
+ بنابراین به تبع این مسئله رغبت کتابخوانی نیز همراه با شعله های سرکشی که داشت فروکش کرد. اکنون سه دهه از سقوط فرهنگی در زمینه کتاب کودک می گذرد و این مسئله باید پیگیری شود. بلکه در این راستا گوش شنوایی پیدا شود که بتواند این وضع را ساماندهی کند.

محمودرضا بهمن پور، هنرمند تصویرگر و مدیر نشر نظر :
+ در حال حاضر جمعیتی بالغ بر پانصد نفر در سطوح مختلف به تصویرگری حرفه ای مشغول اند. در این برهه نسل های سوم و چهارم نیز به تصویرگری روی آورده اند، اما این رشته نیز به دلیل نداشتن امکانات مالی مناسب مثل گرافیک بیشتر به سوی اقتصاد سوق داده شده است. در کنار اینها نیز طیف گسترده ای از دانشجویان در دانشگاههای هنر وجود دارند که در حال فارغ التحصیلی هستند. اگر بخواهیم تولید کتاب کودک را مورد ارزیابی قرار دهیم باید بگوئیم بازار کار تصویرگری کتاب کودک در حال حاضر مطلوب نیست و اگر هم در این زمینه رشدی وجود داشته تنها به انگیزه های شخصی هنرمندان برمی گردد.
+ البته یک نوع رشد بادکنکی در زیر سایه برخی حمایت های نظام فرهنگی افزایش یافته، ولی ضرورت ها و نیازهای واقعی جامعه را پاسخ نداده است. اقتصاد نشر دولتی به نوعی سایه بر نشر خصوصی انداخته که امکانات را از آن سلب کرده و ناشرخصوصی نمی تواند وضعیت اقتصادی خود را توجیه کند. به هر حال نظام فرهنگی جامعه هنوز به وظایف و عملکردهای خود آشنایی ندارد و باید در این راستا به برنامه ریزی سالمی دست زند.
+ نظام فرهنگی فعلی بودجه های حوزه کودک را صرف نمی کند. با این که در ردیف بودجه شان نامی از کودک هست، اما در عمل نتایج مطلوبی از این نام در پی ندارند. متاسفانه باید گفت امروز به ورزش رویکردهای افراطی نشان داده می شود، در حالی که سایر حوزه های هنر مهجور و بی حمایت و تشویق دولت و دست اندرکاران مانده اند.

کیانوش غریب پور، هنرمند تصويرگر :
+ تصویرگری نتیجه یک اتفاق خلاق است که به شکل یک حوزه مستقل به فعالیت خود در طی این سال ها ادامه داده است. ما ملتی هستیم که همواره میراث دار ارزشمندترین هنرها چون مینیاتور بوده ایم. البته میراث هایی که امروز فراموش شده اند و ما تنها در زیر سایه آنها زندگی می کنیم. امروز ما دچار نوعی بحران هویت هستیم. از طرفی می خواهیم هویت اسلامی و ایرانی را در آثارمان حفظ کنیم و از طرفی به تزریق هویت های شخصی در کار دست می زنیم.
+ ‌اما نکته مثبت در زمینه تصویرگری این است که تصویرگری کتاب کودک اگر در دهه های شصت و هفتاد در ایران در 10 شکل وجود داشت، امروز با سبک ها و روش های متنوع تری توام شده است. با این حال تصور می کنم اگر به ناشر و تصویرگر در یک ارتباط دوسویه مجال عملکردهای بیشتری داده شود، نتایج مثبتی در پی خواهد داشت. اما هر چه نسبت به این هنر بی توجهی نشان داده شود قطعا فضای تصویرگری روز به روز شخصی تر می شود و به تدریج سفارش دهنده های خارجی نیز به این میدان وارد می شوند.

+ منبع : خبرگزاري مهر
انصراف سراج از كنسرت سعدآباد
حسام الدين سراج :
+ بعد از سه سال كه ما به دنبال اجراي كنسرت در كاخ سعد آباد يا نياوران هستيم، چند روز مانده به اجرا به ما مجوز مي دهند در نتيجه نمي توانيم هيچ كاري كنيم.

+ چنين مجوزي به چه دردي مي خورد؟ بهتر بود كه اين مجوز را هم صادر نمي كردند ضمن اينكه برگزار كنندگان كنسرت و مسئولان پيگيري برنامه به من گفته اند كه نيروي انتظامي هم شبي چهار ميليون تومان براي تائيد برنامه و موافقت با آن درخواست كرده است. با اين وضعيت كنسرت برگزار نكنيم بهتر است.

+ كنسرت برگزار كردن يك كار هنري است زمان و برنامه ريزي مي خواهد ما حد اقل بايد چند هفته قبل بدانيم و مطمئن باشيم كه برنامه انجام مي شود و در اين فاصله تمرين كنيم، بليت بفروشيم، تبليغ كنيم و هر چه بهتري برنامه را اجرا كنيم اين طور مجوز دادن به درد كنسرت نمي خورد.

+ منبع : سپيده جديري، خبرگزاري ميراث فرهنگ
نجيب محفوظ، مصاحبه

پس در چه خيالي هستي؟
هيچي. تا تو دراين رويايي كه من در رويا هستم، قهوه مي‌خورم...


تو همين ديروز رمان تازه‌ات <صبحگاه گل سرخ> را تمام كرده‌اي. مگر اين رمان يك رويا نيست؟
رمان ديگري هم آماده چاپ دارم، به علاوه چند قصه كوتاه.

آيا همه اينها رويا و خواب نيست؟
منظورت روياهاي بيداري است؟

+ متن كامل مصاحبه با نجيب محفوظ را بخوانيد
September 02، 2006
سيمين سماواتي - CYMINOLOGY
CYMINOLOGY
خواننده اين گروه سيمين سماواتى است كه پدر و مادرش ايرانى هستند، اما خود او در آلمان متولد و بزرگ شده است.
اكثر قطعات آلبوم سيمينولوجى از خود سيمين است و در بيشتر آنها شعرهاى كلاسيك فارسى، از جمله از حافظ و خيام استفاده شده. سيمين كه در مدرسه عالى هنر در برلين در رشته آواز Jazz تحصيل كرده است، در بسيارى از قطعات از صدايش به عنوان ساز استفاده ميكند و به آنها تنوع ميبخشد.
+ گفتگوي شهرام احدي با سيمين، از دويچه وله
صالح سنگ بر
صالح سنگ بُر، ترانه سراي هرمزگاني و نويسندۀ وبلاگ پروند ..
با تشكر از سياورشن كه آخرين گفتگو ها و باقي مسائل را نوشته اند.


از نوشته هاي صالح سنگ بر
خسرو ناقد
خسرو ناقد، نويسسنده و مترجم :
+ اعتياد مردم به‌ کتابخواني، بهترين بلايي است که مي‌تواند بر سر فرهنگ و صنعت نشر ايران بيايد! به‌تجربه ثابت شده است که بسياري از خوانندگان به‌اصطلاح ادبيات عامه‌پسند به‌تدريج با آثار عميق و جدي نيز آشنا مي‌شوند.

+ در همه‌جا کم نيستند کساني که 10 تا 12 ساعت در روز کار بدني يا فکري مي‌کنند و بعد از کار و پيش از خواب، شايد با يک دو ساعت مطالعه کتاب‌هاي ساده‌خوان و باليني مي‌کوشند از خستگي کار روزانه اندکي بکاهند و با آرامش بيش‌تري سر بر بالين گذارند. اين چه گناهي دارد؟! هر جا تقاضايي هست، کالايي نيز توليد مي‌شود؛ خواه کالاي مصرفي يا کالاي فرهنگي. از عجايب روزگار است که برخي با تکبر شبه ‌روشنفکرانه مي‌توانند تصور کنند که اکثريت قريب به‌اتفاق جامعه، با بدني خسته و ذهني مشغول، حتما بايد رماني پيچيده و چندلايه و با موضوع عميق اجتماعي در دست بگيرند و بخوانند.

+ براي مثال کتاب «بامدار خمار» فتانه حاج سيدجوادي در ايران کمابيش مهر «ادبيات عامه‌پسند» خورده است؛ در حالي که ترجمه آلماني همين رمان با اقبال طيف وسيعي از خوانندگان فرهيخته در آلمان مواجه شد و مورد توجه منتقدان ادبي آلمان قرار گرفت. ناشر آلماني اين کتاب که به‌تازگي ترجمه کتاب «چراغ‌ها را من خاموش مي‌کنم» نوشته‌ي زويا پيرزاد را هم منتشر کرده، از ناشران معتبر آلمان است که کتاب‌هاي نويسندگاني چون هرمان هسه، پاول سلان، پتر هاندکه، ماريو وارگاس يوسا، امين مألوف و ايزابل آلنده را هم در فهرست پيشينه‌ي صدساله خود دارد. بنابراين انتخاب اين کتاب‌ها را قاعدتا مي‌بايد به‌حساب گزينش آگاهانه‌ي ويراستاران اين مؤسسه‌ي انتشاراتي و ارزيابي‌هاي بازاريابان آن گذاشت.

+ کتاب «بامداد خمار» در آلمان تاکنون دو سه بار ‌تجديد چاپ شده و حتا به‌چاپ کتاب جيبي و با شمارگان بالا هم رسيده است و لذا ناشر مجموعه داستاني از وي با عنوان «در خلوت خواب» را هم در دست ترجمه و انتشار گرفت. از انتشار ترجمه کتاب «چراغ‌ها را من خاموش مي‌کنم» مدت زيادي نمي‌گذرد و بايد منتظر بود. بنابراين آن‌چه در ايران شايد به‌ناحق مهر «ادبيات عام‌پسند» خورده است، دست‌کم در آلمان در کنار آثار نويسندگان نامدار عرضه مي‌شود.

+ حال نقطه‌ي مقابل اين روند: ناشري بزرگ‌تر و معتبرتر در آلمان ترجمه مجموعه داستان‌هاي هوشنگ گلشيري را با عنوان «مردي با کراوات سرخ» و همچنين داستان بلند «شازده احتجاب» را چند سال پيش منتشر کرد، ولي هنوز که هنوز است نسخه‌هاي چاپ اول آن روي دست ناشر مانده است. در حالي که براي اين دو کتاب‌ تبليغ فراوان شد بود و حتا نقدهايي هم درباره‌اش در روزنامه‌ها آمد. دو سه کتابي هم که از محمود دولت‌آبادي تا کنون به‌آلماني ترجمه و منتشر شده، چندان با اقبال خوانندگان آلماني‌زبان مواجه نشده است. يا کتاب‌هاي کساني كه الان سال‌هاست به‌هر دليل در خارج از کشور زندگي مي‌کنند و آزادنه مي‌نويسند و بهانه مانع مميزي هم ندارند، وقتي ترجمه و منتشر مي‌شوند، حداکثر در تيراژ هزار تا هزارو500 نسخه مي‌مانند و آن‌هم تازه چند سال لازم است که همين اندک به‌فروش رسد.

+ در تمام کشورها، شمارگان و فروش کتاب‌هاي عامه‌پسند بسيار بيش‌تر از داستان و رمان نويسندگان سرشناس است. حتا در کشورهايي که تنگنا و مانع و مميزي نيز بر سر راه مجوز انتشار وجود ندارد، باز بيش‌ترين تيراژ و بيش‌ترين فروش از آن «کتاب‌هاي راحت‌الحلقوم» است و تنها اقليت به‌سراغ آثار «سنگين و جدي» مي‌رود. اصلا چرا برخي از نويسندگان و روشنفکران ما با «نگاه عاقل اندر سفيه» به‌ خيل خوانندگان کتاب‌هاي به‌اصطلاح عامه‌پسند مي‌نگرند و با تحقير با نويسندگان چنين آثاري برخورد مي‌كنند؟

+ منبع عكس و خبر : ايسنا
September 01، 2006
11 شهريور، روز ملي صنعت چاپ
جليل غفاري رهبر ، رييس اتحاديه صحافان :
+ اقتصادي نبودن اين امر زياد بودن واسطه‌ها در امر توليد و توزيع است چراكه سفارش كار به طور مستقيم به صحافي‌ها، چاپخانه‌ها و ليتوگراف‌ها داده نمي‌شود. اگر واسطه‌ها از بازار صنعت چاپ حذف نشوند و ادامه يابد وضعيت واحدهاي چاپي از شرايط فعلي هم بدتر خواهد شد.

+ بي ثباتي قيمت مواد اوليه (كاغذ، مقوا، پلاستيك، چسب و غيره) كه هر روز در بازار نوسان دارد دليل ديگري براي غير اقتصادي بودن فعاليت در صنعت چاپ به شمار مي‌رود.

محمد كلاري ، رييس اتحاديه چاپخانه داران :
+ از بزرگترين مصيبت‌هاي اين صنف ، تصدي‌گري دولت در بخش چاپ و صنعت چاپ است. اگر اين تصدي گري‌ها كمتر شود بسياري از مشكلات به دست اتحاديه‌ها و نهادهاي مدني رفع خواهد.

+ كم كاري و بيكاري چاپخانه‌ها : اين وضعيت موجب ايجاد رقابت‌هاي ناسالم در بازار شده و چاپخانه داران به قبول سفارش زير تعرفه تصويب شده اقدام مي‌كنند. : اينكه گفته مي‌شود 75 درصد چاپخانه‌ها ورشكسته‌اند به اين معنا نيست كه همگي به تعطيلي كشيده شده‌اند بلكه چاپخانه‌ها ورشكسته سر پا هستند.

+ وجود اينكه تعداد ناشران رشد صعودي داشته است ولي در واقع نشر گسترش نداشته است و حتي ميزان نشر كه پنج هزار تا اعلام شده بود به دو هزار و 500 تا كاهش يافته است.

+ با اشاره به دستورالعمل چگونگي صدور مجوز تاسيس چاپخانه از سوي وزارت ارشاد : اتخاذ اين تصميم بدون هماهنگي با اتحاديه چاپخانه داران انجام شد و نقايصي در نحوه اجراي اين دستورالعمل ديده مي‌شود كه به نفع اين صنعت نيست.

سيدعلي مدني ، رييس اتحاديه ليتوگراف‌ها :
+ در يكي دو سال گذشته يك مدير علاقه‌مند به صنعت چاپ به وزارت ارشاد آمد و تا توانست شعار چاپ به جاي نفت را سر داد. جلسه گذاشت و بحث كرد و نظر گرفت. اهالي اين صنعت هم اندكي به آينده اميدوار شدند اما ديري نپاييد كه هم او خسته شد و هم عمر مديريت‌هاي دولتي كفاف اصلاحات را نداد.

+ در حال حاضر بحث اعطاي وام به واحدهاي ليتوگرافي به تعويق افتاده است و چون 95 درصد مواد اوليه ليتوگراف‌ها (فيلم، زينك، دارو) وارداتي است لذا تاخير در اعطاي اين وام‌ها صنف را دچار مشكل مي‌كند.

+ مطالعۀ متن كامل
August 31، 2006
63th Venice Int. Film Festival

شصت‌وسومين دوره جشنواره فيلم ونيز، 30 آگوست افتتاح شد.
+ محسن مخملباف، در هيات داوران اين دوره جشنواره فيلم ونيز حضور دارد و فيلم : باز هم سيب داري؟، ا‌ولين ساخته بلند بايرام فضلي تنها نماينده سينماي ايران در آن است.
+ رياست هيات داوري اين دوره جشنواره ونيز به عهده كاترين دونوو، بازيگر نامدار فرانسوي است و محسن مخملباف، لوييجي دلارنتيس و چند چهره سرشناس سينمايي نيز او را در اين امر مساعدت مي‌كنند.
+ متن كاملتر از روزنا
نور تجسم آزادي، الهام يزدانيان
فضاي اين آثار را تيره كار كرده ام براي اينكه مي‌خواستم ارزش نور را در آنها بيشتر نشان دهم. نور در اين كارها براي من از اهميت برخوردار است كه در فرهنگ پيشنيان ما نيز حائز اهميت بوده است در واقع نور در اين آثار براي من نوعي تجسم آزادي است.
الهام يزدانيان و اولين نمايشگاه انفرادي مجموعه آثار نقاشي خود با عنوان : هست
+ متن گزارش را از خانه هنرمندان بخوانيد
كتابهايي كه ميشود از گوگل دانلود كرد
مجموعه كتابهاي قابل دانلود كه روي گوگل قرار گرفته است، كتابهاي مشمول قانون كپي رايت را دربرنمي گيرد. در زمينه اين كتابها تنها اطلاعات مربوط به آنها و در بسياري از موارد بخش كوچكي از متن آنها روي اين سايت قرار گرفته است، مگر در مواردي كه ناشر كتاب اجازه نمايش دادن قسمت بيشتري از كتاب را داده باشد.
+ مطالعه متن كامل از سپيده جديري،‌ميراث خبر
August 30، 2006
نجيب محفوظ - Naguib Mahfouz
الداء الحقيقي هو الخوف من الحياة لا الموت

نجيب محفوظ، نويسندۀ مصری
، پس از يک دوره بيماری در قاهره درگذشته است.
نجيب محفوظ، که به خاطر داستان بچه های محله ما (اولاد حارتنا) در سال 1988 به دريافت جايزه نوبل در ادبيات نايل آمد، از اواسط ماه ژوئيه سال جاری به دليل آسيب ديدگی ناشی از زمين خوردن هنگام پياده روی در بيمارستانی در قاهره بستری بود.

اين داستان نويس مصری در سال 1911 در قاهره به دنيا آمد و در طول زندگی خود، کارمند وزارت اوقاف، بنياد حمايت از سينما و مشاور وزارت فرهنگ مصر بود.
وی نويسنده ای پر کار بود اما بيشتر به خاطر کتاب بچه های محله ما شهرت دارد که برای نخستين بار در سال 1959 به صورت پاورقی در روزنامه مصری الاهرام انتشار يافت؛ اعتراضات بسيار به اين كار، الاهرام را تا مرز تعطيلي پيش برد و مقامات دولت مصر را مجبور به واكنش و مداخله كرد.

تصميم به چاپ اين داستان به صورت کتاب در مصر با مخالفت گسترده مقامات مذهبی اين کشور مواجه شد که محتوای آن را کفرآميز می دانستند و در نتيجه، اولين چاپ اين کتاب در سال 1962 در لبنان صورت گرفت.

دريافت جايزه نوبل در ادبيات در سال 1988 باعث توجه مجدد به آثار نجيب محفوظ از جمله اين کتاب و در نتيجه، حملات شديد برخی از تندروها از نويسنده شد.
در 1994 يک تندرو اسلامگرا با کارد اين نويسنده را هدف حمله قرار داد و از ناحيه گردن زخمی کرد. بعد از اين ماجرا ،‌وضع سلامتي وي رو به افول گذاشت. در پی اين حمله، نجيب محفوظ به مدت هفت هفته در بيمارستان تحت درمان قرار گرفت اما تا پايان عمر، به دليل آسيب ديدگی اعصاب گردن، از دشواری در نوشتن و کاهش بينايی و شنوايی رنج می برد.

آخرين اثر اين نويسنده در سال 2005 منتشر شد كه شامل مجموعه داستان‌هايي درباره‌ي زندگي پس از مرگ با عنوان "آسمان هفتم" بود.
نجيب محفوظ در جشن 94 سالگي خود در ماه دسامبر 2005 گفته بود: بعد از مرگ شاهد رويدادهاي خوبي خواهم بود؛ به همين دليل بود كه كتاب "آسمان هفتم" را نوشتم. اهميت بالاي اين كتاب براي من الهاماتي بود كه به‌طور معنوي در من ايجاد مي‌كرد.

از نجيب محفوظ به عنوان يکی از نويسندگان برجسته و روشنفکران صاحب نام خاورميانه نام برده می شود. اين نويسنده با حدود 50 رمان، پنج نمايشنامه و تعدادي داستان كوتاه و مقاله، تعادلي ميان دنياي سنتي و مدرن با ترسيم رئاليسم مصري خيره‌كننده‌ي خود به‌وجود آورد.
ويژگی آثار او که تاکنون به 25 زبان ترجمه شده روايت تاريخ تحولات اجتماعی قرن بيستم مصر است.

قصر الشوق (کاخ هوس)، ثرثرة فوق النيل (شناور روی نيل) و أطفال الجبلاوی (بچه های جبلاوی) از جمله مشهورترين آثار نجيب محفوظ به شمار می روند.










تازه

براي ديدن عكس از سايت كسوف، روي تصوير كليك كنيد. *
صنعت چاپ ايران
+ گردش مالی سالیانه صنعت چاپ در جهان رقمی در حدود 600 میلیارد دلار است که از این رقم ما سهم ناچیزی را هم به خود اختصاص نداده ایم .
رئیس اتحادیه صنف لیتوگراف تهران، سيد علي مدني :
+ متاسفانه جایگاه صنعت چاپ در کشور ما در حد اتحادیه صنف تعمیرکاران سماور و صنف آرایشگر زنانه است درحالی که این صنف به دلیل مشکلات موجود هنوز نتواسنته است به جایگاه واقعی خود متناسب با شان واقعی یک صنعت سودآور دست یابد .

+ مساله دیگر این است که مطبوعات و رسانه های دیگر که حیات شان وابسته به صنعت چاپ است در انتقال این مشکلات هیچ اقدامی انجام نمی دهند و بدتر از همه رسانه صدا و سیما است که در میان برنامه های خود حتی چهار ثانیه هم به انعکاس مشکلات موجود در این صنف نمی پردازد .

+ مشکل دیگری که ما داریم این است که همیشه صنعت چاپ را در کنار نشر مورد بررسی قرار می دهند درحالی که نشر کتاب تنها درحدود 7 درصد از تولیدات این صنعت را شامل شده و بخش عظیمی از تولیدات صنعت چاپ به دیگر فرآوردهای چاپی اختصاص دارد . در تجارت جهانی 63 درصد از خدمات صنعت چاپ به تبلیغات ، سفارش های صنعتی ، پوشاک و لوازم منزل اختصاص دارد و صنعت چاپ مادر همه صنایع است.

+ فرهنگ یک کشور مدیون صنعت چاپ است و این صنعت نقش بی بدیلی در گفتگوی تمدن ها و فرهنگ ها دارد . در حالی که همه محصولات چاپی از کتاب تا حتی یک آدامس می توانند حامل پیام فرهنگی باشند . در جهان امروز محتوای یک بسته نیست که اهمیت دارد بلکه نوع بسته بندی و پیام چاپی که روی آن درج شده از آن با اهمیت تر است .

+ ما در فرصتی که با رئیس جمهور دیدار کردیم مشکلات ، مسائل و خواسته هایمان را به وی منتقل کردیم اما متاسفانه رئیس جمهور هم در گفتگو با ما تصور روشنی از صنعت چاپ ندارد و این صنعت را با چاپ کتاب مترادف می داند .

+ از: خبرگزاري مهر
سرويس جستجوي كتاب گوگل

كاربران اينترنت از امروز مي‌توانند به كمك گوگل، رمان‌هاي كلاسيك و ديگر آثار بزرگ جهان را به‌طور رايگان دانلود و يا چاپ كنند.

+ به كمك سرويس جست‌وجوي كتاب گوگل، كاربراني كه به دنبال دريافت نسخه‌ از آثار بزرگ دنيا مانند "افسانه‌هاي ايزوپ" يا "دوزخ" دانته هستند، قادر خواهند بود، فايل‌هاي PDF اين كتاب‌ها را دانلود كنند يا بر روي كاغذ چاپ كنند؛ اين در حالي است كه تا روز گذشته سرويس جست‌وجوي كتاب گوگل امكان مطالعه‌ي آنلاين كتاب‌هاي بدون حق كپي را مي‌داد.

+ به‌گفته‌ي سخنگوي گوگل، ارايه‌ي اين سرويس جديد با نشان دادن تبليغات متني كلمه‌اي در صفحات نتايج جست‌وجو انجام مي‌شود و چاپ و دانلود كتاب‌ها، شامل آثار تحت قانون كپي رايت نخواهد شد.

+ هم‌اكنون دانشگاه‌هاي‌ هاروارد، ميشيگان، استانفورد، ‌آكسفورد و كاليفرنيا كتابخانه‌هاي جامع خود را براي استفاده‌ي ديجيتالي در سرويس كتابخانه‌ي گوگل در اختيار آن گذاشته اند.
+ از : ايسنا
در ايران منتقد ادبي خوب داريم
رضا قنبري، شاعر و منتقد :
+ منتقدان خوبی داریم که دقیق ، موشکاف و مسلط به معرفی ونقد آثار ادبی کشورمان می پردازند و به جرات می گویم چیزی از منتقدان به نام آمریکا و اروپا کم ندارند ... نمی دانم چرا اکثر ما ایرانی ها دچار خود کم بینی هستیم و همواره فکر می کنیم در همه حال و هر شرایطی ازغربی ها عقب تر هستیم ؟! با جرات می گویم که درحال حاضر منتقدان قوی و حرفه ای داریم که چیزی از ناقدان آمریکایی کم ندارند و حتی درموارد شهودی و دریافتی ازآنها قوی ترند . کسانی که می گویند در ایران منتقد ادبی خوب وجود ندارد ، نویسندگان و شاعران ضعیف و دست چندمی هستند که کارهایشان مورد توجه منتقدان نبوده است .
+ متن كامل از : خبرگزاري مهر
August 29، 2006
Sofia

+ ‌پس از بارش باراني سنگين، زني در حال عبور از كنار كليساي جامع الكساندر نوسكي با گنبد طلايي
Bulgarian capital Sofia, Monday, Aug. 28, 2006- golden domed Alexander Nevski cathedral
+ عكس از : Petar Petrov/AP
آيدين آغداشلو
آيدين آغداشلو :
+ براي پرداختن به هنر مدرن ، چه در سطح جهاني و چه در سطح ملي ناگريز به استفاده از تاريخ هنر هستيم.

+ سعي هنرمندان ايراني بر اين بوده كه معناي بيگانه و غريبه را با معناي هميشگي گذشته خود آشتي دهند ؛ اگرچه در اين ميان هميشه با اين سوال نيز رو به رو بودند كه آيا آن ها مي توانند ، از اين مجموعه‌‏اي كه از مدرنيته و جهان غربي مي گيرند ، انتخاب و گزينش كنند؟
+ موضوع مهم ديگر بعد از اين مرحله، چگونكي مواجهه و برخورد با هنر غرب است : هنرمند ايراني سعي كرده تا هر اتفاق جديدي كه در جهان رخ داد را تقليد كند تا ثابت كند ، مي‌‏تواند مثل غربي ها نقاشي كند ؛ البته اين جريان منحصر به ايران نبود ، بلكه در كشورهاي ديگر نظير چين ، ژاپن ، هند ،‌‏ مصر ، تركيه نيز اين اتفاق افتاده ، امامتاسفانه از جانب محققان ما پژوهش كافي درباره وجوه اشتراك ما در مقابل اين جريان طوفاني و شديد انجام نشده بود.

+ چيزي كه در قرن نوزدهم همراه با گسترش استعمار غرب در سراسر جهان مطرح شد ، موضوع غربي كردن جهان بود. قرن بيستم ، دوره استقرار اين تفكر و دوره غربي شدن است و مساله اي كه ما در اين جا به آن مي پردازيم اين است كه نسبت ما با اين اتفاقات چگونه است . اتفاقاتي كه ايران قرن 19 و 20 با آن مواجه شد و آن را پذيرفت ؛ يعني نقاشي غربي را جايگزين نقاشي سنتي خود كرد.

+ دو جريان نقاشي‌‏خط و مكتب سقاخانه : هر كدام از اين دو جريان در تقابل با هنر مدرن شكل گرفتند و بيش از 15 سال دوام نياوردند ؛ اين دو جريان در حقيقت رفتارهاي عكس العملي بودند.
+ منبع : ايلنا - عكس : امير نريماني
عزت الله انتظامي

عزت اله انتظامی :
سالن هایی که در فرهنگسراها ساخته شده اند به درد تئاتر نمی خورند. باید با کمک متخصصان، سالن هایی ساخته شود که هم بتوان در آنها نمایش اجرا کرد، هم فیلم نمایش داد و هم ارکسترهای موسیقی در آنها فعالیت کند.

+ منبع : خبرگزاري مهر
ادبيات نمايشي در ايران
محمدرضا گودرزي، داستان نويس ‌‏:
+ تئاتر به نوعي هنر اشرافي است و از اين رو هر چقدر كه كشوري توسعه يافته‌‏تر باشد‌‏, تئاتر در آن از جايگاه ويژه‌‏تري برخوردار خواهد بود .در نتيجه در اين كشور، متن‌‏هاي نمايشي بيشتري خلق مي‌‏شوند. از اين رو در كشور ما با توجه به شرايط موجود نبايد انتظار خلق نمايش نامه‌‏ و رمان داشته باشيم .
+ تئاتر و نمايش نامه ارتباط دو سويه‌‏اي با سانسور و مميزي دارند , هر چه فضا بسته‌‏تر و اعمال نظر بيشتر باشد , نمايشي روي صحنه نمي‌‏رود و همين موجب مي‌‏شود كه نمايش‌‏نامه نويسان اقبالي به نوشتن نمايش‌‏نامه از خود نشان ندهند .
+ در كشور ما رمان نيز هنوز نتوانسته راه خود را پيدا كند : به نظرم نمايش‌‏نامه خوب جدا از رمان خوب نيست , تا زماني كه رمان خوبي به زبان فارسي خلق نشود كه ديالوگ هاي برجسته‌‏اي داشته باشد , نمي توانيم انتظار نمايش‌‏نامه خوب هم داشته باشيم .

كاوه ميرعباسي، مترجم ‌‏:
+ ادبيات نمايشي و تئاتر در ايران در مقايسه با ديگر هنرها از جمله موسيقي و سينما يتيم هستند و همانند تئاتر كشورهاي پيشرفته به حمايت‌‏هاي همه جانبه دولتي نياز دارند .
+ اگر وضعيت تئاتر در ايران در همين شرايط فعلي بماند, در آينده نزديك بايد فاتحه تئاتر و ادبيات نمايشي كه رابطه مستقيمي با تئاتر دارند را بخوانيم .
+ وضعيت نمايش‌‏هايي كه بر روي صحنه مي‌‏روند خوب نيست و در ميان آثاري كه بر روي صحنه مي‌‏روند گاهي تنها شاهد يك نمايش‌‏نامه خوب هستيم كه آن هم از نوادر است .
+ در حوزه ادبيات نمايشي و تئاتر عدم حضور نشريات تخصصي موجب مي‌‏شود كه مشكلات اين قشر كمتر انعكاس داده شود و فرصتي نيز براي آسيب شناسي اين جريان فراهم نشود

+ منابع به اسامي لينك شده‌اند.
+ عكس اول از: علي رفيعي، عكس دوم از ايران
با اين همه نابرابري...
ابوالفضل جليلي ، كارگردان سينما :
اگر اين چند سطرگلايه را نوشته ام ، فقط به اين دليل است كه مي‌‏خواستم حرفي زده باشم تا هواي نفسم آرام گيرد.

دست به ساخت فيلمي زده‌‏ ام كه از حد و شعور من هزاران گام بالاتر است . نبايد اين كار را مي كردم ! اما شايد خواست خدا بود كه به من حالي كند ، در مقوله مذهب و عرفان هيچم كه هزاران بار قبول كردم و اگر مشكل گشا شود ، فقط او ، نه هيچ كس ديگر.
اما يك مشكل ديگر هم هست و آن اين كه نمي‌‏دانم چرا با من چنين مي كنند . من كه از بدو پيروزي انقلاب تاكنون 13 فيلم ساخته ام . كمترين هزينه اي كه كرده ام اين بوده كه همه توانايي ها و همه دارايي هاي مادي ام را صرف كرده ام تا بتوانم به جايي برسم كه ادعا كنم ، ما نيز از طريق انديشه و تفكر مذهبي حرف هاي زيادي براي گفتن به جهانيان داريم .حالا موفق بوده ام يا نبوده ام ، قابل بوده ام يا نبوده ام را فقط خدا مي تواند معين كند . اين را هم بگويم كه مي دانم ، هر كس كه دچار مشكلي مي‌‏شود ، حتما اشكالي در كار دارد و من از اين قاعده مستثني نيستم . اما اين كه من هر دو سال يك فيلم بسازم و بابت هر فيلم يكسال و نيم عمرتلف كنم و هر بار با هزاران اميد و التماس به وزارت ارشاد بدهم و آن ها بعد از چندين ماه سرگرداني بدون هيچ توضيحي به من جواب "رد" براي نمايش دهند ، خيلي سخت است . آن هم بدون هيچ گونه كمك و يا پرداخت خسارتي . من سوال دارم كه چگونه مي توان زندگي را ادامه داد با اين همه نابرابري ها ؟ جايي كه دولت به هرگونه فيلمي وام مي دهد ، مجوز مي دهد ، كمك هاي نقدي غير نقدي مي‌‏كند . نوع فيلم ها رانيز خودتان ديده ايد ، از دولت اول تا دولت نهم كه همين حالا بر سر كار است .آن وقت به فيلم هاي " ابوالفضل جليلي" هيچ گونه كمكي كه نمي شود ،هزار مشكل آفريده مي شود و در نهايت برگه عدم نمايش .
چند سال پيش در يك جلسه مصاحبه با جوانان ، كسي از من سوال كرد : با اين وضعيت چگونه ادامه مي دهي؟ در بين جوانان يك جوان جانباز حضور داشت كه اجازه گرفت به اين پرسش پاسخ دهد .
روي تكه كاغذي نوشت :
خنك آن قمار بازي كه بباخت هر چه بودش
بنماند هيچش الا هوس قمار ديگر
به عشق همه جانبازان اين انقلاب و به واسطه ديني كه به همه شهدايش دارم ، قول مي دهم كه خسته نشوم و با همه مشكلات ،"حافظ" را به نحو احسن به پايان برسانم و اين شعر را هم براي آن ها كه در سختي ها صبر مي كنند ، بخوانم :
به كدام ملت است اين ، به كدام مذهب است اين
كه كشند عاشقي را ، كه تو عاشقم چرايي

+ منبع : ايلنا
+ عكس از : ايران
پودو براي جعفر پناهي
جعفر پناهي کارگردان سينماي ايران، جايزه ويژه يک عمر دستاورد هنري‌اش را با نام پودو، از جشنواره فيلم والديويا شيلي دريافت کرد

+ سيزدهمين جشنواره‌ي بين‌المللي فيلم والديويا كه از سه تا يازده شهريور ماه در كشور شيلي در حال برگزاري است برنامه‌ي مرور بر آثار جعفر پناهي را با نمايش 5 فيلم بلند اوبادكنك سفيد ، دايره ، آئينه‌، طلاي سرخ و آفسايد ترتيب داده و در يكشنبه شب گذشته طي مراسمي خانم لوسي برخوف مدير جشنواره جايزه‌ي ويژه‌ي جشنواره را با نام پودو به جهت مشاركت و نقش ارزشمند جعفر پناهي در فرهنگ و سينماي جهان به وي اعطا كرد.

+ بادكنك سفيد 13 جايزه، آينه 6 جايزه، دايره 18 جايزه، طلاي سرخ 4 جايزه و آفسايد 4 جايزه تاكنون دريافت كردند و جايزه‌ي جشنواره‌ي شيليايي اولين جايزه‌ي يك عمر دستاورد هنري براي پناهي است.

+ پودو ، نام كوچكترين آهوي جهان است، كه نسل آن در حال انقراض بوده و اينگونه تنها در جنوب شيلي زندگي مي‌كنند. اين جايزه چهل و هشتمين جايزه‌ي پناهي در عرصه‌هاي ملي و بين‌المللي است كه شامل هفت جايزه در ايران و 39 جايزه در جشنواره‌هاي بين‌المللي خارج از ايران بوده است.
+ مطالعه متن كامل
نياز خيلي زياد به ترجمه داريم
احمد تميم‌داري، مترجم و پژوهشگر :
+ ما نياز خيلي زيادي به تربيت مترجم و ترجمه‌ي آثار خارجي داريم.
+ غربي‌ها از تمام منابع و ميراث فرهنگي تمدن‌هاي اسلامي، ايران، كشورهاي عربي، آفريقاي شمالي و بين‌النهرين استفاده، و آن‌ها را ترجمه كردند تا رنسانس به وجود آمد. درواقع فرهنگ اسلامي تغيير و تحول پيدا كرد و فرهنگ وسيع اروپايي را شكل داد، ولي ما اين فرهنگ را به عربي و بخصوص به فارسي برنگردانديم، و حتي يك‌صدم كتاب‌هاي اروپايي درباره‌ي ايران، اسلام و علوم مختلف ترجمه نشده است. مثلا ايرانشناسي از قرن 18 در روسيه بسيار پررونق بوده، ولي ما اين آثار را درباره‌ي كشورمان ترجمه نكرده‌ايم.

+ ترجمه خيلي مهم است، در حالي كه ما سازماني براي ساماندهي اين امر نداريم. بايد در دانشگاه‌هاي مختلف انستيتوي زبان‌هاي خارجي تأسيس كنيم كه سال 79 اين پيشنهاد را به وزارت علوم دادم، اما گفتند زبان‌هاي بيگانه در اولويت نيستند؛ در حالي‌كه ترجمه هميشه در اولويت است و دايما به آن نياز داريم، هم براي ترجمه‌ي آثار غيرفارسي و هم براي ترجمه‌ي آثار خودمان به ديگر زبان‌ها كه بويژه در اين عرصه خيلي ضعيف‌تريم.

+ مطالعه متن كامل
ادبيات مهاجرت
جواد مجابي، شاعر و منتقد :
+ در خارج از كشور هم وضعيت ادبيات خوب است و انجمن‌هاي ادبي‌شان فعال‌اند، آن‌ها هم كار مي‌كنند و مرتبا آثار جديدي منتشر مي‌شود، و البته حادثه‌ي عجيب و غريبي اتفاق نمي‌افتد و يا با حركت تازه و متفاوتي روبه‌رو نيستيم.

+ اهالي ادبيات خارج از كشور، از وضعيت ادبيات اين‌جا مطلع‌اند و نشريات ادبي‌شان هرچند بيش‌تر به آثاري كه در غرب توليد مي‌شوند، مي‌پردازند، اما به آثار جالب توجه داخلي هم توجه دارند.

+ مطالعه متن كامل از ايسنا
+ عكس : حامد نوري، ايسنا
آثار اوليه نمايشنامه نويسي فارسي
دكتر عطا الله كوپال، مدرس دانشگاه، مترجم و محقق ادبيات نمايشي :
+ آثار آخوندزاده و ميرزاآقا تبريزي با توجه به نوع نگاهشان به رفتارهاي اجتماعي دوران قاجاريه و مثلا نشان دادن مراسم عروسي بيشتر مورد استفاده دانشجويان مردم‌شناسي قرار مي‌گيرند تا دانشجويان ادبيات نمايشي.
+ آخوندزاده هم‌نسلانش را به نقد و نظر توصيه مي‌كند. از طرف ديگر او نقد، استيضاح و تمسخر را در يك رديف قرار داده است و در نامه‌اي به ميرزاجعفر قراچه‌داغي مي‌نويسد: گويي شيخ اجل ظهور كرده و بوستان و گلستان را نوشته كه همه بخوانند و شفا پيدا كنند.
+ آخوندزاده خود نيز قائل به نقد نبوده است و به طور كلي توان پذيرش نقد و نظر را ندارد.
+ ما بيش از هر چيز به سمت و سوي فتوكپي كردن و برابر اصل ساختن گرايش داريم. در چنين شرايطي خلاقيت از نطفه خفه مي‌شود و تنها تقليد از يكديگر باقي مي‌ماند.
+ آثار اوليه نمايشنامه‌نويسي فارسي بيشتر بر اساس تقليد از آثار آستروفسكي روسي است، با اين تفاوت كه آثار آستروفسكي بيشتر حول و حوش آواز و رقص مي‌گردد و آثار آخوندزاده با نيش زدن‌هاي سياسي همراه است.

+ منبع : روزنا
August 28، 2006
داريوش شايگان؛ لغت، رمان، ايران
+ فرهنگستان هم لغت ابداع مي‌كند، اما تا جابيفتد، طول مي‌كشد. خيلي از اين لغات جديد در زمان رضاشاه آمد و بعد هم جا افتاد. خيلي‌هايشان را مردم مي‌گيرند و خيلي‌ها را هم پس مي‌زنند.

رمان
+ ما رمان نداشته‌ايم؛ رمان غربي است. ما حماسه و قصه مثل "هزارويك‌ شب" داشته‌ايم. رمان حماسه بورژوازي است و براي به‌وجود آمدن آن، بايد دنيا عوض شود و خيلي اتفاقات ديگر رخ دهد و نويسندگان به آن آگاه باشند.


+ صادق هدايت آدمي استثنايي است؛ با اين‌كه به فارسي روان مي‌نوشت و ضرب‌المثل‌ها را جمع مي‌كرد و طنز هم به كار مي‌برد، اما متفاوت بود.
+ دليل اين گفته‌، آخرين نامه‌هاي هدايت كه خطاب به شهيد نورايي نوشته و در فرانسه منتشر شده: اين‌ها نشان مي‌دهد كه اين آدم اصلا در يك دنياي ديگر زندگي مي‌كرده كه هيچ ارتباطي با ايران آن روز ندارد.
+ شايد در ايران هم روزي رمان بزرگي به‌وجود آيد.

ايران
+ در حال حاضر ايرانيان خارج از كشور نزديك به 600 ميليارد دلار سرمايه اندوخته‌اند؛ سرمايه‌اي كه خودشان درآورده‌اند، نه اين‌كه از ايران برده باشند و اگر احساس امنيت كنند، آن سرمايه را به ايران وارد كنند، ايران به لحاظ اقتصادي تكان مي‌خورد. البته اشتباه ايراني‌ها اين است كه فكر مي‌كنند چون ما نفت و گاز داريم، پول هم داريم. از يك جهت درست است، اما ثروت يك مملكت تنها اين‌ها نيست؛ شعور و تحقيقات و ماده‌ي خاكستري‌ و ابتكار از هر چيز ديگر مهم‌تر است. آقاي "بيل گيتس" فقط ايده مي‌فروشد؛ نه نفت، نه آهن و نه طلا. در ايران هم 80درصد صنايع دولتي است. كشور‌هايي پيشرفت مي‌كنند كه بخش خصوصي قوي دارند.

+ مسأله‌ي اخير لوح‌هاي گلي ايراني : اين لوح‌ها چون به خط ايلامي بود و در ايران هم متخصص اين خط نبود، آن‌ها را براي خواندن دانشگاه شيكاگو فرستادند و مقاديري از آن‌ها در مقاطع مختلف به دولت ايران پس داده شد و فكر مي‌كنم مسأله به‌هرحال حل شود. ولي گاه‌گاهي اين آثار در خارج بهتر نگهداري مي‌شوند. في‌المثل سراميك‌هاي دوره‌ي هخامنشي كه نشان‌گر گارد ويژه پادشاهي است، توسط ناصرالدين‌شاه به خانم "ديولا فوآ" داده شد و آن خانم آن‌ها هم برد و مرمت كرد كه امروز ذر موزه‌ي لوور در اتاق مخصوصي به نمايش گذاشته شده‌اند و شايد اگر در ايران مي‌ماندند، از بين مي‌رفتند.

+ تاريخ ايران باستان را غربي‌ها نوشته‌اند. حتا زبان اوستا را آن‌ها خواندند. تاريخي هم كه اخيرا توسط يك فرانسوي نوشته شده و از كورش تا اسكندر را دربرمي‌گيرد، بي‌نظير است و بدون تحريف. اين كار‌ها زحمت مي‌خواهد كه ما ايراني‌ها براي آن تنبل هستيم.

+ منبع : مريم كريمي، ايسنا
+ عكس : سامان اقوامي، ايسنا
Three-hour tour

+ ماجراجويي ساعت 5:30 صبح در ناپا شروع شد و 8:30 صبح، نزديك به ديكسون و در امنيت كامل به اتمام رسيد. يك تور سه ساعته.
+ عكس از : Frederic Larson, San Francisco Chronicle
August 28 2006
اگر غلامحسين ساعدي هم هنوز زنده بود..
ضياء‌الدين ترابي :
+ تئاتر و نمايش نامه، يكي از ابزارهاي مهم انتقاد از حكومت هاي ديكتاتوري است .
+ به عقيده عده اي از منتقدان و متفكران، سابقه ادبيات نمايشي در ايران به تعزيه باز مي گردد و تعزيه تنها شاخه اي از ادبيات نمايشي است كه در برگيرنده مفاهيم كلي نخواهد بود.
+ به دليل مهجور بودن نمايشنامه در ايران، افراد كمي به نمايش نامه نويسي روي آورده اند و با اين تعداد انگشت شمار نيز به تنهايي نمي توانند كار چشمگيري ارائه بدهند.
+ وضعيت نقدهايي كه بر روي خود نمايش نامه نوشته مي شوند، بسيار اسفناك است و در مطبوعات ما صفحه اي يا ستوني براي نقد نمايش نامه وجود ندارد و اين خود به تنهايي درد بزرگي است.

شاپور جوركش :
+ هيچ هنري همچون تئاتر در آتش مفاهيم اجتماعي نمي‌‏سوزد و تاثير نمي‌‏گذارد، شايد به همين دليل است كه خاندان‌‏هاي حكومتگر ايران چندان دل خوشي از تئاتر نداشته‌‏اند.
+ تئاتر هنري، اجتماعي و متناسب با الگوهاي اجتماعي يونان باستان است , اما هنر ملي ما شعر است كه در آن شاعر به عنوان گوينده متكم وحده به منبر مي‌‏رود و خطابه‌‏اي صادر مي‌‏كند كه در 2 سوي آن يكي گوينده همه چيز داني است و در سوي ديگر مخاطب هيچ ندان فرض شده است.
+ در چنين جامعه‌‏اي جايگاه تئاتر به قدري تنزل پيدا مي‌‏كند كه در گفت و گوي مردم كوچه و بازار به هر چيز مسخره‌‏اي تئاتر و ادا درآوردن بگوئيم. در فرهنگ عبوس و درون‌‏گراي ما، صورتك يا ماسك به عنوان يك مفهوم منفي تلقي مي‌‏شود و در حد "حجاب " و " ونگار "ي زنگاري فرونگري مي‌‏شود كه بر " آيينه " نشسته است، در حالي كه در فرهنگ هنر، صورتك به عنوان يكي از ابعاد شخصيتي انسان مورد توجه است و شيوا 3 شخصيت دارد .
+ فرهنگ ما از شكل تعزيه قدسي قدمي بيرون نگذاشته و تغزيه تيپ‌‏سازي و شعار و روايت اسطوره‌‏اي است كه بر صحنه حكومت مي كند و نه شخصيت پردازي و روايت دراماتيك؛ ويژگي‌‏هايي كه تئاتر معاصر ما را شكل مي دهد .
+ در ادبيات نمايشي ما تقليد كوركورانه اسطوره‌‏ها و ميراث عرفاني ما مطرح است، در حالي كه در يونان و رم باستان، نقد و پرسش از اسطوره‌‏ها و به محك زدن آنها در واقعيت , يك اصل اساسي براي خردمندان جامعه بوده است .
+ در عين حال آثار "غلامحسين ساعدي" واقع گرايانه‌‏ترين متون نمايش در دهه 40 و 50 است و "اكبر رادي" نيز با ديالوگ‌‏هاي شعرگونه بعد ديگري به شيوه‌‏هاي بياني نمايش ايران مي‌‏افزايد و به پرداخت شخصيت‌‏هاي فرهيخته مي‌‏پردازد. آخرين نمايش چاپ شده او، قدرت شگفت اين نويسنده را در بازآفريني ذهن و زبان مردم كوچه و بازار به نمايش مي‌‏گذارد .

علي بابا چاهي :
+ يكي از ويژگي هاي نمايش و تئاتر، حضور مستقيم تماشاچي است و با توجه به اينكه پس از انقلاب 57 ،مميزي در عرصه نمايش و تئاتر بيشتر شد، عملا در اين سال ها كار خلاقانه و موفقي روي صحنه نرفت و همين موجب دلزدگي مردم از تئاتر شد.
+ فضاي جامعه اگر بستر مناسبي براي اجراي نمايشنامه را فراهم بياورد، شوق نوشتن نيز رو به افزايش خواهد بود.

عبدالعلي دستغيب :
+ با توجه به شرايط بسته سياسي در ايران، كارگردانان و نمايش نامه نويسان بايد خودشان را با شرايط موجود وفق بدهند كه در اين صورت ديگر از اثر خلاقه چيزي باقي نمي‌‏ماند.
+ اگر در نمايش نامه نويسي و تئاتر حتي در دوره‌‏اي كوتاهي حرفي براي گفتن داشتيم؛ مديون "عبدالحسين نوشين" و "اسكويي" و "نامدار" هستيم .پس از آن هر چه از جمله نمايش نامه هاي "بهرام بيضايي"، "غلامحسين ساعدي" و "اكبر رادي" همه سياست زده و رمانتيك هستند و هنوز نمايش نامه هاي ايراني به مرحله دراماتيك نرسيده‌‏اند.


محمود معتقدي :
+ تئاتر در ايران در دهه 20 با توجه به فضاي سياسي و اجتماعي نسبتا رشد خوبي داشته اما در 50 سال اخير با اينكه ساختار فرهنگي و دانشگاهها تغيير كرده است به دليل عدم وجود امكانات لازم و عدم توجه مسوولان آنچنان كه بايد رشد و دچار دگرگوني نشده است .
+ تئاتر يك هنر بي واسطه است و آدم‌‏هاي بي واسطه بايد خودشان را با اين هنر تطبيق بدهند در سالهاي اخير با توجه به دولتي شدن تاتر , شاهد افت و خيزهاي بسياري در اين عرصه بوده‌‏ايم و البته صداهايي از گوشه و كنار تئاتر و نمايش نامه‌‏نويسي ما به گوش مي‌‏رسد كه اين صداها پاسخ درستي به شرايط امروز ما نيست .
+ با توجه به انگشت شمار بودن تعداد نمايش‌‏نامه نويسان نبايد انتظار داشته باشيم كه در تاتر شاهد رشد باشيم .

قاسم كشكولي :
+ با توجه به شرايط موجود، فضايي براي رشد و شكل‌‏گيري ادبيات نمايشي در ايران نيست و امكانات صحنه در ايران بسيار محدود است كه همين موضوع كساني را كه مي‌‏خواهند در اين حيطه كار كنند، دلسرد مي‌‏كند.
+ با توجه به شرايط موجود كه امكان اجراي نمايش در ايران بسيار محدود است، ترجيح مي‌‏دهم ننويسم تا انتظار بكشم كه آيا شرايطي فراهم مي‌‏شود كه متن به مرحله اجرا برسد .

فرزانه كرم پور :
+ نمايش‌‏نامه نويسي از سوي نويسندگان ايراني مورد استقبال قرار نمي‌‏گيرد؛ چرا كه حاضر نيستند متن هايشان سال ها زير تيغ مميزي بماند كه آيا مجوز اجرا خواهند گرفت يا نه‌‏؟ اگر "غلامحسين ساعدي" هم هنوز زنده بود، شايد با توجه به شرايط مميزي تئاتر , نمايش‌‏نامه‌‏اي نمي‌‏نوشت .
+ وقتي كه شرايط اجرا نباشد، بي شك كسي سراغ نمايشنامه نوشتن نمي رود .

+ كليه مطالب از ايلنا تحت عنوان : ادبيات نمايشي و لزوم بازگشت به دوران طلايي
+ عكسها به منابعشان لينك شده اند.
ميهن بهرامي، مردم خسته
ميهن بهرامي، نويسنده :
+ ادبيات عامه‌پسند خطر نيست؛ بنابراين حساسيت زيادي روي آن وجود ندارد.
من قصد توهين به كسي ندارم، اما ادبيات عامه‌پسند همان‌طور كه در گذشته پشت سر گروه حركت كرده، الان هم حركت مي‌كند و دنباله‌روست. من نمي‌گويم روشنفكر مي‌تواند تغيير دهد، ولي روشنفكر مي‌تواند آگاهي دهد؛ اين آگاهي خيلي سخت است و تنها سواد نمي‌خواهد، بلكه يك عمر عمق و ادراك وسيع مي‌خواهد كه نويسنده بايد آن را داشته باشد.

+ مردم امروز به فيلم‌هاي كمدي و طنز روي آورده‌اند و از سريال‌هاي بسيار كم‌ارزشي استقبال مي‌كنند؛ چراكه در جست‌وجوي نوعي سرگرمي‌اند. در گذشته نوشته‌هاي پاورقي بود و بسياري به آن‌ها علاقه داشتند؛ داستان‌هاي حسينقلي مستعان، ر. اعتمادي و غيره چاپ مي‌شد و مردم هم مي‌خواندند. اين داستان‌ها سرگرمي مردم‌اند؛ وقتي زندگي سنگين مي‌شود، دوست دارند كارهايي از اين دست انجام دهند.

+ امروز در ايران كارهاي بسيار جدي و باارزشي ترجمه مي‌شوند و توجه افرادي كه از ابتدا به مباحث جدي علاقه داشتند، نه تنها كم نشده، بلكه زياد هم شده است.

+ ادبيات جدي جا باز مي‌كند و ذره‌اي جاي خود را به چيز ديگري كه از خود متنزل باشد، نمي‌دهد؛ ولي اگر خوانده نمي‌شود، به‌دليل خستگي مردم است.

+ با اشاره به پيوند رمان و فلسفه: تقريبا در ايران اصلا فلسفه‌پرداز به مفهوم غربي نداريم؛ سال‌هاست كه نداريم. كساني كه استاد فلسفه‌اند و در عرصه‌ي كتاب‌ها شخصيت نماياني دارند، كم‌تر درباره‌ي فلسفه‌ي جهاني صحبت مي‌كنند. البته امروز كتاب‌هاي فوق‌العاده منتشر مي‌شوند كه در گذشته آرزو داشتيم انتشار يابند.

+ منبع : ايسنا
+ عكس از: سخن
August 27، 2006
آيدين آغداشلو : مميز،‌عشق ورزيدن اجرايي
آيدين آغداشلو در مراسم هفتادمين سال تولد مرتضي مميز و در افتتاح نمايشگاهي به همين مناسبت :
+ چه در حيات او وچه پس از درگذشتش اين اشاره‌ها را مكرر كرده‌ام كه حضور او در عرصه فرهنگي معاصر ايران حضور بسيار مغتنم و كارسازي بوده و هست. مميز از هنرمندان معاصري است كه ذره‌اي از حقش فروگذاري نشده و مردم اصيل فرهنگ دوست ما كساني كه در راه فرهنگ معاصر ايران كار كرده و زحمت كشيده‌اند را در قلب خودجا مي‌دهند و هرجا كه لازم باشد به خاطر آنها حاضر مي‌شوند. همه چيز آهسته آهسته كند خواهد شد ولي آنها در ياد خواهند داشت كه وام‌دار چه كساني هستند. آدم‌ها، سبك‌ها، مكتب‌ها و شيوه‌ها پديدار مي‌شوند، قامت بر مي‌افرازند و از ميان مي‌روند اين چرخه حيات است. اما آن چيزي كه باقي مي‌ماند معنا و مفهوم تداوم زندگي هنرمند يا اهل معنا و فرهنگ در طول آينده تاريخ كشورش است.

+ گرافيك ايران پيش از مرتضي مميز : گرافيك ايران قطعا يك امر مداوم و جريان دار بوده است. مميز آغاز گر نوعي از نگاه به گرافيك گذشته و نوعي جان بخشيدن به آن است. والا بودند چه كساني كه تصاوير زيباي كتاب‌هاي چاپ سنگي دوره قاجار را طراحي و حكاكي مي‌كردند و چه كساني كه به رغم نبودن وسايل و امكانات كافي با مشقت بسيار گرافيك را به عنوان هنري فرعي و در كنار نقاشي راه مي‌بردند. اكنون گرافيك جايگاه والاي خود را به تمامي ‌به دست آورده است.

+ گرافيك ايران در دهه بعد از شهريور 20 نوع جديدي شد و آفاق‌هاي جديدي را تجربه كرد. در جاهايي حتي حكاكي‌هايي قرن 19 را تقليد كرد و با مشقت و سعي بسيار به صورت خط‌هاي آشوري پياپي در آثار هنرمنداني ديگر بروز يافت. گرافيست‌هاي معتبر پيش از مميز نقاشان بزرگ دوران خود بودند مثل استاد بزرگوار من همچون جوادي‌پور.حركت موازي نقاشي گرافيك به صورت مرسوم وجود داشت. نقاشان بزرگ گاهي كارهاي گرافيك هم مي‌كردند مهم ترين عرصه گرافيكي بود كه در زمينه تصويرگري انجام مي‌شد. مهمترين وجه گرافيك قبل از مميز تصويرگري بود كه جريان داشت. اين بخشي است كه از ياد رفته و كمتر به آن دوره نگاه شده است. اين دوره يكي از دوره‌هاي تعيين كننده در تاريخ گرافيك معاصر ايران است.

+ مرتضي مميز يكي از اهميت عمده شخصيت اش در اين است كه در دوره مناسبي ظهور كرد. در دوره‌اي حضور او تعيين كننده بود. دوره انتظار و ورود، جريان هوا و خون تازه در رگ‌هاي گرافيك ايران. وقتي مرتضي مميز كار خود را شروع كرد به ناچار به خاطر اينكه فضاي خالي در اين مجموعه بسيار بود و شايد تنها بخشي كه درست كار مي‌كرد گرافيك تبليغاتي بود كه در خصوص آن هيچ گاه بحثي نشده و به آن كمتر توجه شده است. مميز در دوره‌اي كار خود را شروع كرد كه چند عامل و عنصر فراهم شده بود. اقتصاد قدري پيشرفته تر بود، امكان مبادله، مراوده با خارج بيشتر شده بود و امكانات فني و اجرايي افزون شده بود. فرهنگ ايران به خصوص در دهه 40 آمادگي اين را داشت كه براي اين هواي تازه جا باز كند. به همين دليل گرافيستي از نوع مرتضي مميز از همان دوره به عنوان اولين نمونه ذكر و شناخته مي‌شود و الا گرافيست‌هاي قدر و بزرگي كه كمي‌بعد از مميز كار خود را شروع كردند كم نبودند از فرشيد مثقالي تا قباد شيوا و‌... كه در جايگاه خود موجد و به وجود آورنده جريان‌هاي تازه‌اي بودند شايد كمي ‌بعد از مميز كار خود را آغاز كردند.

+ شايد اولين كسي كه يك تنه اين جريان را آغاز كرد و گرافيست حرفه‌اي فرهنگي را معرفي كرد مرتضي مميز بود. از اينجا مميز را بايد در اين عرصه جديد نگاه كرد. در اين عرصه چند مساله قابل بررسي است كه اهل تحقيق بايد با گسترش كافي و حوصله لازم دنبال كنند. اولين مساله‌، مساله آدمي‌بود كه اگر لفظ نبوغ آميز را براي كار او به كار بريم، غلو نكرده‌ايم. نبوغ فقط براي ديگران، بيگانگان و گذشتگان نيست. نبوغ در بسياري از اوقات در نزديكي ما حضور دارد و بسا اوقات كه ناديده و ناشناخته مي‌ماند. مميز قطعا نبوغ كافي براي اين آغاز گري را داشت. هيچ آغازگري را با گروه بندي و فرقه‌هاي تشكيلاتي نمي‌توان به وجود آورد. اگر هم درست شود دوام و عمر زيادي نخواهد داشت. تاريخ داور بسيار خشن و بي گذشتي است اين نبوغ نياز به جسارتي دارد كه بروز يابد و جسارت مرتضي مميز در هم شكستن مجموعه زيبايي شناختي پيش فرض شده‌اي بود كه گرافيك ايران به آن خو كرده بود. او اين زيبايي را در هم مي‌شكند و به همين علت اين شگفتي و تعجب همراه با كار او آغاز مي‌شود. او زيبايي شناسي دوران خود را انكار مي‌كند و با چيزهايي بسيار زشت با جابجايي اندام‌هاي صورت، خط خطي‌ها و غيره كار خود را شروع مي‌كند. او قطعا از جسورترين گرافيست‌هاي است كه در عرصه گرافيك ايران كار كرده است.

+ در كنار جسارت مميز جامع الاطراف بودن او خيلي مهم بود. مميز در عين حال كه يك گرافيست فرهنگي بود يك گرافيست تبليغاتي و تجاري نيز بود. در هر بخشي كه به طراحي گرافيك مطرح مي‌شد مميز كار كرد. هيچ گاه نه خود و نه ديگران را از حيث جامع الاطراف بودن با مميز دهه 40 نمي‌توانم مقايسه كنم.

+ مميز كسي بود كه از متن فرهنگ مردم زندگي كرد و از ميان مردم از ميدان مولوي بلند شد درست است كه مخاطب فرهنگي او در بسياري اوقات او را از عامه مردم دور مي‌كرد ولي هيچ گاه ريشه‌هاي مذهبي‌، معنوي و قومي‌خود را سست و دور نكرد. وقتي هنر خوشنويسي، نقش مايه‌ها و هنر اسلامي‌و هنر پيش از اسلام ايران را درست كشف كرد و به كاربرد، آن وقت تماميت او كامل شد كه هم رو در گذشته و هم رو در جهان، هم رو در گرافيك سوييسي و لهستان، هم در چاپ سنگي‌هاي دوره قاجاريه و كهن داشت.

+ مديريت مرتضي مميز : مميز عشق ورزيدن خود را اجرايي و تشكيلاتي كرد. دانشكده‌هاي متعددگرافيك با سعي و درخواست او شكل يافت. از معلمي‌كوتاهي نكرد و انجمن‌هاي متعددي را به وجود آورد. او گرافيك ايران را به جهان و گرافيك جهان را به ايران شناساند. مميز ناني در سفره داشت كه مي‌خواست آن نان را با جماعتي تقسيم كند. او آن چيزي كه به زحمت و مشقت به دست آورده بود به راحتي در بين ما تقسيم كرد.

+ منبع : خانه هنرمندان ايران
+ عكس از : كيان اماني
قطب الدين صادقي
قطب الدين صادقي، كارگردان تئاتر :
+ به دليل بحراني كه در تئاتر وجود دارد بازيگران حرفهاي را دو دستي تحويل سينما مي‌‏دهيم در نتيجه اولين مشكل بازيگر حرفهاي است و وجود متخصص در دنيا بدون تخصص يعني كاردان. يكي از بزرگترين بحرانهاي ما اين است كه متخصين را از دست مي‌‏دهيم.

+ به نظرم لازمه جريان تئاتر نيرومند وجود متخصص تراز اول است متأسفانه شرايط به گونهاي شده كه در يك مسابقه غم انگيز به نام به دست آوردن پول نام و اعتبار و سابقه خودرا با اولين قرارداد كنار ميگذاريم و مي بينيم هنرمنداني را كه مايه فخر هستند اما در سريالهاي نازل تلويزيوني بازي مي كنند و براي اين حرفه و تخصصشان به اندازه كافي وقت نمي گذارند.

+ به نظر من وظيفه مسئولين بسترسازي و حمايت است و نه هدايت، ما كارمان را بلديم و به شخصه معتقدم درك متقابل و مدارا كه مستلزم خلاقيت و آزادي است بايد جا بيافتد

+ هيچ كاري بدون بودجه شدني نيست همه كارها بودجه مي خواهند بودجه نامشخص و اندك است و با تبعيض پخش مي شود.

+ وجود مدعيان بسيار زيادي كه فارغ التحصيل ميشوند و دنبال كار ميگردند كه به نظر من مركز هنرهاي نمايشي به عنوان متولي تئاتر هيچ كاري در اين زمينه انجام نداده است. شش سالن وجود دارد براي 12 ميليون جمعيت و از طرف ديگر اين گروه فارغ التحصيلان اصلا برايشان مهم نيست كه سلسله مراتبي هم هست و سوابقي هم وجود دارد.
اين فارغ التحصيلان حق دارند، كار كنند و شايستگي هايشان را اثبات برسانند و البته وظيفه عملياتي ساختن اين مهم را بايد مركز هنرهاي نمايشي انجام دهد و حتما در اولين گام بايد سالن ها را توسعه بدهد در حال حاضر كه توسعه فيزيكي سالن تئاتر صفر است و اين مسئله سبب شده تا فارغ التحصيلان براي كار هجوم بياورند و اين جاست كه عرضه كم و تقاضا زياد است.

+ چيزي كه در اين ميان وحشتناك است اخلاق است يعني ارزش ها از بين رفته است ما در اين ميان به جاي اين كه داوري كنيم بايد همديگر را دوست داشته باشيم كه متاسفانه ما اين همبستگي را از دست داديم و در حال داوري همديگر هستيم و چيز خطرناك همين داوري‌‏ها است و اين باعث مي شود افراد گسيخته و دور از هم بشوند.

سومين نشست از سلسله جلسات راهكارهاي عملي در توليد تئاتر عصر روز شنبه با حضور دكتر قطب الدين صادقي و هرمز هدايت در خانه تئاتر، با حضور جمعي از هنرمندان و دست اندركاران از جمله جمشيد جهانزاده، اسماعيل شفيعي، عباس جهانگيريان، سهراب سليمي، ايرج راد و تعدادي از دست اندركاران رسانه هاي جمعي .

+ مطالعه متن كامل از ايلنا
+ عكس از : مهدي قاسمي
شمس آل احمد، ادبيات امروز
شمس آل احمد :
+ كتاب قطور نوشتن چندان مهم نيست؛ كيفيت اهميت دارد. گاهي خود من از كتاب قطور به‌عنوان سنگي استفاده مي‌كنم براي باز گذاشتن پنجره كه به هم نخورد و از خواب نپراندم. امروز به‌نظرم كتاب حجيم نوشتن رسم نيست و كم‌تر كسي اين ‌كار را مي كند .

+ امروز ديگر مانند گذشته نيست كه خواننده فرصت اين را داشته باشد كه بنشيند و اثري بلند بخواند. در كنار اين مسائل، ما نويسنده حرفه‌يي هم نداريم كه وقتش را صرف نوشتن كتابي حجيم كند .

+ در ايران به نويسنده پول درست و حسابي نمي‌دهند. در جاهايي كه نويسنده درست و حسابي مثل ژان ‌پل سارتر يا آلبر كامو سربر مي‌آورد، به اين دليل است كه به نويسنده‌شان توجه دارند و به او مي‌رسند. نويسنده از نظر مالي تامين است و كتابش هم بارها تجديد چاپ مي‌شود، ولي ما كي در ايران چنين چيزي داشته‌ايم؟ كتاب يك نويسنده به‌زور تجديد چاپ مي‌شود و تيراژ هم كه وضعيت اسفناكي دارد. پس ديگر نويسنده چه اميدي براي خلق اثر دارد؟

+ شمس آل احمد، نه تنها با سانسور بيروني، بلكه با خودسانسوري نويسنده نيز مخالف است : اين اصلا درست نيست كه نويسنده قبل از نوشتن، خود را سانسور كند. هنر اصلا با سانسور هم‌خواني ندارد. قلم بايد راحت بگردد و فعاليت مغزي يك نويسنده را روي كاغذ بياورد.

+ كسي كه نقد مي‌كند، بايد خود گردن‌كلفت‌تر از كسي باشد كه مي‌نويسد. ولي ما نه نويسنده‌اي با اين قدرت داريم و نه منتقدي كه قدر باشد و بتواند نقد ادبي جامعي ارايه دهد و پيشرفت ادبيات ما را موجب شود.

+ ادبيات، ادبيات است و هيچ ايسمي را برنمي‌تابد .

+ منبع : ايسنا
+ عكس از: آرش خاموشي
از جشن تولد 70 سالگي مميز
ساعد مشكي، كه پس از مميز سردبيري نشريه نشان را به عهده دارد، به عنوان مجري اين مراسم حاضر شد و پيش از دعوت سخنرانان، متني را خواند كه در ابتداي آخرين شماره اين نشريه چاپ شده‌است: آذرماه 1384 بود. مرتضي مميز رفته‌بود و هيچ يك از ما نمي‌خواستيم باور كنيم. او با خنده‌ها، نصيحت‌ها، عصبانيت‌ها، راهنمايي‌ها، انتقادها و همه وجودش در كنار ما بود. آن روزها همه جا حرف از مرتضي مميز بود. گستردگي انتشار خبر و پرداختن به آن در رسانه‌ها بيش از حد تصور بود. او رفته‌بود ولي ما بودنش را احساس مي‌كرديم. تا آن حد كه سرمقاله شماره بعد را خالي گذاشتيم. مي‌خواستيم در سوگش ننويسيم و نگوييم. در همان زمان، تصميم گرفتيم براي هفتادمين سال تولدش در سال 1385 ويژه نامه‌اي تهيه كنيم.
مشكي در بخشي از صحبت‌هايش در حالي كه به سختگيري‌هاي مميز درباره مجله نشان اشاره مي‌كرد، مي‌گريست: همه‌اش بر متانت و وقار نشريه تكيه داشت. مي‌گفت نشان سند خواهد شد ... بارها پس از چاپ هرشماره ما را به باد انتقاد مي‌گرفت. شايد به نوعي از خودش هم كه سردبير بود انتقاد مي‌كرد. حتي وقتي در منزل بود كوتاه نمي‌آمد. يك باز وسط جلسه تلفن كرد، خواست تا دستگاه را روي بلندگو بگذاريم. آنوقت شروع كرد به انتقاد از تك تك ما كه دور ميز نشسته بوديم. چندماه آخر در جلسه حاضر نمي‌شد اما در پايان هرجلسه تلفن يكي از ما زنگ مي‌زد. كم كم ما هم منتظر تلفنش بوديم.
اين گرافيست در بخش پاياني سخنراني‌اش به آخرين روزهاي زندگي مميز اشاره كرد:«درست دو شب قبل از رفتنش به ديدنش در بيمارستان رفتيم. درباره موضوع پنج شماره آينده صحبت كرد و توضيح داد. مي‌گفت اين دوره درمان كه تمام شود به جلسه مي‌آيم تا با هم آنها را كامل كنيم. قديمي‌ها مي‌گويند تنها كارهاي خوب و خاطره‌هاي خوش از انسان باقي مي‌ماند. حالا ما براي هفتاد سال از او خاطره‌هاي خوش داريم و هنوز هم با يادآوري حرف‌ها، شوخي‌ها و طنزهاي هوشمندانه‌اش لذت مي‌بريم. راستش را بخواهيد ديگر منتظرش نيستيم چون او مثل هميشه وقت‌شناس‌تر از همه ما است. هر هفته شنبه‌ها سر ساعت 17:30 به جلسه نشان مي‌آيد. صندلي‌اش خالي است ولي حضور دارد. هنوز هم در پايان هرجلسه به يكي از ما زنگ مي‌زند. كسي پشت خط نيست اما صدايش به گوش مي‌رسد. او در كنار ما است و در كنار ما خواهد‌بود.

آيدين آغداشلو، آخرين سخنران اين مراسم بود:«پس از درگذشت مرتضي مميز شايد براي دهمين بار است كه در جلسه‌اي به مناسبت تجليل و يادبود او سخنراني مي‌كنم. در همه اين برنامه‌ها اشاره داشتم به اين مسئله كه حضور او در عرصه فرهنگ معاصر ما حضوري مغتنم و كارساز بود و هست. مجموعه‌اي كه او به وجود آورد، در عين جهاني بودن، معنايي قومي داشت.»
اين نقاش به چند نكته درباره آثار و شخصيت مميز اشاره داشت:«كتمان نمي‌كنم كه گرافيك ايران با مرتضي مميز جاني دوباره گرفت اما پيش از او هم بودند افرادي كه در اين زمينه كار مي‌كردند. استمرار گرافيك ايران، پيش از مرتضي انكار نشدني است. مهم‌ترين وجه گرافيك، قبل از مميز تصويرگري كتاب‌ها و مجله‌ها و قصه‌ها بود كه متاسفانه تا كنون مغفول مانده‌است.»
او گفت:«مميز در دوره‌اي پا به عرصه هنر گذاشت كه گرافيك ايران نيازمند يك ظهور جديد و دوباره بود. دوره‌اي كه رگ‌ هاي گرافيك ايران به جريان و هوايي تازه نياز داشت. او در دوره‌اي كارش را شروع كرد كه چند عامل در كنار هم فراهم آمده بود، اقتصاد ايران پيشرفت كرده‌بود، امكان مراوده با خارج افزايش يافته‌بود، امكانات اجرايي فزوني گرفته‌بود و فرهنگ ايران آمادگي داشت براي هواي تازه جا باز كند. اولين كسي كه يك تنه اين جريان را آغاز كرد و گرافيك حرفه‌اي ايران را پايه‌گذاري كرد، كسي نبود جز مرتضي مميز.»
او براي معرفي مميز از لفظ نابغه استفاده كرد:«اگر اين صفت را به او بدهيم اغراق نكرده‌ايم. او نبوغ كافي براي آغازگري را داشت. در كنار آن جسارت كافي را هم داشت، جسارت كافي براي در هم شكستن زيبايي‌شناسي‌اي كه گرافيك ايران با آن خو گرفته‌بود. او اين ساختار را در هم شكست. علاوه بر اين مرتضي جامع‌الاطراف بود، در عين اينكه مي‌توانست يك گرافيست فرهنگي باشد، قابليت گرافيست تبليغاتي بودن را هم داشت. در دهه 1350 او با به كار بردن تاريخ هنر ايران در آثارش، به تماميت رسيد.»
يكي از مباحثي كه توسط آغداشلو مطرح شد، مديريت مميز بود:«مديري مانند او نديدم كه مثل او عشق بورزد و و بخواهد اين عشق‌ورزي را عملي كند. او از معلمي كوتاهي نكرد. از سويي يك شخصيت تشكيلاتي و اجرايي بود چون جز اين نمي‌توانست عشقش را با ديگران تقسيم كند. او عادت داشت ناني را كه با مشقت بسيار به‌دست آورده‌بود، به آساني با ديگران تقسيم كند.»
او در پايان حرف‌هايش آرزو كرد اين آخرين باري باشد كه درباره مرتضي مميز و ويژگي‌هايش صحبت مي‌كند:«مرتضي قبل از مرگش مي‌گفت آرزو دارد جشن 70 سالگي‌اش را مجلل و شلوغ برگزار كند. جشن امروز مجلل و شلوغ است، بدون حضور او. اما دوستانش، دوستدارانش، همسر و خانواده‌اش حضور دارند. كساني كه از جاي جاي اين شهر بزرگ آمده‌اند و در اين تالار گرم خود را با مقوا باد مي‌زنند، با حضور خود از او تجليل و يادآوري مي‌كنند، تا زماني كه مي‌آييم و هستيم، تكه‌هايي از اين فرهنگ ريشه‌دار و تراز اول خواهيم بود.»

+ مطالعه متن كامل، سارا امت علي، خبرگزاري ميراث فرهنگي
+ عكس از: كيان اماني
اخوان ثالث
مراسم شانزدهمين سالروز درگذشت مهدي اخوان ثالث، در محل آرامگاه شاعر، كنار آرامگاه فردوسي در توس برگزار شد.
+ متن كامل اين گزارش

+ عكس از محمد نجفي،‌ايسنا
نادر مشايخي: يك راه حل پيدا كنيم
نادر مشايخي، رهبر اركستر سمفونيك تهران :
+ پدرم گفت، برو دنبال آن كارى كه دوست دارى، ولى فقط آن كار را بكن، كار ديگرى نكن، براى اينكه مى‌‌دانست، من خودم خيلى علاقمند بودم به فيلم، با دوستام فيلم درست مى‌كردم، آن موقع‌‌ها سينماى آزاد بودجه مى‌‌داد، فيلم درست مى‌كرديم كه يك موقع پدرم ‌آمد و گفت كه تو بايد تصميم بگيرى، يا كار فيلم بكن يا موسيقى، جفتش زياد است و نمى‌شود، يكىاش را انجام بده و آن را پيگير دنبال كن و برو.

+ تا مى‌‌روم ايران، بعد از دو روز انگار اصلا در اتريش نبوده‌ام، همه چيز يادم مى‌‌رود، دوباره همان ايرانى مى‌شوم كه بودم، دوباره مى‌‌بينم كه براى من اصلا هيچ فرقى نكرده است.

+ من در جوان‌هاى ايرانى استعدادهاى سرشار ديدم. يعنى واقعا نوازنده‌هايى را ديدم كه چيره دست هستند. شما باورتان مى‌‌شود؟ طرف پيش خودش ويلون ياد گرفته و Sarasate مى‌‌زند، اين چيزها را اگر در اروپا بگوييد، فكر مى‌‌‌كنند، داريد دروغ مى‌گوييد، اصلا باوركردنى نيست،‌ ولى اين جريا‌ن‌ها در ايران هست، اين استعدادها در ايران وجود دارد. نيروى جوانى كه در ايران وجود دارد، نبايد هرز برود.

+ با اركستر جوانان كه كار مى‌‌كنيد، مى‌‌توانيد يكسرى تجربياتى را انجام بدهيد كه اينها را با اركستر حرفه‌اى نمى‌‌توان انجام داد، يعنى طرف مى‌‌‌آيد و مى‌گويد كه من موتزارت را اينجورى مى‌‌زنم، حالا تو آمدى ومىگويى آنجورى بزن، نمى‌‌شود، من بيست سال است كه دارم اينجورى مى‌‌‌زنم، ولى آن جوان اينطورى نيست، جوان حاضر است، تجربه كند، با يك تمپوى ديگر بزند، ديناميكش را تغيير دهد و يك جور ديگر از لحاظ تكنيكى بزند، اين تجربيات را شما فقط با اركستر جوانان مى‌‌توانيد، بكنيد.

+ به نظر من گفتن اينكه اركستر سمفونيك از لحاظ مالى اشكال دارد، بچه‌ها كم حقوق مى‌گيرند، چندان مهم نيست و خيلى ساده است، آدم بعد از سه روز به اين قضيه پى ميبرد، ولى موضوع اين است كه يك راه‌ حل پيدا كنيم، يك راه حل معقول پيدا كنيم، اينكه من بروم و به وزارت ارشاد بگويم، شما بايد ششصد ميليون تومان بدهيد، چيز مهمى نيست، آنها مى‌‌گويند، نه نداريم، تمام شد، ولى من مى‌‌خواهم يك راه حل پيدا كنم كه ما هم بتوانيم اين بودجه را پيدا كنيم، هم بتوانيم واقعا همه را راضى كنيم، هم شنونده‌ها را و هم خودمان و نوازنده‌ها را و اينها يك انگيزه‌‌اى براى كار داشته باشند، ما دو انگيزه احتياج داريم، انگيزه‌ى مالى و معنوى‌. اگر اين دو انگيزه در اركستر وجود داشته باشد، هر اركسترى پيشرفت مى‌‌كند، نباشد، پيشرفت نمى‌كند. من سعى مى‌‌كنم كه اين انگيز‌ه‌ى مالى را از بخش خصوصى تأمين كنم. يعنى مسئله‌ى من، هدف من اين است كه اركستر نيمه‌خصوصى بشود، يك سرى از كنسر‌ت‌هايش را مى‌‌گويند كنسرت‌هاى موظفى، اينها را اركستر موظف است، بخاطر حقوقى كه از وزارت ارشاد مى‌گيرد، انجام بدهد، خارج از آن را بخش خصوصى از لحاظ مالى تأمين كند.

+ منبع : شهرام احدي،‌ دويچه وله
ادبيات نمايشي،‌مشروطيت و باقي تاريخ
عطا الله كوپال، محقق و مدرس دانشگاه :
اگر چه ما در ايران سنتهاي مختلف نمايشي داريم اما بايد گفت كه نام اين سنتها را نبايد نمايش گذاشت زيرا بسياري از سنن كشورهاي ديگر هستند كه اگر بخواهيم از اين ديدگاه به انها نگاه كنيم مي تواند جنبه نمايشي داشته باشد .

+ حال اگر بخواهيم حتي در ادبيات ايراني نيز جستجويي داشته باشيم خواهيد ديد كه در اين تاريخ يك هزار و 200 ساله چيزي به عنوان ادبيات نمايشي مشاهده نمي شود .

+ ديالوگ در معنايي كه به زندگي باز مي گردد در ادبيات ما به معناي امروزه وجود نداشت .

+ ما امروزه متني در دست نداريم كه به ما نشان دهد زبان محاوره در طول تاريخ چه بوده است اين در حالي است كه زبان امروز فخيم، منبع و ادبي است و ما بي خبر از آنيم كه بدانيم الفاظ عاميانه در طول تاريخ چگونه بوده و در دوران مشروطيت مردم چگونه با هم صحبت مي‌‏كردند.

+ حتي تا ظهور نمايش نامه‌‏هاي ايراني هيچ اطلاعي در مورد حرف زدن مردم در آن دوران نداشتيم در حالي كه يكي ديگر از ارزش هاي كلان نمايشنامه ايراني پيدا كردن كيفيات سياسي انقلاب مشروطيت و چگونگي عملكرد حكومت قاجار و همچنين اوضاع سياسي حاكم در اوايل دوره پلهوي در زمان رضا شاه بوده است.

+ در آن دوران نمايشنامه مبنعث از رويدادهاي اجتماهي خود بوده است و به تخيل ارزش چنداني داده نمي شد و يك واقعيت اجتماعي بود كه به جايگاه مقدس مي رسيد و همين امر سبب مي شد نمايشنامه آغازين ايراني در حوزه نقد و پژوهش همواره ارزش هايي فراتر از بحث دراماتيك داشته باشد ضمن اين كه هر آغاز و نخستين براي كشوري كه هزاران سال فاقد درام بوده با ارزش است.

+ منبع : ايلنا
+ عكس از: هادي اصغري، ايلنا
دلايل لغو نمايشگاه مالباختگان هنري
برای من عجیب است که در صحبت‌‌ها عده زیادی از موضوع سوء استفاده از آثارشان ناراضی و شاکی‌اند اما برای چنین نمایشگاهی امروز و فردا می‌کردند. انگار ترسی در وجود افراد هست که دلیلش را نمی‌دانم. بعضی " ملاحظات ِ دوستانه و کاری" هم در این میان هست که باعث می‌شود انگیزه افراد برای اعتراض به سوء استفاده از آثارشان کم شود.
حدود بیست نفر آثارشان را ارائه کرده بودند. فعالیت این افراد عمدتا در زمینه عکس ، ادبیات، گرافیک و نیز فیلمنامه بود. عده‌ای هم بودند که مدارک لازم را برای اثبات مدعای‌شان در وقت لازم ارائه ندادند مثلا عکاسی که عکسش بدون اجازه روی جلد کتابی چاپ شده بود کتاب مورد نظر را ارائه نداد.
شادی قدیریان از مدیران سایت فانوس فتو و از اعضای کمیته اجرایی برگزاری نمایشگاه مالباختگان هنری،دربارۀ دلايل لغو برگزاري اين نمايشگاه.
+ منبع : كارگاه
خورخۀ اديب
به خاطر كتاب "ترس از صحنه و زمين خوردن ها"، خورخه آلبرتو والدانو؛ نامزد نهايي يكي از مهم ترين جوايز ادبي آلمان شده است. نامزد شدن والدانو در اين جايزه ادبي در پي نامگذاري ترجمه آلماني كتاب او به عنوان يكي از 11 كتاب برتر در زمينه فرهنگ فوتبال رخ داده است. انتخاب نامزدهاي نهايي اين جايزه ادبي توسط جمعي از خبرنگاران برجسته ورزشي و كارشناسان نشر فرهنگي صورت گرفته كه برنده نهايي خود را روز 7 اكتبر (15 مهر) در مراسمي در نورمبرگ اعلام خواهند كرد. والدانو در كتاب خود به فوتبال به عنوان يك حوزه فرهنگي، حسي و اجتماعي نگاه كرده است. او تحليلي عميق را از منظر يك بازيكن فوتبال كه در هر مسابقه اميدش به دنبال كردن رؤياهايش بيشتر مي شود، ارائه داده است. ناشر اين كتاب،بمبوس سوئد است .
+ منبع : سپيده جديري، خبرگزاري ميراث فرهنگي
August 26، 2006
Srinagar, Kishmir

Srinagar, Kishmir, Aug 25
AFP , Taseef Mustafa
August 25، 2006
از نمايشگاهي براي بزرگداشت فرهاد مهراد
در نمايشگاهي كه خانم پوران گلفام، همسر فرهاد مهراد، برگزار مي كنند ؛ شما ميتوانيد ببينيد كه فرهاد چه كتابهايي ميخوانده و در حاشيه‌شان چه مينوشته . ميتوانيد تعدادي از وسايل شخصي مورد استفادۀ فرهاد را ببينيد و عكس ها را تماشا كنيد و اگر هم دوست داشته باشيد آثار صوتي و تصويري فرهاد را در فرمت هاي مختلف خريداري كنيد.
+ وقتي خبر وجود اين نمايشگاه را خواندم، خب بايد بگويم كه وسوسه كننده بود. اگر شما هم علاقه اي به فرهاد و آثارش داشته باشيد، از ديدن نمايشگاه راضي خواهيد شد. خب مگر ما چند نفر داريم كه بخوانند ، موزيسين باشند و همچنين كلي چيز هم بدانند ، مقيد به اصول و كيفت در كار بمانند و همچنين دغدغۀ انسان را هم داشته باشند.
+ فرهاد نسبت به فلسفه و الهيات ، مذهب ،موسيقي كلاسيك و قرن بيستمي و شعر و ادبيات ، شناخت داشته و از آنچه كه خانم گلفام گفتند ، استنباط كردم كه هنرمندي كمال‌گرا بوده، و هميشه معتقد و مقيد به بالاتر رفتن . ياد ابراهيم گلستان افتادم، كه ميگفت هنرمند هيچ وقت از كارش رضايت ندارد و به بالاتر چشم دارد، آنجايي كه جاهد پرسيد از كارهايي كه كرده راضي ست؟ و گلستان با تاخير جواب داد من كاري نكرده ام. همين ديدگاه را فرهاد نسبت به خودش داشته . ديگر اينكه فرهاد مهراد، هيچ وقت حواشي كار برايش اهميت نداشته، بلكه هميشه توجه كامل ميكرده تا كار با كيفيت بالا به انجام برسد. اهل مصاحبه و سر و صدا ميان نشريات نبود. و چه بهتر كه خودش را با آنهايي كه الگو و استاد ميدانسته مقايسه ميكرده نه با بازار روز و در عوض براي كارش انرژي زيادي ميگذاشته، كه اين را هر كسي ميتواند بفهمد.
+ يك نكتۀ ديگر از فرهاد كه براي خود من هميشه معيار و متر بوده در اين موارد، اين است كه فرهاد مولف بود، از الف تا ياء كار . شايد ممكن نباشد كه همه خودشان آهنگ را تنظيم كنند ، اجرا كنند و بخوانند، اما براي من اين اشخاص اهميت دارند و كارشان با كار ديگران فرق دارد ، بسيار هم فرق دارد؛ يك نگاه كوتاه به سياهه اسامي اكثر موزيسين ها و خوانندگاني كه همه جا محبوبند و نه ميان يك قشر سني خاص و آنهم در يك بازۀ زماني؛ يادمان مياورد كه بزرگان همه اينگونه بوده‌اند؛ از دورۀ بتهوون، باخ و موتسارت كه مورد علاقۀ شديد فرهاد بوده‌اند تا جاني كش، كانتري و مكتب جاز و پينك فلويد و اكثريت هنرمندان راك تا همين لينكين پارك؛ همه و همه محصول كار خودشان را درو مي كنند .
غير از اينها ، خواننده خوب هم داريم، منظورم كسي است كه فقط ميخواند، بسيار خوب هم ميخواند و حضور و عدم حضورش در يك اثر،‌از آسمان تا زمين تفاوت دارد، اما مگر چند نفر داراي اين مشخصات هستند داخل و خارج از كشور ؟
+ خلاصه اينكه وقتي به خانه رسيدم اولين كاري كه كردم كامپيوترم را روشن كردم و فرهاد را تماشا كردم. وقتي كلاويه ‌ها را لمس كرد و شروع كرد به خواندن؛ چقدر لذتش با هميشه فرق داشت، يك لايه در پس اجرايش بود كه برايم قابل ديدن شده بود، چيزي كه هميشه به آن فكر ميكردم در بارۀ فرهاد، اينكه آن حالتي در او هست و تاثير ميگذارد ، اما نميدانم چيست را ، تا حدي ، آنقدر كه بتوانم ببينم، مي ديدم. و راضي هستم.
+ فرهاد يك هنرمند حقيقي بود و اين در جوامعي مثل ما كه هنوز توليد اثر هنري بيمه و رعايت حقوق معنوي مادي ندارد ، كاري ست بسيار سخت و ناگفته پيداست كه در اين ميان چه خون دلي خورده شده . چرا كه نانوايي ، بيل زدن و نجاري تا تعليم و مهندسي و پزشكي، ‌ در حد متوسط تا بالا ، حق و حقوق مادي و معنوي و بيمه و قبول عامه و دولت دارند، اما يك شاعر ندارد يك موسيقيدان ، يك نويسنده چطور؟
+ از ميان نوشته ها، يادداشتي از طرف فرهاد بود كه به انتشار كاست موسيقي با نام داش‌آكل اعتراض كرده بود كه در آن اثري از او را بدون اطلاع منتشر كرده اند، آن مرحوم به كيفيت و شيوه اي كه از كارش استفاده شده بود اعتراض داشت، و اين نشان ميدهد كه او حداقل انتظار را داشت و اينكه انتظارات و توجهش به چه بخشي از كار بوده .
+ خانم گلفام گفتند كه تلويزيون اثر فرهاد با نام وحدت را با زيرنويس به زبان خارجي پخش ميكند . من خودم نديده‌ام اما شنيدم كه راديو هم از آثار فرهاد پخش كرد، اما نامي از صاحب اثر در ميان نبود . خب اگر اينقدر اين آثار دلپذير و مقبولند و منعي وجود ندارد براي پخش‌شان، حداقل نام صاحب اثر را بنويسند يا بگويند . نام هزار نفر، از متصدي سيم و برق و آشپز و راننده ميني بوس سريال ها به اضافۀ نام خانواده هايي كه همكاري كردند در ساختن اين سريال و ياراني كه اين سريال اين شاهكار بي بديل بدون ياري ايشان عملي نميشد ، هميشه در يكربع ساعت تيتراژ هست! خب نوشتن نام يك نفر ديگر مضاف بر ده هزار نفري كه هر هفته با توجه به تيتراژها در برنامه ها همكاري كرده اند ، ايرادي ندارد!
+ چند تا عكس تهيه كرده‌ام از اين نمايشگاه، اگر دوست داشته باشيد ميتوانيد روي تصاويري كه انتخاب ميكنيد، كليك كنيد تا در ابعادي بزرگتر ببينيد. نا گفته پيداست كه هنوز كلي كار دارد تا من با دوربينم عكس خوب بياندازم، اولين تجربه‌ام بود و كار دارد تا ياد بگيرم نور فلاش را چطور تنظيم كنم و باقي قضايا را هم.
باز هم از خانم پوران گلفام كه با حوصله و توجه، به سئوالات من پاسخ دادند، تشكر ميكنم.
+ همچنين ، براي اطلاع بيشتر از كم و كيف و اهداف اين نمايشگاه

+ سايت رسمي فرهاد مهراد









Italy, August 23

+ Riva del garda, Northern italy, August 23
+ REUTERS , Giampiero Sposito
ماجراهاي تنديس گل آقا
در واكنش به ساخت تنديس گل‌آقا و نصب آن در شهرستان فومن ضمن مخالفت با اين اقدام آن را مصداق حيف و ميل كردن بيت‌المال برشمرد و از مسؤولان خواست در صورتيكه قصد تقدير و زنده نگه داشتن نام گل‌آقا را دارند هزينه‌هايي را صرف ساختن مدرسه، فرهنگسرا و يا كتابخانه براي شهرستان محروم فومن كنند. وي با اشاره به اينكه كيومرث صابري ـ گل‌آقا ـ در وصيتنامه خود اختيارات و مسؤوليت كليه اقدامات مربوط به گل‌آقا را به وي سپرده، تأكيد كرد كه اين اقدام بدون رضايت خانواده صابري و عدم اطلاع‌رساني به مؤسسه گل‌آقا كه به عنوان مركز رسمي و قانوني مربوط به گل‌آقا فعاليت مي‌كند، صورت گرفته است.پوپك صابري با ابراز تأسف از اين اقدام،‌ اذعان داشت كه گل‌آقا همواره از اينگونه تقديرها و بزرگداشتها دوري مي‌جست و اقدام اخير نيز قطعاً مورد رضايت او و ما نخواهد بود.
كيومرث صابري فومني ـ گل‌آقا ـ در ارديبهشت ماه 1383 پس از دو دهه حضور تأثير گذار در عرصه طنز، به ديار باقي شتافت.

+ منبع : گل‌آقا ، پوپك صابري فومني ؛ گلنسا
تصوير : پوستر برنامه گلخند، بزرگداشت زنده ياد كيومرث صابري فومني، گل‌آقا
+ اثر : ابوالفضل همتي آهويي
چهرۀ شكسپير؟

اين نقاشي موسوم به "پرتره كاندوس" كه دقيقا چهره‌ي شكسپير را نشان مي‌دهد، هنوز مورد شك است؛ چرا كه هيچ پرتره‌اي وجود ندارد كه متعلق به زمان حيات اين نويسنده‌ي بزرگ جهان باشد.
مركز ييل، اين اثر هنري را كه درعين مورد شك بودن ارزشمند است، در معرض ديد علاقمندان به هنر و ادب قرار دهد.
+ منبع : ايسنا
رمانهاي پرفروش 14 سال اخير
گزارشي از رمان‌هاي پرفروش ايران در 14 سال گذشته.
رمان‌هاي "بامداد خمار"، "چراغ‌ها را من خاموش مي‌كنم" و "دالان بهشت" از سه نويسنده‌ي زن، پرفروش‌ترين رمان‌هاي ايراني در 14 سال اخيرند.
گزارش كامل را اينجا ميتوانيد بخوانيد
عمران صلاحي ، گردهمايي شاعران جهان
عمران صلاحي در گردهمايي شاعران جهان در چين درباره شعر امروز ايران صحبت مي‌كند.
انجمن شاعران چين در يك برنامه‌ي 10روزه، شاعراني را از سراسر دنيا گردهم مي‌آورد. در اين گردهمايي كه به مدت 10 روز در سپتامبر (شهريورماه) و به صورت همزمان در دو شهر پكن و كاشغر برگزار مي‌شود، شاعراني ازجمله فارست گاندر و كارولين دوريس رايت از آمريكا، آشوك واچ پي از هند، امجد ناصر از سوريه، وولفگانگ كوبين از آلمان، يانگ ليانگ از نيوزيلند، ويليام بر از انگلستان، ويل تايل و شانگ دلانگ از فرانسه، ماريام فاكوندو از اسپانيا و الگا از روسيه به همراه شاعران ديگري از كشورهاي ويتنام، كره، اندونزي و مالزي شركت مي‌كنند.
+ منبع : ايسنا
+ عكس از : خبرگزاري ميراث فرهنگي
از بالا نگاه كنيم، مرتضي مميز
بايد از بالا به ‌قضايا نگاه‌ كنيم‌ نه‌ از پهلو. چون‌ از پهلو ترسناك‌ مي‌شود، از بالا آن‌ را مثل‌ يك‌ آزمايشگاه‌ مي‌بينيم. دنيا يك‌ آزمايشگاه‌ بزرگ‌ است،‌ در آزمايشگاه‌ بايد بيشتر فكر كرد نه‌ تماشا. مرتضي مميز .
فردا سالروز هفتادسالگي مرتضي مميز است.
+ خانواده مميز و نشريه‌ي نشان به مناسبت هفتادمين سال تولد پيرگرافيك ايران، با انتشار ويژه‌نامه‌اي مراسمي را فردا چهارم شهريورماه از ساعت 17 تا20 در سالن ناصري خانه هنرمندان ايران تدارك ديده است. در اين مراسم، بن باس، طراح گرافيک هلندي و آلن لوکرنک، طراح گرافيک فرانسوي، با آيدين آغداشلو درباره‌ي ديپلمات فرهنگي ايران سخنراني مي‌كنند. نمايش 41 پوستر از 36 طراح گرافيک از سراسر جهان و 41 طراح گرافيک ايراني در نگارخانه‌ي مرتضي مميز ديگر اين مراسم است.
+ منبع : ايسنا
+ عكس از: خانه هنرمندان ايران
بزرگداشت فرهاد، پوران گلفام
پوران گلفام ، همسر فرهاد : من می‌خواهم کسی که به صدای فرهاد گوش می‌کند اگر علاقمند است فرهاد واقعی را هم بشناسد. بداند که چه کسی را دوست دارد و به کی گوش می‌کند. دلیلش دقیقا همین است. من سعی می‌کنم. مثلا نمایشگاهی هم گذاشته‌ایم از کتابهایی که فرهاد خوانده، حاشیه‌نویسیهایی که توی کتابها کرده. اینها را هم گذاشته‌ایم تا آنها که دوست دارند بیایند و تماشا کنند. ببینند که اصولا فرهاد به چه چیزهایی علاقه داشته، چه کتابهایی می‌خوانده، طرز فکرش چه بوده. دلم می‌خواهد اینها را برای مردمی که دوستش دارند روشن کنم.

+ فکر می‌کنم کارهای فرهاد هیچ شبیه موسیقی پاپ یا هر آنچه الان به عنوان موسیقی پاپ عرضه می‌شود نیست. چون فکر پشت آن است، یعنی هر شعری که فرهاد می‌خواند دقیقا با یک منظور و اندیشه خوانده شده. من فکر نمی‌کنم همه کسانی که این شعرها را می‌خوانند یا این آهنگها را گوش می‌کنند متوجه باشند یا توجه کنند به این که این حرفها چه هستند. ممکن است تعداد خیلی کمی باشند. به‌خصوص که من اینجا می‌شنوم که فرهاد را با دیگر حواننده‌ها حتا قاطی می‌کنند. یعنی فکر می‌کنند هر کس بلند بخواند یا فریاد بکشد فرهاد است. در حالی که فرهاد از جوانی تا انتها تکامل پیدا کرده است. علاقه‌ها و سلیقه‌هایش در مورد موسیقی هم همینطور. یکی منظورم این بوده و دیگر این که بله معتقدم قدر فرهاد را هیچ وقت، هیچ‌کس ندانست. و حالا که دیگر حضور فیزیکی ندارد از نظر رادیو و تلویزیون شده گنجینه‌ی ملی، از نظر رسانه‌ها شده اسطوره ...

+ در آستانه‌ی چهارمین سالروز درگذشت فرهاد، در مجموعه‌ی هنری فرهنگی تهران (سینما ایران) برنامه‌ای برای بزرگداشت او برگذار شد. در این برنامه، در کنار فیلمی که درباره‌ی زندگی او به نمایش گذاشته شده، نمایشگاهی از عکسها و وسایل شخصی او نیز به علاقمندان عرضه می شود. نمایشگاه تا روز یکشنبه برپا خواهد بود. این برنامه را همسر او پوران گلفام با همکاری چند تن از دوستداران این خوننده سازمان داد‌ه‌اند.
+ منبع : بهزاد كشميري پور ، دويچه وله
+ عكس از طريق : يك پزشك
August 24، 2006
Indonesia, Aug 20

+ فستيوال دو روزه‌اي كه بيست و دو ايالت در اندونزي و يازده كشور ديگر در آن مشاركت داشتند، ازجمله مالزي، هند، چين و ژاپن .
+ عكس از REUTERS
August 23، 2006
نواختن شه ناي در برابر گنگ چون نيايش پروردگار Ustad Bismillah Khan Shehnai Maestro
1

بسم الله خان، تا دلتان بخواهد، جايزه و نشان طراز اول برده بود؛ حتي باهارات راتنا ، بالاترين نشان اجتماعي را كه يك شخص در هندوستان ميتواند نصيب ببرد. او را جزو سه موزيسين كلاسيك هند ميدانند؛ بسم‌الله خان، شانكار و لاكشمي . دوشنبه 21 آگست كه ايشان از اين دار مكافات، جان بدر بردند، مدتها بود كه با بيماري سر ميكرد . هفتۀ آخر در بخش مراقبت‌هاي ويژه شهر بنارس و سپس، روز رحلت ايشان، در ايالت اوتارپرادش، عزاي عمومي اعلام شد،‌پرچم ها نيمه افراشته شدند، مدارس و دانشگاهها تعطيل و نخست وزير و رئيس جمهور هند، آن روز را اندوهبار خواندند. نخست وزير گفت كه او نوازندۀ محبوبش بوده و رئيس جمهور گفت كه شهناي بسم‌الله خان نماد كشور هندوستان بود.


2

بسم‌الله خان،صاحب مقام كنوني ساز شهناي است . او بيش از 90 سال در اين دنيا عمر كرد، در اكثر مراكز هنري جهان كنسرت داد ، مورد تقدير و تمجيد بسيار قرار گرفت، شهرت محلي‌اش را جهاني كرد؛ مقام سازش شه‌ناي را از سازي پيش پا افتاده و كم مقدار در مجالس، به پايه‌اي رسمي و بلند در بدنۀ موسيقي غني هندوستان رساند. حالا ديگر اهميتي ندارد كه نواي شهناي او، مترادف با نواي هند در روز استقلال اين كشور است،‌اجراي او در روز استقلال هندوستان، چند دهه پيش، برايش شهرت و محبوبيت به ارمغان آورد؛ اما نه آنقدر كه گذران زندگي را برايش سهل‌تر سازد.براي گريز از فقر مطلقي كه در آن زندگي ميكرد، بارها از مقامات بلند پايه- واجپايي و نارايانان، نخست وزير و رئيس جمهور- درخواست كمك كرد، تا براي خانوادۀ پرجمعيتش، اندك مستمري يا حق بازنشستگي فراهم كند، اما متاسفانه به علت اينكه اين مقامات پايه‌شان خيلي بلند بود، صداي اين استاد به گوش گرانشان نميرسيد.


3

خانه‌اش در حاشيه شهر بنارس بود و تا وقتي كه ميتوانست؛ با وسيلۀ نقليه‌اي كه خودش ركاب ميزد به اينجا و آنجا ميرفت. زندگي اين مقام عاليقدر، اين انسان، به قول عليرضا طاهري،گويندۀ راديو؛ پژواك اين بيت هاست:
اسب تازي شده مجروح بزير پالان
طوق زرين همه بر گردن خر مي‌بينم
ابلهان را همه شربت ز گلاب و قند است
قوت دانا همه از خون‌جگر مي بينم


4

5سال پيش ، در 85 سالگي، وقتي از دريافت حمايتهاي دولتي نااميد شد : تقاضاي كوچك و اندكم، از سوي نخست وزير و رئيس جمهور ، نشنيده گرفته شد. من شخصا براي واجپايي تشريح كردم كه چطور مشكلات مالي‌ام، روند فزاينده‌اي يافته و برايم مشكل شده كه خانواده پرجمعيتم را اداره كنم . چند ماه بعد، با پرزيدنت نارايانان ملاقات كردم، تقاضايم را تكرار كردم كه ايشان قول داد به زودي رسيدگي ميشود، حالا يك سال ميگذرد و من هنوز منتظرم ار مقامات چيزي در اين باره بشنوم. طعنه و تلخي درين است كه به درخواست مشابهي از يك مامور شركت گاز، پاسخ داده ميشود و توصيه هاي مختلفي برايش وجود دارد ، اما درخواستي مشابه از طرف هنرمندي چون من اعتباري ندارد. اعضاي خانوادۀ من حامل هيچ ارج و ارزشي نيستند. نميخواستم اين مسائل را در سطحي عمومي مطرح كنم، اما شرايط مرا مجبور كرده، شرايطي كه واقعا دردناك است.در خانه ،‌جايي را به جوايز و مدالها و تحسين نامه ها اختصاص داده‌ام، تمام اين جوايز كمك نكرد كه ملاقاتهايم به جايي برسد، اما چه‌كسي اهميت ميدهد؟


5

اگر موسيقي را جزو درسهاي كودكان در مدارس بگذاريم، انسانهاي بهتري تربيت خواهيم كرد ؛ مطمئنم شما نميتوانيد مثالي بياوريد از اينكه جايي موسيقي بوده باشد و اخت